ورود

شناسه‌ی کاربری:

گذرواژه:

ورود خودکار



گذرواژه را فراموش کرده‌اید؟

عضو شوید

فهرست

ارسال به سایت

مقالات : فيلم مستند راز Secret ، در تقابل با قرآن و اسلام !!!
فرستنده elyas در تاريخ ۱۳۸۹/۴/۹ ۱۸:۲۰:۲۱ (45 بار خوانده شده)
مقالات

به نام خدا
فيلم مستند ‹‹ راز ›› Secret ، كه از چندي پيش در كشور اسلامي ما ايران سر و صدايي به راه انداخته و در سايت ها ي اينترنت ، تبليغات وسيعي براي اين فيلم مستند صورت گرفته، از اين لحاظ كه مبحث اصلي اين فيلم ‹‹ ذهن و فكر›› است داراي بسي ارزش است. چرا كه حقيقت انسان همان فكر و انديشه و مجرّد از مادّه است و يك لحظه تفكّر بهتر از 70 سال عبادت خالي از فكر است :
اي برادر تو همان انديشه اي / مابقي تو استخوان و ريشه اي
اين فيلم در زمينه ي مديريّت ذهن و انديشه و اينكه ، خوشبختي و سعادت انسان ها و بدبختي وشقاوت آنها وابسته و مجذوب به فكري است كه انسان ها در ذهن درگير آن مي شوند ، گفتگو مي كند.

در اين فيلم اين موضوع به ‹‹ قانون جاذبه ›› يا ‹‹ راز جاذبه ›› تعبير مي شود. مطابق اين قانون، درطول تمام اعصار گذشته و حال و آينده ، انسانها چنين اند كه ، به واسطه ي فكر و احساس خوب ، خوشبختي را به سوي خود مي رُبايند همين طور، با فكر بد و احساس بد ، بدبختي را به سوي خود جذب مي كنند . و بنا بر، اين قانون، كائنات و جهان و محيط اطراف كاملاً تابع و فرمانبردار و خادم ذهن و فكر انسان ها هستند .

اگرچه اين ‹‹ قانون جاذبه ›› را مي توان به معني اين دانست كه بخشي از مقدّرات انسان ها وابسته به فكر و اراده و انتخاب او است ولي مطابق تعاليم آسماني اسلام و قرآن ، همه ي پديده ها و حوادث تلخ و شيرين در ميان موجودات از ازل تا ابد و حتّي آن رفتار هايي كه از انسانها سر مي زند ، همه و همه با اراده و خلق و ايجاد خداي متعال شكل مي گيرد. و از قضا و قدر الهي پيروي مي كند. و اراده و اختيار انسان در ايجاد و به فعليّت رساندن امور ناقص است و استقلالي ندارد. و بدين لحاظ نظريّه پردازان قانون جاذبه ، دانسته يا ندانسته ، در تقابل با ‹‹ قضا و قدر الهي ›› هستند. ( نگاه كنيد مبحث قضا و قدر الهي و مسأله ي جبر و اختيار در همين سايت )

امّا در مورد مديريّت و كنترل ذهن و تميز افكار خوب و بد ، قرآن عظيم الشأن 1400 و اندي سال قبل سخن گفته و قانون وضع كرده است :
وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا ﴿7﴾ فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا ﴿8﴾ قَدْ أَفْلَحَ مَن زَكَّاهَا ﴿9﴾ وَقَدْ خَابَ مَن دَسَّاهَا ﴿10﴾ ( سوره ي شمس )
سوگند به نفس و آن كس كه آن را درست كرد (7) پليدكارى و پرهيزگارى‏اش را به آن ( نفس ) الهام كرد (8) كه هر كس آن ( نفس) را پاك گردانيد قطعاً رستگار شد (9) و هر كه آلوده‏اش ساخت قطعا درباخت (10)

