<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
  <channel>
    <title>ulkamiz.com</title>
    <link>http://www.ulkamiz.com/</link>
    <description>سایت خبری، فرهنگی و آموزشی اولکامیز</description>
    <lastBuildDate>Fri, 30 Jul 2010 12:28:07 -2300</lastBuildDate>
    <docs>http://backend.userland.com/rss/</docs>
    <generator>XOOPS</generator>
    <category>News</category>
    <managingEditor>ulkamiz at yahoo dot com</managingEditor>
    <webMaster>ulkamiz at yahoo dot com</webMaster>
    <language>fa</language>
        <image>
      <title>ulkamiz.com</title>
      <url>http://www.ulkamiz.com/images/logo.png</url>
      <link>http://www.ulkamiz.com/</link>
      <width>88</width>
      <height>31</height>
    </image>
            <item>
      <title>مراتع شمال شهرستان کلاله  دچار آتش سوزي شد</title>
      <link>http://www.ulkamiz.com/modules/news/article.php?storyid=2493</link>
      <description>&lt;img src=&#039;http://www.irna.ir/NewsMedia/Photo/Larg_Pic/2010%5C7%5C29%5Cimg634160412115937500.jpg&#039; class=&#039;left&#039; border=&#039;0&#039; alt=&#039;&#039; onload=&quot;JavaScript:if(this.width&gt;300) this.width=300&quot; /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;زمان مخابره:  1389/5/8 - 0:42:43&lt;br /&gt;	&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;مراتع شمال شهرستان کلاله  دچار آتش سوزي شد&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;کلاله - صدها هکتار از مراتع منطقه &quot;بزدره، اوقچي و گچي سو&quot; در شمال شهرستان کلاله عصر روز پنجشنبه دچار آتش سوزي شد.&lt;br /&gt;	&lt;br /&gt;به گزارش خبرنگار ايرنا، اين آتش سوزي از مراتع منطقه &quot;بزدره، اوقچي و گچي سو&quot; در مسير زيارتگاه خالدنبي آغاز و به سمت روستاهاي يلي بدراق و قره آقاچ در حال حرکت است.&lt;br /&gt;يکي از ساکنان روستاي گچي سو در تماس با خبرنگار ايرنا، گفت:‌ اين آتش سوزي به دليل وزش باد در مسير شمال به جنوب مراتع منطقه در حال حرکت است.&lt;br /&gt;&quot;امان محمد حميدزاده&quot;‌ افزود: در حال حاضر نيروهاي امدادي، آتش نشاني، هلال احمر، منابع طبيعي و نيروهاي مردمي براي خاموش کردن آتش سوزي در منطقه بسر مي برند.&lt;br /&gt;معاون فرماندار شهرستان کلاله نيز در تماس خبرنگار ايرنا، با تاييد آتش سوزي در منطقه گفت:‌ به محض اطلاع از وقوع آتش سوزي اقدامات لازم براي انتقال نيروي هاي امدادي براي اطفاء حريق به منطقه اعزام شدند.&lt;br /&gt;&quot;محمد مير‌&quot;‌ افزود: در حال حاضر نيروهاي امدادي در منطقه مستقر هستند و مشغول اطفاء حريق مي باشد که پس از اطفاء حريق علت اين حادثه از سوي کارشناسان مورد بررسي قرار خواهد گرفت. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;------------------------------زمان مخابره:  8/5/1389 - 12:39:7&lt;br /&gt;	&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;آتش سوزي مراتع شمال شهرستان کلاله اطفاء شد&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کلاله - آتش سوزي مراتع شمال شهرستان کلاله که از عصر روز گذشته در محدوده روستاهاي &quot; آوقچي ، گچي سو و بزدره &quot; از دهستان تمران اين شهرستان اغاز شده بود، بامداد امروز با تلاش اکيپ هاي اعزامي اطفاء شد.&lt;br /&gt;	&lt;br /&gt;رييس اداره منابع طبيعي و آبخيزداري شهرستان کلاله روز جمعه در گفت و گو با خبرنگار ايرنا، افزود:‌ اين اتش سوزي در ساعت يک و 30 دقيقه بامداد امروز با تلاش اکيپ هاي اعزامي نظير جمعيت هلال احمر ، نيروهاي مردمي ، منابع طبيعي و قرق بانان محلي خاموش شد.&lt;br /&gt;&quot;‌حسين سلطانعلي &quot; افزود: در جريان اين اتش سوزي حدود 170 هکتار از مراتع کوهستاني که عمدتا مورد استفاده دامداران محلي و عشاير قرار مي گرفت در اتش سوخت.&lt;br /&gt;به گفته وي، در اين اتش سوزي به هيچ يک از دامداريهاي بومي مستقر در اين منطقه خسارتي وارد نشده است.&lt;br /&gt;رييس اداره منابع طبيعي و آبخيزداري کلاله گفت:‌اين آتش سوزي بر اثر اشتعال اتش بازمانده از سفال و گاه و کلش مزارع گندم منطقه به وقوع پيوست .&lt;br /&gt;وي با بيان اينکه منطقه مذکور داراي پوشش گياهي علفي يکساله بوده است، گفت:‌ اين اتش سوزي سطحي بوده و فطعا با بارش بارانهاي فصلي مراتع اين منطقه مجددا احيا خواهد شد.&lt;br /&gt;سلطانعلي گفت: ‌به منظور جلوگيري از بروز اتش سوزي مجدد، يک اکيپ از نيروهاي منابع طبيعي کلاله در منطقه حضور دارند و مراقبت هاي لازم را براي جلوگيري از بروز اتش سوزي احتمالي انجام مي دهند.&lt;br /&gt;وي افزود‌: شهرستان کلاله حدود 120 هزار هکتار مراتع دارد که داراي پوشش گياهي يک ساله از انواع گرامينده ، لگومينه و خشبي است که مورد استفاده دامداران بومي و عشاير استانهاي خراسان شمالي و گلستان قرار مي گيرد.&lt;br /&gt;اتش سوزي شب گذشته در مناطق &quot; ميت لي ، شيخ دره و بزدره &quot; در محدوده روستاهاي آوقچي و گچي سو از توابع بخش دهستان شهرستان کلاله در شرقي ترين نقطه از استان گلستان قرار دارد. </description>
      <pubDate>Fri, 30 Jul 2010 09:00:00 -2300</pubDate>
      <guid>http://www.ulkamiz.com/modules/news/article.php?storyid=2493</guid>
    </item>
        <item>
      <title>نیم نگاهی به فضیلت رمضان و فلسفه ی روزه</title>
      <link>http://www.ulkamiz.com/modules/news/article.php?storyid=2488</link>
      <description>به نام خدا&lt;br /&gt;نیم نگاهی به فضیلت رمضان و فلسفه ی روزه &lt;br /&gt;« اوّله رحمۀ و اوسطه مغفرۀ و آخره عتقٌ من‌النّيران » با آغاز رمضان ، درهاي رحمت خداوند گشاده مي شود و در ميانه هاي رمضان مؤمنين خطا كار آمرزيده مي‌شوند و در پايان رمضان روزه‌داران به رهايي از آتش دوزخ مژده داده شده‌اند. &lt;br /&gt;اما ممكن است روزه براي عدّه‌اي خوشايند نيايد و چه بسا ديگر احكام اسلامي را باعث درد و اندوه حسّ نمايند، خداوند براي اين عدّه قاعده كلي ارائه مي دهد : « براي شما مبارزه و جهاد فرض گرديده است و آن براي شما گران مي‌آيد و چه بسا اموري كه برايتان ‌خوش نمي‌آيد و در آن امور خير و نيكي نهاده شده است و چه بسا اموري كه دوستش داريد و در آن شرّ و بدي واقع شده است و خداوند به همه ی امور آگاه است و شما نمي‌دانيد. » . « بقره آيه 214 » . شاعر ايراني بابا‌طاهر همداني با نظر عمیق به اختلاف زاويه‌هاي ديد اشخاص مي‌سُرايد : &lt;br /&gt;يكـي درد  و  يكي درمــان  پسـنــدد * يكـي وصـل  و  يكي  هجــران پسندد&lt;br /&gt;من از درد و درمان و وصل و هجران * پــسنـدم آنچــه را جانــان پــسنـدد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فوايد روزه :&lt;br /&gt; (1) فايده اُخروي: روز نصف صبر است و صبر نصف ايمان است و لذا روزه يك چهارم ايمان است (حديث) خداوند متعال مي‌فرمايد: بنده ی من به دستور من نمي‌خورد، نمي‌نوشد و از مقاربت با همسر خودداري مي نمايد پس پاداش بي‌حساب او نزد من  محفوظ است(حديث قدسی). &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دیده ایم کودک را زمانی که خواسته اش برآورده نمی شود خود را به زمین می اندازد و ناله و زاری می کند بدین وسیله می خواهد والدین را به رحم آورد تا خواسته اش برآورده شود. ما مسلمانان نیز  به مانند شیوه ی اطفال ، در این ماه مبارک ، روزها با صیام و خودداری از آب و خوراک و دوری از مقاربت با همسر و شب ها با نماز تراویح و قیام شب برای خدا ، به ناله و زاری می پردازیم و زبان حال ما این است که خداوندا  ما جز رضا و خوشنودی ات و در آخرت جز بهشت تو نمی خواهیم ، ما را بیامرز و ما را به خود مقرّب فرما. ( الهی آمین )&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;(2) فايده دنيوي : روزه در تأمين صحّت بدن بي‌اندازه تاثير دارد. زيرا دستگاه گوارش و معده و روده ها را استراحت مي‌دهد. ترشّحات را تنظيم مي‌كند . بسا اطبّا براي معالجه ی بعضي‌از امراض ، امساك و پرهيز از غذا را دستور مي‌دهند يعني ، آنچه كه حضرت رسول محمّد مصطفی(ص) اشارت كرده است : « صو‌مو‌اتصّحوا »  روزه بگيريد ، تندرست  مي شويد. خداوند براي ساير اوقات سال نيز دستور مي دهد : « كلوا و اشربوا ولاتسرفوا » . بخورید و بیاشامید ، امّا اسراف نکنید. روزه جسم را بدون غذا مي گذارد ، اما خود آن غذاي روح است جان را پرورش مي دهد آينه ی  قلب ( روح ) را از زنگار غفلت و خود خواهي مي زُدايد : &lt;br /&gt;« اي برادر تو همان انديشـه اي / مابقي تو استخوان و ريشه اي  »&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; روزه در اخلاق انسان هم تأثير مي گذارد شخص را ورزيده و قانع و باحوصله بار مي آورد ودرس صبر و متانت به او ياد مي دهد . روزه دار طعم  تشنگي و گرسنگي را مي چشد و به زندگی فقرا و مستمندان بهتر و بیشتر مي انديشد و رسيدگي به آنها را وظيفه مي شمرد ، چرا که خداوند حقّ آنها را در اموال سرمایه داران قرار داده است : « الذين في اموالهم حقٌّ معلوم * للسائل و المحروم » ( 24و25 معارج ) و همانان ( سرمایه داران )  كه در اموالشان حقّى معلوم است (24) براى سائل ( تکدّی گر ) و محروم (25) &lt;br /&gt;و بنابراین در جامعه ی اسلامي تعاون و همكاري بر قرار و ثبات مي يابد .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پایان&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;</description>
      <pubDate>Thu, 29 Jul 2010 15:47:02 -2300</pubDate>
      <guid>http://www.ulkamiz.com/modules/news/article.php?storyid=2488</guid>
    </item>
        <item>
      <title>آهنگ جدائی  (آیرالیق مقامی ) نوشته : قربان محمد پورقاز</title>
      <link>http://www.ulkamiz.com/modules/news/article.php?storyid=2492</link>
      <description>آهنگ جدائی  (آیرالیق مقامی )&lt;br /&gt;نوشته : قربان محمد پورقاز&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;img src=&#039;http://www.ulkamiz.com/uploads/img4c51a057518e0.jpg&#039; class=&#039;center&#039; border=&#039;0&#039; alt=&#039;&#039; onload=&quot;javascript:imageResize(this, 300)&quot;/&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فرشتگان بر شتران بار زر و طلا می آورند &lt;br /&gt;در بگشا تا نور به درون آید &lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از ترکمن پرسیدند  از چه  رو نوای سازت  پرسوزاست ؟  پاسخ داد نوای اسارت همیشه اندوهبار  است  . ترکمن  همیشه اسیر  بوده است . اسیر حکومت ها ، اسیر طوایف دیگر  و اسیر سنت ها  و قیود خود . ترکمن  برای هر چیز داستانی دارد . و دوتار  این مونس غم ها نیز نمی تواند  بدون اسطوره ای باشد . داستان دوتار  ( تام درای ) داستان لذت  شنیدن  موسیقی و تعارض  آن با مذهب  است .&lt;br /&gt;بنا بر  روایت  روزگاری چوپانی  ماهها  و سالها ، هرگاه  گله را به صحرا  می برد نیم روز  خستگی را در پناه  تک درختی  می آسود . روزی درخت  خشکید . چوپان به خاطر   از دست دادن یار سالیان دراز اندوهگین  شده می گریست . دانائی به او رسید  و گفت  غمگین مباش  که از تنه  این یار  دیرین تورا یاری  سازم  که گاه شادی  و غم مونس  باشد  و چنین بود  که تار را ساخت .&lt;br /&gt;ونیز گفتند  باباقنبر ( مربی اسب  حضرت علی )  دوتار  را از تنه  درختی خشک شده در  بیابان ساخت  ،  اما هر نخی  بر آن گذاشت صدائی  از تار برنخاست . تا آنکه  از نخ ابریشم  برایش زهی ساخت . دوستی بدو رسیدهنگام آن ساز پرسید ، پاسخ شنید «تام دره » (  پخته  شده )  و آن دوست  چون ساز برداشت و با نوائی  بزد با خود گفت «آیرلب،آیرلب، قوشان »  سالها جدائی  و اکنون وصل . واین داستان ، داستان کرم ابریشم  است  که چون برگ  درخت توت  را عاشق  است  هر کجا  باشد  آن را می یابد :&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وآندو چون سوختند  عشق را لایق شدند و نوای تار چیزی نیست مگر نوای  وصل  عاشق  و معشوق .&lt;br /&gt;ورسالت  عظیم  بخشی ( نوازنده  ترکمن )  حفظ روایات  و داستانهای باستانی  قوم و روایت  حواد ث زندگانی ، تاریخ ، فرهنگ  و حماسه های ترکمن است  . در گذشته  ها چنین رسم  بود که  در آغار داستان را می گفتند  و سپس بر تار زخمه می زدند .&lt;br /&gt;روزگاری نوازنده ای  بود که در جهان بزرگ چیزی نداشت جز دختری غنچه نام  بدنهادان  به دروغ او را پیش پدر  آلوده جلوه داده ند  و پدر بدون  توجه به سوگند های دخترک  شبانگاهی  با خنجر  غنچه اش را پرپر  کرد . آنگاه که بی گناهی  دختر بر او آشکار شد تنها  و بی کس آهنگ جدائی  را ساخت  که چون  نوای آن بر سر می خیزد  قلب در میان  پنجه  اندوه فشرده  می شود و یاس بی فرجام پدر از جگر ناله  سر می دهد .&lt;br /&gt;پادشاهی را مرضی رسیده بود که سخن گفتن  نمی توانست . حکما هر چه  می توانستند  در حق او ادا کردند  بی آنکه نتیجه ای حاصل آید . آنگاه دست به دامان مردی بخش بنام نور محمد  شد ند. نور محمد  را پیش  شاه آورده . اورا امر به تار زدن  کردند . بخشی  دو شبانه روز  می نواخت اما شاه  هم چنان  خاموش بود . بخشی دیگر خسته  شده بود . ولی آنگاه  به او  الهام شد چنان زیبا که شاه به زبان  آمده پرسید  که این چه آهنگی  است ،  از آن هنگام این نوا  را «شاه دلی » ( زبان شاه ) گویند .&lt;br /&gt;یکصد و یازده سال پیش از این  یکی  از خان های بجنود  به نام یارمحمد  خان در نبردی  عده ای ترکمن را اسیر  گرفت . خویشان  اسرا هر کدام  سعی کردند  با دادن مال و رمه و شتر و با جواهرات  اسیر خود را آزاد نمایند  هنگامی  که ترکمن ها  با این  هدایا برای آزاد کردن  اسریشان راه افتادند .