ورود

شناسه‌ی کاربری:

گذرواژه:

ورود خودکار



گذرواژه را فراموش کرده‌اید؟

عضو شوید

فهرست

ارسال به سایت

مقالات : قضا و قدر خدا در يك نگاه
فرستنده elyas در تاريخ ۱۳۸۹/۳/۳۰ ۱۱:۲۱:۰۳ (93 بار خوانده شده)
مقالات


به نام خدا
قضا و قدر خدا در يك نگاه
در گفتگوهاي عمومي‹‹ قضا و قَدَر ›› به صورت يك تركيب عطفي و مترادف به كار مي رود. و قضا و قدر به هنگام وقوع سوانح و حوادث دلخراش و به منظور دلجويي و تسلّي خاطر مصيبت زدگان بر زبان آورده مي شود. مثلاً گفته مي شود: ‹‹ قضا و قدر ( قسمت ) اين بوده و قضا و قدر ( سرنوشت ) تغيير نمي كند ››.امّا حكما و متكلّمين و شخصيّت هاي برجسته ي علم كلام و حكمت ( فلسفه) دو كلمه ي ‹‹ قضا ›› و ‹‹ قدر ›› را نه به صورت تركيب عطفي و هم معني بلكه جدا از يكديگر و به دو معني متفاوت تفسير كرده اند و گفته اند:


(1) قضا : عبارت است از علم خداوند به خلق وايجاد اشياء و موجودات و دانش خداوند به ايقاع همه ي حوادث خير و شرّ از ازل تا ابد.
(2) قَدَر : عبارت است از اراده ي خداوند به خلق وايجاد اشياء وموجودات و همه ي حوادث خير و شرّ مطابق آن علم و قضا .

تشريح قضا : اينكه علم خدا قبل از ايجاد اشياء و وقوع حوادث به آنها احاطه داشته و نزد خدا آشكار و مبرهن است از قوّه ي درك و فهم انسانها وعقول بشري بيرون است زيرا علم خدا از صفات ذات و همچون ذات خدا ‹‹ لايتناهي و نامحدود ›› است . مولانا مي گويد:
لوح محفوظ است پيشاني يار/ سرّ كونين است در وي آشكار
و بشر هيچوقت نمي تواند ذات و صفات خدا را كه بي نهايت است درنوردد و او را درك كند. شاهد مثال ملموس : كره ي خاكي را تصوّر كنيم و از مركز آن به امتداد هر يك از شعاع هاي آن به بيرون به فضا حركت كنيم . سؤال: شعاع ها در نهايت به كجا ختم مي شوند؟ ما جهت پاسخ ابتدا فرض بر اين مي گيريم تعدادي از شعاع ها در يك سمت در دورترين نقطه به سدّي مانند ديوار چين برخورد مي كند. عقل بلافاصله اين فرضيّه را ردّ مي كند و مي گويد ، آن سوي ديوار چيست؟! و به آن سوي ديوار مي انديشد! اين وجه امتياز انسان با ساير موجودات است كه به ‹‹ بي نهايت ›› ميل دارد و سير مي كند و از اين رو لياقت شناخت و معرفت خداوندي را دارد.
آسمان بار امانت نتوانست كشيد * قرعه ي كار به نام من ديوانه زدند
امّا انسان هيچگاه نمي تواند به خدا علم حاصل كند. و فرق ميان ‹‹ عرفان ›› با ‹‹ علم ›› در اين است كه : عرفان شناخت يك شي ء است به شكل جزئي و مسبوق به عدم وهمواره ناقص است امّا علم ؛ شناخت يك شي ء است به طور كلّي با تمام جزءيّات آن شي ء و غير مسبوق به عدم وكامل است. و لذا گفته مي شود ‹‹ عارف بالله ›› امّا ‹‹ عالم بالله ›› كاربرد ندارد. چه خوش گفته آنكه گفته : ‹‹ روي جانان را نقاب اندر نقابي ديگر است / هر حجابي را كه طي كردي حجابي ديگر است ›› و مولانا مي سرايد:
آن عيش نباشد كه بود بربسته / يك زمان خوش و زمان ديگر بسته
اي بيخبر از عيش بيا تا ببيني / عيشي ز ازل تا به ابد پيوسته

و مولانا اعتراف مي كند : ‹‹ دوربينان بارگاه الست * بيش از اين پي نبرده اند كه هست ›› و از اينروي شناخت خدا همواره در فزوني است و عشق او هميشه تازگي دارد و لايزالي است.

