 به نام خدا ‹‹ الفقر فخري ›› يعني فقر، افتخار من است . اين عبارت حديثي است كه گاه شنيده مي شود ، برخي از خطباء و سخنرانان آن را، بر زبان جاري مي كنند و واژه ‹‹ فقر›› را به معني نداری و فقدان معیشت خوب، تنگدستی و بینوایی و عدم بضاعت مالی پنداشته اند. و به مردم القاء مي كنند كه پيامبر به نداري افتخار كرده است !. در مقابل اين حديث ‹‹ كاد الفقر ان يكون كفراً ›› يعني ؛ فقر نزديك است به كفر منجرّ شود. روايت شده است. چنانچه واژه ي فقر را در اين دو حديث به معناي ‹‹ نياز مالي ›› بدانيم ، آيا به تناقضي آشكار بر نمي خوريم ؟!
راغب اصفهاني در ‹‹ المفـردات في غريب القرآن ›› براي واژه ي ‹‹ فقر ›› چهار معني و مراد مختلف برشمـرده است:
(1) فقر به سوي پروردگار كه در دعاي زير به آن اشاره شده است : اللهمّ أغنني بالافتقار إليك و لاتفقرني بالإستغناء عنك ›› يعني ؛ خدايا مرا بي نياز گردان با نيازمند گرداندن من به سوي خودت و نيازمند نگردان مرا با بي نيازي من از خودت. و در آيه ي شريفه ‹‹... ربّ إنّي بما أنزلت اليَّ من خيرٍ فقيرٌ ‹‹ ( قصص /24 ) ترجمه ي آيه : ‹‹ ... پروردگارا من به هر خيرى كه سويم بفرستى سخت نيازمندم . ››و شاعر نيز نزديك به همين مضمون سروده است : ويعجبني فقري اليك و لم يكن * ليعجبني لولا محبّتــــك الفقر شگفت انگيز است فقر ونياز من به سوي ذات تو ، لكن ؛ فقر و نياز من براي محبّت و دوستي با تو شگفت آور نيست.
(2) فقرروحي كه مصداق آن ‹‹ حرص ›› است . همانگونه كه در روايت شريف نبوي ( ص) وارد شده است : ‹‹ كاد الفقر أن يكون كفراً ›› چه بسا كه حرص و آزمندي ، انسان را به وادي كفر بكشاند. و در مقابل آن بي نيازي روحي قرار دارد كه فرمود : ‹‹ الغني غني النفس ›› : زيباترين مصداق بي نيازي ، بزرگ منشي و غناي درون است. و منظور اين است كه ، آنكه قناعت پيشه نكند ، وجود اموالش در بي نيازي او سودي نخواهد داشت.
نتيجه : ‹‹ الفقر فخري ›› يعني فقر به درگاه الهي افتخار من است . كسي كه خود را به درگاه الهي نيازمند و فقير احساس مي كند فرقي ندارد اينكه به لحاظ مال فقير باشد يا غني. شاعر مي گويد :
خاك نشيني است سليمانـِــيـَــــم * عــار بُوَد افســر سلطانـِـيــَــــم هست چهل سال كه مي پوشمش * كهنــه نشـد خلعت عريانـِـيـَـــم
و ‹‹ كاد الفقر ان يكون كفرا ›› يعني حرص و ولع ممكن است آدمي را به ناخوشنودي از قضا و قدر الهي ( در همين سايت مبحث قضا و قدرخدا موجود است ) و به كفر منجرّ كند . به مانند مورد قبلي تفاوتي ندارد در اين مورد شخص حريص به لحاظ مال فقير يا غنيّ باشد. و مولانا مي گويد : چيســــت دنيـــــا از خــــدا غافــــل بُدَن * ني قُمــــاش و نقــــره و ميــــزان و زن
شيخ اجلّ سعدي در گلستان آورده : آن شنيدستي كه در اقصاي غور / بار سالاري بيفتــــاد از ستــور گفت چشم تنگ دنيا دوســـت را / يا قناعــت پر كند يا خاك گـــور
يك مثل تركمني مي گويد : ‹‹ غريب نامه غريب ، عقله غريب ! ، اودين بيله سوه غريب ›› يعني آدم فقير كيست ؟ كسي است كه به عقل و انديشه فقير باشد ! كسي كه به لحاظ عقل و انديشه كمبود داشته باشد از فراهم كردن كمترين مايحتاج زندگي از قبيل ؛ آب و هيزم كه در گذشته از مواهب طبيعي بوده و از رود و جنگل به راحتي تهيّه مي شده ، عاجز و ناتوان است.
گرچه عادت پيامبران الهي چنين بوده كه از خود مال و اموال به ارث نمي گذاردند و ميراث داران آنها فقط ‹‹ عُلما ›› بوده اند ‹‹ العلماء ورثة الانبياء ›› . لكن پيامبر عظيم الشأن اسلام كه ‹‹ رحمة للعالمين ›› و‹‹ خاتم النبيين ›› است و در حقّ وي آمده ‹‹ لولاك لولاك لما خلقت الافلاك ›› ، در حديثي براي امّت اسلام فرمودند :
‹‹ اعمل لدنياك كأنّك تعيش ابداً و اعمل لآخرتك كأنّك تموت غداً ›› . ترجمه : كاركن براي آباداني دنيا گويي تا ابد زنده مي ماني و كار كن براي آباداني آخرتت گويي همين فردا مي ميري .
پايان |