ورود

شناسه‌ی کاربری:

گذرواژه:

ورود خودکار



گذرواژه را فراموش کرده‌اید؟

عضو شوید

فهرست

ارسال به سایت


(1) 2 »
شعر و ترانه : هويت ملي و هويت قومي در شعر معاصر تركمن / يعقوب رحيمي داشلي برون
فرستنده webmaster در تاريخ ۱۳۸۸/۱۱/۱۳ ۱۸:۳۰:۰۰ (181 بار خوانده شده)

Open in new window

• هويت ملي و هويت قومي در شعر معاصر تركمن •


مطابق آيه‌ي شريفه‌ي «وْلَقَد كرمنَا بني آدم وحْلمْنَاهًم فِي‌البر والبحرِ» كرامت و بزرگواري خداوند و بهره‌مندي از منابــــع خشكي و دريا از آن همه‌ي نسل بشر است. استفاده از نعمت هاي روي زمين ،اختصاص به سياه و سفيد و سرخ و زرد ندارد. هيچ دين و مذهبي ادّعاي مالكيت نعمت‌ها و مقامات دنيوي را ندارد. در آيين اسلام نيز مذهب ،عامل نـفوذ و تمتّع از تسهيلات و امكانات حكومتي شمرده نشده‌است. اگر از بعد جهاني و ديني فروتر آييم، در بعد ملّي و منطقه‌اي نيز اقوام يك ملّت با يكديگر برابرند. انسان ها وجه امتيازي نسبت به هم ندارند و تنها عامل امتياز نزد خداوند تقواست كه آن نيز در قرآن و روايات ،ملاك بهره‌مندي از ثروت و مقام دنيا محسوب نشده‌است.بلكه متّقي، بدون تمتّع بيشتر براي خود ،خويشان و هم كيشان،بايد ديگران را به‌طور برابر به نعمت و راحت برساند.
نظريه‌ي گوناگوني و كثرت كه در فلسفه‌ي غرب از اصول پست‌مدرنيسم يا فرانوگرايي به شمار مي‌رود و فرهنگ غربي سعي در عمل بدان دارد ، از قبيل آموزش و پرورش هرقوم به زبان مادري يا حفظ گونه‌هاي بومي، در حقيقت براي ما مسلمانان ،آموزه‌اي قرآني و ديني است: «ما شما را اقوام و قبايل مختلف قرار داديم. همانا گرامي‌ترين شما نزد خداوند، باتقواترين شماست.» در علوم جديد نيز حفظ گونه‌هاي بومي انسان و طبيعت از اصول مسلم سلامت حيات در جامعه‌ي بشري است. در مشاغل، بازدهي و بهره‌وري آن كسي كه خانواده‌اش زبان مادري خويش را مي‌آموزد،دو برابر كسي است كه از اين نعمت محروم است.
بياني كه از ملّيت و قوميت در اين نوشته مي‌آوريم بر مبناي همين توجه و احترام متقابل انسان ها در معاش دنيوي است كه اصول و قوانين اجرايي كشورهاي پيشرفته بر آن بنا شده‌ و قانون اساسي نظام جمهوري اسلامي ما نيز بر آن صحه گذارده است. يعني مشاغل و مناصب از آن فرد فرد ايرانيان با اعتقاد و التزام به حاكميت جمهوري اسلامي و حق آموزش زبان در مدارس در كنار زبان ملّي متعلق به همه‌ي اقوام است.
ملّت و ملّيت اگرچه در معاني مختلفي چون عقيده،گروه، مذهب و ... آمده‌است ، در اين گفتار به معناي همه‌ي افراد و اقوام يك كشور در محدوده‌ي جغرافياي سياسي و مرزهاي آبي وخاكي مشترك است.
قوم و قوميت ، گروه هاي مختلف اجتماعي درون يك ملّت است كه با اعضاي درون گروهي خود، اشتراكات زباني ، فرهنگي،ادبي و نژادي دارند و با ديگر گروه‌هاي اجتماعي همان ملّت از طريق زبان ملّي در ارتباط هستند. زبان فارسي در مملكت ما، ايران، وسيله‌ي تفهيم و تفاهم اقوام فارس،كرد،ترك،بلوچ، عرب،لر و تركمن است. اين اقوام با يك زبان ملّي و ساير منافع مشترك اجتماعي،قانوني و فرهنگي، يك ملّت را شكل مي‌دهند. اما تركمن‌هاي ايران،تركمنستان، افغانستان، عراق و سوريه به دليل مرزها و جغرافياي سياسي متفاوت ،‌از نظر ملّيت نيز با يكديگر تمايز دارند. بنابراين، ملّيت ،مبناي سياسي و بين‌المللي و قوميت ،مبناي نژادي دارد. اقوام يكسان در كشورهاي مختلف از قبيل تركمن‌ها با وجود اشتراكات زباني ، فرهنگي و ادبي، منافع ملّي مشترك ندارند. ولي اقوام مختلف درون يك ملّت از همه‌ي جنبه‌هاي فرهنگي،اجتماعي،اقتصادي و معنوي ونيز زبان و ادبيات ملّي منافع مشترك دارند.مطالبات آنها از حاكميت ملّي يكسان است.
اهداف قومي در زير مجموعه‌ي آرمان ها و كاركردهاي ملّي قرار مي‌گيرد و هيچ‌گاه در كشمكش و تعارض با منافع ملّي نيست.بلكه تأمين منافع قومي باعث تشديد و تقويت وفاق ملّي است. به يقين وفاق ملّي در قالب توجه به حقوق مدني،فرهنگي و اقتصادي اقوام، باعث تسريع در دست ‌يابي به اهداف ملّي در برنامه‌هاي كوتاه و درازمدت مي‌شود.يك پارچگي ملّي،امنيت،پيشرفت علمي،فرهنگي واقتصادي تمام افراد ملّت از جمله‌ اهداف ملّي است؛ زبان رسمي ،مرزهاي جغرافيايي مشخص،جلوه‌هاي فرهنگي مشترك،پرچم و سرود ملّي از معيارهاي هويت ملّي است كه در عرض آن فرهنگ و زبان قومي ، آداب و رسوم خاص، پوشاك و سنت‌هاي قومي قرار داردو تقويت آنها و به كار گرفتن مديران و نخبگان اقوام در سطوح ملّي منطقه‌اي باعث بهتر رسيدن به اهداف ملّي و در نهايت پيشرفت كشور است.

هويت ملّي در شعر معاصر تركمن:
اكنون براي اين كه ثابت شود قوم تركمن قوميت خود را در قالب ملّيت واحد مي‌بيند و ويژگي‌هاي قومي را در كنار هويت ملّي در شعر و هنر عرضه مي‌دارد، شواهدي چند از شعر تركمني ايران مى آوريم. البته در تمام شئون زندگي اقوام، اين حس ملّي، ساري و جاري است و آن گاه كه وطن دچار خطر شود،نمود بيشتري پيدا مي‌كند.
هويت ملّي در شعر معاصر تركمن جلوه‌هاي گوناگوني چون وطن‌دوستي ، فداكاري ، شهادت‌طلبي و ظلم‌‌ستيزي عليه استعمار دارد. شادروان «نازمحمدپقه» شهدا و رزمندگان وطن را اين‌گونه ارج مي‌نهد:

كرون بيلن گچيب گيدن گرچك‌لر حاطار توتوب گؤچوب گيدن گرچك‌لر
يادينگيز ياديمدا باقي ياشايار آق قوش يالي اوچوب گيدن گرچك‌لر(1)
ترجمه: «رزمندگاني كه با كاروان گذشتيد و صف ‌به‌صف كوچ نموديد، يادتان در خاطرم تا ابد ماندگار است؛ قهرماناني كه چون پرندگان سپيد، پرواز نموديد.»
اين شاعر دل سوخته در رباعي ديگري آرزوي فدا شدن در راه وطن دارد، چون هويت ملّي خود را
(ادامه مطلب را كليك نمائيد : )

ادامه | 47154 کلمه در ادامه متن | نظر
شعر و ترانه : سخنان استاد " شجريان " خواننده موسيقي سنتي ايران
فرستنده webmaster در تاريخ ۱۳۸۸/۱۰/۱۶ ۲۳:۰۱:۵۱ (302 بار خوانده شده)

شانزدهمین تست سالانه انجمن بازیگران سینمای ایران عصر دیروز( 15 دی ماه) با حضور محمدرضا شجریان در خانه سینما برگزار شد.

