b_150_100_16777215_00_images_3356.jpgاولکامیز- به قلم محمد توانگری : در ادبیات سیاسی جهان تقسیم بندی هایی صورت گرفته مثل تقسیم بندی کشورهای مرکز- پیرامونی. کشورهای مرکز به کشورهای توسعه یافته و فراصنعتی اطلاق می شود. اما کشورهای پیرامونی که در حال توسعه هستند به عنوان کشورهای تک محصولی شناخته می شود. ناگفته معلوم است که کشورهای مرکز– توسعه یافته نقش سلطه و استثمارگر را بازی می کنند. من از این تقسیم بندی سود بردم، و قومیت ها را در ایران نسبت به مرکز جامعه ی پیرامونی تعریف کردم. الگوی من برای پیرامونی بودن قومیت ها نسبت به مرکز نه با توسعه نیافته گی اقتصادی، محرومیت های اقتصادی، توزیع منابع، احقاق حقوق سیاسی، بلکه با توسعه نیافته گی زبان مادری، محرومیت های زبان مادری و از همه مهم تر احقاق زبان مادری ارتباط دارد. و اتفاقن توسعه نیافته گی اقتصادی و غیره را باید ذیل توسعه نیافته گی زبان مادری قرار داد و بررسی کرد. چرا که زبان به عنوان هویت جمعی یک قوم هنوز از رابطه ی مرکز-پیرامونی خارج نشده. به عبارتی هنوز رسمیت پیدا نکرده. این عدم رسمیت از جانب مرکز نشانه ی " دیگری " بودن قومیت ها - جامعه ی ترکمن - را تقویت می کند. بدین ترتیب همبستگی مختل شده، و وابستگی به مرکز را دامن زده. دیگربودگی جامعه ی ترکمن و غیاب همبستگی و در نتیجه رفتن به سمت وابستگی در این رابطه از طریق زبان، در ادامه همه ی ابعاد اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، و فرهنگی را در منطقه ی ما با بحران همراه کرده است.

در آن سو اما زبان فارسی به عنوان زبان رسمی در صد سال اخیر به چنان توسعه یافته گی رسیده که در یک زیست مشترک با اقوام نقش سلطه را ایفا کرده آن چنان که فرهنگ زبانی جامعه ی ترکمن را تحت تاثیر نفوذ خود قرار داده است. با این تعریف جامعه ی ترکمن نسبت به مرکز جامعه ی پیرامونی ست. در این راستا جامعه ی ترکمن در حوزه ی فرهنگ و هنر و ادبیات تک محصولی است. و برجسته ترین محصولش شعر است. اگر باز برگردیم به همان تقسیم بندی اقتصادی-سیاسی بین المللی سرمایه داری، مثلن کشور ما در کنار محصولات دیگرش نفت مهم ترین نقش را ایفا می کند.

در جامعه ی ترکمن هم، این شعر است که این ویژگی را در حوزه ی هنر و ادبیات دارد و می توان جامعه ی پیرامونی-تک محصولی از آن نام برد. حتا ابعاد این پیرامونی بودن در رسانه های مکتوب و تصویری- شنیداری هم ملموس و هم فاجعه بار است: مثلن در تلویزیون و رادیو برنامه ها به زبان ترکمنی در طول هفته بیش تر از چند ساعت نیست. اما در چه فرایندی جامعه ی ترکمن به وضعیت پیرامونی-تک محصولی دست یافته؟ یا می شود سوال را این گونه طرح کرد که، در چه فرایندی این وضعیت به جامعه ی ترکمن تحمیل شده؟

این وضعیت را تنها از نظرگاه تاریخی - سیاسی باید بررسی کرد؟ راه برون رفت فرهنگی برای این بن بست می توان متصور شد؟ اما برای جامعه ی ترکمن تا چه اندازه شرایط کنونی " مسئله " شده است؟ و این که خود شعر در دوران معاصر پس از فرازونشیب های تاریخی به بار نشسته؟ به لحاظ کمی- کیفی به رونق رسیده؟ مخاطب که نقش محوری دارد جایگاهش را پیدا کرده؟ آسیب شناسی روند ادبیات با استقلال از حوزه های دیگر تا چه اندازه انجام شده؟ با این مقدمه در ادامه بیش تر به آن ها خواهیم پرداخت.


هایدگر فیلسوف آلمانی در ستایش شعر و شاعری این گونه می گوید: شاعری، گفتی است که برای نخستین بار، همه ی آن چه را می توانیم در زبان روزمره ی خویش بگوییم، می گشاید. لذا شاعری، در ابتدا، زبان را ممکن می گرداند. شعر زبان اولیه یک قوم تاریخی است. " آن چه در این مدح از شعر و شاعری برجسته تر بود مسئله ی زبان است. و از آن جا که شعر زبان اولیه یک قوم تاریخی ست در ابتدا به مسئله ی زبان می پردازیم. رابطه ی مرکز- پیرامونی در جهان همواره رابطه ی ناعادلانه و در جهت منافع دولت های توسعه یافته ی نظام سرمایه داری قرار گرفته است.