در اين فيلم آنچه از آن به خوشي ولذّت و در مقابل ، آنچه از آن به رنج و نكبت تعبير مي شود ، حول مادّيات و امور اين دنيا مي چرخد. و جالب توجّه است با اينكه در اين فيلم قلّه هاي شادماني و خوشي و سعادت و كمال و موفقيّت انسان ، پيرامون پول و ماشين و خانه و ثروت ، سلامت جسم و شغل خوب و ارتباط مسالمت آميز و صلح و سازندگي با مردم مي چرخد ، مع الوصف ؛ انسان هايي كه از اين چيزها برخودار نيستند و گرفتار فقر و بيماري و ارتباط نا سالم و جنگ با مردم هستند را باز به حسّ شادماني و خوشي و لذّت دعوت مي كند به خيال اينكه با فكر و پرورش انديشه ي پول و ثروت وسلامت ، طبيعت و كائنات وارد عمل شده براي آنها پول و ثروت و خانه و سلامت را جذب خواهد كرد. و كائنات بي چون و چرا فرمانبردار انديشه و فكرانسان ها هستند.

در تعاليم آسماني اسلام بخشي از مقدّرات ما از قبيل ‹‹ مواهب و مصائب ›› منسوب به خداست و هيچ اختياري و گزينشي در آنها نصيب ما نبوده و چون خدا ما را به صبر و متانت در برابر مصائب و شكر در برابر مواهب فرا مي خواند ، ازاينرو ، ما مسلمين جهت جلب رضاي خداوندي و نيل به قرب الهي با خوشنودي مصائب را مي پذيريم و در برابر مواهب شكرگزاري مي كنيم . بي آنكه تغيير و تبدّل مصائب را درنظر بگيريم و آرزو داشته باشيم . ولي منكرآرزو و درخواست رهايي از مصائب و فرار از يك لحظه از قدر الهي به لحظه اي ديگر از قضا و قدر الهي نيز نيستيم.و براساس سنّت الهي و قانون خداوندي ، دنيا تابع و خادم كسي است كه خدا را بندگي كند و هر كه از ايمان و بندگي خدا سرپيچي كند دنيا او را به خدمت خود مي گيرد. ( نگاه كنيد مبحث قضا و قدر الهي در همين سايت)

در اين فيلم نظريّه پردازان و دانشمندان فيزيك سخن مي گويند ، از سيگنال هاي مغناطيسي و فركانس هايي كه ذهن انسان در حين فكر به سوي كائنات - آگاهانه يا نا خود آگاه - منتشر مي كند و كائنات تابع و فرمانبردار بي چون و چراي آن فركانس ها مي شوند و مطابق با آن فركانسها عكس العمل نشان مي دهند. و اين دانشمندان نظر داده اند كه : ‹‹ افكار، تبديل مي شوند به اجسام !!! ›› ولي ، گويي اين نظريّه ي ‹‹ ارسال فركانسها و سيگنال ها از ناحيه ي مغز و عكس العمل مشابه كائنات ›› را ردّ كرده باشند ، بلافاصله ؛ سخن به ميان مي آورند از اينكه ، انسان بايد در جهت آنچه ،به آن انديشيده و فكر كرده ، جسم و تن را به حركت درآورد و تلاش كند. و اين گونه ، گرفتار ضدّ و نقيض گويي مي گردند.

و در يك سكانس در اين فيلم اين چنين تبيين مي شود :
‹‹ تخته سياهي توي آسمان وجود ندارد كه خداوند روي آن، قصد وهدف شما را و مأموريت شما را در زندگي نوشته باشد، هيچ ، هيچ تخته سياهي توي آسمان نيست كه بگه :
من يك مرد خوش تيپ ، در نيمه ي اوّل قرن 21 ام مي زيسته ، كه دونقطه وجاي خالي = [ : ....] ،
مي دانيد چي مي گويم ، و تمام كاري كه من بايد بكنم براي درك اين است كه من اينجا چه مي كنم ! چرا من اينجام ! اينطور باشد كه آن تخته سياه را پيدا كنم و بفهمم كه خداوند در واقع چه نقشه اي براي من دارد ، ولي اين تخته سياه وجود ندارد! پس مقصد شما آن چيزي است كه خودتان انتخاب مي كنيد مأموريت شما مأموريتي است كه شما خودتان به خودتان مي دهيد! زندگي شما آن طور خواهد بود كه خلقش مي كنيد و هيچكس در مورد آن قضاوت نخواهد كرد! نه حالا و نه هرگز ! ››

