 منبع : كلوب تركمنclub/post/show/clubname/tourkmen
متن يا مقاله " آي قيز " عضو كلوب اينترنتي تركمن سلام.خواستید نظرمو در مورد مشکلات ترکمن بگم.برام جالبه که هنوز کسی نظرشو عنوان نکرده.ظاهرا دوستان مشکلی نمیینن یا شاید هم علاقه ای به یادآوری مشکلاتشون ندارن! پسر خاله مشکلاتی مثل سربازی،ازدواج،مسکن وتعصبات خشك مذهبی، تعلقات سنتی وخودباختگی عنوان کردن که فقط مختص ترکمن نیست کل جامعه ایران رو گرفتار کرده.البته در مورد قسمت اخیر(تعصبات ،تعلقات) شاید قومیت ها بیشتر درگیر باشند.در مورد جوان ترکمن به نظر من یکی از مهمترین مشکلات روز "هویت" و"تطابق با زمان" و "ازدواج" باشه.نمیخوام موضوع رو علمی وپیچیده کنم با بخوام با مستندات صحبت کنم ترجیح میدم با توجه به تجربیات ومشاهدات عینی که داشتم عنوان کنم.چند سال اخیر (شاید بشه گفت با آغاز قرن 21) شاهد تحولاتی بودیم که یکباره رخ داد وتاثیرات زیادی در جوامع داشته.گسترش ارتباطات،اینترنت،ماهواره همه یکباره وارد زندگی مردم شد و تاثیراتی که در زندگی گذاشته همه شاهد هستیم.اگه بخواییم نسل خودمون رو با نسل قبل مقایسه کنیم شاید جهش بزرگی رو این بین ببینیم.فاصله ای که بین نسل ما ونسل قبل بوجود اومده هیچ دوره ای نمیشه تصور کرد.و طبیعیه که این فاصله مشکلاتی به همراه داره.طرز فکر وافکار وتصورات جوونای امروز با پدر ومادر وحتی خواهر برادرهای بزرگتر که فاصله سنی دارند خیلی فرق میکنه.شاید از نظر امکانات شانس خوش شانس بودیم که این دوره زندگی میکنیم ولی اختلاف عقاید وتنش های زیادی با نسل قبل داریم.در مورد اینکه تحولات بوجود اومده لازم ومفید بودن نیازی به بحث نیست وهیچک نمیتونه انکار کنه ولی این بین مشکلاتی هم بوجود اومده که بیربط به این تحولات نیست.گسترش ارتباطات،اینترنت وماهواره باعث شده وارد دنیایی بشیم که خیلی با دنیای سنتی ما فرق داره.وارد جامعه جدید شدن به خودی خود مشکلی نداره ولی برای کسی که هنوز خودشو بدرستی نشناخته و به باور نرسیده والفبای فرهنگ خودشو یاد نگرفته خطرناکه.... اگه بخوام خود این بحث رو ادامه بدم خیلی طولانی وخسته کننده میشه. ترجیخ میدم فعلا یکی از مشکلاتی که در ذهنم بود بگم.دوستان اگه بخوان میتونن مشکلاتی که مربوط به موضوع مطرح باشه عنوان کنن. ...........................................................مشکلی که میخوام مطرح کنم شاید برای اکثر جوانها پیش اومده وواقعیته که نمیشه فرار کرد.شاید بشه زیر عنوان ازدواج مطرح کرد ولی فکر میکنم تفاوتش با خود بحث ازدواج زیاده."روابط دختر و پسر " بحثیه که معمولا تو جامعه سنتی ما نمیشه آزادنه مطرح کرد و همیشه باید ملاحظاتی رو در نظر بگیریم. البته اگه همین بحث رو بخوایم با بزرگترها مطرح کنیم جوابشون مشخصه و جای بحث هم نمیزارن.ولی ما بین جوونها مخصوصا جوونهای خودمون دغدغه بزرگی بنام "روابط دختر وپسر"داریم.حالا ممکنه بخاطر آشنایی قبل از ازدواج یا نه صرفا برای آشنایی وروابط آزاد دیگه باشه وفکر نمیکنم کسی منکر این روابط بشه.البته این مشکل هم مختص ترکمن نیست وتقریبا همه جامعه گرفتار این موضوع شده ولی قومیت ها ومخصوصا ترکمن به خاطر عقاید سنتی ومذهبی ریشه داری که داره بحث های زیادی در این مورد دارند.ما قوم مذهبی هستیم وفرهنگ وسنت های اصیلی داریم که نیازی به بیانشون نیست.ولی همین عقاید مذهبی وسنتی خودش مانع بزرگی برای ارتباط بین دختر وپسر گذاشته و این ارتباط رو به هر دلیل وصورتی که باشه بشدت منع کردن.خانواده ها معمولا خیلی پایبند این عقیده هستن. جوان امروز که دنیای متفاوتی رو تجربه میکنه از یک طرف نمیتونه این عقاید رو کاملا قبول کنه واز طرف دیگه نمیتونه ویا جرات نداره با عقاید آشکارا مخالفت کنه.ولی خوب معمولا بیکار هم نمیشینه با وجود امکاناتی مثل اینترنت وتلفن وموبایل که هر کس براحتی میتونه در اختیار داشته باشه راحت وبی سر صدا میشه ارتباط برقرار کرد.