اما اگر برگردیم به وضعیت کشور خودمان همین رابطه ی مرکز- پیرامونی را دولت مرکزی می تواند با پاسخ دادن به خواسته های اقوام این رابطه را از این چرخه ی معیوب خارج کند. اساسی ترین راه محو یا کوتاه کردن فاصله ی مرکز- پیرامونی اعطای زبان مادری به اقوام است. با امنیتی کردن مسئله ی زبان و خارج کردن آن از مدار اجتماعی-فرهنگی بیش ترین آسیب فرهنگی در درازمدت به جامعه ی ترکمن وارد شده. این در حالی ست که ما هنوز هم به " آموزش زبان مادری " در مدارس و دانشگاه ها دسترسی نداریم. چه بسا سال هاست که این ضرورت را از زبان نمایندگان مجلس در ادوار مختلف و نامه های مکرر به دولتمردان به مناسبت روز جهانی زبان مادری شنیده و دیده ایم، اما هم چنان ماده 15 قانون اساسی اجرا نشده. هر چند بارقه هایی از امید در دولت جدید دیده می شود که به صورت غیر رسمی این آموزش ها صورت بگیرد.

در وضع موجود که وصف آن رفت ما در این محدودیت زبانی، تـئاتر و رمان و فیلم و غیره را کم تر و یا اصلن به آن نپرداختیم. و فقط این شعر بوده که به حیات خود ادامه داده. و جامعه ی ترکمن را به جامعه ی پیرامونی- تک محصولی کشانده. در عوض، زبان فارسی هم تا دوران مشروطه محصول اصلی اش شعر است. اما مهم ترین نکته در جهت تک محصولی شدن جامعه ی ترکمن این است که بعد از مشروطه از آن جا که زبان فارسی زبان غالب و رسمی بود، هم زمان هنرهای وارداتی - غربی مثل سینما، رمان، و تئاتر و موسیقی و حتا ترجمه از زبان های دیگر رشد کرده و تولیدات بی شماری در هر یک از این حوزه ها داشتند. به طوری که آن ها – فارسی زبان ها- در طول این صد سال به پیشرفت های مهم در تمام عرصه های هنری دست یافتند. و این از مهم ترین مواردی بوده که توسعه یافته گی ها را در زبان فارسی هموار کرده.

اما از آن طرف جامعه ی ترکمن با این غیابِ به درازا کشیده ی آموزش زبان مادری، نه تنها فهرست محصولات هنری به برهوت کشیده بلکه همین بدن بی جان و افتاده ی ادبیات ترکمن غیاب آموزش زبان مادری را علنی تر کرده. و ضرورت راه اندازی آن را بیش از پیش نشان می دهد. تا جایی که ما شاعر از نظر کمیت کم داریم، شاعری که به قول هایدگر زبان را ممکن می سازد. در زمینه شعر و زبان شعری و همچنین با بحران مخاطب روبه رو هستیم. که در ادامه به آن بیش تر خواهیم پرداخت. ویتگنشتاین فیلسوف متاخر محدودیّت های زبان آدمی را ، به عنوان محدودیّت های دنیای آن ها تلقی می کند. همین محدودیت های زبانی است که ما نتوانستیم عرصه های دیگر را درنوردیده و دنیای خودمان را گسترش دهیم.

او این چنین می گوید: " زبان به عنوان حافظه مشترک جمعی مردمی که به آن زبان سخن می گویند ، خانه انسان است. همان خانه ای که مفهوم حقیقی در جهان بودن و احساس تعلق در درون آن معنی و محقق می شود. یکی از اشکال مهم از خود بیگانگی و بیگانگی با دنیا و دیگران ، نوعی بیگانگی زبانی است که در اثر تهی شدن یا مخدوش شدن مفاهیم واژگان و کلمات به عنوان اجزا سازنده زبان ، بوجود می آید... بزرگترین خطر و تخریبی که در یک جامعه حاوی آن است خطری است که از جانب جباریت متوجه زبان و مفاهیم آن به مثابه حافظه مشترک جمعی و خانه مردمانی است که به آن زبان سخن می گویند و در آن می زینند. "

انتشار مجموعه شعر " اوُن یدینگ میوه لریِ " ستار سوقی، بهانه ی خوبی ست که نگاهی دوباره به شعر امروز ترکمن در منطقه ی ترکمن صحرا بی اندازیم . ستار سوقی در تاریخ ادبیات معاصر به نظر می آید نقش مهمی را در ادامه ی حیات شعر ایفا کرده است. چرا که او با چاپ مجموعه شعر توانسته در کنار بخشی ها زبان - آن حافظه ی مشترک جمعی – را به پیش ببرد.

یکی از ویژگی های برجسته ی این شاعر آشنایی با فرهنگ توده است. از دل شعرهای ستار سوقی و شاعران بعد از او می توان به " ادبیات دیوانی" پی برد. هم چنان که ویژگی اصلی اشعار ستار سوقی - شناخته شده ترین شاعر ترکمن در منطقه ی ترکمن صحرا - ادبیات دیوانی ست به گونه یی می توان حتا دنباله ی آن – ادبیات دیوانی - را در محافل عمومی و عروسی ها و مراسم های شعر خوانی شاعران دیگر پی گرفت. در نتیجه مهم ترین چالش پیش روی شعر ترکمن را می توان در دنیای امروز این چنین بیان کرد : گذار از ادبیات دیوانی. اما چرا ادبیات دیوانی چالش پیش روی شعر معاصر ترکمن است؟

