ورود

شناسه‌ی کاربری:

گذرواژه:

ورود خودکار



گذرواژه را فراموش کرده‌اید؟

عضو شوید

فهرست

ارسال به سایت


« 1 (2) 3 4 5 ... 7 »
مطالب ویژه : گزارش تصويري (1)گروه موسيقي "مقامچيلر " بندر تركمن در دوگونچي برنامه اجرا كرد
فرستنده webmaster در تاريخ ۱۳۸۹/۱/۲۰ ۷:۴۰:۰۰ (153 بار خوانده شده)

"اجرای کنسرت در جشنهای عروسی ترکمن مثل همیشه مرسوم است "

بنا به گزارش سایت اولکأمیز بمناسبت جشن عروسی "جليل دوگونچي " از جوانان هنرمند آق قلا، گروه موسيقي "مقامچيلر" بندر تركمن در بخش دوگونچي برنامه کنسرت زیبائی را به مرحله اجرا گذاشتند. قابل ذکر است این گروه موسیقی ترکمنی یکی از پایدارترین گروه موسیقی ترکمنصحرا می باشد که پایه آن در سالهای ۱۳۶۴-۱۳۶۵ بنیانگذاری شده است. این گروه تا امروز موفقیّتهای چشمگیری را در عرصه ارائه موسیقی ترکمنی با تلفیق ابزار-آلات موسیقی اصیل با شکل امروزی آن از خود برجای گذاشتند که مورد الگوی دیگر هنرمندان منطقه فرار گرفتند. اعضای این گروه متشکل است از: ۱. موخی ایری، ۲. عبدالّرحمان فراخی، ۳. یوسف کُر و اراز دوردی خوجه از مجریان هنرمند منطقه.






ادامه دارد.....عثمان دلنواز


ادامه | 1 نظر
مطالب ویژه : رهبر معظم انقلاب سال 89 را سال « همت مضاعف و كار مضاعف‌ » ناميدند
فرستنده webmaster در تاريخ ۱۳۸۹/۱/۱ ۹:۲۷:۱۴ (61 بار خوانده شده)

Open in new window

در پيامي به مناسبت سال جديد
رهبر معظم انقلاب سال 89 را سال « همت مضاعف و كار مضاعف‌ » ناميدند
خبرگزاري فارس: حضرت آيت‌الله خامنه‌اي رهبر معظم انقلاب، در پيامي به مناسبت آغاز سال 1389 هجري شمسي آن را سال «همت مضاعف و كار مضاعف» نامگذاري كردند.

به گزارش خبرگزاري فارس، حضرت آيت‌الله خامنه اي رهبر فرزانه انقلاب، در پيام نوروزي خويش ضمن تبريك فرا رسيدن سال جديد به ملت شريف و انقلابي ايران، با تاكيد بر كار و تلاش هر چه بيشتر در تمامي عرصه‌ها، سال جديد را سال « همت مضاعف و كار مضاعف » نامگذاري كردند.

متن كامل پيام نوروزي رهبر معظم انقلاب به شرح زير است:

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحيم‌

«يا مقلّب القلوب و الأبصار. يا مدبّر اللّيل و النّهار»؛ اى دگرگون‌كننده‌ى دلها و ديدها! اى سامان‌دهنده‌ى به روز و شب! «يا محوّل الحول و الأحوال»؛ اى گرداننده‌ى سالها و دلها و حالها! «حوّل حالنا الى احسن الحال»؛ حالِ ما را به بهترين حالها تبديل فرما .

