
قزاق پنق بعد از اتمام تحصیلات ابتدایی در دبستان صفوی بناور در مدرسه علوم دینی نعمان بیناور(امچلی) به استادی طایجان آخوند محمدی قره جه از علمای بزرگ ترکمن صحرا مشغول به تحصیل شد. قزاق پنق که وی را ملا بایرام دوردی صدا می کردند در سن 17-18سالگی مدت یکسال تمام در بستر بیماری بوده به سختی مریض می شود و نیروی جسمانی وی به شدت تحیلیل رفته و بسیار ضعیف می شود مادر و برادرش را به بالین می خواند و از آنها رخصت می خواهد . مادر در ابتدا از رخصت امتناع می کند ولی بالأخره می گوید : هر جوری می خوای همانطور باش.
قزاق نفس راحتی می کشد و از آنها می خواهد که دوتار ملا قانقرمه را بخرند ، برادران دنبال ملا رفته و دوتارش را برای او می خرند و قزاق پس از رسیدن به معشوقش (دوتار) که جبر زمانه و مخالفت خانواده و فامیل باعث دوری آن دو از یکدیگر شده بود روحیه و جان تازه ای گرفته و رو به بهبودی می رود و سلامت خود را باز می یابد .
بعد از آن تحصیلات حوزوی را همراه با خوانندگی تا یک قدمی درجه آخوندی ادامه می دهد. به علت فقر فرهنگی به هنر موسیقی و خوانندگی زیاد ظلم می شد.
کسانی که با ذوق و اشتیاق به این هنر روی می آوردند با مخالفت و سرسختی خانواده و طایفه خود مواجه می شدند و یکی از علل عمده مخالفت آنان باور و برداشت غلط دینی بود و دیگری آلوده بودن این هنر به اعتیاد بود. قزاق پنق نیز از این قاعده مستثنی نبود بعد از کشمکشهای خانواده و طایفه خود نوبت به طایفه و خانواده همسرش نیز می رسد و دادن دخترشان را به کسی که در هنر موسیقی و خوانندگی مشغول می باشد، برای خود کسر و صدمه به غیرت و ناموس خود تلقی می کردند بدین خاطر چندین بار طایفه یامپی به بناور آمده و می خواستند دخترشان را ببرند که با مقاومت طایفه قزاق پنق مواجه می شدند.
بعد از پیروزی شکوهمند انقلااب اسلامی در 22 بهمن تحولی در هنر موسیقی ترکمن پیدا می شود و جوانان به خودآمده و او نیز به سوی گمشده خود یعنی دوتار باز می گردد.
استاد قزاق پنق با خواندن سبکهای یموت ، آرقاچ، خیوه و با در هم آمیختن آنها سبکی جدید و منحصر به فرد از خود بجای می گذارد.
قزاق بخشی 84 ترانه را در رادیو ضبط و اجرا کرده که چندین آهنگ را خودش ساخته است از جمله آهنگ "گولر" . صدای او صدای خودش بود او در طرز خواندن از کسی تقلید نمی کرد. صدایش در عین نازکی کلفت نیز بود او هم صدای زبر و خشنی و هم صدای نرم و لطیف را داشت او با ترکیب این صداها توانست سبکی جدید از خود برجای بگذارد.
از صفات برجسته او هنگام خوانندگی طرز نشستن و نحوه به دست گرفتن دوتار بود که توجه عموم را به خود جلب می کرد. جوق جوق های او هنگام خوانندگی صدایی چون غرّش شیر از گلوش خارج می کرد که شاهکار بود و هر بیننده ای را مسحور خود می ساخت و به وجد می آورد.
متأسفانه هر کس در ترکمن صحرا دوتار بدست بگیرد زندگیش با فقر و فلاکت همراه می شود . وضع خلیفه نیز از این قاعده مستثنی نبود ولی باز خوش پوش بود با تمام فقرش سربلند زندگی می کرد.
خاطره ای از استاد قزاق از زبان استاد رحمان قلیچ یمودی نوازنده کمانچه و همنواز قزاق پنق:
برای اعزام به انگلستان و آمریکا جهت اجرای موسیقی ترکمنی آزمونی از چند باغشی مطرح در شهر کرج برگزار شد. سرانجام پس از مراحلی قرار شد از بین قزاق پنق و خوجه باخشی یکی انتخاب بشود من به دلایلی نوازنده خوجه باغشی شدم و کمانچه زن دیگری به نام قهرمان قلی یمودی ، قزاق پنق را همراهی می نمود. در ابتدا خوجه باغشی ترانه ی خدیجه را که قزاق پنق می خواست آن را اجرا کند خواند و به راستی خیلی خوب خواند و اجرا کرد.
بعد نوبت قزاق پنق رسید. او ترانه ی جان جان را اجرا کرد و در خواندن آن ترانه نبوغ خود را به خوبی نشان داد و چنان از جوق جوق هایش بجا استفاده کرد که توجه همگان را به سوی خود جلب کرد.
بدین ترتیب او انتخاب شد و در چند کشور خارجی موسیقی ترکمنی را استادانه اجرا کرد. به طوری که کارشناسان و داوران را نیز به حیرت واداشت و رتبه اول را در سح جهان کسب نمود و با افتخار به وطن بازگشت و این برای تمام ترکمنها و ایرانیان افتخار بزرگی بود.
<< قوی اونینگ مهرینی سینگدیریپ یأدیگار قویوپ گیدن آیدیم لاری بیزینگ یورگ لر منده قووات بولیب گوونمیز آچسین>>
قوی اونینگ جای جنت و روحی شاد بولسین آدی المودام یورگلرده قالسین
مارال قروی از دانشگاه زابل
|