به گزارش خبرنگار ایلنا؛ محمدرضا شجریان با اشاره به وضعیت فعلی جامعه گفت: این روزها؛ روزهای مهم و خوبی است که در زندگی و تاریخ ما باقی خواهد ماند.

شجریان درباره اساتیدی که در طول سال‌ها از آنها مطلب فرا گرفته؛ گفت: اساتید من یکی دو نفر نبودند و من سعی کردم از هر کسی مطلبی بیاموزم اما استاد احمد عبادی، مهرتاش، فرامرز پاپور، دوامی، برومند و جلیل شهناز ... بسیار نکته‌ها در موسیقی را به من آموختند.

شجریان با اشاره به نقش جامعه باربد در ارتقاء موسیقی و هنر کشور گفت: جامعه باربد همانطور که نقش بزرگی در سینما موسیقی ایفا کرد؛ حضور بسزایی هم در حوزه سینما داشت.

وی درباره تفاوت‌ها و شباهت‌های بازیگری و خوانندگی گفت: نوع خوانندگی من بازیگری به دنبال ندارد اما ما در بیان شعر بازیگری می‌کنیم. من همیشه به شاگردانم می‌گویم که شعر را روایت نکنند بلکه باید بازیگری کنند. خواننده باید شعر را به‌گونه‌ای بخواند که روی مخاطب تاثیر بگذارد. در بازیگری نیز صدا بسیار مهم است و یک بازیگر تئاتر هنر خود را با بیان و صدا آغاز می‌کند.

وی با ذکر خاطره‌ای از غلامحسین بنان گفت: بنان به شاگردانش می‌گفت باید همانطور که حرف می‌زنید شعر را بخوانید و نباید شعر را خارج از عرف حرف زدن خواند.

شجریان در پاسخ به سوالی درباره نقش هنر در جامعه امروز گفت: هنر وسیله‌ای برای شناخت هنرمند است اما باید دید که در پشت هنری که عرضه می‌شود چه کسی حضور دارد. هنرمند باید دقت کند همانطور که شناخته شده است؛ رفتار کند و رفتارش به صورتی نباشد که مردم را از هنر او دلزده کند.

وی ادامه داد: هنرمند حق ندارد هنر خود را در زمان‌ها و مکان‌هایی که مناسب نیست؛ عرضه کند.
شجریان با اشاره به لزوم اعتماد مردم به هنرمند افزود: در رفتار همه انسان‌ها و به خصوص هنرمندان دو نکته اساسی وجود دارد اول نگاه است و دوم صدا. هیچ فردی نمی‌تواند شخصیت و نیت خود را پشت دفتر نگاهش مخفی کند و صدا نیز به نوعی عطر آدم‌ها است. مردم به خوبی متوجه می‌شوند که چه کسی با صدای خود دروغ می‌گوید و اگر فردی فکر کند که مردم نمی‌فهمند، خود را به نفهمی زده است.


شجریان در پاسخ به سوالی درباره اهداف خود از ساختن سازهای جدید گفت: در موسیقی ایرانی نزدیک به 120 نوع ساز وجود دارد اما متاسفانه ارکسترهای ما شکوه و عظمت ارکسترهای غربی را ندارد. پس از بررسی های بسیار متوجه شدم سازهایی که صدای بم داشته باشند در موسیقی ما کم است و بم‌ترین سازها عود است درحالی که از صدای عود بم‌تر نیز وجود دارد، پس از بررسی سازهای دنیا، سازهای جدید را طراحی کردم و هرچند بعضا مخالفت‌هایی نیز با این سازها می‌شد اما تاکنون 9 ساز را طراحی کردم و درحالی طراحی چند ساز دیگر نیز هستم و طراحی ساز اتفاقی است که در همه جای دنیا می‌افتد.

شجریان درباره اهمیت ریتم در خوانندگی و بازیگری گفت: ریتم در همه شئون زندگی ما وجود دارد از غذا خوردن تا صحبت کردن و اساس زندگی و حرکت کائنات نیز براساس ریتم است. برای یک بازیگر و خواننده هم ریتم حرف اول را می‌زند حتی سکوت نیز باید در خدمت ریتم باشد.

شجریان در پاسخ به سوالی درباره رابطه شعر و ادبیات یا موسیقی و آواز گفت: شعر و موسیقی مکمل یکدیگرند و اما موسیقی فراتر از شعر و حتی فراتر از هر هنری است و اگر از سینما موسیقی را بگیریم؛ فیلم تاثیر خود را از دست می‌دهد

وی ادامه داد: در هر شعری یک موسیقی وجود دارد. خواننده باید موسیقی شعر را کشف کند و اگر موسیقی شعر عوض شود معنی شعر نیز عوض می‌شود. آهنگسازان موسیقی متن فیلم نیز در اصل ریتم و موسیقی فیلم را کشف می‌کنند.

شجریان در رابطه با وضعیت امروز موسیقی و رابطه جوانان با موسیقی ینتی و اصیل گفت: ما نمی‌توانیم برای افراد نسخه بدهیم که به چه نوع موسیقی گوش کنند و خود من نیز تعصب ندارم که حتما همه باید موسیقی ایرانی گوش بدهند، بلکه معتقدم باید موسیقی خوب را به اندازه‌ای تولید کنیم که مردم جذب شوند.

وی با اشاره به لزوم آموزش موسیقی در دوران کودکی گفت: آموزش موسیقی باید از دوره جنینی آغاز شود زیرا هر آهنگی که مادر گوش می‌دهد جنین او نیز می‌شنود و در نوع سلیقه کودک در آینده تاثیر دارد.

وی با اشاره به وضعیت موسیقی پاپ گفت: امروز موسیقی پاپ ایرانی موسیقی نژادی ایرانی را در خود ندارد، این موسیقی سنتی بسیار سنگین است و اینکه تصور کنیم باید کودکان نیز موسیقی سنتی گوش کنند درست نیست بلکه مهم این است که موسیقی درست گوش کنند.

شجریان در پاسخ به سوالی درباره غمگین بودن فضای موسیقی اصیل ایرانی گفت: موسیقی هر ملتی نشان‌دهنده اتفاقات و فضای است که در طول تاریخ بر آن ملت رفته است و البته باید بدانیم که بین موسیقی اصیل و سنتی تفاوت وجود دارد. موسیقی اصیل؛ سنتی نیست اما موسیقی سنتی می‌تواند اصیل هم باشد، در طول تاریخ سنت‌ها در حال نو شدن و تازه شدن است.

وی ادامه داد: اگر عده‌ای فکر می‌کنند که این موسیقی غمگین است باید ببینیم که در طول تاریخ بر مردم ما چه رفته است.

وی ادامه داد: ظرفیت و پتانسیل موسیقی ایرانی بسیار بالا است و اگر موسیقی جهان 2 گام دارد موسیقی ایرانی صفر گام دارد و اما زمانی که شما معتقد هستید موسیقی حرام است در نتیجه موسیقیدان و هنرمند تربیت نمی‌شود و هنر موسیقی نیز بروز و ظهور پیدا نمی‌کند.

شجریان درباره اجرای هماهنگ و همزمان چند خواننده گفت: از گذشته مواردی بوده است که یک یا چند خواننده موسیقی (انسانی را روایت می‌کردند مانند داستان پیر جنگی که 50 سال پیش اجرا می‌شد) اما همخوانی من با همایون فی‌البداهه و هماهنگ شده است.