اين سخنان، از انكار كتاب و شريعت اسلام و از انكار قضا و قَدَر خدا و از كفر محض خبرمي دهد. مطابق آموزه هاي قرآن و دين اسلام ، خداوند هرگاه بخواهد مانع اراده وخواست ها ي دروني ما مي گردد و از تحقّق آن جلو گيري مي كند! و اگر كسي به انكار قضا و قَدَرخدا بپردازد ‹‹ كافر ›› است. و از دايره ي دين و ايمان خارج مي گردد. و سرانجام اوجهنّم ابدي است. ‹‹ نعوذ بالله ››
وَلَا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فَاعِلٌ ذَلِكَ غَدًا * إِلَّا أَن يَشَاء اللَّهُ وَاذْكُر رَّبَّكَ إِذَا نَسِيتَ وَقُلْ عَسَى أَن يَهْدِيَنِ رَبِّي لِأَقْرَبَ مِنْ هَذَا رَشَدًا. ترجمه : و زنهار در مورد چيزى مگوى كه من آن را فردا انجام خواهم داد * مگر آنكه خدا بخواهد و چون فراموش كردى پروردگارت را ياد كن و بگو اميد كه پروردگارم مرا به راهى كه نزديكتر از اين به صواب است هدايت كند . ( آيه ي 24 و 23 / سوره ي كهف)

و باز در دقايق پاياني اين فيلم مستند ، چنين مي آيد:‹‹ سال هاي زيادي طول كشيد تا من بفهمم ، به خاطر اينكه من بيشتر با اين عقيده بزرگ شدم ، مي دانيد يك چيزي هست كه من قرار است به انجام برسانم و اگر من آن كار را نكنم آن وقت خداوند يك جوري از من راضي نخواهد بود ، مي فهميد كه ، وقتي من واقعاً فهميدم هدف اصلي من احساس و تجربه ي لذّت است ، آن وقت تازه شروع كردم به انجام تنها آن چيزهايي كه براي من لذّت به همراه داشتند مثل آن ضرب المثلي كه مي گويد : اگر لذّتبخش نيست انجامش نده. جوزف كمبل مي گويد : ‹‹ به دنبال خوشي برويد ، كائنات درهايي را برايتان خواهد گشود كه ديگر ديواري نيست ››.
لذّت ، عشق ، آزادي ، خوشحالي ، خنده ، اين آن چيزي است كه هست و اگر با يك ساعت نشستن و تفكّر كردن شما مي توانيد آن لذّت را تجربه كنيد ، خوب به خاطر خدا انجامش بدهيد ، اگر با خوردن يك ساندويچ كالباس ، لذّت را تجربه مي كنيد، خوب ، همين كار را بكنيد ›› .

