ورود

شناسه‌ی کاربری:

گذرواژه:

ورود خودکار



گذرواژه را فراموش کرده‌اید؟

عضو شوید

فهرست

ارسال به سایت

مطالب ویژه : "قارا ملا "شاعر روحاني و مردمي
فرستنده webmaster در تاريخ ۱۳۸۸/۱۱/۲۰ ۱۸:۲۰:۰۰ (65 بار خوانده شده)

اولكاميز : چون متن داراي اشعار تركمني است براي بزرگتر ديده شدن از كيبورد + و كنترل ctrl را باهم فشار دهيد .


قارا ملا
ادبيات قرن بيستم تركمن‌هاي ايران با شعرهايي كه كارنامه‌اي وزين و توشه‌اي قابل تأمل را به يادگار نهاده‌اند. نيز شناخته مي‌شود. يكي از آنان «قارا ملّا‌» (1951 – 1867) است. وي در ديواني كه به دست خويش كتابت نموده است پس از هر چند شعر، يك مثنوي يازده هجايي را كه با بيت زير آغاز مي‌شود به سياق مختلف آورده است:
قالام يوْندوُم، خط بيتدي روزوگأر
اؤزؤم اؤلسم، حاتيم قالسين ياديگأر.
كه در آن فناپذير بودن انسان و جاودانگي نام اهل قلم و ارزشمندي آثار آنان از سيم و زر را تذكار مي‌دهد. وي چنين سروده است:
قالام آيدار:«منم آلتين – كوموش من
تمام عالم‌لارا حؤكم ايله ميش من
وي در بيتي ديگر دوستي قلم را موجب عزّت مي‌داند و سواد را بزرگترين ثروت براي خانواده مي‌شمارد:
قالامي عزيز توت، عزيز بولغاي سن،
اوُشاغينگني يگ توت، قانع اولغاي سن،
بنا به تفكر قارا ملّا مفهوم «قلم» علاوه بر معناي بديهي و نوشتن خط، به معناي عالم بودن و ميراث ادبي را براي نسل‌هاي بعدي رساندن، و جاودانگي است. به مثنوي زير توجه كنيد:
قلم يوندوم، خط بيتدي روزوگأر
اؤزؤم اؤلسم، خاطيم قالسين ياديگأر

كيم اوْقيسا بيزني شول ياد ايله‌سين
حم دوغادا روحوميز شاد ايله‌سين،

دوْغادان اؤزگه سيزلرگه سؤزوم يوْق،
بوُ دونيأده خطيم قالغاي، اؤزوم يوْق،

قارا ير آستيندا گدا بولار من
دوغان- قارداشيمدان جيدا بولارمن،

حايري دوْغا قيلينگ روحي-پأگيمه
«الله رحم اتسين» دييينگ حأگيمه،

رحيم ايله گيل مانگا يا ذوالجلاليم
آيير ماغين مندن نوري – ايمانيم.

يامان‌لار آراسيغا بيزني قاتما
محشر ديوانيندا شرمنده اتمه،

دپدر نامالاريم اوْنگ قوْلغا برگيل
غضب قيلما، حليم‌ليق بيرله سوْرغوُل

صراط كؤپروسيندن برق كيمين اؤتور
گؤنام غفو ايلاپ، مقصد‌غا يتير.
مفهوم مثنوي فوق حديث نبوي «اطلبوا العلم من المهد الي اللحد» را در ذهن مبتادر مي‌سازد. قارا ملّا در پايان بخش‌هاي متعدد شعر فوق به زبان‌هاي عربي و فارسي نيز آورده است:
الخطّ باقي، و العمر فاني
العبدُ عاصي، و ربّي عافي
و در جاي ديگر:
شد به توفيق خداي لاينام
اين كتاب در روز آدينه تمام
و اين از نظر مفهوم با مضمون كلي شعر همخواني دارد، و هم توانمندي شاعر و وسعت دانش وي را مي‌رساند.
مضمون جاودانگي قلم و فنا پذيري انسان منحصراً در اشعار قارا ملّا ديده نمي‌شود بللكه در بسياري از ميراث ادبي گذشتگان موجود است. اما شاعر ما با توانمندي و ذوق سر شار آن‌ها را در جايگاه مناسب به كار گرفته است. و البته بيانگر آن مي‌تواند باشد كه شاعر به ميراث ادبي پيش از خود نظر داشته و مفاهيم موجود در آن‌ها را با قلم خويش در آميخته است.



