از قيام ضداستبدادي مردم ايران در سال 57، هنوز رويدادهاي بسياري در خاطرهها مانده است. هنوز بسياري از حاضران و ناظران آن رويدادها زندهاند و براي فرزندان خود از خاطرات آن روزها سخن ميگويند. بخش قابل توجه اين خاطرات، رويارويي مردم با پليس شاه است كه چگونه مردم در برابر برخوردهاي غيرقانوني آنان، از دل و جان مايه گذاشته و ايستادگي كردند و در نهايت بر پليسي كه به همه جور تجهيزات از قبيل گاز اشك آور و باتوم الكتريكي و سلاح آتشين مجهز بود، غلبه يافتند و موجب پيروزي انقلاب شدند. گويا سهم مردم، دير يا زود، هميشه پيروزي است.

شهر گرگان نيز در آن روزها، فارغ از اين ماجراها نبود. به جز روز پنجم آذر و كشتار وحشيانهي مردم توسط پليس، سه ـ چهار روزِ آخر حكومت شاه، از خاطرهانگيزترين روزهاي انقلاب در گرگان است.
ماجرا از آنجا آغاز شد كه پليس سركوبگر، برخي از مغازههاي شهر و اماكني را كه متعلق به افراد انقلابي يا كساني بود كه مخفيانه براي پيشبرد اهداف انقلاب كمك مالي ميكردند، شبانه به آتش ميكشيد. اصناف شهر در يك اقدام كاملاً مدني، تصميم گرفتند فقط شبها مغازهها را باز كنند و با طلوع خورشيد و سر زدن سپيده، مغازهها يك به يك بسته ميشد. به همراه اين تصميم كه مورد استقبال زياد گرگانيها قرار گرفت، يك كميتهي مردمي نيز متشكل از جوانان محلات مختلف، در حالي كه تنها سلاحشان چوبدستي بود، در كوچهها و خيابانها به گشتزني مشغول بود. در شب 19 بهمن، يكي از پليسهاي آتشافروز در كوچه پس كوچههاي يكي از محلات شهر شناسايي، دستگير و براي محاكمه روانهي مسجد گلشن شد.
جوانان پُرشور، آن شب، سَرِ كوچهي مسجد و كنار جوي آب، آنقدر با چوبدستيهاي خود بر سر و روي پليس بخت برگشته كوبيدند تا اولين قتل يك پليس در پاسخ به خشونتهاي بيمنطق آن در اين شهر شكل بگيرد. جسد بيجان پليس را همان شب سَرِ چهارراه ميدان از درختي آويزان كردند و همين موضوع، خشم توفاني سليمزاده فرمانده عمليات پليس را برافروخت و به كينخواهي آن پليس، روز 19 بهمن صداي تيراندازي لحظهاي قطع نشد. 6 كشته و آتشسوزيهاي بسيار، حاصل خشم و كينخواهي پليس در آن روز بود.
اين واقعه، مردم را مترصد فرصت براي مقابله به مثل نگه داشت. روز 22 بهمن كه ارتش همبستگي خود را با ملت اعلام كرد و عملاً رژيم شاه ساقط شد، اين فرصت براي مردم فراهم آمد. مردم كه داغ كشتههاي چند روز پيش هنوز بر دلشان بود، بيمحابا به شهرباني گرگان حمله كردند و هر افسر و درجهداري كه سر راهشان سبز شد ـ با گناه و بيگناه ـ از دم تيغ گذراندند. تعداد كشتههاي پليس در آن روز را تا 23 نفر هم گزارش كردهاند. salim |