وقتی " گونه باقار ارباب می شود
نویسنده : خوجه دردی کر
..........................
نمی دانم "گونه باقار " را می شناسید یا نه ؟ ....... او یک پدیده است ! یک تازه به دوران رسیده دندان گرد ,با دماغی گنده که بو ی پول را از چند فرسخی تشخیص می دهد!!
سواد چندانی ندارد اما چنان انتن و گیرنده ی قوی دارد که حتی عطسه یک مگس تو روستا ! تا تصویب شدن یک طرح تو شهر را می شنود !! می د اند که چه طرحی در کجا به اجرا در می آید !
و چه زمینی تو بورس قرار می گیرد !! هم زمین شهری می خرد هم زمین کشاورزی ,هم گوسفند زنده می فروشدو هم گاو مرده!!
حوضه کارش هم بسیار وسیع و گسترده است و همه نوع معاملات اشکار و پنهانی را انجام می دهد ! قدرت درک او از شرایط و موقعیتها خارق العاده است !! و میزان فهمش از زمان و زبان ! شگفت انگیز می باشد !!
او هم زبان اسب را می فهمد و هم زبان صاحب اسب را , و می داند که کدام اسب در کدام کورس اول یا دوم می شود !!
او حتی زبان و جنس ادمهای خاص و مهم را هم می شناسد!و لذا به موقع ضیافت شام برگزار می کند و هدایای خاص تقدیم می دارد!! خلاصه این "گونه باقار " یک پدیده به تمام معناست که حالا بعنوان بورژوای جدید شهر ,شهرت پیدا کرده است !
البته یک موقع فکر نکنید که فقط " گونه باقار " به این درجه رسیده و بورژوای نو کیسه شده باشد ,خیر - اتفاقا" همکاران وتیره و طایفه ایشان نه تنها تو شهر بلکه در کل منطقه توانستند به این درجه برسند و عنوان فاخر طبقه اشراف! را از ان حود سازند!!
اما نکته ای که هست این است که اشراف جدید خصوصیات و آئین جدیدی از اشرافیگری را در منطقه به نمایش گذاشته اند که در نوع خود جالب می باشد !!؟
اولا" که با عطر و ادکلن و کراوات و کیف سامسونت رابطه خوبی ندارند! ثانیا" بسیار خاکی تشریف دارند و با شلوار کردی و پیژامه سوار ماشین اخرین سیستم می شوند.! ثالثا" ادبیات خاص و منحصر بفردی دارند که بسته به شرایط لحن عوض می کنند اما عموما" بوی ماندگی و چاکر مابیشان را حفظ می کنند !! رابعا" پول را عامل قدرت می دانند و لذا آقازاده شان آزادی هرج و مرج طلبانه را دوست دارند و می گویند : هر چیزی و هر کسی یک قیمتی دارد!!
[حال جالب اینجاست ]بعضی خصلت اشراف جدید در بین دیگر اقشار و ادمهای منطقه هم دیده شده است ! بعنوان مثال عرض می کنم کشاورز دمپایی فروش شده!! دامدار CD می فروشد ! معلم راننده آژانس شده !! دکتر زیر میزی می گیرد ! و زنها هم دستفروش شده اند !! حالا دلیل این امر نفوذ فرهنگی اشراف جدید است یا چشم و هم چشمی انهاست و یا مد روز و اقتضای زمانه است !و یا اینکه به بیماری و مرض کم درامدی ! مبتلا شده اند این را نمی دانیم , چیزی که می دانیم این است که هر چقدر اشراف و " گونه باقار " ها بالا می روند بخشهای دیگر علی الخصوص تیره و دسته " توقماق " پایین می آیند!! حالا چرا " توقماق و طایفه اش نزول می کند به این دلیل است که تولیدات انها شکمی نمی باشد ! یعنی محصولات انها که فکر و اندیشه و فرهنگ است خریداری ندارد و انها مجبورند زیر خط فقر زنده مانی ! کنند !!
[منبع: صحرا -شماره 342 ]با اندکی تلخیص در سایت اولکامیز قرار داده شد. |