تبريك عرض مي‌كنم عيد سعيد نوروز و آغاز سال نو را - كه آغاز بهار و سرزندگى طبيعت است - به همه‌ى هم‌ميهنان عزيز كه در سراسر كشور پهناور عزيز ما زندگى مي‌كنند، و همچنين به همه‌ى ايرانيانى كه در هر نقطه‌اى از جهان هستند و چشم اميد و انتظار به كشور عزيزشان دوخته‌اند؛ بخصوص به جوانان و مردان و زنانِ ازجان‌گذشته‌اى كه براى هدفهاى عالى انقلاب و كشور فداكارى‌هاى بزرگى را انجام دادند؛ از جانِ خودشان مايه گذاشتند و جوانان خود را تقديم انقلاب و سربلندى كشور كردند؛ به خانواده‌هاى عزيز شهيدان، به جانبازان و خانواده‌هاى فداكار آنها و به همه‌ى ايثارگران و كسانى كه براى سربلندى كشور تلاش مي‌كنند و كار انجام مي‌دهند. و درود و سلام ميفرستم به روح مطهر امام بزرگوارمان كه سلسله‌جنبان اين حركت عظيم مردمى و مايه‌ى پيشرفت و اعتلاى كشور بزرگ اسلامى ايران بوده‌اند.

عيد نوروز، آغاز رويش است. اين رويش همچنان كه در طبيعت محسوس است، مي‌تواند در دلهاى ما و جانهاى ما و حركت رو به پيشرفت ما نيز خود را مجسم و نمايان كند. نگاهى بيندازيم به سال 88 كه اكنون به پايان آن رسيده‌ايم. اگر بنا باشد سال 88 در يك جمله تعريف شود، به نظر من عبارت است از: سال ملت ايران، سال عظمت و پيروزى اين ملت بزرگ، سال حضور تاريخى و اثرگذار اين ملت در عرصه‌هائى كه به سرنوشت انقلاب بزرگمان و به سرنوشت كشورمان بستگى داشت و منتهى مي‌شد.

در آغاز سال 88 مردم با حضور بى‌سابقه‌ى خود انتخاباتى را ساماندهى كردند كه در تاريخ انقلاب ما - و البته در تاريخ طولانى كشور ما - سابقه نداشت و يك نقطه‌ى برجسته و اوج به حساب مى‌آمد. در طول ماه‌هاى بعد از انتخابات هم مردم در امتحانى بزرگ، در حركتى عظيم و سرنوشت‌ساز، حضور خود، اراده‌ى خود، ايستادگى خود، عزم ملى خود و بصيرت خود را نشان دادند.

تفسير كوتاهى كه از حوادث بعد از انتخابات در طول چند ماه مي‌شود ارائه كرد، عبارت از اين است كه دشمنان كشور و دشمنان نظام جمهورى اسلامى بعد از گذشت سى سال، همه‌ى تلاش خود و توان خود و نيروهاى خود را متمركز كرده‌اند براى اينكه بتوانند اين انقلاب را از درون شكست بدهند. ملت در مقابل اين توطئه‌ى بزرگ، اين حركت خصمانه، با آگاهى و بصيرت و عزم و ايستادگىِ بى‌نظيرى توانست دشمن را به شكست بكشاند. تجربه‌اى كه در اين هشت ماه بعد از انتخابات تا بيست و دوم بهمن بر اين ملت و بر اين كشور گذشت، تجربه‌اى پر از درس، پر از عبرت و حقيقتاً مايه‌ى سربلندى ملت ايران است.

در سال 88 ملت خوش درخشيد؛ مسئولين هم تلاشهاى ارزنده و بزرگى را انجام دادند. اين تلاشها در حد خود، تلاشهاى باارزشى است؛ موجب تقدير است. بر همه‌ى ناظران منصف فرض است كه از اين تلاشها، از اين زحمات و كار و كوششى كه براى عمران و آبادانى و پيشرفت كشور در عرصه‌هاى مختلف انجام گرفت، قدردانى كنند. در عرصه‌ى علمى، در عرصه‌ى صنعتى، در فعاليتهاى اجتماعى، در سياست خارجى، در بخشهاى مختلف، مسئولين كشور كارهاى بزرگى را انجام داده‌اند. خداوند به همه‌ى آنها اجر عنايت كند و توفيق پيشرفت مرحمت بفرمايد.