&lt;br /&gt;« شکر بخشی » که تهیدست بود با دوتارش آمد . خان چپ  دست و کج دهان  با اطرافیانش منتظر بودند و چون  اورا دیدند  ابتدا مسخره اش  کردند  و سپس  او را دعوت  به مسابقه خان قرار دادند  و گفتند چنانچه پیروز نشود  سر خود را  نیز بر باد خواهد  داد .&lt;br /&gt;مسابقه پر شور  آغاز شد  و دو بخشی  پا به پای یکدیگر  می نواختند  و هیچ کدام  بر دیگری  برتری  نداشت . به ناگاه  آهنگی  به خاطر شکر بخشی  آمد ، آن چنان  زیبا که خان دوستدار موسیقی اسرا را بدو بخشید  و آن اهنگ  را « شیرین شکر »  گفتند .&lt;br /&gt;و چون مختومقلی می رسد  اشعاری را می خوانند که با روح ترکمن یکی شده است .&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مرا ملامت مکن مادر &lt;br /&gt;آنها می آیند  که به ندای من  گوش فرا دارند &lt;br /&gt;آنها میهمان  چشمان من هستند &lt;br /&gt;جرعه ای خواهند نوشید &lt;br /&gt; وبرای همیشه خواهند رفت &lt;br /&gt;باغ میهمان پائیز است &lt;br /&gt;وجوان میهمان زانوان خود &lt;br /&gt;و من این زندگی  پنج روزه را به چیزی  نمی گیرم &lt;br /&gt;آه یاران من&lt;br /&gt;مرد محبوب من  گرسنه را سیر می کند&lt;br /&gt;وجانش را در راه خدای  خویش میدهد.&lt;br /&gt;و با بی عدالتی  می جنگد .&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;منابع :&lt;br /&gt;            - کلیات  حضرت مختومقلی  فراغی ،(1343 ) انتشارات مطبوعاتی قابوس ، گنبد کاووس ، چاپ چهارم .&lt;br /&gt;            - نصرالله کسرائیان ، زیبا عرشی (1370).ترکمن های ایران .تهران ص (26)&lt;br /&gt;]&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href=&quot;http://www.turkmenstudents.com/modules/smartsection/item.php?itemid=117&quot; title=&quot;http://www.turkmenstudents.com/modules/smartsection/item.php?itemid=117&quot; rel=&quot;external&quot;&gt;http://www.turkmenstudents.com/module ... ction/item.php?itemid=117&lt;/a&gt;</description>
      <pubDate>Thu, 29 Jul 2010 15:41:37 -2300</pubDate>
      <guid>http://www.ulkamiz.com/modules/news/article.php?storyid=2492</guid>
    </item>
        <item>
      <title>طنزی از خوجه دردی کر :&amp;quot; گونه باقار&amp;quot; یا &amp;quot;آفتابگردان &amp;quot;</title>
      <link>http://www.ulkamiz.com/modules/news/article.php?storyid=2491</link>
      <description>&lt;strong&gt;وقتی &quot; گونه باقار ارباب می شود &lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;نویسنده : خوجه دردی کر &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;..........................&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نمی دانم &quot;گونه باقار &quot; را می شناسید  یا نه ؟ ....... او یک پدیده است ! یک تازه به دوران رسیده دندان گرد ,با دماغی گنده که بو ی پول را از چند فرسخی تشخیص می دهد!!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سواد چندانی ندارد اما چنان انتن و گیرنده ی قوی دارد که حتی عطسه یک مگس تو روستا ! تا تصویب شدن یک طرح تو شهر را می شنود !! می د اند که چه طرحی در کجا به اجرا در می آید !&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و چه زمینی تو بورس قرار می گیرد !! هم زمین شهری می خرد هم زمین کشاورزی ,هم گوسفند زنده می فروشدو هم گاو مرده!!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حوضه کارش هم بسیار وسیع و گسترده است و همه نوع معاملات اشکار و پنهانی را انجام می دهد ! قدرت درک او از شرایط و موقعیتها خارق العاده است !! و میزان فهمش از زمان و زبان ! شگفت انگیز می باشد !!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;او هم زبان اسب را می فهمد و هم زبان صاحب اسب را , و می داند که  کدام اسب در کدام کورس اول یا دوم  می شود !!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;او حتی زبان و جنس ادمهای خاص و مهم  را هم می شناسد!و لذا به موقع ضیافت شام برگزار می کند و هدایای خاص تقدیم می دارد!!&lt;br /&gt;خلاصه این &quot;گونه باقار &quot; یک پدیده به تمام معناست که حالا بعنوان بورژوای جدید شهر ,شهرت پیدا کرده است !&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;البته یک موقع فکر نکنید که فقط &quot; گونه باقار &quot; به این درجه رسیده و بورژوای نو کیسه شده باشد ,خیر - اتفاقا&quot; همکاران وتیره و طایفه ایشان نه تنها تو شهر بلکه در کل منطقه توانستند به این درجه  برسند و عنوان فاخر طبقه اشراف! را از ان حود سازند!!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما نکته ای که هست این است که اشراف جدید  خصوصیات و آئین جدیدی از اشرافیگری را در منطقه به نمایش گذاشته اند که در نوع خود جالب می باشد !!؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اولا&quot; که با عطر و ادکلن و کراوات و کیف سامسونت رابطه خوبی ندارند! ثانیا&quot; بسیار خاکی تشریف دارند  و با شلوار کردی و پیژامه سوار ماشین اخرین سیستم می شوند.!&lt;br /&gt;ثالثا&quot; ادبیات خاص و منحصر بفردی  دارند که بسته به شرایط لحن عوض می کنند اما عموما&quot; بوی ماندگی و چاکر مابیشان را حفظ می کنند !!&lt;br /&gt;رابعا&quot; پول را عامل قدرت می دانند و لذا آقازاده شان آزادی هرج و مرج طلبانه را دوست دارند و می گویند : هر چیزی و هر کسی یک قیمتی دارد!!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;[حال جالب اینجاست ]بعضی خصلت اشراف جدید در بین دیگر اقشار و ادمهای منطقه هم دیده شده است !&lt;br /&gt;بعنوان مثال عرض می کنم  کشاورز دمپایی فروش شده!! دامدار CD می فروشد ! معلم راننده آژانس شده !! دکتر زیر میزی می گیرد ! و زنها هم دستفروش  شده اند !!&lt;br /&gt;حالا دلیل این امر نفوذ فرهنگی اشراف جدید است یا چشم و هم چشمی انهاست و یا مد روز  و اقتضای زمانه است !و یا اینکه به بیماری و مرض کم درامدی ! مبتلا شده اند  این را نمی دانیم ,  چیزی که می دانیم این است که هر چقدر اشراف و &quot; گونه باقار &quot; ها بالا می روند بخشهای دیگر علی الخصوص تیره و دسته &quot; توقماق &quot; پایین می آیند!! حالا چرا &quot; توقماق و طایفه اش &lt;br /&gt;نزول می کند به این دلیل است که تولیدات انها شکمی نمی باشد !&lt;br /&gt;یعنی محصولات انها که فکر و اندیشه و فرهنگ است خریداری ندارد و انها مجبورند زیر خط فقر زنده مانی ! کنند !!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;[منبع: صحرا -شماره 342&lt;br /&gt; ]با اندکی تلخیص در سایت اولکامیز قرار داده شد.</description>
      <pubDate>Tue, 27 Jul 2010 15:20:00 -2300</pubDate>
      <guid>http://www.ulkamiz.com/modules/news/article.php?storyid=2491</guid>