وی درباره بداهه‌پردازی گفت: ارزش کار خواننده در ایران به بداهه خوانی است و لطف آواز ایرانی در بداهه‌خوانی است و باید دو شب کنسرت یک خواننده شبیه هم نباشد.

شجریان با ذکر خاطره‌ای از علی حاتمی درباره حضور آواز خود در فیلم دلشدگان گفت: در زمانی که ابتدا ازسوی علی حاتمی برای همکاری در این فیلم دعوت شدم تمایلی نداشتم زیرا خاطره خوبی از حضور خوانندگان در فیلم‌ها نداشتم و درنهایت به شرطی این کار را قبول کردم که اعلام کنند شجریان به صورت افتخاری در فیلم حضور یافته است و حتی زمانی که قصد داشتم تا لوح فشرده آن را از طریق موسسه دل‌آواز عرضه کنم حق پخش آن را خریدم.

وی درباره نحوه تهیه آوازهای این فیلم گفت: به جز تصنیف‌ها سایر آوازهای فیلم را در کوه ضبط کردم و بعد با همکاری حسین علیزاده در استودیو؛ آن را اصلاح و تقویت کردم البته نقش فریدون مشیری به عنوان سراینده اشعار و زحماتی که کشیده است بسیار مهم و قابل تقدیر است.

شجریان گفت: متاسفانه فیلم دلشدگان به اندازه‌ای سانسور شد که ارتباط شخصیت‌های فیلم از بین رفته است.

شجریان درباره حضور موسیقی در آیین‌های مذهبی مانند اذان مرحوم موذن‌زاده گفت: اذان موذن‌زاده دو خصوصیت اصلی دارد یکی آنکه این اذان در دستگاه بیات ترک اجرا شده است که با گوش ما بسیار آشنا است و دوم آنکه موذن‌زاده آن را با یک خلوص نیت خوانده است. من بیش از 60 سال است که این اذان را گوش می‌دهم و تاثیر خوبی بر روی من گذاشته است.

در این مراسم که هنرمندانی همچون مهتاب نصیرپور، افشین هاشمی، ترانه علیدوستی، مهتاب کرامتی، لاله اسکندری، سمیرا ریاضی و بسیاری از هنرمندان سینما حضور داشتند؛ داود رشیدی درحالیکه سوالات را ممیزی و سپس طرح می کرد؛ با تشکر از حضور شجریان لوح تقدیری را ازسوی انجمن و به وسیله محمد سریر به وی اهدا کرد.

نظر
شعر و ترانه : بير " آيديم " :
فرستنده webmaster در تاريخ ۱۳۸۸/۹/۹ ۲۲:۳۰:۰۰ (51 بار خوانده شده)


“[]SEN NENEÑSI DÄLI GYZ”]

BAKDYM, GÖRDIM, EL BERDIM
SEN ÝYLGYRDYÑ ALMADYÑ
TERJE DESTE GÜL BERDIM
MÜÑ ÝALBARDYM ALMADYÑ
HEPDE GEÇDI, AÝ GEÇDI
BIRJE NAZAR SALMADYÑ

SEN NENEÑSI DÄLI GYZ
AÝ PARÇASY ÝALY GYZ
AŞYK KALBYM ADYÑA
AÝDYMLARDAN DOLY GYZ
HEÝ SENIÑ DOÑ ÝÜREGIÑ
DUÝMAZMY BU HALYMY

LAÇYN DEK UÇAR ÝAŞLYK
SÖWDÜGIN SEÇER ÝAŞLYK
GAÇMA GÖZEL, GAÇMA GEL
BIZDEN HEM GEÇER ÝAŞLYK
GAÇMA GÖZEL, GAÇMA GEL
BIZDEN HEM GEÇER ÝAŞLYK

SEN NENEÑSI DÄLI GYZ
AÝ PARÇASY ÝALY GYZ
AŞYK KALBYM ADYÑA
AÝDYMLARDAN DOLY GYZ
HEÝ SENIÑ DOÑ ÝÜREGIÑ
DUÝMAZMY BU HALYMY

GURBAN EZIZ ADYM MEÑ
ÝANDYM ÝAMAN ODA MEN
BIR NAZAR SAL ALAGÖZ
TELBE BOLÝAN ÝALY MEN
BIR NAZAR SAL ALAGÖZ
TELBE BOLÝAN ÝALY MEN

SEN NENEÑSI DÄLI GYZ
AÝ PARÇASY ÝALY GYZ
AŞYK KALBYM ADYÑA
AÝDYMLARDAN DOLY GYZ
HEÝ SENIÑ DOÑ ÝÜREGIÑ
DUÝMAZMY BU HALYMY
HEÝ SENIÑ DOÑ ÝÜREGIÑ
DUÝMAZMY BU HALYMY
HEÝ SENIÑ DOÑ ÝÜREGIÑ
DUÝMAZMY BU HALYMY

نظر
شعر و ترانه : باغشی ها؛ نوازندگان به رنج خوگرفته و از یاد رفته ترکمن
فرستنده webmaster در تاريخ ۱۳۸۸/۹/۹ ۱۲:۰۰:۰۰ (50 بار خوانده شده)


Open in new window



"باغشی ها" که از آنان به عنوان نوازندگان موسیقی و خوانندگان ترانه های ترکمن یاد می شود، سینه ‌شان مالامال از عشق و گنجینه داستانهای حماسی و عاشقانه و اساس هنر و فرهنگ ترکمن است، اما همانند سازشان در گذر زمان رنج کشیده اند و از یاد رفته اند.

این هنرمندان بی نام و نشان و پرآوازه، همانند هنر دیرپا و اصیل شان از یاد رفته اند و دیگر نوای سازشان خریداری ندارد.

باغشی ها، این گویندگان و نوازندگان مردمی از روزگاران گذشته در میان مردم شعر می‌گفتند، موسیقی می ساختند و با نوای سازشان در غم و شادی قومشان شریک می شدند و همراه با زمان با شعر و موسیقی با مردم هم آواز بودند و در هنر و فرهنگ هر قومی نقش ایفاء می کردند.

خدمت بزرگ این نوازندگان بی نام و نشان در سده های تاریخ، در آشکار ساختن زورگویان و ستمکاران، پشتیبانی از ستمدیدگان، برانگیختن همگان بر پایداری در برابر خداوندان زر و زور، دلداری مردم در برابر سختی‌ها و رخدادهای روزگار و دعوت مردم به صلح و یکرنگی، تلاش، آفرینندگی و انسانیت نمایان است.

نگاهی به تاریخ موسیقی ترکمن نشان می دهد که نام آورانی چون "شوکر باغشی"، "قره‌دالی گوگلن"،" یاد باغشی" و "مختومقلی قارلی" در این عرصه فعالیت داشتند و این موسیقی در سنت و فرهنگ ترکمنها ریشه داونیده و رشد کرده است.



در تاثیر موسیقی ترکمن همین بس که اعجاز دوتار ترکمن از یک قشون بیشتر است و برای اثبات این ادعا باید گفت: زمانی که خان خیوه برادر "شوکر باغشی" را به اسارت برد، او توانست با پیروزی بر نوازنده دربار، برادرش را از چنگ خان نجات دهد.

و یا داستان زندگی "حاجی قولاق" بازگو کننده‌ ستمی است که بر این گروه توسط خانها و بگها رفته است، به گونه‌ای که دستهای نوازنده را خان می‌برَد تا دیگرنتواند بنوازد.

باغشی‌ها، زبان گویای مردم ترکمن بوده اند و در روزگاری که نگارش نبود، رسالت بزرگشان، دنبال کردن روایات، داستانها، نقلها و به طور بنیادی حرکت تاریخی - فرهنگی را مردانه به دوش کشیدند.