ادبیات دیوانی محصول دنیای پیشامدرن است. در زبان فارسی در پی انقلاب مشروطه این نیما بود که ادبیات دیوانی را منحل کرد. و شاملو و فروغ و دیگران با تجربه های مختلف در زبان و فرم این راه را ادامه دادند. یا در همسایه گی ما ترکیه- کشوری که قرابت زبانی و فرهنگی دارد- برای اولین بار این ناظم حکمت بود که علیه ادبیات دیوانی برخاست. این راه را در ادامه شاعران دیگر منصوب به گروه " غریب " که اعضای آن اورهان ولی، ملیح جودت و اوکتای رفعت بود ادامه دادند. مشخصه ی زبان آن ها- گروه غریب - نزدیکی به زبان محاوره و مینی مالیسم بود. و نسل بعدی شاعران مثل جمال ثریا با شعرهای اروتیک به تجربه های تازه دست یافتند.

اما تناقضی که در شعر معاصر ترکمن دیده می شود این است که از آن جا که ما وارد دنیای مدرن شدیم اما محصول شعر ما ادبیات دیوانی ست. جامعه ترکمن ذیل جامعه ی ایرانی وارد دوران مدرن شده است. در این جا از ویژگی های دنیای مدرن پرده برداری می کنیم تا بهتر بتوانیم آن را از دنیای پیشامدرن تمیز دهیم. ویژگی های جامعه ی مدرن از نظر جامعه شناسی بدین شرح است: جامعه یی باسوادتر، شهری تر، صنعتی تر، بهداشتی تر، اداری تر، فراغتی تر، و مصرفی تر. جامعه ایران و از جمله جامعه ی ترکمن همه ی این ویژگی ها را دارست. اما به زعم دکتر جلایی پور جامعه ی ایران در عین مدرن بودن نارسایی های بیرونی و درونی دارد که از آن به عنوان " جامعه ی کژمدرن " یاد می کند. و یا جامعه ی مدرنِ بدقواره که در مقابل جامعه ی مدرنِ خوش قواره امیل دورکیم قرار می گیرد. به عبارتی جامعه در حین این که مدرن است شکلش بدقواره است.

پس از منظر جامعه شناسی جامعه ی ما مدرن است اما با نارسایی های بیرونی و درونی همراه است. مثال می زنم. پدیده ی " یاشمق " را در نظر بگیرید. امروزه شاعران ترکمن در شعر از این که زنان در مقابل مردان از نظر" یاشمق " سهل انگاری می کنند مورد سرزنش قرار می گیرند. یاشمق زاییده ی دنیای پیشامدرن است. آن جا که زن به صورت ساختاری مورد تبعیض قرار داشت. آن جا که زن در خانه بود و نه سواد داشت و نه امکانات درس خواندن برایش مهیا بود و تنها، آن هم در ازدواج بود که با مرد غریبه یی چهره به چهره می شد. در شرایطی که توصیف آن رفت یاشمق معنا داشت که زن چهره اش را از مردان پنهان می کرد.

به عبارتی زن نقش مادری و همسری و تربیت کودکان و برطرف کردن نیازجنسی مرد را برعهده داشت. این یعنی جنس دوم. اصلن یاشمق نماد " تبعیض علیه زنان " در جامعه ی ترکمن است. اما در دوران مدرن مهم ترین اتفاق برای زنان این بود که وارد حوزه ی عمومی شدند. اکثریت آن ها باسواد و تحصیلات دانشگاهی دارند. در بخش های مختلف سازمان های دولتی و خصوصی مشغول هستند. و از طریق رسانه ها سیر جهانی شدن آن ها را هم درنوردیده. و صد البته از طریق فضای مجازی مثل تلگرام و اینستاگرام روزانه عکس های مختلفی از خود به روز رسانی می کنند. و هم چنین برای تنظیم وزن و لاغری به باشگاه بدن سازی می روند و حاضرند زیر تیغ انواع جراحی های زیبایی بروند. به طور کلی زنان در این فرایند فردگرا شدند. بر این اساس شاعران در ادبیات دیوانی مبنای اندیشه شان برای مذمت در سهل انگاری یاشمق زنان به دنیای پیشامدرن بازمی گردد.

به عبارتی رفتار این شاعران مبتنی بر عادت است نه معطوف به ارزش های مدنی. رفتار مبتنی بر ارزش های مدنی که از شاخصه های دنیای امروز است بر احترام متقابل در روابط اجتماعی و هم چنین برابری بین زن و مرد و همه ی انسان ها پایه گذاری شده است. در نتیجه رفتار مبتنی بر عادت محصول شعر دنیای پیشامدرن است و رفتار مبتنی بر ارزش های مدنی محصول دنیای مدرن است.


