ورود

شناسه‌ی کاربری:

گذرواژه:

ورود خودکار



گذرواژه را فراموش کرده‌اید؟

عضو شوید

فهرست

ارسال به سایت

مقالات : موسيقي تركمن يكي از غني‌ترين انواع موسيقي شرق
فرستنده webmaster در تاريخ ۱۳۸۹/۴/۲۵ ۱:۳۰:۰۰ (42 بار خوانده شده)

Open in new window

در بين نيازمنديهاي مختلف انسان، دسته اي از نيازمنديها ديده ميشود که به آن اصطلاحاً نيازمنديهاي اصلي يا حوايج مادي و ضروري ميگويند.
در برابر اين دسته از حوايج مادي دسته ي ديگر از حوايج به نام حوايج غيرمادي وجود دارد مانند حکومت، مذهب، فرهنگ، هنر و آداب و رسوم که در اين ميان هنر به عنوان پاک ترين و شفاف ترين آينه ي فرهنگ، نمايانگر جايگاه فرهنگي هر جامعه است. از ويژگيهاي فرهنگ هر جامعه که مناسب با محيط زندگي، عادات و آداب اجتماعي و طبيعت پاک انساني است. موسيقي در معناي سازها، آهنگها و سرودهايي است که مجموعاً زبان حال و مترجم احساسات و عواطف مردم است که از گذشته ي بسيار دور از نسلي به نسل بعد منتقل شده، به عنوان جزيي از فرهنگ قومي با روح و جان مردم در آميخته به حيات خود ادامه ميدهد.

موسيقي فولکوريک ترکمن، به عنوان يکي از غني ترين انواع موسيقي شرق، همانند موسيقي ساير ملل که ريشه در عقايد مردم دارد، از ذهن مردم و آرزوهاي آنان الهام ميگيرد و مملو از تنوع و غناي ملي، حماسي و تاريخي است که همچون سرزمين مادري سرگذشتي افتخارآميز و سرشته به آن دارد.

اين موسيقي که از غم ها، شاديها، دردها و شهامت هاي مردمي آنها سرچشمه ميگيرد، نشانگر احساس، بيان و فرياد مشترک اين قوم، از وراي سالها کار و کوشش و مبارزه بوده است. درباره ي تاريخ موسيقي فولکوريک ترکمنها، بالاخص سابقه ي ساز و آوازهاي ترکمنهاي ايران اطلاعات زيادي در دست نيست. تنها از قرن هفتم و هشتم ميلادي منابع اطلاعاتي ضعيف مربوط به اغوزها، ما را با تحولات موسيقي اين قوم آشنا ميکند.

دوتار ترکمن که به نام "تامدئرا" شهرت دارد، در واقع نشأت گرفته از "قوپوزاوزانها" در دوران اغوزها بوده و يکي از اصيلترين ساز موسيقي ترکمن محسوب ميگردد که در اين منطقه بيش از ساير سازها مورد توجه واقع شده است.

اين ساز داراي صدايي نافذ، مؤثر و در عين سادگي ظاهري آن خوش الحان است که در شنونده آرامشي دروني پديد مي آورد و عمده ترين توان شگفت انگيز آن در برانگيختن بيواسطه ي احساس شنونده است. نام "بخشي "معمولاً با کلمه ي "ساز" (دوتار) مترادف است و بخشي هاي ساز به دست، اين راويان پرشور افسانه ها و نغمه هاي مردمي از عوامل عمده ي آفرينش، حفظ و اشاعه ي ادبيات شفاهي هستند. آنها علاوه بر خواندن و نواختن در ايامي که نگارش کتبي وجود نداشت نقش بسيار مؤثري در اشاعه و انتشار تاريخ، حماسه ها، فرهنگ معنوي و به عبارتي انتقال ادبيات و تاريخ غيرمکتوب قوم ترکمن را به قوم حاضر داشته اند و نسل به نسل اين آثار گرانبها را با دوتار خود در گوش و جان دوستداران آن زمزمه کرده و به ترنم در آورده اند. متأسفانه در شناساندن نقش و جايگاه اين ميراث پرارزش که بزرگترين وسيله ي بيان خواستهاي ترکمن بوده هرگز به شکلي گسترده کوشش به عمل نيامده است. به همين دليل اين گزارش سعي دارد اندکي پرده را از روي موسيقي غني و اعجازانگيز ترکمن بردارد، تا نه تنها ترکمنها، بلکه همه ي مردم با ويژگي هاي منحصر به فرد موسيقي ترکمن آشنا شوند. در ادامه به بررسي و تحليل تاريخچه و بيان نظريه هاي مورخين درباره ي "اوزانها" ميپردازيم.

درباره ي گذشته ي اوزانها متأسفانه اطلاعات مکتوب و مستندي در دست نداريم. اما نميتوان رأي نداد که آنها در قصرهاي فرمانروايان هون وارد و گاههاي ترک رامشگري نميکرده اند.

