 به نام خدا جبر و اختيار فرقه ي جبريّه - آنها كه اختيار انسان را در انجام افعال نفي مي كنند - و فرقه ي قدريّه - آنها كه اراده ي خدا را نفي مي كنند در انجام افعال توسّط انسان - هر دوي اين فرقه ها نزد اهل سنّت مردود اند. بايد دانست همه ي امور و افعال و پديده هاي عالَم ، حتّي آنها كه از انسانها سر مي زند، براي انجام شدن و به فعليّت رسيدن ، همه و همه به خواست و اراده ي خدا است :
‹‹ وَ اللهُ خَلَقَكُمْ وَ ما تَعْمَلُوْنَ ›› ( خداوند هم شما را و هم عمل هاي شما را آفريد ). 96 / صافّات
‹‹ وَرَبُّكَ يَخْلُقُ مَا يَشَاء وَيَخْتَارُ مَا كَانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ سُبْحَانَ اللَّهِ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ ›› و پروردگار تو هر چه را بخواهد مىآفريند و برمىگزيند و آنان اختيارى و تأثيري ( در ايجاد و به فعليّت رساندن) ندارند ، منزّه است خدا و از آنچه [با او] شريك مىگردانند برتر است . ( آيه ي 68 سوره ي قصص )
تنگري سيز چوب باشي قيميلداماز - ‹‹ اگر تيغ عالَم بجنبد ز جاي / نبرّد هيچ رگي ، گر نخواهد خداي ››.
ولي در پيدايش پديده ها ، - چه آنها كه عادّي است از قبيل : حركت يك عضو در انسان و چه آنها كه غير عادّي و خارق العاده و معجزه و كرامت است از قبيل : زنده كردن مردگان، توسط عيسي ‹‹ ع ›› و طيّ مسافت طولاني در يك آن و طرفة العين توسّط آصف بن برخيا وزير سليمان ‹‹ ع ›› و شكافته شدن ماه توسط نبيّ مكرّم اسلام ، فخر كائنات ، حضرت محمّد بن عبدالله (ص) ، - چون در پيدايش اين امور و پديده ها ، اراده و اختيار انسان و گاه اشياء بي جان و بي اراده ، در ميان و واسطه است ، به طريق مجاز به انسان و حتّي اشياء بي عقل نسبت داده مي شود: ‹‹ فَمَنْ شاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَ مَنْ شاءَ فَلْيَكْفُرْ ›› 29 / كهف ( پس هر كه خواهد ايمان بياورد و هر كه خواهد كفر بورزد ).
‹‹ جَزاءً بِما كانُوْا يَعْمَلُوْنَ ›› 17 / سجده ( پاداشي است به خاطر آنچه انجام مي دادند) .
‹‹ قالَ الَّذِيْ عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ أنا آتِيْكَ بِهِ قَبْلَ أنْ يَرْتَدَّ اِلَيْكَ طَرْفُكَ ›› 38 / النمل ( آصف بن برخيا ، كسي كه علم و دانش از خدا داشت گفت : من تخت بلقيس را پيش از آنكه چشم بر هم زني نزد تو خواهم آورد ).
‹‹ رَبّ اِنَّهُنَّ اَضْلَلْنَ كَثِيْراً مِنَ النَّاسِ ›› 36 / ابراهيم ( پروردگارا اين بت ها ( اشياء) بسياري از مردم را گمراه ساختند. ).
به فعليّت رسيدن همه ي امور و پديده ها چه با واسطه - اراده و انتخاب انسان - و چه بي واسطه منسوب به خداي متعال و قضا و قدر الهي است.
دليل عقلي : اگربه دلايل و براهين عقلي از قبيل ؛ برهان نظم وعلّت ، وجود خدا را پذيرفتيم ، آنگاه پديده هاي جهان را به دو بخش تقسيم مي كنيم :
(1) يك سري خارج جسم و كالبد انسان . (2) يك سري ديگر در كالبد و تن آدمي .
و اگر همه ي پديده هاي بيرون انسان از قبيل ؛ حركت كهكشان ها و گردش سيّاره ها و ستاره گان و آمد و شد شب و روز و ريزش باران و جريان آب جويبارها و رود ها و روئيدن گياهان و زلزله و سيل و طوفان و... و بعضي از پديده هاي كالبد آدمي از قبيل ضربان قلب و فعل و انفعالات همه ي دستگاه هاي داخلي بدن مانند : مغز و جگر و كليه و ... را از اختيار و اراده ي انسان خارج و به اراده و اختيار و دست پنهان تقدير الهي نسبت دهيم. مي ماند اعمال و رفتار و پديده هايي از قبيل : راه رفتن و خوردن و نوشيدن واعمال موافق فرامين الهي مانند : ايمان و نماز و روزه وزكات و يا اعمال مخالف فرامين الهي مانند كفر و شرابخواري و زنا و ربا و رشوه و... كه احساس مي كنيم تحت اراده و اختيار ما شكل مي گيرند- و هيچ انسان عاقلي انتخاب و اراده ي خود را نفي نمي كند - ما مدّعي هستيم اين اراده و اختيار نه به شكل علّت تامّه ( ايجاد كننده ي مستقلّ ) بلكه به صورت علّت ناقصه ( ايجاد كننده ي غير مستقلّ ) است . و اين پديده هايي كه تحت اراده و اختيار انسان واقع مي شوند را ، باز تحت اراده و مشيّت خدا و توفيق الهي مي دانيم و محتاج و وابسته به اراده ي خدا (علّت تامّه) مي گوييم . چرا؟!!!
زيرا گاهاً مشاهده مي كنيم نفس ناطقه ، عقل و روح انسان كه در نزد عرفا مسّماي هر سه يكي است ، با وجود خواست و اراده ، از انجام و ايجاد و به فعليّت رساندن آن امور ارادي از قبيل : برخاستن ،... ناتوان مي ماند. مثلاً مي گويد : ‹‹ خواستم برخيزم امّا نشد ، گويا بدنم فلج شده بود. ›› . و اين عجز و ناتواني در ايجاد امور توسّط انسان را به تمام اوقات عموميّت مي دهيم. و مي گوييم خداوند هر وقت بخواهد خواسته هاي نفس ناطقه ي انسانها را بي اثر و از تحقّق اعمال او جلوگيري مي كند. و حتّي خواصّ طبيعي اشياء از قبيل ؛ آتش كه طبيعتاً سوزنده است و چاقوي تيز، بُرّنده است به خواست خدا اثر سوختن آتش و برندگي چاقو ازبين مي رود . همچنان كه منقول است : براي ابراهيم (ع ) آتش سرد و سلامت شد. و چاقو ، گلوي اسماعيل (ع) را نبرّيد.
و در حقّ انسان اين جبر نيست و خداوند به خاطر اعمال و رفتارهايي كه انسان اراده كرده و به تحقّق پيوسته و تقدير و سرنوشت خود را رقم مي زند ، ثواب يا عذاب مي دهد و همچنين ، انسان به خاطر نيّات و خواهش هاي دروني - و لو در بيرون تحقّق نيابند – مستحقّ و مستوجب ثواب يا عقاب يا عتاب مي گردد. زيرا انسان بالغ و عاقل مكلّف و موظّف است كه نيّات و خواهشهاي دروني را كنترل و نيك و بد را تميز دهد و به نيك ايمان بياورد و بد را نفي كند.
پايان منابع : ترجمه ي فارسي شرح العقايد ( علّامه سعد الدين تفتازاني ) – سير تحليلي كلام اهل سنّت ( ملّا عبدالله احمديان) نشر احسان و....
|