    </item>
        <item>
      <title> موسسه خيريه برای افراد بی سرپناه در گنبدكاووس به بهره‌برداري رسيد</title>
      <link>http://www.ulkamiz.com/modules/news/article.php?storyid=2490</link>
      <description> &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;به مناسبت نيمه شعبان؛&lt;br /&gt;4 موسسه خيريه در گنبدكاووس به بهره‌برداري رسيد&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;خبرگزاري فارس: به مناسبت نيمه شعبان چهار موسسه خيريه در گنبدكاووس به بهره‌برداري رسيد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به گزارش خبرگزاري فارس از گرگان، اين موسسات خيريه شامل موسسه مهروزان معين، پايگاه شلتر، موسسه مشكات و موسسه درمان معتادين سرپايي در شهرستان گنبدكاووس است.&lt;br /&gt;مديركل بهزيستي استان گلستان عصر دوشنبه در مراسم افتتاحيه اين طرح‌ها كه با حضور فرماندار گنبدكاووس و جمعي از روساي ادارات و خيران اين شهرستان برگزار شد از راه‌اندازي پايگاه شلتر خبر داد.&lt;br /&gt;علي باقري افزود: نخستين پايگاه اقامت شبانه موسوم به شلتر از طرح‌هايي بوده كه توسط بخش خصوصي در شهرستان ايجاد شده و ويژه كارتن‌خواب‌ها، معتادان و افراد بي‌سرپناه است.&lt;br /&gt;وي ظرفيت خدمات‌دهي اين مركز را 30 نفر بيان كرد و افزود: مركز دي‌آي‌سي مكمل اين مركز است و به معتاداني كه قصد ترك دارند، خدمات ارائه مي‌كند.&lt;br /&gt;مديركل بهزيستي استان گلستان در خصوص طرح مشكلات نيز گفت: اين موسسه با هدف توانمندسازي مردم ساكن در سكونتگاه‌هاي غيرمجاز ايجاد شده است.&lt;br /&gt;رئيس بهزيستي شهرستان گنبدكاووس نيز در خصوص افتتاح موسسه خيريه مهرورزان معين گفت: اين موسسه نخستين مركز ترك اعتياد بانوان استان گلستان است كه ظرفيت خدمات‌دهي روزانه به 50 نفر را دارد.&lt;br /&gt;اصغر رنجي خاطرنشان كرد: اين موسسه از امكانات كارگاهي، خوابگاهي و مشاوره و درمان براي مددجويان برخوردار است.&lt;br /&gt;رئيس بهزيستي شهرستان گنبدكاووس با بيان اينكه اين موسسات توسط خيرين راه‌اندازي شده و نيازمند كمك خيرين است از افتتاح يك مركز تي‌سي مخصوص درمان معتادان به صورت سرپايي نيز خبر داد. </description>
      <pubDate>Tue, 27 Jul 2010 12:41:05 -2300</pubDate>
      <guid>http://www.ulkamiz.com/modules/news/article.php?storyid=2490</guid>
    </item>
        <item>
      <title>آقای مهندس بای دردی!</title>
      <link>http://www.ulkamiz.com/modules/news/article.php?storyid=2489</link>
      <description>اولکامیز : در وبلاگ رنگین کمان به داستانی برخوردم که به شکل جالبی با داستانهای موجود در دیگر وبلاگهای ترکمن فرق می کرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در این داستان وبلاگ نویس جوان &quot;امین &quot; به صورت رئالیستی واقعیتهای زندگی امروزه و جامعه را به زیبایی انعکاس داده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;...........................&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;آقای مهندس بای دردی!&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;img src=&#039;http://ghalebsahra.persiangig.com/image/tirdad/charli.jpg&#039; class=&#039;right&#039; border=&#039;0&#039; alt=&#039;&#039; onload=&quot;JavaScript:if(this.width&gt;250) this.width=250&quot; /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بای دردی اون روز خسته و کوفته اومد خونه دیگه نای راه رفتن نداشت&lt;br /&gt; مادرش ازش پرسید چی شد پسرم کار پیدا کردی یا نه؟ بای دردی که از فرط خستگی حال حرف زدن هم نداشت با صدای نحیفی گفت: نه مادر جان از صبح تا حال گشتم هیچ کس به من کار نمیده همه میگن یا باید پارتی داشته باشی یا ... من که دیگه خسته شدم از بس دنبال کار گشتم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; شب همان روز زنگ تلفن به صدا در اومد مراد بود بهش نوید میداد که یه کار براش پیدا کرده هرچند توش نون نیست ولی از بیکاری بهتره. فردای اون روز بای دردی پیش مراد رفت .مراد از اون دوستای باحال و رفیق فابریک بای دردی بود اون میدونست که بای دردی چند ماهه دنبال کار میگرده برای همین مراد هم بیکار ننشت و برای بیکاری بای دردی دنبال راه چاره میگشت . &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کاری که مراد برای بای دردی پیدا کرده بود به یک میز ، یک صندلی با یه دفتر و خودکار ختم میشد ، بله دوستان مراد به بای دردی افتتاح یک دفتر کشاورزی رو پیشنهاد داد! مراد به بای دردی گفت : ببین هم کار ساده ایه و هم اینکه راحته دیگه هم نمیخواد دنبال کار بدوی ، کار از این بهتر ! مراد راست میگفت کار از این راحت تر و ساده تر تویه دنیا پیدا نمیشه (بعضیا تویه گوشم وز وز میکنن که از مشاغل بد گویی نکن ، بابا جان حالا کی میاد وبلاگ منو بخونه) الغرض بای دردی تصمیم میگیره پیشنهاد مراد رو قبول کنه.&lt;br /&gt;از فردای همون روز مراد به کمک بای دردی یه انباری که تویه حیاط خونه مراد خاک خورده بود رو رو به خیابون باز میکنن و براش یه درب دسته دوم جور میکنن و میکننش &lt;strong&gt;دفتر کشاورزی.&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; دردسرتون ندم بای دردی حدود چهار ، پنج ماهی تویه دفتر میشینه و منتظر میمونه تا مشتری بیاد و از روی بی حوصله گی هی جدول حل میکنه ، هی خطاطی تمرین میکنه (البته با خودکار حاشیه روزنامه باطله ها) و هی چای خالص ترکمنی میخوره (از اون غلیظ هاش) با این حال یه نفر هم به این دفتر سر نمیزنه بگه خرت به چند. آها چرا یه بار یه نفر میاد دفتر بای دردی ولی اونم آدرس یه خدمات کامپیوتری رو میپرسه.بای دردی یواش یواش از این کار دفتر داری زده میشه وحوصله اش سر میره یه روز که مراد به دفترش میاد بهش میگه :ببین مراد تا حالا اگه نگفتم به خاطر دوستی بوده که بین ما بوده ونخواستم این دوستی ما کم رنگ بشه ولی دیگه تا ایجام رسیده (یعنی حدوده نزدیکی های گلوش) دیگه نمیتونم ادامه بدم خسته شدم از بس مگس پروندم.مراد نمیدونه در جواب چی بگه هاج و واج میمونه وبدون اینکه حرفی بزنه از دفتر میزنه بیرون .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شب همون روز بازم مراد به بای دردی زنگ میزنه و میگه که فردا برات یه سورپرایز دارم.بای دردی اون شب نمیتونه بخوابه و صبح علی الطلوع میره به دفتر تا ببینه این مراد چه سورپرایزی براش داره یه مدت تویه دفتر منتظر مراد میشینه ولی از مراد خبری نمیشه یه زنگ بهش میزنه ببینه کجاست مراد از پشت گوشی ندا میده که الان تویه راهه و داره میاد دفتر. بعد از مدتی مراد با یه کامپیوتر وارد دفتر میشه و کامپیوتر رو میزاره روی میز ، بای دردی از تعجب دهنش باز میمونه روبه مراد میکنه و میگه این چیه؟