از لحاظ ترتیب تاریخی، باغشی‌های ترکمن عبارتند از قارا شاهیر، جبار باغشی، کور قوجالی، پتک باغشی، حالی نیاز باغشی، چولاق باغشی، دولت دوردی، قره دالی گوگلان، دوردی باغشی، جان دوردی قیجاق‌چی، ایلک باغشی، بک گلولی، همراه قیجاق‌چی، عالی باغشی، کرحال، نوبت نیاز و سخی جبار که در رشد موسیقی ترکمن سهم به سزایی داشته است.

باغشی ها، هنرمندانی حساس، شیفته هنر و کمتر به فکر مادیات بوده و هستند، ولی اکنون میراث آباء و اجدادیشان که سینه به سینه و نسل به نسل انتقال یافته براثر بی‌علاقگی و برانگیختن مردم و دوری نسل جوان از تاریخ و فرهنگ رو به ایستایی و فراموشی است.

موسیقی سنتی ترکمن به رغم قابلیت فراوان و غنای فرهنگی و هنری به دلیل کم توجهی به بانیان این هنر و باغشی ها با شتاب فراوان روبه ایستایی و ناتوانی است.

گرایش جوانان به موسیقی مدرن و جدید، ناآشنایی با تاریخ و فرهنگ، قابل دریافت نبودن موسیقی، نبود کانونهای آموزش موسیق ترکمن از جمله عوانی است که موجب شده که این موسیقی اصیل و مانداگار نتواند همانند گذشته رسالت خویش را ایفاء کند.

این در حالی است که با بررسی دقیقتر و منطقی تر علتهای این بحران و با درهم‌آمیزی و هماهنگ کردن درون‌ مایه‌های آوازها همگام با دگرگونی‌های اجتماعی به‌ ویژه با روحیات نسل نو و با فراهم آوردن گونه‌ای پیوند منطقی با ادبیات نوین بتوان از اثرات فزاینده این ایستایی کاست.

موسیقی سنتی ترکمن بازگو کننده‌ی باورها، دردها، رنج‌ها، شادی‌ها، آرمان‌ها، آداب و سنت‌ها، فرهنگ و تاریخ ترکمن است، زبان این موسیقی بیانگر ادبیات شفاهی گویای قوم ترکمن بوده و سازها از زبان و دل مردم و از ادراک غم و شادی‌های آنها مایه گرفته و بازتاب شرایط اجتماعی روزگار خود است.

مضامین موسیقی ترکمن عشق به آزادی، آگاهی و فرمانروایی محرومین، همبستگی، دلاوری و برادری توجه شده و موسیقی ترکمن از اینرو غم‌انگیز است که در روزگاران گذشته، زندگی این قوم در هرج و مرج و کشتار و غارت فرمانروایان گذشت.

موسیقی ترکمن زمانی به ناله می‌آمد که قدرتها بر سر تصرف سرزمین هابه خونریزی می‌پرداختند و آئینه تمام نمای فرهنگ و تاریخ قوم ستمدیده ترکمن بوده و از این رو موسیقی ترکمن، موسیقی لهو و لعب نیست.

سازهای باغشی‌های ترکمن همچنان همراه با مردم در سختی‌ها و رخدادهای تلخ این قوم، رنج کشیده است. این موسیقی برای هر کسی پیامی دارد که می‌تواند بر پایه آن خود آن را برگزیند و زبان موسیقی ترکمن مخاطبان خود را می‌شناسد، وقتی که ساز نواخته می‌شود با مردم ساده‌دل صحرا حرف می‌زند.



موسیقی ترکمن یک موسیقی تصویری است و فرد هنگام شنیدن یک مقام اگر داستان آن ساز را بداند می تواند همگی رخدادهای داستان را به راحتی در ذهن تصویر کند.

از سویی، موسیقی ترکمن جزو سازهای جهانی کهن به شمار می‌رود، زیرا از نت جهانی پیروی کرده (دو، ر، می، فا، سل، لا، سی) و 1.4 پرده (سوری کورون) ندارد، این پرده در سازهای سنتی ایران مانند سه‌تار موجود است و موسیقی ترکمن برای کسانی که از تاریخ و فرهنگ قوم ترکمن و چگونگی سازها آگاهی نداشته باشند، دریافت شدنی نیست.

موسیقی ترکمن، زبانی نمادین برای انتقال دریافتها و بازگویی احساسات قوم ترکمن به شمار می‌رود، چرا که در گذشته از دل مردم مایه گرفته است و همه پیوند‌های معنوی از راه باغشی‌ها پراکنده می‌شد و به مانند راه پیوند طایفه‌های دور افتاده عمل کرده است.

خدمت بزرگ موسیقی و باغشی ها به ادبیات ترکمن این است که در گذر تاریخ نقش نگاه دارنده‌ ادبیات شفاهی و عامه را همین ساز‌های موسیقی به نوشتن درآمده‌اند، باغشی‌ها برای شناسایی ادبیات گذشته به دوتار شکل داده و سازها را پیچیده‌تر و گوش‌نواز‌تر کرده و آن را به نسل حال و آینده انتقال داده‌اند.

مادیات و شهرنشینی و دگرگونی روحیات، موسیقی سنتی را تکراری و درون‌مایه‌های آن را در ناسازگاری با شرایط حاکم اجتماعی می کند و کم‌توجهی مسئولان از هنرمندان ترکمن، باغشی ها را نسبت آینده هنرشان نگران کرده است.

مجله موسيقي ايران

نظر
شعر و ترانه : شرح زندگي خليفه موسيقي تركمني " قزاق پانگ "
فرستنده webmaster در تاريخ ۱۳۸۸/۹/۸ ۱۲:۰۰:۰۰ (130 بار خوانده شده)

Open in new window

قزاق پنق بعد از اتمام تحصیلات ابتدایی در دبستان صفوی بناور در مدرسه علوم دینی نعمان بیناور(امچلی) به استادی طایجان آخوند محمدی قره جه از علمای بزرگ ترکمن صحرا مشغول به تحصیل شد. قزاق پنق که وی را ملا بایرام دوردی صدا می کردند در سن 17-18سالگی مدت یکسال تمام در بستر بیماری بوده به سختی مریض می شود و نیروی جسمانی وی به شدت تحیلیل رفته و بسیار ضعیف می شود مادر و برادرش را به بالین می خواند و از آنها رخصت می خواهد . مادر در ابتدا از رخصت امتناع می کند ولی بالأخره می گوید : هر جوری می خوای همانطور باش.

قزاق نفس راحتی می کشد و از آنها می خواهد که دوتار ملا قانقرمه را بخرند ، برادران دنبال ملا رفته و دوتارش را برای او می خرند و قزاق پس از رسیدن به معشوقش (دوتار) که جبر زمانه و مخالفت خانواده و فامیل باعث دوری آن دو از یکدیگر شده بود روحیه و جان تازه ای گرفته و رو به بهبودی می رود و سلامت خود را باز می یابد .

بعد از آن تحصیلات حوزوی را همراه با خوانندگی تا یک قدمی درجه آخوندی ادامه می دهد. به علت فقر فرهنگی به هنر موسیقی و خوانندگی زیاد ظلم می شد.

کسانی که با ذوق و اشتیاق به این هنر روی می آوردند با مخالفت و سرسختی خانواده و طایفه خود مواجه می شدند و یکی از علل عمده مخالفت آنان باور و برداشت غلط دینی بود و دیگری آلوده بودن این هنر به اعتیاد بود. قزاق پنق نیز از این قاعده مستثنی نبود بعد از کشمکشهای خانواده و طایفه خود نوبت به طایفه و خانواده همسرش نیز می رسد و دادن دخترشان را به کسی که در هنر موسیقی و خوانندگی مشغول می باشد، برای خود کسر و صدمه به غیرت و ناموس خود تلقی می کردند بدین خاطر چندین بار طایفه یامپی به بناور آمده و می خواستند دخترشان را ببرند که با مقاومت طایفه قزاق پنق مواجه می شدند.