گفته هاي فوق ، توسّط دانشمندان و نظريّه پردازان ‹‹ قانون جاذبه ›› در اين فيلم مستند مطرح گرديده است كه اكثراً غربي اند و از آيين اسلام و قرآن يا اطّلاع ندارند يا دانسته ، به مقابله برخاسته اند، و آرمان بزرگ و هدف نهايي آنها در زندگي دنيا ، فقط و فقط ‹‹ خوشي و لذّت ›› است ! امّا كدام خوشي ! معيار و ميزان شناخت خوشي ها و لذّت ها چيست ؟! آيا فقط و فقط ‹‹ تجربه ›› است كه به ما خوشي ها را مشخّص مي كند؟! و ما بايد همه چيز را بايد خودمان تجربه كنيم ! آيا براي بهره وري ازخوشي ها و لذّت ها حدّ و مرزي وجود ندارد! آيا واقعاً ذات فكر و ماهيّت انديشه ي ما ، به جسم قابل تبديل است ، يا اينكه روح و فكرما، ‹‹ مجرّد از مادّه و جسم ›› است و با مرگ و تجزيه ي بدن نيز نابود نمي شود؟! و آيا اين نظريّه پردازان از آن خدايي كه سخن به ميان مي آورند نپرسيدند ، چرا آنها را مي ميراند و چه سرنوشتي پس از مرگ در انتظار آنهاست ؟! و آيا با مرگ به عدم واصل مي شوند و خوشي ها و خواست هاي نامحدودشان به پايان مي رسد و عدم و هيچ ...؟! آيا خداي ما مسلمانان نيز به مانند خداي اين نظريّه پردازان ‹‹ قانون جاذبه ›› ، براي ما انسانها تكليف و برنامه اي براي زندگي دنيا معيّن نكرده است؟! و ما را به حال خود واگذارده است ؟! و نيز تكليف ما پس از مرگ روشن نيست؟!!! و..

بر اساس تعاليم آسماني اسلام و قرآن ، شناخت صحيح از جهان و هستي و ايد ئولوژي و برنامه ها يي كه بر پايه ي عدل و انصاف باشد و بهره وري از خوشي و لذّتي كه در اين دنيا از عواقبت نكبت بارآن در امان بمانيم ، به هدايت و رهبري يگانه خالق و آفريدگارجهانيان براي ما انسان ها ، آشكارا و به طور تفصيل بيان شده است. و ما را به حال خود رها نكرده است و جهان پس از مرگ و زندگي پس از مرگ را نيز براي ما طرح ريزي و ترسيم كرده است ! دائم توجّه ما را براي رهايي و سعادت و كمال و خوشبختي در اين دنيا و درآخرت ، به سوي خود خوانده است ! و تا قيام رستاخيز، شريعت و قوانين و سنن الهي ، حاكم و فرمانرواست ! ‹‹ انّا هديناه السبيل امّا شاكرا و امّا كفوراً ›› .

به آيه ي زيراز قرآن عظيم الشأن توجّه كنيم كه هشدار مي دهد انسان ها و افكارشان درتشخيص نيك و بد (خوشي و لذّت و رنج و نكبت ) خطا مي كنند و در اين راه به كتاب وهدايت خدا محتاج اند :

كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ كُرْهٌ لَّكُمْ وَعَسَى أَن تَكْرَهُواْ شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَعَسَى أَن تُحِبُّواْ شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَّكُمْ وَاللّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ ﴿216﴾
بر شما جهاد واجب شده است در حالى كه براى شما ناگوار است و بسا چيزى را خوش نمى‏داريد و آن براى شما خوب است و بسا چيزى را دوست مى‏داريد و آن براى شما بد است و خدا مى‏داند و شما نمى‏دانيد (216)

و آياتي كه از معاد و حيات پس از مرگ خبر مي دهد:
أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاكُمْ عَبَثًا وَأَنَّكُمْ إِلَيْنَا لَا تُرْجَعُونَ ( آيا پنداشتيد كه شما را بيهوده آفريده‏ايم و اينكه شما به سوى ما بازگردانيده نمى‏شويد ) ( المؤمنون 115)

كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ وَنَبْلُوكُم بِالشَّرِّ وَالْخَيْرِ فِتْنَةً وَإِلَيْنَا تُرْجَعُونَ ﴿ هر نفسى چشنده مرگ است و شما را از راه آزمايش به بد! و نيك ! خواهيم آزمود و به سوى ما بازگردانيده مى‏شويد ) ( انبيا / 35)

پايان

صفحه مناسب چاپ پیشنهاد این صفحه
افراد آنلاین
9 کاربر آن‌لاين است (9 کاربر در حال مشاهده‌ی سایت اخبار)

عضو: 0
مهمان: 9

ادامه...

جستجو

Design & Hosted by ilyadgonbad.com