&lt;br /&gt;&lt;img src=&#039;http://ghalebsahra.persiangig.com/image/tirdad/baydurdi.jpg&#039; class=&#039;left&#039; border=&#039;0&#039; alt=&#039;&#039; onload=&quot;JavaScript:if(this.width&gt;250) this.width=250&quot; /&gt;&lt;br /&gt;مراد یه نگاه مغرورانه ای به بای دردی میندازه و میگه : کامپیوتر. بای دردی میگه منم میدونم این کامپیوتره ولی به چه درد من میخوره مراد میگه : خب از بیکاری در میایی و دیگه فکر تعطیل کردن اینجا نمی افتی(مراد میخواست با این کارش ثابت کنه که این کار براش بهتر و راحت تره و برای اینکه پیش دوستش ضایع نشه هر کاری که از دستش بر میومد انجام میداد).بای دردی یه کم ذوق زده میشه و میگه: حالا من چه جوری با این کار کنم من که بلد نیستم.مراد میگه : مگه من مردم ! خودم یادت میدم وسریع میره کابل های کامپیوتر رو به هم دیگه وصل میکنه و &quot;استارت&quot; این اولین استارتیه که تویه دفتر بای دردی میخوره .هرروز کار مراد این میشه که بیاد پیش بای دردی و بهش کامپیوتر یاد بده ، یواش یواش بای دردی از ریزه کاری های کامپیوتر سر در میاره و از بس عاشق و دیوانه کامپیوتر میشه دیگه کمتر میره خونه و بعضی وقتام تا دیر وقت تویه دفتر میمونه. مادر بای دردی از این وضعیت یه کم شاکی میشه و میره پیش مراد و بهش میگه :بای دردی این روزها کمتر میاد خونه وبیشتر وقتشو تویه دفتر میگذرونه من دارم نگران میشم ، مراد رو به مادر بای دردی میکنه و میگه:ایراد نداره همه اولش اینجوری میشن ولی بعد ها که براشون عادی شد ازش خسته میشن و حتی فراموشش میکنن ، مادر بای دردی میگه :چیو ؟! مراد:کامپیوتر رو میگم مادر جان. مادر بای دردی :خدا کنه که اینجور باشه که شما میگین.یه روز که مراد میاد به دفتر کشاورزی میبینه بای دردی تمام دل و روده کامپیوتر رو بیرون ریخته و داره تمیزشون میکنه مراد با تعجب و کمی عصبانیت میگه :این چه کاریه داری میکنی ، همه قطعاتشو باز کردی دیگه چه جوری میخوای سر همش کنی؟ بای دردی با خونسردی تمام جواب میده: الان این سومین باره که دارم این کارو انجام میدم دیگه برام عادی شده.مراد رو به بای دردی میکنه و میگه:این کارهارو از کجا یاد گرفتی بای دردی میگه از اینترنت.مراد با دیدن این صحنه یهون یه جرقه تویه ذهنش میزنه.رو به بای دردی میکنه و میگه : بیا اینجا رو بکنیم خدمات کامپیوتری&lt;br /&gt;&lt;img src=&#039;http://ghalebsahra.persiangig.com/image/tirdad/pcwow.jpg&#039; class=&#039;right&#039; border=&#039;0&#039; alt=&#039;&#039; onload=&quot;JavaScript:if(this.width&gt;250) this.width=250&quot; /&gt;&lt;br /&gt; بای دردی این بار خوشحال میشه انگار منتظر بوده که از دهن مراد همینو بشنوه.  بای دردی میگه : ولی ما که جواز نداریم چه جوری میخوایی اینجا رو خدماتیش کنی مراد: مگه ما جواز دفتر کشاورزی داشتیم تازه ما میتونیم هم خدمات ارائه بدیم و هم اینکه یواش یواش کار جواز رو هم ردیف کنیم بای دردی میگه :قبل ازاینکه به فکر جواز باشیم باید یه فکری به تحصیلات خودمون بکنیم من کلاس پنجمم رو هم به زور گرفتم و اصلا هیچ مدرکی ندارم و درس این کامپیوتر رو هم نخوندم مراد:مگه ما چیمون از این خدماتیا کمتره اونا رفتن 6 ماه دوره فنی حرفه ای دیدن و رفتن یه خدماتی افتتاح کردن ما هم همین کارو انجام میدیم.(این وز وزه بازم تویه گوشم میخونه به خدماتیا توهین نکن) من به این وز وزو چی بگم آخه؟! دردسرتون ندم دوستان از اون روز به بعد این دو نفر شدیدا به فکر افتتاح خدمات کامپیوتری می افتن ، بای دردی تویه فنی حرفه ای ثبت نام میکنه و دوره نرم افزار و سخت افزار میبینه و وقتای اضافیشم میره تویه خونه مردم براشون ویندوز نصب میکنه و بعد از کارهای خدماتی روزانه تویه دفتر به تحقیق و کسب مهارت وتجربه میپردازه .در طی 6 ماه اونا هم تونستن مدرک برای گرفتن جواز رو بدست بیارن و هم با پول هایی که پس انداز کرده بودن یه سیستم توپ و یه دفتر شیک بر پا کنن و تقریبا تویه محله خودشون معروف شده بودن و بقول معروف داشت کارو بارشون سکه میشد و دیگه مگسی تویه دفترشون پر نمیزد.بعد از یک سال تلاش و ممارست تونستن تویه جای بهتر دفتر مجهزتری رو افتتاح کنن و دیگه بای دردی شده بود آقای مهندس بای دردی و باید برای ملاقات با اون باید وقت قبلی میگرفتی. یه کیف مهندسی هم همیشه تویه دستش بود هرچند کیف همیشه خالی بود ولی برای کلاس هم که شده کیف رو باید هر جایی که میرفت با خودش میبرد.این هم حکایت آقای مهندس بای دردی!.&lt;br /&gt; نوشته شده در  جمعه 31 اردیبهشت1389 ساعت 19:29  توسط امین  |  &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;----------------------------------------&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;اولکامیز : غیر از تحسین قلم این وبلاگ نویس ترکمن که متنی به  زبان فارسی با گیرایی و جذابیت  نوشته اند چکار می توان کرد؟&lt;br /&gt;اما بشنویم قسمتهایی که در مورد وبلاگ نویسی حود ایشان درد ودل کرده اند :&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;i&gt;درد دل با دوستان&lt;br /&gt;&lt;/i&gt;&lt;br /&gt;یکی از تمایلات بنده در وبلاگ نویسی داشتن یک قالب مناسب برای ویلاگ میباشد تا بتوانم در آن نقطه شروع به نوشتن نمایم. آدم حساس و وسواس در انتخاب هر چیزی که باعث دلخوشیم باشه هستم برای همین یکی از حسنیات یا متاسفانه عیبم همین نکته سنجی ودقت در انتخاب است که دیگران را هم کمی معذب میکند وکرده است . اصلا به ادامه دادن به وبلاگ نویسی نبودم. اما نمیدانم انگار برایم عادت شده است هر روز پشت این جادوگر ساحر بشینم ویه چیزایی رو بلغور کنم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از قدیم گفتن &quot;مار از پونه بدش میاد در لونه اش سبز میشه&quot; من از اول هم  بلاگفا رو محل مناسبی برای وبلاگ نویسی نمیدانستم چه کنم که در لونه ما سبز شده چاره ای هم نیست باید ادامه داد. من فقط برای اینکه به هم کیشان وهم نوعان خودم نزدیک باشم این بلاگفای ... رو انتخاب کردم. نمیدونم چرا حس میکردم که با اومدن به بلاگفا به دوستانم نزدیک تر میشم ولی نمیدونستم که دل بعضی ها اونقد از من پره که برن از نام وعنوانم سو استفاده کنن و وبلاگ بزنن وتازه نوشته من رو تویه اون وبلاگ درج کنن این واقعا نهایت بی انصافی وحتی میشه گفت بی شرمیه !!!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نظرات خصوصی هم که بعضی ها با نفرت تمام می فرستن هم جای خود دارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امیدوارم این کینه و تنفر روزی به دوستی بی انجامد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ویران کردن هنر نیست بیایید ساختن بیاموزیم که از ویران کردن ریباتر است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ادرس وبلاگ رنگین کمان &lt;br /&gt;tirdad22.blogfa.com&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;</description>