بعد از پیروزی شکوهمند انقلااب اسلامی در 22 بهمن تحولی در هنر موسیقی ترکمن پیدا می شود و جوانان به خودآمده و او نیز به سوی گمشده خود یعنی دوتار باز می گردد.

استاد قزاق پنق با خواندن سبکهای یموت ، آرقاچ، خیوه و با در هم آمیختن آنها سبکی جدید و منحصر به فرد از خود بجای می گذارد.

قزاق بخشی 84 ترانه را در رادیو ضبط و اجرا کرده که چندین آهنگ را خودش ساخته است از جمله آهنگ "گولر" . صدای او صدای خودش بود او در طرز خواندن از کسی تقلید نمی کرد. صدایش در عین نازکی کلفت نیز بود او هم صدای زبر و خشنی و هم صدای نرم و لطیف را داشت او با ترکیب این صداها توانست سبکی جدید از خود برجای بگذارد.

از صفات برجسته او هنگام خوانندگی طرز نشستن و نحوه به دست گرفتن دوتار بود که توجه عموم را به خود جلب می کرد. جوق جوق های او هنگام خوانندگی صدایی چون غرّش شیر از گلوش خارج می کرد که شاهکار بود و هر بیننده ای را مسحور خود می ساخت و به وجد می آورد.

متأسفانه هر کس در ترکمن صحرا دوتار بدست بگیرد زندگیش با فقر و فلاکت همراه می شود . وضع خلیفه نیز از این قاعده مستثنی نبود ولی باز خوش پوش بود با تمام فقرش سربلند زندگی می کرد.

خاطره ای از استاد قزاق از زبان استاد رحمان قلیچ یمودی نوازنده کمانچه و همنواز قزاق پنق:

برای اعزام به انگلستان و آمریکا جهت اجرای موسیقی ترکمنی آزمونی از چند باغشی مطرح در شهر کرج برگزار شد. سرانجام پس از مراحلی قرار شد از بین قزاق پنق و خوجه باخشی یکی انتخاب بشود من به دلایلی نوازنده خوجه باغشی شدم و کمانچه زن دیگری به نام قهرمان قلی یمودی ، قزاق پنق را همراهی می نمود. در ابتدا خوجه باغشی ترانه ی خدیجه را که قزاق پنق می خواست آن را اجرا کند خواند و به راستی خیلی خوب خواند و اجرا کرد.

بعد نوبت قزاق پنق رسید. او ترانه ی جان جان را اجرا کرد و در خواندن آن ترانه نبوغ خود را به خوبی نشان داد و چنان از جوق جوق هایش بجا استفاده کرد که توجه همگان را به سوی خود جلب کرد.

بدین ترتیب او انتخاب شد و در چند کشور خارجی موسیقی ترکمنی را استادانه اجرا کرد. به طوری که کارشناسان و داوران را نیز به حیرت واداشت و رتبه اول را در سح جهان کسب نمود و با افتخار به وطن بازگشت و این برای تمام ترکمنها و ایرانیان افتخار بزرگی بود.

<< قوی اونینگ مهرینی سینگدیریپ یأدیگار قویوپ گیدن آیدیم لاری بیزینگ یورگ لر منده قووات بولیب گوونمیز آچسین>>

قوی اونینگ جای جنت و روحی شاد بولسین آدی المودام یورگلرده قالسین




مارال قروی
از دانشگاه زابل

نظر
شعر و ترانه : شعر با ترجمه احمد شاملو
فرستنده webmaster در تاريخ ۱۳۸۸/۹/۲ ۱۹:۰۰:۰۰ (107 بار خوانده شده)

(ترجمه از احمد شاملو)

به آرامی آغاز به مردن مي‌كنی
اگر سفر نكنی،
اگر كتابی نخوانی،
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،
اگر از خودت قدردانی نكنی.

به آرامی آغاز به مردن مي‌كنی
زماني كه خودباوري را در خودت بكشی،
وقتي نگذاري ديگران به تو كمك كنند.

به آرامي آغاز به مردن مي‌كنی
اگر برده‏ی عادات خود شوی،
اگر هميشه از يك راه تكراری بروی …
اگر روزمرّگی را تغيير ندهی
اگر رنگ‏های متفاوت به تن نكنی،
يا اگر با افراد ناشناس صحبت نكنی.

تو به آرامی آغاز به مردن مي‏كنی
اگر از شور و حرارت،
از احساسات سركش،
و از چيزهايی كه چشمانت را به درخشش وامی‌دارند،
و ضربان قلبت را تندتر مي‌كنند،
دوری كنی . .. .،

تو به آرامی آغاز به مردن مي‌كنی
اگر هنگامی كه با شغلت،‌ يا عشقت شاد نيستی، آن را عوض نكنی،
اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نكنی،
اگر ورای روياها نروی،
اگر به خودت اجازه ندهی
كه حداقل يك بار در تمام زندگي‏ات
ورای مصلحت‌انديشی بروی . . .
-
امروز زندگی را آغاز كن!
امروز مخاطره كن!

امروز كاری كن!
نگذار كه به آرامی بميری!

شادی را فراموش نكن

نظر
شعر و ترانه : انه ديل حاقدا پارس ديليندا قوشغي
فرستنده webmaster در تاريخ ۱۳۸۸/۸/۲۸ ۲۳:۰۰:۰۰ (67 بار خوانده شده)



آن يکي گر نيم نان گــــم کـرده است

ديگري نيم جهان گــــم کــــرده است

زهر باشد شير مــادر بـــــرکســــــي

کو! زبان مادران گـــــم کـــرده است

از( )

*******

واي بر او اصل خود گم کــرده است

علتي از فصل خود گم کـــــرده است

بانژاد و اصل و نسل خويشــــــــــتن

راه ربط و وصل خود گم کرده است

(حساس)

نظر
شعر و ترانه : شعري فارسي از استاد محمد حسين شهريار ( شاعر حيدر بابايه سلام
فرستنده webmaster در تاريخ ۱۳۸۸/۸/۲۷ ۱۹:۳۰:۰۰ (231 بار خوانده شده)

Open in new window
ستارخان و باقرخان از سرداران ِ بزرگ ایران و همینطور مردم آذربایجان، به خاطر ضربه ای که به دولت بریتانیا وارد کرده بودن، مورد غضب واقع شده و در نتیجه قوم آذری زبان مورد قهر قرار گرفت و مردمی که به داشتن ِمغز متفکر و استراتژیک معروف شده بودن و توی جنگها هم دمار از روزگار اجنبی درآوردن، با جنگ زبانی ِ خاموش و جنگ ِ روانی ِسرد ِ انگلیس، لقب خر رو گرفتن! (با عرض پوزش!!)

از طرف دیگه میرزا کوچک ِ جنگلی و مردم ِ مبارز گیلان که چهره ی بیگانه ی روس و انگلیس رو به خاک مالیده بودن، طبق همون سیاست ِ خاموش و خزنده ، باعث شدن که این منطقه از کشور هم دچار بی مهری بشه!

مردم ِ سایر نقاط هم بدون ِ اینکه متوجه باشن که این تهمتها باعث از هم گسیختن ِ پیوندها و همبستگی ملی میشه، با نبوغ ِ سرشارشون در امر ِ هجو و هزل، به این کار دامن زدن و خودشون وسیله ای شدن برای ساختن ِ جوکهایی که دیگه نه بار معرفتی و معنایی داشت و نه نکته ی پند آموز و درس حکمت آمیزی در پشتش مطرح بود؛ بلکه فقط بابت ِ اینکه چند دقیقه ای شاد بشن و غمها رو فراموش کنن استعمال میشد … درست مثل مصرف ِ الکل!!