تشريح قَدَر : علّت تامّه و آفريدگار حقيقي همه ي پديده ها و حوادث خير و شرّ جهان هستي كه مجموعه اي از علّت ها و معلول ها هستند ‹‹ اراده و قدر الهي ›› است. قسمي از پديده هاي نظام هستي در پيرامون انسانها رخ مي دهند و انسان ها هيچگونه سهمي در ايجاد آنها ندارند از قبيل : حركت كهكشان ها و گردش سيّاره ها و ستارگان و آمد و شد روز ها و شب ها و ماه ها و سال ها و ريزش باران و جريان جويبارها و رودخانه ها و روئيدن گياهان و رخ دادن زلزله ها و سيل ها و ... و قسمي ديگر كه مربوط به افراد نوع انسان است و در جسم و جان و كالبد آنها پديد مي آيند كه خود بر دو نوع است:

(1) غير اختياري : آفرينش اوّليّه و قدم آغازين انسان از ميدان عدم به عالم هستي و اينكه مرد آفريده شده يا زن ، سالم و قويّ شده يا ناقص الخلقة و ضعيف ، زشت شده يا زيبا ، و فعل و انفعالات دستگاه هاي درون بدن از قبيل : مغز، قلب ، جگر ، كليه ، مثانه و ... برخي از اين پديده هاي غير اختياري كه موافق طبيعت و ميل انسانها است مانند : زيبايي و سلامتي و... ‹‹ مواهب ›› ناميده مي شود . و به آن پديده هايي كه مخالف طبيعت و ميل بشري است مانند : زشتي و نقص خلقت و ... عنوان ‹‹ مصائب ›› اطلاق مي گردد.

يَهَبُ لِمَنْ يَشَاء إِنَاثًا وَيَهَبُ لِمَن يَشَاء الذُّكُورَ / أَوْ يُزَوِّجُهُمْ ذُكْرَانًا وَإِنَاثًا وَيَجْعَلُ مَن يَشَاء عَقِيمًا إِنَّهُ عَلِيمٌ قَدِيرٌ
به هر كس بخواهد فرزند دختر و به هركس بخواهد فرزند پسر مى‏دهد / يا آنها را پسر[ان] و دختر[انى] توام با يكديگر مى‏گرداند و هر كه را بخواهد عقيم ( نازا) مى‏سازد اوست داناى توانا . ( شوري / 49 و 50)
مَا أَصَابَ مِن مُّصِيبَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ : هيچ مصيبتى جز به اذن خدا نرسد ( تغابن /11 )

حضرت محمّد بن عبد الله رسول مكرّم اسلام (ص) فرمود : خداوند فرموده است : من سزاوار پرستش حقيقي هستم و جز من كسي لايق پرستش نيست پس كسي كه بر بلايم ( مصيبت) صبر نمي كند و بر نعمتم ( موهبت) شكرگزار و به قضايم راضي نيست بايد پروردگار ديگري را جستجو كند.››

(2) اختياري : خوردن و آشاميدن و راه رفتن و اعمال موافق فرامين خدا از قبيل : ايمان آوردن و نماز و روزه و زكات و صداقت و .. و اعمال مخالف فرامين خدا از قبيل : كفر و خيانت و دزدي و زنا و ربا و رشوه خواري و ... به اين پديده ها و اعمال ارادي و اختياري انسان ها ‹‹ مكاسب ›› مي گويند.

لَهَا مَا كَسَبَتْ وَعَلَيْهَا مَا اكْتَسَبَتْ :
(آنچه (از خوبى‏) به دست آورده به سود او، و آنچه (از بدى‏) به دست آورده به زيان اوست‏.) بقره / 286
ظَهَرَ الْفَسَادُ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ لِيُذِيقَهُم بَعْضَ الَّذِي عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ
( به سبب آنچه دستهاى مردم فراهم آورده فساد در خشكى و دريا نمودار شده است تا [سزاى] بعضى از آنچه را كه كرده‏اند به آنان بچشاند باشد كه بازگردند ) روم / 41

يك ضرب المثل تركماني مي گويد: پال آزماني ، باشه بلا گلمز. اگرچه انسان ها با اين نيّات و اعمال ارادي و اختياري و با مكاسب خود مقدّرات و سرنوشت خود را نيك يا بد رقم مي زنند، امّا به فعليّت رسيدن و تحقّق نيّات انسان باز وابسته به اراده و قدر الهي است. و خدا هرآن بخواهد مي تواند مانع تحقّق اراده و نيّت انسان گردد.