      <pubDate>Tue, 27 Jul 2010 11:10:00 -2300</pubDate>
      <guid>http://www.ulkamiz.com/modules/news/article.php?storyid=2489</guid>
    </item>
        <item>
      <title>حکم تخریب 40 بنای غیرمجاز در اراضی گنبد کاووس صادر شد</title>
      <link>http://www.ulkamiz.com/modules/news/article.php?storyid=2487</link>
      <description>۱۳۸۹/۰۵/۰۳  	&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;حکم تخریب 40 بنای غیرمجاز در اراضی گنبد کاووس صادر شد&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گرگان - خبرگزاری مهر: مدیر جهادکشاورزی گنبد کاووس از صدور حکم تخریب 40 بنای احداثی غیرمجاز در اراضی زراعی این شهرستان از سوی مراجع قضایی خبر داد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;احمد قاضی در گفتگو با خبرنگار مهر در گرگان افزود: 10 مورد از این احکام سال گذشته و هفت مورد نیز در سال جاری اجرا شد و بقیه نیز در روزهای آینده اجرا می شود.&lt;br /&gt;وی با اشاره به تخریب هفت بنای احداثی غیرمجاز در روزهای گذشته در اراضی این شهرستان گفت: حدود سه هزار متر مربع از اراضی زراعی گنبد کاووس در محدوه دهستان &quot; آق آباد&quot; که صاحبان آن خارج از ضوابط و مقررات امور اراضی اقدام به ساخت و ساز کرده بودند، به حالت اولیه برگشت.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;وی اظهار داشت: تخریب این بنای احداثی غیرمجاز در اراضی زراعی براساس حکم قضایی صورت گرفته است و صاحبان آن بنا بدون اخذ مجوزهای لازم اقدام به ساخت وساز کرده اند.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;وی با بیان اینکه با هرگونه ساخت و ساز در اراضی زراعی باید با مجوز امور اراضی مدیرات جهادکشاوری صورت گیرد، افزود: تخریب اراضی بویژه اراضی مرغوب کشاورزی و تبدیل آن به بناهای تجاری و خدماتی ممنوع است مگر آنکه مجوزهای لازم اخذ شود.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;قاضی با تاکید بر تخریب بناهای غیرقانوی در اراضی زراعی و باغی این شهرستان از همه کشاورزان خواست تا قبل از هر گونه ساخت و ساز در اراضی زراعی و باغی مراتب را با امور اراضی مدیریت جهادکشاورزی شهرستان همانگ کنند.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;گنبد کاووس 170 هزار هکتار اراضی زراعی و باغی دارد.</description>
      <pubDate>Sun, 25 Jul 2010 11:10:36 -2300</pubDate>
      <guid>http://www.ulkamiz.com/modules/news/article.php?storyid=2487</guid>
    </item>
        <item>
      <title>معرفی کتاب های کودک و نوجوان : نان کی عسل می شود ؟(عبدالصالح پاک )و چند اثر دیگر...</title>
      <link>http://www.ulkamiz.com/modules/news/article.php?storyid=2486</link>
      <description>&lt;img src=&#039;http://www.ido.ir/myhtml/article/1388/m07/138807180148.jpg&#039; class=&#039;left&#039; border=&#039;0&#039; alt=&#039;&#039; onload=&quot;JavaScript:if(this.width&gt;300) this.width=300&quot; /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;نان كى عسل مى‏شود؟&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt; نويسنده: عبدالصالح پاک&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تعداد صفحات 56&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شابک: - 964-471-464-4 قطع: جيبي پالتويي&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نوبت چاپ: اول: 1378&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;معرفي کتاب:        &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;كتاب حاضر، شامل 7 داستان كوتاه، از 2 تن از قصه‏نويسان‏جمهورى تركمنستان است، كه براى گروه سنى نوجوان نوشته شده‏است.               &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ماجراى پسركى كه بعد از تلاش‏هاى فراوان بالاخره موفق مى‏شوديك سارِ لنگ شكار كند. پدرش مى‏گويد براى اينكه بتوانند از آن غذادرست كنند، بايد حتما زخمش درمان شود. اما پس از بهبودى سار،پسرك كه با او بسيار مانوس شده است ترجيح مى‏دهد او را آزاد كند،و براى اينكه سال بعد كه سارها باز مى‏گردند، بتواند او را بشناسد به‏پايش پارچه سفيدى مى‏بندد/ قصه پيرمردى كه براى اينكه نوه‏اش‏قناعت و شكر نعمت‏هاى خداوند را بياموزد، داستان پسرى را نقل‏مى‏كند كه هر روز براى جمع كردن هيزم به صحرا مى‏رود و مادرش‏براى غذاى او تكه‏اى نان مى‏دهد، پسر از اينكه غذاى هر روزش‏تكه‏اى نان است، بسيار ناراحت است، تا اينكه يك روز مادر وقتى‏بقچه نان را به پسرش مى‏دهد از او مى‏خواهد هر وقت نان تبديل به‏عسل شد، آن را بخورد. اما پسر هر دو بار كه به سراغ بقچه مى‏رود بانان خشك مواجه مى‏شود، تا اينكه آنقدر خسته مى‏شود كه رمقى‏براى كار كردن برايش باقى نمى‏ماند. وقتى اين بار به سراغ‏بقچه‏اش مى‏رود، نان را مى‏خورد و احساس مى‏كند كه مزه آن ازعسل شيرين‏تر و خوشمزه‏تر است/ داستان درخت جوان ميوه‏دار ومغرورى كه به درخت پيرى كه در همسايگى‏اش است، فخرمى‏فروشد. تا اينكه يك روز درخت پير با گفتن فوايد وجود خود براى‏انسانها و حتى همان درخت جوان، او را خجالتزده مى‏كند ... از جمله‏مواردى است كه محتواى داستانها را دربرمى‏گيرد.    &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;عناوين داستانها عبارتند از: «سار لنگ»، «نان كى عسل مى‏شود»،«خرگوش بى‏سواد»، «مله قوش»/ قاسم نوربادف،«درخت مغرور»،«ارسلان»، «بيست بى‏صفر»/ همرا شيروف.         &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اين کتاب توسط مركز آفرينش‏هاى ادبى تدوين وبا جلد شميز منتشر شده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-----------------------------&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;در عمق شبهاى تار&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; نويسنده: عبدالرحمن اونق&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تعداد صفحات: 102&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;قطع: رقعي&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نوبت چاپ: اول: 1375&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;معرفي کتاب:        &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;كتاب حاضر، داستان بلندى براى نوجوانان است كه ماجراى‏آن درباره صيادان منطقه تركمن استان گلستان، در زمان قبل ازانقلاب مى‏باشد.   &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نوجوانى به نام «آرتيق» براى صيد ماهى، با دو صياد به نام «پنس» و«امان» همراه مى‏شود. طبق قانون خان تركمن، هر صياد بايد كارتى‏را از پاسگاه دريافت مى‏كرد، كه براساس آن سهمى از صيد خود را به‏خان مى‏داد. آرتيق و دوستانش كه اين كارت را نداشتند با سربازان‏درگير شده و در اين درگيرى پنس كشته و امان به زندان مى‏افتد.