آری
اینگونه بود که ملانصرالدین تبدیل شد به تُرک خر و رشتی ِ بی غیرت و آبادانی ِ لافزن و اصفهانی ِخسیس و مشهدی ِ بدجنس و قزوینی همجنس باز و بچه باز

استاد شهريار در قبال اين همه خود برتربيني بعضي تهراني ها
سروده اي بزبان فارسي دارد كه از ديوان اشعار ايشان برايتان مي گذاريم :

.....................تهران وتهراني (گله يكنفر سرباز آذربايجاني)

صفحه 566 ديوان شهريار انتشارات نگاه 1377...........


الا ای داور دانا تو میدانی که ایرانی
چه محنتها کشید از دست این تهران و تهرانی

چه طرفی بست ازین جمعیت ایران جز پریشانی
چه داند رهبری سرگشته ای صحرای نادانی

چرا مردی کند دعوی کسی کو کمتر است از زن
الا تهرانیا انصاف میکن خر توئی یا من

تو ای بیمار نادانی چه هذیان و هدر گفتی
برشتی کله ماهی خور بطوسی کله خر گفتی

قمی را بد شمردی اصفهانی را بتر گفتی
جوانمردان آذربایجان را ترک خر گفتی

ترا آتش زدند و خود بر آن آتش زدی دامن
الا تهرانیا انصاف میکن خر توئی یا من

تو اهل پایتختی باید اهل معرفت باشی
بفکر آبرو و افتخار مملکت باشی

چرابیچاره مشدی، وحشی و بی تربیت باشی
به نقص من چه خندی خود سراپا منقصت باشی

مرا این بس که میدانم تمیز دوست از دشمن
الا تهرانیا انصاف می کن خر تویی یا من

تو از این کنج شیرکخانه و دکان سیرابی
بجز بدمستی و لاتی و الواطی چه دریابی

بگاه ادعا گوئی که دیپلم داری از لندن
الا تهرانیا انصاف می کن خر توئی یا من

تو عقل و هوش خود دیدی که در غوغای شهریور
کشیدند از دو سو همسایگان در خاک ما لشگر

به نِقّ و نال هم هر روز حال بدکنی بدتر
کنون ترکیه بین و ناز شست ترکها بنگر

که چون ماندند با آن موقعیت از بلا ایمن
الا تهرانیا انصاف می کن خر توئی یا من

گمان کردم که با من همدل و همدین و همدردی
بمردی با تو پیوستم ندانستم که نامردی

چه گویم بر سرم با ناجوانمردی چه آوردی
اگر میخواستی عیب زبان هم رفع می کردی

ولی ما را ندانستی بخود هم کیش و هم میهن
الا تهرانیا انصاف میکن خر توئی یا من

به شهریور مه پارین که طیّارات با تعجیل
فرو میریخت چون طیر ابابیلم بسر سجّیل

چه گویم ای همه ساز تو بیقانون و هر دمبیل
تو را یکشب نشد ساز و نوا در رادیو تعطیل

ترا تنبور و تنبک بر فلک میشد مرا شیون
الا تهرانیا انصاف می کن خر توئی یا من

بقفقازم برادر خواند با خود مردم قفقاز
چو در ترکیه رفتم وه چه حرمت دیدم و اعزاز

به تهران آمدم نشناختی از دشمنانم باز
من آخر سالها سرباز ایران بودم و جانباز

چرا پس روز و شب خوانی و افرشته اهریمن
الا تهرانیا انصاف میکن خر توئی یا من

به دستم تا سلاحی بود راه دشمنان بستم
عدو را تا که ننشاندم بجای از پای ننشستم

بکام دشمنان آخر گرفتی تیغ از دستم
چنان پیوند بگسستی که پیوستن نیارستم

کنون تنها علی مانده است و حوضش چشم ما روشن!
الا تهرانیا انصاف میکن خر توئی یا من

چو استاد دغل سنگ محک بر سکه ی ما زد
ترا تنها پذیرفت و مرا از امتحان وا زد

سپس در چشم تو تهران بجای مملکت جا زد
چو تهران نیز تنها دید با جمعی به تنها زد

تو این درس خیانت را روان بودی و من کودن
الا تهرانیا انصاف میکن خر توئی یا من

چه خواهد دشمنی بنیاد قومی را بر اندازد
نخست آن جمع را از هم پریشان و جدا سازد

چو تنها کرد هر یک را به تنهائی بدو تازد
چنان اندازدش از پا که دیگر سر نیفرازد

تو بودی آنکه دشمن را ندانستی فریب و فن
الا تهرانیا انصاف میکن خر توئی یا من

چرا با دوستدارانت عناد و کین و لج باشد
چرا بیچاره آذربایجان عضو فلج باشد

مگر پنداشتی ایران ز تهران تا کرج باشد
هنوز ازماست یرانرا اگر روزی فرج باشد

تو گل را خار میبینی و گلشن را همه گلخن
الا تهرانیا انصاف میکن خر توئی یا من

ترا تا ترک آذربایجان بود و خراسان بود
کجا بارت بدین سنگینی و کارت بدینسان بود

چه شد کرد و لر یاغی کزو هر مشکل آسان بود
کجا شد ایل قشقائی کزو دشمن هراسان بود

کنون ای پهلوان چونی نه تیری ماند و نی جوشن
الا تهرانیا انصاف میکن خر توئی یا من

کنون گندم نه از سمنان فراز آن نه از زنجان
نه ماهی و برنج از رشت و نی چائی از لاهیجان

از این قحط و غلامشکل توانی وارهاندن جان
مگر در قصه ها خوانی حدیث زیره و کرمان

دگر انبانه از گندم تهی شد دیزی از بنشن
الا تهرانیا انصاف می کن خر توئی یا من

نظر
شعر و ترانه : معرفي يكي از پنج شاعر برجسته تركمن - ملا نفس
فرستنده webmaster در تاريخ ۱۳۸۸/۸/۲۵ ۲۰:۰۰:۰۰ (52 بار خوانده شده)

Open in new window

ملا نپس شاعر و نويسنده شهير تركمن (1277 – 1225)
« زهره و طاهر » كه از شاهكارهاي ادبي ملانپس به حساب مي آيد شهرتي همپايه «ليلي و مجنون» در ادبيات فارسي دارد.



ادبيات تركمن در قرن سيزدهم صاحب فرزندي توانا به نام ملانپس گرديد. استاد ملانپس در سال 1225 هـ.ق در «سرخس» به دنيا آمد و بخش اعظم عمر خود را در «مرو» گذراند. وي پس از اتمام تحصيلات ابتدائي در مكتب خانه هاي محلي، به ادامه تحصيل در مدارس شهر بخارا همت گماشت. ملانپس با ادبيات زبانهاي تركي ـ تركمني و فارسي آشنايي كامل داشت. اين آشنايي و نيز احاطه كامل وي برادبيات و فرهنگ عامه تركمن، در تك تك شعرهاي ظريف و سرشار از احساس وي مشهود است.
از آثار برجسته ملانپس بايد به داستان « زهره و طاهر » كه از شاهكارهاي ادبي ملانپس به حساب مي آيد اشاره كرد. «زهره و طاهر» در ادبيات تركمني داستاني است كه شهرتي همپايه «ليلي و مجنون» در ادبيات فارسي دارد. علاوه بر «زهره و طاهر»، در غزل، مخمس نيز به مسائل اجتماعي نيزپرداخته است. وي در دوران سخت زندگي خود با شاهان و بگ ها و بي عدالتي ها مبارزه كرده است. به عنوان مثال در شعر « نرگِزگين» يعني (مردانه زندگي كن) به انسانها مي گويد كه «در برابر ظالمان و پولداران سر خود را خم نكنيد»
ملانپس در حيات ادبي تركمن يكي از شخصيت هاي ممتاز است. در آغاز، او در يكي از دهات ناحيه مرو معلم مدرسه بود و بعدها بازرس مدارس شد. در داستان شاعرانه اش كه بنام «زهره و طاهر» مشهور است، به شرح حال دو دلداده جوان پرداخته و افكار محافظه كارانه والدين آنها را به باد انتقاد مي گيرد.
نمونه اي از ترجمه شعر ملانپس شعر « نرگِزگين»:«اي دل بيا نصيحتي كنم، گر زندگي كني سربلند باش، بشناس دوست و دشمنت را و از خانه ات با خبر باش، گر با دشمن مي جنگي با مشتي آماده و پرزندگي كن، در زندگي مقاوم باش، يك سال مردانه زندگي كردن بهتر [است] كه چهل سال به خفت زندگي كني ».
ملانپس شاعري بود كه با مردم زيست و براي آنان قلم و سلاح دردست گرفت. وي پس از جراحتي كه در جنگ مرو (1276 هـ. ق ) برداشت در سال 1277 هـ. ق وفات يافت.
نویسنده: چاري محمد مراد، کارشناس ارشددیپلماسی و سازمان های بین المللی سايت ايراس