آنچه كه از ملاحظه‌ى وضعيت موجود كشور و ظرفيتهاى عظيمى كه در دل اين كشور و ملت بزرگ نهفته است، مي‌شود به دست آورد، اين است كه آنچه ما انجام داده‌ايم، آنچه مسئولين و مردم انجام داده‌اند، در مقابل آنچه كه ظرفيت عظيم اين كشور براى پيشرفت و رسيدن به عدالت است، كار بزرگى نيست. بايد تلاشها را بيش از آنچه كه در گذشته انجام داده‌ايم، همه انجام بدهند و خود را موظف بدانند.

در اين دعائى كه در آغاز هر سال، در هنگام تحويل، همه مي‌خوانيم، اين فِقره جالب توجه است كه مي‌فرمايد: «حوّل حالنا الى احسن الحال». نمي‌فرمايد ما را به روز نيكى، حال نيكى برسان؛ به پروردگار عرض مي‌كند ما را به بهترين حالها، به بهترين روزها، به بهترين وضعيتها برسان. همت والاى انسان مسلمان همين است كه در همه‌ى عرصه‌ها به بهترين‌ها دست پيدا كند.

امسال براى اينكه ما بتوانيم آنچه را كه در اين دعاى شريف به ما تعليم داده شده است و وظيفه‌ى ماست، انجام بدهيم، براى اينكه بتوانيم بر طبق اقتضائات كشور و ظرفيتهاى كشور حركت كنيم، احتياج داريم به اينكه همت خودمان را چند برابر كنيم؛ كار را متراكم‌تر و پرتلاش‌تر كنيم. من امسال را به عنوان سال «همت مضاعف و كار مضاعف» نامگذارى مي‌كنم. به اميد اينكه در بخشهاى مختلف، بخشهاى اقتصادى، بخشهاى فرهنگى، بخشهاى سياسى، بخشهاى عمرانى، بخشهاى اجتماعى، در همه‌ى عرصه‌ها، مسئولين كشور به همراه مردم عزيزمان بتوانند با گامهاى بلندتر، با همت بلندتر، با كار بيشتر و متراكم‌تر، راه‌هاى نرفته‌اى را بپيمايند و به هدفهاى بزرگ خود ان‌شاءاللَّه نزديكتر شوند. ما به اين همت مضاعف نيازمنديم. كشور به اين كار مضاعف نيازمند است.

بايد به خداى متعال توكل كنيم؛ از خداى متعال استمداد كنيم و بدانيم كه زمينه براى كار، زياد است. دشمنان، دشمن علم و ايمان جامعه‌ى ما هستند. علم و ايمان را به صورت مضاعف در ميان خودمان بايد تقويت كنيم. ان‌شاءاللَّه راه‌ها هموار خواهد شد؛ موانع، كوچك خواهد شد و كمك الهى و نصرت الهى، ملت ما و كشور ما و مسئولين ما را همراه و زير سايه‌ى خود خواهد داشت.

والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته‌

نظر
مطالب ویژه : هديه اولكاميز به بازيكنان تركمن به مناسبت پيروزي ديروز جواهري گنبد
فرستنده webmaster در تاريخ ۱۳۸۸/۱۲/۲۵ ۱۳:۴۰:۰۰ (328 بار خوانده شده)

تيم واليبال جواهري گنبد در سالن المپيك برابر تيم " گل گهر سيرجان " با نتيجه 3-1 پيروز شد .

نكته اي مي خواستم بگويم (مخصوصا" به مدير وبلاگ واليبال گنبد پايتخت واليبال ايران - آقاي نازمحمد واحدي كه سرپرست اين تيم هم هست ) در جايي از اخبار علمي شنيدم يا خواندم كه در بازيهاي ورزشي رنگ قرمز پر تحركتر از ساير رنگ هاست . ديروز بازيكنان ما سر تاسر آبي پوش بودند ,از طرفي پاسور هاي ما گاهي ضعيف ظاهر مي شوند - رنگ آبي ديروز بازيكنان ما را براي دفاع هاي حريف مشخص تر ميكرد ,كما اينكه ديديد چندين و چند بار قشنگ آبشار زن ما را تشخيص دادند وبازيكن ما دفاع شد .