مع الوصف سوالی که مطرح می شود این است که شعر از دوره ی مختوم قلی تا به امروز از نظر بیان فرق کرده؟ می توانیم پاسخ این پرسش را از دیوار به دیوار خودمان نیما یوشیچ پدر شعر نوی فارسی بگیریم. او می گفت که زبان شعر کهن، تکراری ست و در این راه شعر را به " دکلاماسیون یا انتظام طبیعی گفتار " نزدیک کرد. نیما در این باره می گوید " اگر در فاصله ی بین هزار سال شعرها را به یک اندازه و قدرت بیان شده بدانید، نقصی در کار شعر و شاعری شما هست و بیهوده از من پرسیده اید شعر در درجه ی اعلا چه چیز است. شعر در درجه اعلا، نهایت میل انسان در این راه است. نسبت به هردوره، مخصوصا از نظر بیان، هر دوره شعر اعلای بخصوصی دارد و شعر راهی ست برای دوره ی بعد که می آید. "
به نظر می آید جدا شدن از رفتار معطوف به عادت دشواری های خاص خودش را دارد. می خواهم موضوع را بشکافم. ازدواج برون قومی دختران و پسران در جامعه ی ترکمن مشکلاتی را به همراه داشته و دارد مثل طرد شدن از خانواده و جامعه. وقتی از توده های مردم سوال می شود که چرا با ازدواج برون قومی مخالفت می کنند معمولن پاسخی ندارند و واکاوی که می کنیم کاشف به عمل می آید که این رفتارشان از روی عادت است. همین و بس. اما دلیل این مخالفت را می توانیم این گونه تشریح کنیم:

از آن جا که ترکمن ها به عنوان خرده فرهنگ در مقابل " فارسی زبانان " که فرهنگ غالب است این گرایش بیش تر وجود دارد که بعد از ازدواج در فرهنگ غالب هضم شوند. اما این مخالفت دلیلی نیست که آن ها " نباید " ازدواج کنند. اما از سوی دیگر همزمان اتفاق دیگری در حال رخ دادن است. این رخداد را با هژمونی می توان توضیح داد. هژمونی تسلط یک گروه اجتماعی بر گروه اجتماعی دیگر بدون زور به طوری که این تسلط برای گروه اجتماعی زیرین طبیعی ست. این هژمونی از طریق گرایش روزافزون ترکمن ها برای حرف زدن به زبان فارسی اتفاق افتاده است.

به عنوان مثال امروزه ترکمن ها " حمید دادا " را " حمید عمو " خطاب می کنند یا به جای " دایزا " به آسانی " خاله " را به بکار می برند یا به جای " نه نه " " مامان " را با کلاس تر می دانند و این لیست را بگیرید تاالاآخر. حتا ترجیح می دهند در خانه فارسی حرف بزنند و نام فرزندان شان را از فرهنگ زبان فارسی اخذ کنند. و جالب آن که برای جامعه ی ترکمن این تسلط فرهنگی فارسی زبانان " طبیعی " جلوه می کند. این در حالی ست که ممانعت از ازدواج فرزندان ترکمن با یک خانواده فارس جلوگیری ازهضم شدن در فرهنگ غالب آن ها بود اما از آن طرف همین خانواده ها که فرزندانشان را از ازدواج برون قومی برحذر می دارند از طریق " هژمونی " مغلوب زبان فارسی شدند.

فاصله افتادن در اعطای زبان مادری درطول این سال ها این هژمونی را تشدید بخشیده و وارد فاز بحرانی شده. یکی از این بحران ها بحران مخاطب است. مراد من از بحران مخاطب، فقدان مخاطب است. دلیل اصلی من از مطرح کردن هژمونی در بالا رسیدن به بحث فقدان مخاطب بود. جامعه یی که با حرص و ولع گرایش به حرف زدن به زبان غیر از زبان مادری دارد از نظر حسی-عاطفی نمی تواند با ادبیات زبان مادری رابطه برقرار کند. تا جایی که اصلن برای جامعه " زبان " مسئله نیست. دلیل اصلی فقدان مخاطب شعر ترکمن و فروش ناچیز مجموعه شعرهای منتشر شده- مجموعه شعرهای ستار سوقی و ابراهیم بدخشان- می تواند نشئت گرفته از همین هژمونی باشد.

در این جا بحران مخاطب مستقیمن از بحران هویت ناشی می شود. بحران هویتی که سردرگمی ها را در پی داشته. نوعی خودباخته گی فرهنگی. نوعی گسست. مختل شدن هویت زبانی به مختل شدن ارتباط بین مخاطب و مولف دامن زده. این یعنی بحران شعر. در نتیجه بحران شعر بحران جامعه است آن هم برای جامعه ی پیرامونی-تک محصولیِ ما. در این میان اما برخورد رادیکال آذری زبان ها و ناسیونالیسم زبانی آن ها - سمت آذربایجان غربی و شرقی- با هژمونی زبان فارسی موثر بوده و با تعصب و دفاع از زبان مادری به عنوان هویت جمعی موفق بودند. لذا درجه ی آسیب دیدگی جامعه ی ترکمن در غیاب آموزش زبان مادری بالاتر بوده است.

در این راستا چرا ترکمن ها اما نتوانستند در غیاب آموزش زبان مادری مثل آذری ها بر این سلطه ی زبانی غالب فائق آیند و از زبان به منزله ی حافظه ی مشترک جمعی در جهت رفع محدودیت دنیاشان بهره ببرند؟ یا این که چرا جامعه ی ترکمن به سمت دوگانه گی هویتی از مجرای زبان و مرگ تدریجی آن و فروپاشی خانه ی مشترک یک قوم تاریخی در حرکت است؟ آیا بحران مخاطب در ادبیات یکی از اصلی ترین جلوه های آن فروپاشی و گسست نیست؟ در این میان کنشگران سیاسی ترکمن که در منطقه با سطحی نگری های عوامانه انتخاب یک ترکمن را در یک سِمت مدیریتی و غیره آن را دفاع جانانه یی از ترکمن بودن قلمداد می کنند آیا تنها به نیازهای مهجور مانده ی شخصی شان – مادی و منزلت اجتماعی - در اصل پاسخ نمی دهند؟