آرتيق هم كه به طرفدارى از دوستانش با عوامل خان درگير مى‏شودبه زندان مى‏افتد. اين اتفاق باعث شورش مردم عليه خان مى‏شودو... .       &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اين کتاب توسط مركز آفرينش‏هاى ادبى تدوين وبا جلد شميز منتشر شده است.&lt;br /&gt; ----------------------------------------&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;               &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;كلاه پوستى&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  خوجه مراد قوچ مراف / ترجمه: عبدالصالح پاك، تنقرقلى يلقى&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تعداد صفحات: 86&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شابک -  964-471-415-6 قطع: رقعي&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نوبت چاپ: اول: 1377&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;معرفي کتاب:        &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;كتاب حاضر، شامل 20 داستان كوتاه با مضامين اجتماعى،براى گروه سنى كودك و نوجوان است. در ابتداى كتاب معرفى‏مختصرى از نويسنده كه از كشور تركمنستان مى‏باشد ارائه شده‏است.    &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ماجراى بيلچه‏اى كه در اثر كار نكردن پوسيده مى‏شود/ قصه كودكى‏كه پس از صحبتهاى مادر بزرگش، تصميم مى‏گيرد كارهايش راخودش انجام دهد/ داستان دو كودك دروغگو/ ماجراى كودكى كه‏كلاه پوستى خود را به حدى دوست دارد كه لحظه‏اى از خود دورنمى‏كند/ و... از موارد مطرح شده در اين كتاب است.      &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;عناوين داستانها عبارتند از: بيلچه‏اى كه زنگ نمى‏زند، سيرك، گربه‏خال خالى، علتش را بعد فهميد، سؤال آسان، كودكى، آچار، خواب،كبوتر، اوستا، زردآلو كى مى‏رسد، اشتباه نقاش تازه كار، نگهبان، داورجدى، مرد بزرگ، عاقل يا پركار، خياط كوچولو، آب چشم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اين کتاب توسط مركز آفرينش‏هاى ادبى تدوين وبا جلد شميز منتشر شده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; ------------------------------------------------------&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;سماجت&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; نويسنده: عبدالرحمن اونق&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تعداد صفحات: 47&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شابک - 964-471-323-0: قطع: رقعي&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نوبت چاپ: اول: 1376&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;معرفي کتاب: كتاب حاضر شامل 6 داستان كوتاه درباره مسائل اجتماعى‏مردم تركمنستان، از نويسندگان تركمنستانى است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;داستان فردى كه پس از 15 سال صاحب فرزندى مى‏شود، اما بر اثريك بى‏توجهى او را از دست مى‏دهد/ قصه پسر با هوشى كه به خاطرسن كم او را در دانشگاه نمى‏پذيرند، اما وى با مراجعه به مديرمشكل خود را حل مى‏كند/ ماجراى فردى روستايى كه تصور مى‏كندميهمانى كه به خانه‏اش آمده بر خلاف ديگر افراد روستا، از باغچه پراز گل او خوشش آمده است. اما در نهايت ميهمان به او مى‏گويد چرابه جاى اينهمه، گوجه‏فرنگى نكاشته است/ و... از جمله موارد مطرح‏شده در اين داستانها مى‏باشد.            &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;عناوين آنها عبارتند از: «آزرد»، «سماجت»، «مهمان»، «چامپيون»/خداى وردى حاليف، «انتظار»/ عبدالرحمن اونق (براساس شعرى ازكريم قرباننفسف)، «هواپيما»/ گلدى‏الله نازارف.         &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نويسنده اين کتاب &quot;خداى وردى‏حاليف&quot; مي باشد.        &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اين کتاب توسط مركز آفرينش‏هاى ادبى تدوين وبا جلد شميز منتشرشده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; ------------------------------------------&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;img src=&#039;http://www.book24.ir/images/shop/product/noimage.jpg&#039; border=&#039;0&#039; alt=&#039;&#039; onload=&quot;JavaScript:if(this.width&gt;300) this.width=300&quot; /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; 	 &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;شاعران و شعرهای کودک ترکمنستان&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;	شاعران و شعرهای کودک ترکمنستان | نویسنده / مترجم : عبدالرحمان ديه جي | گروه ادبیات | انتشارات بین الملی الهدی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پس از انقلاب کمونیستی و تشکیل اتحاد جماهیر شوروی به دلیل سیاست‌های استبدادی که در آن حزب و دستورات حزبی بر تمامی شئون زندگی حکمفرما بود، ادبیات روسیه و به تبع آن جمهوری‌های تشکیل دهنده شوروی رو به افول نهاد و دیگر شاهکارهای همچون جنگ و صلح و جنایت و مکافات مجال آفرینش نیافت.&lt;br /&gt;اما در میان انواع ادبی، شعر کودک وضعیت نسبتاً متفاوتی داشت. اگرچه این بخش از ادبیات نیز خالی از فرمایشات حزبی نبود ولی حضور آن کم‌رنگ و بی‌اهمیت بود.&lt;br /&gt;سادگی دنیای کودکان کمتر به تبلیغ سیاسی و حزبی مجال بروز می‌دهد. از همین‌رو در بعضی از شعرهای کودکان این سرزمین نوآوری‌، تنوع و تازگی خاصی ملاحظه می‌شود که نمونه‌هایی از آن را در شعرهای کودک ترکمنستان می‌توان مشاهده کرد.&lt;br /&gt;این کتاب برگزیده‌ای است از شعر کودک در ترکمنستان که از سروده‌های شاعران برجسته ‌آن دیار مانند الله بردی هاییدف، یاغمیر پیرقلی‌اف، نوری بایرامف، آزاد رحمانف و ... انتخاب شده و به زبان فارسی ترجمه شده است.&lt;br /&gt;قیمت اصلی: 1500 ریال&lt;br /&gt;تخفیف : 10 درصد&lt;br /&gt;نویسنده : عبدالرحمان ديه جي&lt;br /&gt;انتشارات : انتشارات الهدي&lt;br /&gt;تعداد صفحات : 126 صفحه&lt;br /&gt;ISBN :&lt;br /&gt;سال انتشار : 1373&lt;br /&gt;تیراژ : نسخه&lt;br /&gt;نوبت چاپ : اول </description>
      <pubDate>Sat, 24 Jul 2010 22:40:00 -2300</pubDate>
      <guid>http://www.ulkamiz.com/modules/news/article.php?storyid=2486</guid>
    </item>
        <item>
      <title>   رييس‌جمهور در ديدار وزير خارجه تركمنستان: روابط مستحكم ايران و تركمنستان به نفع دو ملت و منطقه است</title>
      <link>http://www.ulkamiz.com/modules/news/article.php?storyid=2485</link>