حرمت و اعتبار "دده قورقود" به عنوان يک اوزان حاکي از وجود يک سنت دير پاست و از نظر ساخت و بافت و شيوه ي بيان تلفيقي و داشتن پيوند ناگسستني با موسيقي "کتاب دده قورقود" يادگار سده ي پنجم و چهارم هجري و کهن ترين اثر مکتوب ترکي نيز نشان از پشتوانه اي کلان و کهن دارد. اوزان را بعضي بسيارگو و سخنور معرفي کرده اند و شکل سابق آن را نيز بعضي چون "م. ح. طهماسب" اوزان، اسم فاعل از ريشه ي اوز ترکي، دانسته و گفته اند که اوزان يعني هماهنگ کننده. يعني شاعري که مصراع را با مصراع، قافيه را با قافيه و بند را با بند هماهنگ ميکند و اضافه ميکند: داستان گويي است ،که تُم صحنه هااپيزودو شعر و نثر را هم ساز، و هنرمندي است که موسيقي و رقص و شعر و آواز و ... را با يکديگر همنوا ميکند. هنر اوزانها در ادوار مختلف مراحلي از رشد را پشت سر نهاده، پا به پاي رشد نيروهاي توليدي و توسعه ي زندگي اجتماعي، از نظر شکل و محتوا ويژگيهاي نويني کسب کرده است. هنر اوزانها يک هنر چند جانبه اي بوده و مخصوصاً در دوره هاي جماعت هاي ابتدايي، اوزان يگانه هنرمندي بوده که خلق را با انواع هنرها سرگرم کرده است. (کوراُوغلو در افسانه و تاريخ ص 85) هنگامي که دده قورقود در ميان بيگهاي اوغوز به وجد آمده و زبان به نصيحت آنان ميگشايد. "اوزان" را چنين معرفي مينمايد: اوزان از اوبه اي به
اوبه اي ديگر ميرود و قوپوز دسته بلندش را به همراه ميبرد.

او سخي را از دني باز ميشناسد. بگذار آن کسي که برايت مي نوازد و مي خواند يک اوزان باشد. دده قورقود پيش گو، رهبر بزرگ مذهبي و اوزان اغورها است. اين اوست که نام جوانان را وقتي که مردانگي خود را به ثبات ميرسانند اعطاء ميکند و باز اين اوست که در زمان دردمندي با اندرزهاي خويش چه از نظر فکري و چه از نظر عملي به اغوزها کمک ميکند. او در مجالس اغوزها قوپوز خويش را مينوازد. قوپوزسازي است که به ياري آن احساسي حماسي را بر لب مي آورد. اوزان به جهت گردهم بودن و پيوند تنگاتنگ داشتن با مردم، آگاهي هاي زيادي کسب ميکند و از هر جا و هر کس خبر ميدهد. چنانکه دل دادگان و مادران و خواهران سراغ نامردان و فرزندان و برادران و عزيزان به غربت رفته ي خود را از او ميگيرند مثلاً در داستان سوم از داستانهاي دده قورقود، خواهر کوچک "بيرک" سراغ برادر گم گشته اش را از خود بيرک که لباسِ اوزان به تن کرده چنين ميگيرد: "آهاي اوزان که کوه سياه مقابل را پشت سر گذاشته اي با دلاوري بيرک نام رو در رو نيامدي؟ تو که از رودهاي خروشان گذشته اي با دلاوري بيرک نام رو در رو نيامدي؟ تو که از شهرهاي بزرگ ميآيي با دلاوري بيرک نام رو در رو نيامدي؟ آهاي اوزان تو او را ديده اي مگر نه؟ ..." دده قورقود در پرتو موقعيت والاي اوزان در ميان قبايل ترک به مقام اولياء رسيده بود. چنانکه وقتي براي خواستگاري "بانوچيچک" دختر "بيبيجن" براي "بامسي بيرک" ميرود، "لي قارچار" برادر دختر شمشير ميکشد که دده را دو شقه کند. دده قورقود در اين حال ميگويد: "اگر شمشيرت را فرود آري، خدا دستت را بخشکاند!" (به فرمان باريتعالي). دست دلي قارچار همان طور در هوا خشک ميشود (کوراوغلو در افسانه و تاريخ ص 86) در سنت اوغوز حتي دشمن قوپوز به دست کشته نميشود. بطوري که در داستان دهم "کتاب قورقود"، "اگرک" برادرش را خفته مييابد و قوپوز او را از کنار وي بر ميدارد. "سگرک" بيدار گشته و نزديک است برادرش را با شمشير بکشد (دو برادر يکديگر را هرگز ملاقات نکرده بودند) ولي تا ميبيند قوپوز در دست اوست ميگويد: من ترا نميکشم. اين بياحترامي به قوپوز، دده قورقود است. اگر قوپوز در دستت نبود با شمشير دو شقه ات ميکردم (کتاب بابا قورقود ص 4). اين احترام بيگمان از موقع و مقام خاص اوزان در ميان مردم سرچشه ميگرفت چرا که اوزان هميشه در ميان مردم حضور داشت. در مبارزات توده ها عليه ستم و زور و قلدري و تجاوز دوش به دوششان ميرزميد و آوازش با شادي ها و دردها، کاميابي ها و ناکامي هاي همگان پيوند واقعي و ملموس داشت. آرزوها و احساسات و عشق و کين و نيازمندي هاي مردم بر زبان او جاري مي شد و در سرودها و ترانه هايي که ميخواند، خاطره ي قهرماني هاي دلاوران و سرافرازان قبل منعکس و جاودانه ميگشت ... .


منبع: مقدمه اي بر موسيقي ترکمن.
تأليف: نظر محمد مصطفايي
منبع اولکامیز:سایت حوزه هنری گلستان

صفحه مناسب چاپ پیشنهاد این صفحه
افراد آنلاین
8 کاربر آن‌لاين است (7 کاربر در حال مشاهده‌ی سایت اخبار)

عضو: 0
مهمان: 8

ادامه...

جستجو

Design & Hosted by ilyadgonbad.com