وَاللَّهُ خَلَقَكُمْ وَمَا تَعْمَلُونَ . ( خدا شما را و هم عمل هاي شما را آفريد.) صافّات / 96
وَرَبُّكَ يَخْلُقُ مَا يَشَاء وَيَخْتَارُ مَا كَانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ سُبْحَانَ اللَّهِ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ
و پروردگار تو هر چه را بخواهد مى‏آفريند و برمى‏گزيند و آنان اختيارى ( و تأثيري در ايجاد و تحقّق اعمال) ندارند منزه است ‏خدا و از آنچه [با او] شريك مى‏گردانند برتر است . ( قصص / 68)

و اين جبر نيست و خداوند به خاطر اعمال و رفتارهايي كه انسان اراده كرده و به تحقّق پيوسته ، ثواب يا عذاب مي دهد و همچنين انسان به خاطر نيّات و خواهش هاي دروني - و لو در بيرون تحقّق نيابند – مستحقّ و مستوجب ثواب يا عقاب يا عتاب مي گردد. زيرا انسان بالغ و عاقل مكلّف و موظّف است كه نيّات و خواهشهاي دروني را كنترل و نيك و بد را تميز دهد و به نيك ايمان بياورد و بد را انكار كند. ( نگاه كنيد مطلب جبر و اختيار در همين سايت )

تأثير اعتقاد به قضا و قدر الهي
قرآن كريم از طريق انتساب مصايب و مواهب و تحقّق مكاسب به قضا و قدر الهي باعث صيانت انسان ها از احساس غم و ناراحتي و ضعف هاي توهّمي و موجب دوري از غرور و فخر فروشي و قدرت هاي كاذب مي گردد.

لِكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ
تا بر آنچه از دست شما رفته اندوهگين نشويد و به [سبب] آنچه به شما داده است‏ شادمانى نكنيد و خدا هيچ خودپسند فخرفروشى را دوست ندارد . ( حديد / 23)

و يك جامعه ي توحيدي و اسلامي با وجود اختلاف طبقاتي مردمش ، فقير و غني و ضعيف و قوي و تفاوت نژادي و طايفه اي و قبيله اي ، زنده و پويا و پرتحرّك و پرقدرت پرورش مي يابد و چه بسا حزب خدا اگر چه اندك و قليل باشد بر حزب شيطان اگرچه بسيار و كثير باشد به اذن و اراده و تقدير الهي چيره مي گردد.

كَم مِّن فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللّهِ وَاللّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ
بسا گروهى اندك كه بر گروهى بسيار به اذن خدا پيروز شدند و خداوند با صابران است ( بقره 249)

پرسش :
1- خداوند به پدري فرزند معلول و ناقص الخلقه مي بخشد و اين پدر از اين دكتر به آن دكتر براي معالجه ي فرزندش تلاش مي كند ، آيا پدر با اين كار برخلاف رضاي خدا قيام كرده واين دليل بر اين است كه به قضا و قدر الهي راضي نيست ؟!!

2- و چطور انسان مي تواند به چيزي كه مخالف ميل و طبيعت اوست خوشنود و راضي باشد ، جز اينكه صبر و مقاومت به خرج دهد و در درد و رنج بسوزد و زانوي غم بغل بگيرد !!! رضا به قضا در اين مورد ( مصيبت ) چه معني مي دهد؟؟؟!!!

پاسخ :
1- هر روز و هر لحظه شأن و مقام و قضا و قدري نوشكل مي گيرد و آن ‹‹ پدر›› در هر لحظه ودرهر قدم از قدري به قدر ديگري از‹‹ قضا و قدرخدا ›› منتقل مي شود. رسول خدا حبيب خدا شفيع مذنبين (ص) فرمود :‹‹ افعل لدنياك كأنّك تعيش ابداً و افعل لآخرتك كأنّك تموت غداً ›› ترجمه : كاركن براي آباداني دنيا گويي تا ابد زنده مي ماني و كار كن براي آباداني آخرتت گويي همين فردا مي ميري .