مارکس سرمایه داری را به منزله ی مدرنیته می داند و ویژگی های این دوران را در مانیفست این چنین توصیف می کند: سرمایه داری بدون ایجاد انقلاب دائمی در ابزارهای تولید، و بدین گونه بدون ایجاد انقلاب دائمی در روابط تولید و، گذشته از آن، بدون ایجاد انقلاب دائمی در کل روابط اجتماعی، نمی تواند به هستی خود ادامه دهد. ایجاد انقلاب دائمی در تولید، آشفته گی بی وقفه ی همه ی اوضاع اجتماعی، ناپایداری و ناآرامی بی پایان، دوران سرمایه داری را از همه ی دوران های پیشین متمایز می سازد. همه ی روابط تثبیت شده و سخت منجمد، به همراه زنجیره یی از پیش داوری ها و عقاید کهنه و مقدس از هم می پاشند و هر آن چه به تازگی شکل گرفته پیش از آن که قوام گیرد منسوخ می شود.

هر آن چه سفت و استوار است ذوب می شود و به هوا می رود، همه ی آن چه مقدس است نامقدس می شود، و سرانجام مردان و زنان ناگزیر می شوند با چشمانی هشیار با اوضاع واقعی زندگی و روابط خویش با نوع خود روبه رو شوند.... به جای نیازهای پیشین، که با فرآورده های خود آن کشور تامین می شود، با نیازهای تازه یی سروکار داریم که برای پروردن آن فرآورده های دوردست ترین سرزمین ها و اقلیم ها نیاز است.... تولید فکری نیز همان حال را دارد که تولید مادی. سرمایه داری، با بهبود پرشتاب همه ی ابزارهای تولید، با آسان ساختن بی اندازه ی وسایل ارتباطی، همه ی ملت ها، و چه بسا نامتمدن ترین ملت ها، را جذب تمدن می کند. "
و هم چنین مارکس در جلد اول سرمایه ازمدرنیته این چنین یاد می کند: " از پی تولد مکانیزاسیون و صنعت مدرن... سیلی بنیان کَن جاری شد که در شدت و گستردگی مثل بهمن بود. همه ی مرزها و حدود اخلاقی و طبیعی، سنی و جنسی، روشنایی و تاریکی را درهم شکست. " از آن چه گفته شد می توان جغرافیای مدرنیسم را این گونه ترسیم کرد که زیست مشترک تضادهاست: خلاقیت و تخریب، پیروزی ها و نافرجامی ها، آرمان گرایی و یأس، شوق و دل زدگی، فقر و ثروت. فرهاد پور در مقاله ی تناقضات مدرنیسم رمز حقیقی جهان مدرن را پیوند دیالکتیکی خلاقیت و تخریب دانسته. همان گذرا بودن امر نو. و می گوید تقابل سنت و تجدد، خود، یکی از تناقضات رفع ناشدنی مدرنیسم است. در مجموعه شعر " اون یدینگ میوه لری " ما چنین جغرافیایی در این مجموعه شعر بلکه در مجموعه شعرهای متأخر ستار سوقی نمی بینیم.

این در حالی ست که اساس این مجموعه شعرها " آگاهی های عادت شده " است. این مجموعه شعرها بیش تر مناسب تاریخ ادبیات است. آن جا که این شعرها توسط " بخشی ها " خوانده شدند می تواند در تاریخ نسل معاصر ثبت شود. اما اگر به غرب رجوع کنیم سمبولیسم به منزله ی نقطه ی شروع و الگوی اصلی شعر مدرن، کانون اصلی تناقضات مدرنیسم و تجسم واقعی نفی دیالکتیکی فرهنگ جامعه ی مدرن است. فرهادپور در همان مقاله یادآور می شود که درک آنان – سمبولیست ها - از حد نصایح و خرده گیری های اخلاقی هلر و طیف وسیعی از محافظه کاران و رمانتیک ها فراتر می رود.

اما ما از مختوم قلی تا دوران معاصر " پند و اندرز " تار و پود شعر را به هم گره زده. بدین ترتیب آگاهی های عادت شده همواره بر شعر ترکمن سوار بوده و نتوانسته خود را به روزرسانی کند. برای نمونه شعر " گیجأ غالدی غارا گوزِ " ستار سوقی. از آن جا که زبان شعر تکراری و بر مبنای همان شعر کهن است اما بنیادی ترین ویژگی اش را از شاعرانه گی (2) دارد. شاعرانه بودن ویژگی ذاتی شعر کهن که آهنگ خود را با وزن و قافیه می سازد، است. در همه ی این موارد کارکرد این نوع شعرها تنها " شاعرانه " بودن است.
ایندی مندن سوراما
سؤیگی حاقدا آیدئم لار
ایندی مندن سؤراما
دوسلوق حاقدا غوشغی لار
گیجآ غالدی غارا گؤز
یولا دوشدی کرون لر

گیجه لر نه بارمانگقدان
لآله غان دامیان واغتی
چیتیم بولوب حالئنئنگ
اؤیدیم نه سینگیآن واغتی

شراب ایچیآر. بولغوردان
اؤزونگ یالی بیرجه غئز
تانس اونایار شادیان
سن یالی مونگ لرچه غئز