نظر
شعر و ترانه : قوشقي - لات گر ه گ بوليا
فرستنده webmaster در تاريخ ۱۳۸۸/۱/۱۵ ۲۲:۰۰:۰۰ (126 بار خوانده شده)

Open in new window





لات گرگ بولیا لات گرگ بولیا

____________________________________

آد داقمالی بولسا " لات " دییانگ مانگا

گپله مان یودینیان داماقیم دولیا

ایشینگ آراسساسی سنگکی بولسادا

یونه که ایشلره "لات"گرگ بولیا

آراسسا ایش همه لرینگ ایسله گی

سیز آشینگ تووی سی بیز هم کسمه گی

کسمه گینگ آرزوی تووینگ اوسمه گی

کسمگ هم بولمانا" لات" گرگ بولیا



قوچ ییگیدینگ طویینی توتمالی بولسا

یاقین هم داش یره گیدملی بولسا

قازانیینگ سافیندان توتمالی بولسا

سنگ ایشینگ دال اونگا لات گرگ بولیا

اوزینگی بیزلردن آیری گوررسینگ

طوی سنگکی بولسادا یونه دورارسینگ

دوران معرکه نی آچ گویبررسینگ

ینه بوزادلارا لات گرگ بولیا

معلم مهندس دکتر بولسانگدا

آیراتین یاشاب هم آیری اونگسانگدا

بیردن ده اوستینگه یاغی تاوساندا

یاغینی ینگمه نه لات گرگ بولیا

گرگ یری کاندیر بوجاغاز لاتینگ

لاتینگا قووانسانگ آرتار هایباتینگ

که یرلرده گرگ بولیا غایراتینگ

غایراتا مینماگه لات گرگ بولیا

موسی قزلجه

ادامه | 4 نظر
شعر و ترانه : شعري از كريم قوربان نه په س
فرستنده webmaster در تاريخ ۱۳۸۸/۱/۴ ۱۲:۱۰:۰۰ (100 بار خوانده شده)

وصيت‌لر بويونچا

كريم‌ قربان‌نپس‌



چاغاقاق‌ «آغلاماق‌ اوتانچ‌» دييديلر.

جاهيلقاق‌ «آلداماق‌ اوتانچ‌» دييديلر.

شيديپ‌ انديك‌ اتديك‌ آغلامازليغا.

شيديپ‌ انديك‌ اتديك‌ آلدامازليغا.

دييديلر: «كوپلوكده‌ گاگيرمك‌ عاييپ‌».

دييديلر: «كوچه‌ده‌ سيغيرماق‌ عاييپ‌».

دييديلر: «ميليسده‌ كچماكانگ‌ توره‌،

حاقينگ‌ بارمي‌؟ تورونگ‌ اوزوندن‌ سورا»



ينه‌-ده‌ دييديلر: «اولاليپ‌ ياشينگ‌،

قاراجا قيل‌ بيلن‌ باسيرلار دوشونگ‌».

«دوشونگه‌ بيتيانچا شول‌ قيل‌ ـ دييديلر.

گونانگي‌ گچرلر، اوغول‌» دييديلر.

«دوشونگه‌ بيتن‌ سونگ‌ شول‌ قيل‌ ـ دييديلر،

دوشونگه‌ ميناسيپ‌ بولغول‌» دييديلر.

ادامه | 6784 کلمه در ادامه متن | نظر
شعر و ترانه : سرگذشت قوي ترين باخشي تركمن صحراي ايران:نظرلي محجوبي
فرستنده webmaster در تاريخ ۱۳۸۸/۱/۱ ۱۷:۰۰:۰۰ (215 بار خوانده شده)
شعر و ترانه


سايت اولكاميز : گردآورنده ونويسنده يعقوب رحيمي داشلي برون


----------------------------------Open in new window------------------------------


يانگي سحر گيجأنينگ توملوگين ينگيپ، «قارا قير» ميدانينا سلام بريپ‌دي. ير يوزي الله‌نينگ قوُروُپ قويان قدرتيندان نور سوْروپ ياغتي‌لانيپ اوغرادي.
شوْ بادا آمان‌سلطان اجأنگ بؤوروندن آغيري توتوپ باشلادي. «بوُ آغيري، سونگقي‌ميقا؟ جهانا گلجك بيزه، ايل-گونومه ياغتي‌ليق گتيريپ بيلرمي؟، دار بؤورومه دپيليپ دوران ياغدايا جيداپ دوُرشوُم يالي، بلكي بو چاغا-دا، يالانچي‌نينگ، انسان باشينا اوُريان ضربينا جيدام‌لي بوْلار، ان‌شاءالله ايليمينگ درديني اگسيلديپ، روحوني قالقينديريانلاردان بوْلسوُن» ديين اميد بيلن، آمان سلطان قايرا اؤيونگ ايچينده، بير آق يولونگ صوُراتيني گؤز اؤنگونه آليپ ياتيردي. ياشليقدان، ماخولجا سايلانان انه، اؤنگِم بأش گزِك شوُنوُنگ يالي آغيريني گؤروپدي. شو ضرارلي كؤپ بي‌طاقتليق اتمه‌دي-ده ايكي قيزينگ بيري «كيجاني» Keýjan اوُقوُدان توُروُزدي و قونگشي اؤيونه، چال ساچ‌لي زناني گتيرمأگه ايبِردي.

قارّي انه خاباري اشيدن بادينا: «الله يِنگيلينه سالسين، ساغ-آمان ايله گونه قاويشسين» ديييپ، كچه نمازليغي‌ني دويروپ كيجانينگ اؤنگونه دوشوپ: «يؤري قيزيم!» ديييپ، «اوركوت» آغانگ اؤيونه طاراپ اوُغرادي.

اوغلان باغشيشوْل گون‌لر، مزنده بير آي بأري، «اوركوت» آغا، آتاسي «يگن قيليچ»ينگ ياشاپ اوْتوُران يوُردي «ياغ‌لي اوْلوم»دان(1)، ماشغالاسي بيلن گؤچوپ بير بؤلِك دويه‌لرينينگ ايزينا دوشوپ قايديپ، آق‌قالانگ اطرابيندا «قارا قير» ديين يرده قوْش دوشوريپ، اؤي تيكيپ يوُرت ادينيپ‌دي. «اوركوت» اوستا: آتامدان اؤوره‌نن كسبيمي اؤزوم بيلن آليپ قايدايين، بلكي چاغالامدان-دا شوْني هونأر ادينن بوْلار» ديييپ، هر يرده يوُرت توتونسا، بير قاپدالدان چاقلانگجا چوُقوُر قازيپ اوستوني باسيريپ، هوْوا چكر يالي بير كؤروك ياساپ، دميرلري قيزارديپ پيچاق دير، سيندي، كِسِر و داراق يالي آبزال‌لاري ياساماق اوچين بير كوره بجردي؛ «اوركوت» اوستا: «آتا-باباميز ات-سينگير قانيميزدا هونأر-صوُنغات اوُستاچيليغي قايديپ گليأر، كمك ملا دوغانيمام تيكيجي اوستا بوْلوُپ يتيشدي» دييپ بگنيأردي. يؤنه كمك ملا و بيله‌كي دوغانلاري مأمت و مراد ماشغالالاري بيلن اترك‌دن آشيپ، ياغ‌لي اولومينگ يوْقاري باش قايراسيندا مسكن توتوپ، اونسونگ ايران بيلن اوْرسيت آراسيندا، اترك آقاري سرحد بوْلوُپ بلله‌ننده، اوركودينگ يورك تاري آيراليق موُقاميني چالياردي. شوندان سوْنگ: «دوغانيمينگ ديدارينا يتيشرينميكأ» ديييپ، گيجه‌لر اؤيونينگ ايچينده اوجاق باشيندا چاغالارينا كمك ملادان، مأمت‌دن، مراددان گوررونگ برردي. اؤنگ كمك ملا خط يازيپ اوركوده: «قايراسينا گچه‌يلي» دييِنده، اوركوت: «من گيتجك دأل. سن منگ دييه‌نيمي اتجك بولسانگ گيتمه!» ديييپ‌دي. يؤنه اولار هؤوسله‌نيپ گيديپدي‌لر.