      <description>&lt;img src=&#039;http://media.farsnews.com/Media/8905/Images/jpg/A0887/A0887397.jpg&#039; class=&#039;left&#039; border=&#039;0&#039; alt=&#039;&#039; onload=&quot;JavaScript:if(this.width&gt;250) this.width=250&quot; /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;رييس‌جمهور در ديدار وزير خارجه تركمنستان:&lt;br /&gt;روابط مستحكم ايران و تركمنستان به نفع دو ملت و منطقه است&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خبرگزاري فارس: رييس‌جمهور در ديدار وزير خارجه تركمنستان گفت: روابط مستحكم ايران و تركمنستان به نفع دو ملت و منطقه است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از پايگاه اطلاع‌رساني رياست جمهوري، محمود احمدي‌نژاد رييس‌جمهور با تاكيد بر اينكه بايد روابط ايران و تركمنستان به روابطي ممتاز و الگو در منطقه تبديل شود، گفت: پايه‌گذاري و پي‌ريزي روابط مستحكم بين دو كشور به نفع دو ملت و منطقه است.&lt;br /&gt;محمود احمدي‌نژاد در ديدار رشيد مراداف، وزير خارجه تركمنستان، روابط دو كشور را دوستانه، برادرانه، بسيار عميق و پايدار دانست و خاطرنشان كرد: امروز روابط مستحكم دو دولت در خدمت پيشرفت و رفاه دو ملت و منطقه قرار گرفته است.&lt;br /&gt;رييس جمهور با تأكيد بر فعال‌سازي ظرفيت‌ دو كشور براي تعميق هرچه بيشتر روابط دوجانبه و منطقه‌اي اظهار داشت: هيچ مانع و محدوديتي در مسير پيشرفت و ارتقاي سطح مناسبات دو كشور وجود ندارد و ايران و تركمنستان مي‌توانند در همه زمينه‌ها، همكاري‌ خود را افزايش دهند.&lt;br /&gt;احمدي‌نژاد خاطرنشان كرد: ظرفيت‌هاي فراواني در بخش‌هاي انرژي، حمل‌ونقل، تجارت، سرمايه‌گذاري و همكاري بين‌المللي بين دو كشور وجود دارد كه بايد به سرعت آنها را فعال كرد.&lt;br /&gt;رشيد مراداف وزير امور خارجه تركمنستان نيز در اين ديدار با اشاره به اينكه دو كشور داراي تاريخ، فرهنگ، سنت و مذهب مشترك هستند، خواستار ارتقاي روابط دوجانبه براساس ظرفيت‌هاي مشترك شد.&lt;br /&gt;وي با تأكيد بر حمايت تركمنستان از مواضع جمهوري اسلامي ايران گفت: تركمنستان در همه عرصه‌ها و مجامع بين‌المللي به‌طور كامل از مواضع ايران حمايت مي‌كند.&lt;br /&gt;وزير امور خارجه تركمنستان با اشاره به رشد مبادلات تجاري و روابط اقتصادي ايران و تركمنستان، خاطرنشان كرد: دو كشور در زمينه نفت، گاز، حمل‌ونقل و كشاورزي داراي ظرفيت‌هاي بسيار بالايي هستند كه با استفاده از آن مي‌توان سطح روابط دو كشور را هرچه بيشتر افزايش داد.&lt;br /&gt;رشيد مراداف با اشاره به اجراي پروژه‌هاي زيربنايي بين دو كشور گفت: بهره‌برداري از اين پروژه‌هاي زيرساختي مي‌تواند پايه مناسبي جهت ارتقاي توسعه روابط در همه بخش‌ها باشد.&lt;br /&gt;انتهاي پيام/ز </description>
      <pubDate>Sat, 24 Jul 2010 22:28:21 -2300</pubDate>
      <guid>http://www.ulkamiz.com/modules/news/article.php?storyid=2485</guid>
    </item>
        <item>
      <title>استقبال ترکمنستان از نویسندگان ایرانی (2)</title>
      <link>http://www.ulkamiz.com/modules/news/article.php?storyid=2484</link>
      <description>&lt;img src=&#039;http://www.persian-language.org/News/images/9297.jpg&#039; class=&#039;left&#039; border=&#039;0&#039; alt=&#039;&#039; onload=&quot;JavaScript:if(this.width&gt;100) this.width=100&quot; /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نشست ادبي نويسندگان ايراني در تركمنستان &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بنا به خبري از سوي رايزني فرهنگي ج.ا.ا در عشق آباد ، نشست ادبي به مناسبت گراميداشت سالروز ميلاد خجسته حضرت علي (ع)  در محل رايزني فرهنگي با حضور گروهي از نويسندگان ادبيات معاصر و شاعران ايراني و جمع كثيري از فارسي آموزان تركمن برگزار شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در ابتداي اين مراسم  ابراهيم حسن بيگي از نويسندگان معاصر ايران ، خود را اين چنين معرفي كرده و گفت: من نويسنده داستان كودكان و بزرگسالان هستم كه حدود 60 جلد كتاب در اين زمينه چاپ كرده ام.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در سالهاي 2002 الي 2003 به عنوان وابسته فرهنگي در رايزني فرهنگي سفارت ايران در عشق آباد فعاليت كردم.&lt;br /&gt;وي همچنين توضيح داد : در ايران بيش از يك ميليون تركمن زندگي مي كند و ما كشور تركمنستان را نزديكترين كشور دوست و همسايه خود تلقي مي كنم كه اين امر در دوران شوروي سابق نيز هر چند كه بين كشورهاي ما مرزهاي آهني وجود داشت، نسبت به تركمنستان تعصب و نگرش خاصي داشتيم.خوشبختانه دو باره پيوند برادري بين دو ملت ايران و تركمنستان احيا شد و روز به روز روابط و همكاريهاي بين دو كشور رو به گسترش است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در اين جشن همچنين اعضاي گروه نويسندگان و شاعران ايراني به ويژه خانمها عرفان نظر آهاري، لاله جعفري ، هديه شريفي ، زهرا موسوي و منصوره نيكوگفتار و نيز آقايان رضا اميرخاني، محمود اكرامي‌ فر  و محمد رضا بايرامي ضمن معرفي خود و  آثار و كتابهايي كه به رشته تحرير در آورده اند ، قطعاتي از شعر خود در مورد حضرت علي(ع) و خدا را براي حضار قرائت كردند و طي سخناني ديدگاهها و نظرات خود را در مورد ادبيات معاصر ايران و نيز نقش ادبيات در روابط فرهنگي بين ملتهاي دو كشور ايران و تركمنستان را تشريح كردند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سپس مصطفي محدثي خراساني سردبير مجله شعر و عضو شوراي عالي شعر صدا و سيما در اين جشن در سخنان خود گفت: ما به اتفاق عده اي از دوستان و همكاران نويسنده و شاعر به تركمنستان آمديم و با توجه به اينكه يك هويت و يك فرهنگ مشترك در طول تاريخ بين ما و تركمنستان بوده است و اين سفر در واقع يادآوري و مرور آن پيوندها و اشتراكات موجود فرهنگي و تاريخي بين ملتها  و به جلوه رساندن آنها است.&lt;br /&gt;وي افزود: ما  از حضور نوآموزان فارسي آموز و خانواده هايشان  در اين جشن باشكوه  و عزم ايشان براي فراگيري زبان و ادبيات فارسي ما را شگفت زده كرده است  زيرا فضاي آموزش زبان فارسي با نشاط و طراوت خاصي انجام مي شود كه فارسي آموزان تركمنستاني با علاقه خاصي زبان فارسي را ياد مي گيرند و برنامه هاي مختلف جشن را به زبان فارسي اجرا مي كنند.&lt;br /&gt;همچنين  نمايش تئاتر طنز، ارائه مقالات، شعر و دكلمه در مورد حضرت علي (ع) به زبانهاي فارسي، روسي و تركمني كه از سوي فارسي آموزان رايزني فرهنگي سفارت ايران در عشق آباد اجرا شد و نيز اهداي جوايز به شاگردان و معلمان نمونه و برگزاري نمايشگاه كتاب از آثار نويسندگان و شاعران ايراني از ديگر برنامه هاي اين جشن باشكوه  بود.</description>
      <pubDate>Sat, 24 Jul 2010 22:15:29 -2300</pubDate>
      <guid>http://www.ulkamiz.com/modules/news/article.php?storyid=2484</guid>
    </item>
      </channel>
</rss>