دونیآنگ باشغا چتینده
گؤزل جای لانگ ایچینده
گؤزل حالئنگ اوستونده
اوقایار لار اؤسیآرلر
پلله لره باسیار لار
بارها اؤنگه آدریارلار

یونه آرمان سن بولسانگ
اریش ساناب دانگاچن
دؤرت غوراما آغاچ دان
اؤیه چؤرک سورایانگ
اگینه اشیک سورایانگ

یونه شوندا شو ماحال
سنینگ دوقان حالئنگدان
گینگ جاهانئنگ جای لارنئنگ
بزگلشیآر غاپی سی
گؤزل لشیآر اوتاغ لار

هور بولساقدا اکیمیز
گینگ جاهانا بزگ بئز
اما آرمان غارا گؤز
اؤز اویمیز بزگ سیز


ایندی مندن سور اما
سؤیگی حاقدا آیدئم لار
ایندی مندن سوراما
دوسلوق حاقدا غوشغی لار
گیجآ غالدی غارا گؤز
یولا دوشدی کرون لر
جامعه ی ترکمن که روزگارانی کوچ نشین بود با مدرنیسم پرتاب شد به دورانی جدید. دورانی که با سرمایه داری مصرف گرا عجین شده. به نظر می آید مانیفست مارکس در بالا وقتی مدرنیته به سراغ جامعه ی ما آمد خواندنی تر می شود: انقلاب دائمی در تولید، و انقلاب اساسی در روابط اجتماعی و روابط تثبیت شده و سخت منجمد، به همراه زنجیره یی از پیش داوری ها و عقاید کهنه و مقدس از هم می پاشند و... با آسان ساختن بی اندازه ی وسایل ارتباطی، همه ی ملت ها، و چه بسا نامتمدن ترین ملت ها، را جذب تمدن می کند..... امروزه ترکمن ها هویت خودشان را از طریق " مصرف " تعریف می کنند.

این استحاله ی فرهنگی از آسیب های مدرنیته است. در این راستا متحدالشکل شدن ترکمن نه از طریق زبان بلکه از طریق الگوی جمعی مصرف نشان داده می شود. یعنی شبیه بودن یک فرد ترکمن با ترکمن دیگر، از جانب زبان مادری صورت نمی گیرد بلکه به کمک " مصرف " انجام می گیرد. در زیست روزمره تجلی این هویت را هم در زندگی واقعی و هم در فضای مجازی مثل تلگرام و اینستاگرام که به صورت جدی تاکید می شود، شاهدیم. این تاکید روی هویت از طرق مصرف بدین شکل است: من ماشین شاسی بلند دارم پس هستم. من گوشی اپل دارم پس هستم. من در رستوران صوفیِ نهارخوران غذا می خورم پس هستم. من چارقد پانصد هزار تومانی دارم پس هستم. من مسافرت در حال حاضر در شمالم پس هستم...

در نتیجه، یک فرد ترکمن در ترکمن صحرا با کسی که در تهران زندگی می کند یا هر کجای جهان به کمک مصرف هویت یک سانی را شکل می دهند. نکته اساسی این است که در شرایط حاضر یک فرد ترکمن با برچسبی که به نام مصرف به خود زده " زبان " به عنوان هویت جمعی برای او مسئله نیست. از آن جا که ترکمن ها از طریق هژمونی مغلوب زبان فارسی شدند و هم چنین با ورود مدرنیسم هویت شان را با مصرف شکل دادند، مع الوصف در این شرایط ازدواج برون قومی ترکمن ها صدمه یی به هویت آن ها نمی رساند، چرا که آن ها هویت شان را به کمک الگوی جمعی مصرف تعریف می کنند.

در یک کلام این که بحران هویت در دوران مدرن به صورت هویت کاذب یعنی مصرف بین ترکمن ها شکل گرفته. در این راستا می توان از ابراهیم بدخشان ایراد گرفت که شعرش منعکس کننده ی زیست اجتماعی نیست. او کسی ست که در کشور هلند زندگی می کند، قهوه می خورد، سمفونی گوش می دهد و به کلی تجربه ی زیستی روزمره اش با شاعری که در ترکمن صحرا ساکن است، فرق می کند. اما شعرش را که می خوانیم انگار در گنبد سروده شده. و این نادیده گرفتن زیست اجتماعی، شعر بدخشان را به شعر " باسمه یی " سوق داده.
نتیجه این که در حالت پیرامونی، زبان ترکمن پویایی ندارد. و شعر که زبان را می سازد نتوانسته دگرگونی های ریشه یی را سبب شود. در چنین شرایطی ماندن در باتلاق پیرامونی- تک محصولی به دلیل غیاب آموزش زبان مادری آسیب هنگفتی به فرهنگ ما وارد کرده. اما همان شعر در زبان فارسی در طول صد سال با کشف امکانات زبانی به انواع شعر رسیده: شعر حاد- بیانگر، شعر حجم، شعر اجرایی، شعر صحنه یی... ما در غیاب آموزش زبان مادری غیر از این که از کشف ظرفیت های زبان به دور ماندیم به از دست رفتن هویت هم دچار شدیم.


ارسال نظر به عنوان مهمان

0
  • هیچ نظری یافت نشد.