از نظر عقل ناقص من و كمي از روي روانشناسي رنگها توصيه ميشود از رنگهاي ملون (تركمني : آلا ) و چند رنگه در لباس جواهري گنبد استفاده شود .تا در جريان جابجايي ها حين بازي دفاعهاي حريف موقعيت بازيكن هاي ما راتشخيص ندهند و سر در گم شوند .(مثالش پيراهن هاي تيم فوتبال ژاپن )

از اين توصيه جدي كه بگذريم من به مناسبت برد ديروز تيم جواهري گنبد و خوشحال شدن كل تركمن صحرا براي هركدام از بازيكنان مان

توصيفي كرده ام


Open in new window

جواهريه جوان

بازيكن شماره 12 - فرهاد عادلي = قلعه ستبر تسخير ناپذير !

بازيكن شماره 11 - عبدالله ناظري = اسب سركش !


بازيكن شماره 1 - حميد چوگان = محجوب جنگجويه محبوب !

بازيكن شماره 3- گوگجه لي = قيسسانانگدا گره گجه لي !
Open in new window
Open in new window

گل محمد سخاوي = وئين روني واليبال تركمن صحرا !


Open in new window

از راست اولي :
ابراهيم چابكيان = خونسرد ناجي بحرانها !

دومي ,,,,, فرهاد قائمي = شلاق صحرا , بلاي جان حريفان !

سومي ,,,,, ادريس دانشور = مرد آهني بندر تركمن ! ( نبوغ بندر تركمني )

Open in new window

مينچو مانچف = با گرگها مي رقصد * ! (ش.17)

حاج رمضان جواهري = آرقا داغ ! (در تصوير با كت وشلوار مشخص است )

عبدالله آذر = تيز بين تيز هوش ! (بازيكن شماره 9 )
Open in new window


و بالاخره

خليل آزمون = لئونيد برژنف تركمن صحرا !

13/12/88 دلنواز / عثمان



*با گرگها مي رقصد : حتما" علاقمندان فيلم وسينما ميدانند كه فيلم سينمايي معروفي است كه يك سرباز سفيد پوست در بين جامعه قبيله اي سرخپوست پذيرفته شده و هضم در زندگي انها ميشود!

ادامه | 5 نظر
مطالب ویژه : اعلان پذيرش مشتركين اينترنت پر سرعت اداره مخابرات آق قلا
فرستنده webmaster در تاريخ ۱۳۸۸/۱۲/۲۰ ۲۱:۰۰:۰۰ (330 بار خوانده شده)

واگذاری اینترنت پرسرعت ADSLدولتی در اداره مخابرات آق قلا


مدير سايت اولكاميز اق قلا :گر چه اين خبر را چند هفته قبل در سايت قرار داده بوديم ولي اين روزها پارچه نوشته هاي مخابرات خود شهرستان آق قلا هم مردم را دعوت به خريداري اينترنت پر سرعت نموده است .
هزينه روزانه 333 تومان - با شماره تلفن 5223020 اداره مخابرات آق قلا تماس بگيريد

--------------- حال خبر قبلي : ---------
اهالی می توانند به شکل مستقیم به واحد امور مشترکان مخابرات آق قلامراجعه و درخواست خود را مبنی بر دریافت خدمات اینترنت پر سرعت ارائه کنند.

بنا به پارچه نوشته هاي مخابرات گرگان مبلغ اشتراك ماهيانه 10/000ودويست تومان خواهد بود.
Open in new window


عثمان دلنواز مدير سايت اولكاميز : اگر اين طرح براي روستائيان آق قلا هم مقدور باشد خيلي خوب است چون سرعت اينترنت كارتي معمولي كه ساعتي فروخته ميشود خيلي خيلي كند است .

اگر اينترنت پر سرعت در شهرستان آق قلا گسترش يابد تعداد بازديد كنندگان سايت اولكاميز -آق قلا , هم افزايش پيدا خواهد كرد .
چون با كارت اينترنت معمولي وقت زيادي طول مي كشه كه حتي صفحه سايت باز شود ولي با "اي - دي - اس - ال " مثل فرفره صفحات و عكسها باز مي شوند.