قارا ملّا كيست؟
وي در يكي از روستاهاي ناحيه‌ي حسنقلي در تركمنستان غربي در سال 1867 چشم به جهان گشوده، در سال 1951 در روستايي به نام كلابات در حوالي رودخانه گرگان در 84 سالگي وفات يافته است.
نام پدرش قليچ مأمت و مادرش نوربي بي بوده است. والدينش او را رجب ناميده‌اند. در اين باره در يكي از مثنوي‌هاي وي چنين مي‌خوانيم:
والدينينگ قويغان اسمي رجب
قادير مؤولام، قيل دوغامني مستجب

آتاسي نينگ اسمي- شريف قليچ مأمت
يامان يولدان ساقلا مؤولام سلامت

نوربي بي دير انه‌سي نينگ آدي حم
فضل ايله گونأحين باغيشلاغاي حم
شاعر بيشتر عمر خويش را در ناحيه‌ي بالكان مي‌گذراند. در محضر قاره آخون علم مي‌آموزد: و يكي از باسوادان عصر خويش مي‌شود. «قارا ملّا» نامي بود كه به واسطه‌ي سيه چردگي و تيرگي رنگ پوست از اوان جواني و طلبگي بدان ملقب گشت.
استاد وي «قارا آخون» در زمان خويش عالمي زاهد بوده است. اكنون قبرستاني در ميان شهرهاي نبيت‌ داغ و جبل كه خود وي نيز در آنجا آرميده قارا آخون ناميده مي‌شود.
آري قارا ملّا در محضر چنين شخصيت وارسته‌اي تعليم يافته‌است، استادي كه شاگرد درباره‌ي وي در سروده‌هايش به نيكي ياد مي‌كند.
قارا موللا تا پايان عمر خويش در حوزه به تدريس مي پردازد. در دفتر اشعار او رباعي زير مشابهت تنگاتنگي با آثار گذشتگان دارد:
عيد روزه گلدي دييپ، بارچا دل شاد بولدوُلار،
أهلي عالم مكدبدن جمله آزاد بولدولار،
اي آتا، عيدانا بِر، خيذمات قيلاي اوُستاديما،
كؤپ كيشي خيذمات قيليپ، آخيردا اوستا اولدولار.
مفهوم اين شعر در خصوص خدمتگذاري وحرمت و هديه دادن به معلم و استاد است. قارا موللا به علت آزار روحانيون [در تركمنستان ]در يكي از شب‌هاي سال 1938 به ايران هجرت‌ مي‌كند، اما هرگز موطن و مكاني كه در آن پرورش يافت، دوستان و آشنايان، اقوام و نزديكان را فراموش نكرد. و تا پايان عمر در آرزوي ديدار آنان زيست. اين مسئله مضمون اشعار «حوس‌لي جاي لاريم غالدي»، «نسيپ چكيپ بارسام سانگا»، «گؤرمك بارمي جاي لارسني»، «آبادان لاپ بيزه گزمك بارمي قا؟»، «باحار بولسا غايراق گؤچر ايل لري» را به خود اختصاص داده است.
بنده آدام ديير، ياران،
حقينگ اِتگن ايشه حايران،
ايل‌لريمز گيتدي ايران،
گؤرمك بارمي جاي‌لار سني.
و يا:
بنده، آدام، بأش گون آمان،
باراريم، بارمازيم گومان،
ديله‌گيم خدادان ايمان
هؤوس‌لي جاي‌لاريم قالدي.
او قبل از هر چيز روحاني است و آثار وي سرشار از مضامين ديني و وعظ و اندرز است. در اشعار «بؤدونيا»، «شيطاناآيديلغاني»، «يالبارار حاقا»‌، «اي دونيا سندن»‌، «بارسام آغلايا - آغلايا»‌، «باقار سني»‌، «اوُتارسن دونيا»‌، «يارليغاي اؤزونگ »‌، «نيچيك بوْلار حال‌لار شوْل گون»‌، «بنده سن غم بولما»‌… توصيه به يگانه پرستي و تصوف دارد. زندگي و مرگ، نيكي و پليدي دنيا پرستي و انصاف، جواني و پيري، وظايف فرزندان نسبت به پدر و مادر از موضوعاتي است كه بدان‌ها پرداخته است.
لازم به ذكر است كه شاعر هرگاه وارد اين مباحث مي شود خويش را شاگرد مختومقلي مي‌داند و هرگز در مقطع اشعار تخلّص و نام خويش را نمي‌آورد. بيشتر به صورت «بنده آدام آيدار…» و يا «پاقير بنده آيدار …»‌ بند پاياني را سروده است. در پايان يكي از نوشته‌هاي وي چنين مي خوانيم: «نوشتم من ملّا فلاني». و در اين عبارت كوتاه مفهوم نهايت افتادگي نهفته است.
كساني كه او را مي‌شناختند هرگاه صحبتي از وي به ميان مي‌آمد با عباراتي چون: «شخصيتي جذاب بود»، «در كمال سادگي مي‌زيست» توصيفش را به جاي مي‌آوردند.
پير زني از آق‌قالا - كأبه‌ دايزا – مي‌گويد: «قارا ملّا همچون جامه‌اي ابريشمين بود.» علاوه بر اين‌ها وي را مردي اهل مزاح، شوخ طبع، بذله‌گو و سخندان دانسته اند…

از كتاب : " بررسي ادبيات تركمن صحراي ايران " تاليف : قاسم نوربات ترجمه : عبدالقهار صوفي راد



صفحه مناسب چاپ پیشنهاد این صفحه
افراد آنلاین
10 کاربر آن‌لاين است (8 کاربر در حال مشاهده‌ی سایت اخبار)

عضو: 0
مهمان: 10

ادامه...

جستجو

Design & Hosted by ilyadgonbad.com