بحث من سر درستی یا غلطی داشتن ارتباط نیست.هر کس عقیده ای داره ومن بشخصه نمیتونم این ارتباط رو انکار وکسی رو منع کنم.مشکلی که میبینم اینکه حدو مرز این ارتباطات مشخص نیست.متاسفانه این ارتباط اینترنی و... بعد مدتی خودبخود صمیمانه تر میشه واز دنیای مجازی خارج میشه و بدنبالش مشکلات زیادی داره.و معمولا چون خودشون هم نظر درستی درمورد درستی این ارتباط ندارن این ارتباط مخفی ودور از چشم خانواده است که خیلی خطرناکه.متاسفانه هنوز خانواده ها نتونستن برای مسئله آشنایی وارتباط سالم تعریفی داشته باشند و قبولش کنن از طرف دیگه جوان امروزی که تحصیلکره است و دنیای جدید و متفاوتی از والدین وبزرگتر ها داره نمیتونه ازدواج سنتی و بشیوه والدین رو قبول کنه.و حتی خیلی ها خواست بیشتری دارن وارتباط وآشنایی رو صرفا برای ازدواج نمیدونن وعقیده دارن باید اجازه داد دو جنس مخالف کامل همدیگرو بشناسن وارتباط داشته باشند.تفکر جوان امروز از یک طرف وعقاید مذهبی وسنت ها وخانواده از طرف دیگه باعث شدند که درگیری مدوام بین این دو گروه پیش بیاد که متاسفانه باعث شده فاصله وشکاف بیشتری بین این دو گروه ایجاد بشه.واقعیت اینه که نمیشه حداقل در عصر امروز خواست جوان ها و تمایلاتشون رو ندید گرفت.نمیشه رشد سطح فکر ودید جوانهای امروزی و تمایلات وکشش به جنس مخالف رو انکار کرد.امروز زن و دختر ترکمن پا به پای مرد تحصیل وکار میکنه.امروز تعریف اجتماع فقط "مرد" نیست بلکه "زن ومرد" شده. ولی با ابنحا حتی خیلی از خود ما نمیتونیم این ارتباطات رو بشیوه ای که رایجه قبول کنیم.و امروزه خیلی از دخترا وپسرا نمیتونن قبول کنن که بدون اشنایی حاضر به ازدواج با کسی بشن واز طرف دیگه در شان خودشون نمیدونن که حاضر به روابط پنهایی بشن(بخاطر دید منفی اجتماع وحتی خود جوانها). متاسفانه آمار طلاق بین ترکمن ها روز بروز بیشتر میشه که خودش گویای خیلی مسائله. بنظرم وقتش شده که جدی به این موضوع نگاه بشه وباید برای این ارتباط حد ومرز وتعریف قائل بشیم تا جلوی بسیاری از افراط وتفریط ها گرفته بشه.آمار طلاق بخاطر همین افراط وتفریط ها بالا رفته ولی هنوز هم دو گروه روشنفکری جوونها و عقاید وسنت ها با هم درگیر هستن ونمیتونن حدومرزی برای این مسئله قائل بشن. شایداز نظر بعضی ها مطرح کردن این موضوع از طرف یک دختر ترکمن گستاخی باشه ولی مسائلی که شاهد بودم ومتاسفانه طلاق ها و مشکلات وانحرافات زیادی که هرروز در دادگاهها وسطح جامعه دیده میشه واینکه میبینم بخاطر این مسائل خیلی از جوونها از فرهنگ وعقاید خودمون دلسرد ودلزده شدن دلم میسوزه.ترکمن فرهنگ ریشه داری داره و این تمدن تونسته تا به امروز خودشو حفظ کنه و حتی دورانی بر جوامع سلطنت وسیطره داشته.ابن تدام وحفظ فرهنگ نشون میده که هر دوره ای با تغییرات خودشو وفق داده بدون اینکه خللی به سنت های اصیل وارد بشه ونام ترکمن همیشه محترم ومحفوظ بوده.بحث مذهب هم مثل فرهنگ همیشه با جامعه همگام بوده بدون اینکه خللی بهش وارد بشه.ولی متاسفانه عصر امروز نتونستیم با تحولاتی که سریع پیش اومد همگام بشیم و این عقب موندن فاصله زیادی بین جوون ها ونسل قبل که در واقع حافظ مذهب وسنت ها هستند ایجاد کرده.چند ساله اخیر اگه دقت کنیم خیلی تغییرات داشتیم.مشکلی که عنوان کردم مشکل اصلی نیست ولی یکی از مشکلات اساسیه.امروزه حتی از نظر علمی هم ثابت شده که تا مسائل و بحرانهای روحی وجسمی جوون ها حل نشه نمیشه انتظار داشت بتونن براحتی روی مسائل دیگه تمرکز کنن.این مشکلات واقعیت دارن وباید مطرح بشن.من شاید تونستم یک مشکل رو عنوان کنم و این مشکلی که عنوان شد خودش مشکلات جانبی زیادی داره که هرکدوم رو میشه جدا بحث کرد. امروزه دلسوزی پنهان کردن واقعیت های تلخ نیست بلکه بیان کردن وبدنبال چاره بودن برای این واقعیت های تلخه.
|