«اوركوت» اوستا شوگون اوتيران يوردي‌نينگ ايلر‌سينداكي دپأنگ قاپداليندا ياسان كوره‌سي‌نينگ اوديني ياقيپ اؤلچره‌يين، كؤزيكديره‌يين دميرلري ايچينه سالايين دييپ دانگ آتماغا قولاي واغتي اؤيدن چيقيپ گيتدي.

كورأنينگ اودي توتاشيب باشلادي «اوركوت» اؤدا باقيپ دورقا، دمير‌لنگ اينچه هيلي‌ني هوأس بيلن سايلاپ اؤز ساغ تاييندا قويدي، شوندا ياغلي اولومينگ ايلر‌سينده دپأنينگ باشيندا لاله قاقيپ اوتيران قيزلار گؤز اؤنگونه گليپ، قولاغينا شيله بير آواز ايندي:


هاي لا لأله لأله لأله

جان-آ لأله لأله لأله

چونگير قويا داش آتسانگ- آ

چومر گيدر اجه جان- آ

ياد ايل‌لره قيز برسنگ -آ

ييتر گيدر اجه جان- آ

ياد ايلر يامان ايلر- آ

اوْتوُردمادي اوْرنوُمدا-يا

]

ادامه | 48506 کلمه در ادامه متن | نظر
شعر و ترانه : رباعي هاي زيبا از مرحوم ناز محمد پقه
فرستنده webmaster در تاريخ ۱۳۸۷/۱۲/۱۸ ۱۸:۵۰:۰۰ (132 بار خوانده شده)

شو گون ناز محمد پقه نینگ ییلی ! من دینگه شو رحمتلینگ شعرلری بیلن تاناردیم . شو رحمتلی دن بیر ناچه رباعی آشاقدا یازیارین اوقیسانگیز سیز ده حزل آلارسینگیز .

الله رحمت ایله سین . روحی شاد بولسین .





تاییم سن

آسمانیمدا گؤریلمه دیک آییم سن
اوغورلانان،برلمه دیک پاییم سن
یکه،یالنگیر،چولده قالان عاشق من
جدا دوشن، یتیپ گیدن تاییم سن



بالام

اوزین گیجه چکن نالام دیر بولار
ایلیمه یایردان لألأم دیر بولار
بیری آی بولگیم بیر آی سودا
اؤز باغریمدان اؤنن بالام دیر بولار



یؤرگینگی گورسم

سؤیگلیم سن بیر ییلغریپ گولسه دینگ
بو عاشقینگ غاریپ گؤونین آلسادینگ
نه-ها چاغیریانگ سن، نه-ده قاویانگ سن
واخ بیر سنینگ یؤرگینگی گورسه دیم



توپراق

یرینگ گؤیا گیزلین غمی سیری بار
دیل لرینده آیدلمادیق سؤزی بار
هرگوزیندن مونگلاپ چشمه چوغیپ دو
عاشقلارا آغلاپ دوران گؤزی بار



حاسرات

بیر چووال درد بردی،درمان قویمادی
ارکیمه گزره فرمان قویمادی
گلنیم،گیدنیم قارنیما بولدی
خوش دؤویر سؤرجک دیم،دوران قویمادی!




+ نوشته شده در 87/06/24ساعت 10:29 توسط اجو
از وبلاگ seslidag.blogfa.com

نظر
شعر و ترانه : بررسي اشعار و شهرت مختومقلي (وحيد طلعت نويسنده اذربايجاني )
فرستنده webmaster در تاريخ ۱۳۸۷/۱۲/۱۸ ۱:۰۰:۰۰ (82 بار خوانده شده)

مقدمه:

(از مختومقلی فراغی میتوان به عنوان بزرگترین عارفان ادبیات ترکی نام برد)



حدود سه قرن از تولد شعرهای مختومقلی فراغی می گذرد و روز به روز بر عاشقان شعر و تفکر او افزوده می شود. مختومقلی نابغه شعر ترکمنی در ترکمن صحرابه دنیا آمده است (سال ۱۱۵۳ هجری قمری (۲۶۵ سال پیش) در روستای حاجی قوشان گنبدکاووس) ، پنجاه و هفت سال زندگی کرده است، زبان‌های فارسی و عربی را نزد پدر خود دولت‌محمد آزادی(که از بزرگان شعر و ادبیات ترکمنی است) آموخته و آثار ماندگاری در شعر و ادبیات ترکمنی از خود به جا گذاشته است. خدمات مختومقلی به زبان ترکمنی را میتوانیم همپای فردوسی در زبان فارسی بدانیم . زنده کردن زبانی که شاید کمتر نوشته یی در آن در آن روزگار بوده ، به گفته پروفسور سلطان شاه نیازف ؛ نام ترکمن با نام او در جهان متجلی می شود او پدر شعر ترکمن است ، او از بزرگان شعر و ادبیات ترکی جهان می باشد مختومقلی شاعر تمام مردم جهان و مظهری از آمال و آرزوهای مردم شرق است مختومقلی در بهترین مدارس زمان خود تحصیل کرده به زبانهای فارسی ، عربی و ترکی تسلط دارد و از همین رو شاهکارهای زبان ترکمنی را خلق کرده است .

دیوان مختومقلی و شعرهای او از بی نظیر ترین آثار زبان ترکی است که با کمی دقت برای بیشتر ترک زبانان قابل استفاده و دریافت عمیق است تفکری بزرگ و اندیشه یی بکر که او را در میان نویسندگان ترک ممتاز میکند شاید به همین خاطر است که ناظم حکمت او را می ستاید:



ادامه | 26352 کلمه در ادامه متن | نظر
شعر و ترانه : توركمن آيديم سازلاري - شاهير آتا مراد آتابايف
فرستنده webmaster در تاريخ ۱۳۸۷/۱۲/۱۴ ۲۳:۰۰:۰۰ (114 بار خوانده شده)

تۆرکمن آیدیـم سـازلاریـن، دینگله سنگ، دیمیپ دینگله
دئیمــانیــنگ یئترلیک دأل، دِم آلمــان، دوْنگـیپ دینگـله

تۆرکــمن آیدیـم ســازلاری، دوشـونسِنگ دأری دِرمــان
درد-دن غوتاریلجاق بولسونگ، یارانگ دانگیپ دینگله

تۆرکــمن آیدیــم ســازلاری- حاپــا بولسونگ دینگـلتمز
بـأوه ک دِی بــی گنــاه بــوْل- گـنأنگـی یـۆووُپ دینگـله




نظر
(1) 2 »
افراد آنلاین
7 کاربر آن‌لاين است (6 کاربر در حال مشاهده‌ی سایت اخبار)

عضو: 0
مهمان: 7

ادامه...

جستجو

Design & Hosted by ilyadgonbad.com