یادداشت

IMAGE نقد و بررسی تقویم ترکمنی ایل آمان

اولکامیز- لطیف ایزدی: تقویم ترکمنی 1397 " ایل آمان " به همت و کوشش عاشورمحمد رئوفی نیمه دوم بهمن ماه 96 با تبلیغات گسترده در فضای مجازی و تیراژ وسیع منتشر گردید که در نوع خود کاری تازه و نو بود ولی از... ادامه مطلب ..
IMAGE کدام قانون، کدام مجلس، آقای لاریجانی ؟!

 عصر ایران؛ مهرداد خدیر- «‌مجلس شورای اسلامی آمادگی دارد با توجه به کمبودهایی که در زمینۂ قوانین مربوط به حوزۂ فناوری اطلاعات و ارتباطات و فضای مجازی در کشور وجود دارد با استفاده از ظرفیّت... ادامه مطلب ..
IMAGE اسب ها را نکشید

90 اسب در چند روز کشته شدند، در مناطق مرزي. نماينده نقده و اشنويه راهي منطقه شده و با مسئولان استاني نشست‌هايي داشته است. ادامه مطلب ..
IMAGE حضرت آیت‌الله، «بی‌بندوبار» همان جوان انقلابی نزدیک انتخابات نیست؟

عصر ایران؛ مصطفی داننده- آیت‌الله سید احمد علم‌الهدی امام جمعه شهر مشهد فرموده‌اند: «با کنسرت، موسیقی مبتذل و نابهنجار و فسق و فجور خیابانی جوان شاد نمی‌شود، این یک آب‌نبات چوبی است که به... ادامه مطلب ..
IMAGE در رثای سلاله

اولکامیز- با کمال تأسف باخبر شدیم که صحرای ما شاهد فاجعه ای بس دردناک و جانگداز که وجدان بشریّت را بلزه درآورده است، می باشد.  ادامه مطلب ..
IMAGE ضرورت نگاه روشنفکرانه به اشعار فراغی

اولکامیز- - گفتاری از یحیی یاری : یکی از عمده مشکلاتی که در پی یافتن سیرتاریخی و تحّول ذهنی شاعران ما وجود دارداینست که ،شاعران قدیم ما،سیرتاریخی وتحول ذهنی خود را ثبت نکرده اند ادامه مطلب ..
IMAGE یدی منزئل

اولکامیز- شعری از حاجی مراد آق شاعر خوش ذوق گنبدی  ادامه مطلب ..
IMAGE دیدار با دکتر شهروز آق آتابای

اولکامیز-  فرهاد قاضی ❇️دیشب با هماهنگی قبلی برای اولین بار بعد از عمل جراحی و گذراندن دوره ی نقاهت باتفاق خانم به دیدار دکتر شهروز آق آتابای محقق و مترجم جوان ترکمن رفتیم. ❇️شهروز نزدیک به ۳... ادامه مطلب ..
IMAGE تحلیلی بر پروژه پتروشیمی گلستان و ارائه راهکارها

اولکامیز-  رحمان قره باش دانشجوي دكترا مديريت كسب وكار : الف :مقدمه:معرفی پروژه پتروشیمی گلستان: ادامه مطلب ..
IMAGE اکبر پیرا مدیر " ساچاق "

اولکامیز- متولد 1351 شمسی درسلاق غایب یکی از روستاهای غرب گنبد . ادامه مطلب ..
IMAGE یک پایان تلخ بهتر از تلخی بی پایان است

اولکامیز- محمد سلاق : هنگامیکه برای چندمین بار توسط گروههای درگیر در سوریه از سلاح های شیمیایی به بهانه های مختلف بر سر مردم مظلوم و مستاصل سوریه بکارگیری شد جهان در بهت وحیرت فرو ماند وهمگان را... ادامه مطلب ..
IMAGE گزارش مسابقات جام نوروز در دوگونچی

اولکامیز-  دوگونچی روستایی که به گفته بزرگان و ریش سفیدان قرار بود شهر شود ولی کمی آنطرفتر بخاطر وجود پل قدیمی ورق برگشت و قصبه آق قلا به عنوان شهر انتخاب شد. ادامه مطلب ..
IMAGE دلنوشته پرویز مدنی برای پدر هنرمندش

     اولکامیز- پرویز مدنی یکی از فرزندان اهل نظر مرحوم قرباندوردی مدنی در باره پدرش نوشت : مدیر محترم سایت وزین اولکامیر. قبل از بیان عرایضم بنده بار دیگر سپاس و قدردانی خود و بازماندگان آن... ادامه مطلب ..
IMAGE دهکده های گردشگری نیازمند تفکری نو

اولکامیز- عائشه قزلجه کارشناس مدیریت بازرگانی : بزرگترین ایراد دهکده های گردشگردی یا نوروز گاههایی که در جای جای استان گلستان بنا شده است این است که متاسفانه کمترین توجه به انتقال حس خوب... ادامه مطلب ..
IMAGE گفتگوی اولکامیز با امان محمد خوجملی - قسمت دوم

اولکامیز- لطیف ایزدی : دومین بخش از گفتگوی صریح و شفاف اولکامیز با  یکی ازفعالترین یادداشت نویس سیاسی - اجتماعی - دینی  ترکمن صحرا را در ذیل می خوانید :  ادامه مطلب ..
IMAGE حب مقام و مقام پرستی

اولکامیز-  به قلم وحید دلیجه فعال سیاسی رسانه ای : 🌺بسم الله الرحمن الرحیم 🌺 تِلْک الدَّارُ الْاخِرةُ نَجْعَلُها لِلَّذینَ لا یرِیدُونَ عُلُوّاً فِی الْأرِضِ وَ لافَساداً وَالْعاقِبَةُ... ادامه مطلب ..
IMAGE دخالت و قضاوت ممنوع!