2- امام محمّد غزالي پرسش دوّم شما را در كتاب الاربعين ( فارسي است و در بازار يافت مي شود) طرح كرده و به تفصيل سخن مي گويد او در پاسخ مي گويد اين پرسش از انكار محبّت برمي خيزد و ....

خواجه عبدالله انصاري مي گويد: بلا از دوست عطاست * از بلا ناليدن خطاست ‹‹ الهي همه آتش ها در محبّت تو سرد است و همه نعمت ها بي لطف تو درد است ››/ در ميان بلا او باشد / رسول خدا فرمود:‹‹ اللهم ارنا الاشياء كما هي : خدايا بنما به ما اشياء را آنچنانكه هست ››
مصيبت ( درد ) چيست و موهبت ( درمان) كدام است ؟! باباطاهر مي گويد:

يكي درد و يكي درمان پسندد / يكي وصل و يكي هجران پسندد
من از درد و درمان و وصل و هجران / پسندم آنچه را جانان پسندد

سالكان حقيقي كوي دوست وعرفاي وارسته گويند : ‹‹ الدهر يومٌ و لنا فيها صومٌ ›› دنيا سراسر يك روز بيش نيست و ما در سراسر اين دنيا صائم ( روزه دار) هستيم .

نامسلماني فقير و ژنده پوش ، شيخ عبدالقادر گيلاني را سوار بر اسب وبا لباس فاخر و گرانبها ديد : گفت : آنكه پيامبر شما محمّد عربي گفته : الدنيا سجن المومن و جنّة الكافر›› دنيا زندان مؤمن و بهشت كافر است آيا براي من و شما با اين وضع و روز صدق مي كند؟! شيخ در پاسخ گفت : اين وضع و روز من در قبال نعمت هاي بهشتي كه در آخرت براي من مهيّا شده ، مصيبت است و اين روز و وضع مصيبت بار تو در قبال عذاب و مصيبت دوزخي كه در آخرت آماده شده ، نعمت است.

و شنيده اي ، ‹‹ اگر با ما نبودش هيچ ميلي *** چرا ظرف مرا بشكست ليلي ›› . روزي مجنون از قاصدي كوزه اي به ليلي فرستاد. چون قاصد نام مجنون بر زبان آورد ليلي برآشفت و كوزه را بشكست . قاصد برگشت و قضيّه به مجنون گفت ، مجنون قه قه خنديد. قاصد گفت : ديوانه اي تو، او ظرف تو را بشكسته حال تو مي خندي؟!! مجنون گفت : من ظرف را فرستادم كه بگويم او (ليلي) را مي خواهم . او ظرف را بشكست كه بگويد مجنون را مي خواهد و بس ، كوزه در اين ميان چيست!!! و اين عشق دوجانبه است!!!

بايزيد بسطامي گفت : روزي دل خود را نيافتم فرياد زدم : دل مرا به من باز دهيد! ندا آمد: اي بايزيد ما دل تو را از تو ستانديم تا با غير ما نباشي حال تو دلت را ميخواهي كه با غير ما باشي؟!! و لسان الغيب حافظ گويد : ‹‹ خواب و خورت تو را چنين از عشق دور كرد * آنگه رسي به عشق كه بي خواب و خور شوي ›› .
مطالبي كه درارتباط با پرسش دوّم آورده شد، با اعتماد بر يادداشت هاي ذهني رقم خورد و شايد با عين عباراتي كه در كتاب ها آمده تفاوتي اندك داشته باشد!

پايان
منابع : 1- شرح العقايد ( علّامه سعد الدين تفتازاني ) 2- سير تحليلي كلام اهل سنّت ( ملّا عبدالله احمديان) / 3- كتاب الاربعين ( امام محمّد غزالي ) و...

صفحه مناسب چاپ پیشنهاد این صفحه
افراد آنلاین
13 کاربر آن‌لاين است (10 کاربر در حال مشاهده‌ی سایت اخبار)

عضو: 0
مهمان: 13

ادامه...

جستجو

Design & Hosted by ilyadgonbad.com