اولکامیز-  زبیده سوقی عضو شورای مرکزی حزب مجمع زنان اصلاح طلب کشور: اگه میشد این جمله رو تو جامعه جا انداخت باور کنید زندگی خیلی زیباتر و راحت تر میشد. ادامه مطلب ..
IMAGE غوغای چنار در نوروزگاه گنبد

 به گزارش اولکامیز گروه موسیقی چنار در دهکده گردشگری گنبد غوغا به پا کرد. ادامه مطلب ..
IMAGE تحلیلی متفاوت از محمد توانگری

اولکامیز- در پاسخ به سوال مدیر سایت اولکامیز مهم ترین اتفاق سال 96 اعتراضات خیابانی دی ماه بود که حاصل تخریب روان عمومی ست. آن جا که سیاست به قول آلن بدیو کنترل نفرت است نه کنترل عشق، پس بگذارید... ادامه مطلب ..
IMAGE دهکده گردشگری آق قلا و ذکر سه نکته

اولکامیز- ساعت ۱۱ ساعت به وقت رسمی به همراه خانواده با شور و شوق زیادی به تماشای دهکده گردشگری آق قلا رفتم ولی در کمال تعجب دیدم که درها بسته بود و چراغها خاموش‌. دهکده گویی در خوابی عمیق به سر... ادامه مطلب ..
IMAGE دکتر سارلی : رادیو گرگان به ترکمنها خدمت کرد

اولکامیز-  سخنان دکتر اراز محمد سارلی در مراسم نکوداشت موسی جرجانی را در ذیل میخوانید :  ادامه مطلب ..
IMAGE احسان مکتبی: قدر درختان مثمر فرهنگ را بدانیم

 اولکامیز- احسان مکتبی مدیر کل امور سیاسی - انتخاباتی استانداری گلستان یکی از سخنرانان اصلی مراسم بزرگداشت موسی جرجانی در آق قلا بود. ادامه مطلب ..
IMAGE سخنان استاد هوشنگ جاوید در آق قلا

اولکامیز-  سخنرانی استاد هوشنگ جاوید بنیانگذار موسیقی نواحی کشور در مراسم بزرگداشت موسی جرجانی مورد توجه حاضرین قرار گرفت. مهمترین بخش سخنان این صاحبنظر و استاد موسیقی مقامی کشور را به روایت... ادامه مطلب ..
IMAGE در باب جمعیت ترکمنهای گلستان

 اولکامیز- اکبر پیرا * : متاسفانه چند روزی است که آمار کذب و حساس اینکه کمتر از 40 درصد جمعیت استان را ترکمن ها تشکیل میدهد مثل ویروس از سایتهای متفاوتی خروجی داده است که این امر حساسیت قوم شریف و... ادامه مطلب ..
IMAGE سال نو سلام

اولکامیز- لطیف ایزدی :  سالی دیگر با مهر و لبخند سلام داد . سالی با هزاران امید و آرزو فرا رسید. ادامه مطلب ..

اخبار


16 فروردين 1397

آخرین نظرات

ضمن سلام وخسته نباشید بیانات ونظرات جنابعالی در مورددهکده قابل تحسین است
باسلام آقای نویسنده شما هم خوب شروع کردید ولی آخرش را بنظرمن خراب کردید شما هم آخرش با تبلیغ خاتمه د...
باسلام . حدود دوسال از دوران نمایندگی آقای طیار می گذرد ، در این مدت چه فعالیتی را در باره جاده نفت ...
دنیای اقتصاد – گرگان : معاون وزیر راه و شهرسازی و مدیرعامل شرکت ساخت و توسعه زیربناهای حمل‌ونقل کشور...
سلام و عرض احترام ، و ضمن پوزش ، در بند 3 یادداشت ارسالی با عنوان تاملی بر مقاله .... ، اشتباه تای...
با سلام و عرض ادب ، جناب آقای قره باش یادداشت کارشناسانه و قابل تاملی را - با اشاره به چالش هایی ک...
با سلام خدمت مخاطبان عزیز سایت وزین اولکامیز
عرض تسلیت ضایعه هجرت سلاله کوچولوخدمت فرزندان ترکمن ...
ان شاله خداوند تبارک تعالی به خانواده سلاله جان صبر جمیل بده.
بعد ظهر روز پنج شنبه خبری منتشر شد که...
جناب ارمان قوجق کوموش تپه ازشهرهای قدیم ترکمن صحراست و ساکنانش ازدیرباز یکجانشین میباشند و بخاطر اقت...
سلاله‏ ‏قربانی‏ ‏سهل‏ ‏انگاری‏ ‏مواظب‏ ‏کودکان‏ ‏باشیم‏ ‏افراد‏ ‏فاسد‏ ‏بیمار‏ ‏در‏ ‏کمین‏ ‏هستند‏ ‏...

آمار بازدید

تبلیغات در اولکامیز
09119738028
09111753677

تبلیغات هزینه نیست. سرمایه گذاری است.