علاوه بر اينترنت پرسرعت دولتي مخابرات ,

نماينده شركت پارس اينترنت گلستان در آق قلا خدمات كامپيوتري پيكسل رايانه (محي الدين گرگاني - تلفن 5226810) هم از چند سال پيش ADSL ياهمان اينترنت پرسرعت
را ارائه مي دهد

مزيت اين طرح اين است كه جداي از سرعت , 24 ساعت شبانه روز وصل است و قطعي ندارد و از همه مهم تر اگريك تلفن در خانه داريد
همان يك تلفن كافي است و adsl وصل ميشود و هم تلفن هيچ وقت اشغال نمي شود و افراد خانه با تلفن مكالمه خود را انجام مي دهند در حاليكه شما هم به اينترنت هميشه وصل هستيد .!
ومزيت آخر آن در قبض مكالمه هزينه تلفن ديگر نمي پردازيد, همان مبلغ اجاره ماهانه براي همه چيز كافي است .
فقط اين وسيله (مودم تي پي لينك) را بايد كسي كه adsl مي خواهد مجبور است بخرد كه حدود 40هزار تومان است
Open in new window


بنابراين از خوانندگان آق قلا مي خواهم كه اين خبر را به دوستان و آشنايان خود اطلاع رساني نمايند.



ادامه | 3 نظر
مطالب ویژه : انعكاس نارضايتي " خليل آل جليل " از برخي مسئولان شهري آق قلا در روزنامه گلشن مهر / حمايت مفسر روزنامه از اعاده ميزباني به آق قلا !
فرستنده webmaster در تاريخ ۱۳۸۸/۱۲/۱۹ ۱۷:۰۰:۰۰ (169 بار خوانده شده)

جيحون اگزوز در آستانه‌ي ورود به ليگ برتر باشگاههاي كشور؛زنده باد واليبال آق‌قلا

- رقيه مسلمي‌پور ـ در روزهايي كه حرارت بازيهاي سوپرليگ واليبال باشگاههاي ايران در دور برگشت زيادتر مي‌شود واليبالي‌ها از تماشاي رقابتهاي ديگري در قالب ليگ بهره مي‌برند و حساسيت‌هاي آن را دنبال مي‌كنند. رقابتهايي تحت عنوان ليگ دسته اول كشور كه برخلاف سال گذشته همچون ليگ برتر در يك گروه و با رويارويي همه‌ي تيم‌هاي شركت كننده در مقابل هم برگزار مي‌شود و حالا التهاب آن در آستانه‌ي پلي‌اف به اوج خود رسيده است.
مقاومت سپاه شهداي اروميه، پاسارگاد شيراز، شهرداري ياسوج، ملي حفاري ايران، مقاومت بسيج، آب منطقه‌اي شيروان، باريج اسانس كاشان، پره سر گيلان، جيحون اگزوز آق‌قلا، آلومينيوم المهدي بندرعباس، كشاورز كرمانشاه و گاز سرخس برگزار كنندگان ليگ دسته اول واليبال باشگاههاي ايران در اين فصل هستند كه تا قبل از ديدارهايي كه قرار است روز پنج شنبه (فردا) به انجام رسد تيم‌هاي شهرداري ياسوج، جيحون اگزوز آق‌قلا و باريج اسانس كاشان جايگاههاي اول تا سوم را به خود اختصاص داده‌اند و ديدار‌هاي فردا براي دو تيم برتر وضعيت خاصي ايجاد نخواهد كرد.

در حاليكه در آستانه‌ي سال جديد دسته اولي‌هاي واليبال ايران در انتظار بازيهاي پلي‌اف مانده اند
تا تكليف اين ليگ را يكسره كنند، از سوي فدراسيون واليبال محروميت تيم دوم ليگ يعني جيحون اگزوز آق‌قلا از انجام بازي خانگي در مرحله پلي‌اف اعلام شده است، بر اين اساس اين تيم مي‌بايست بازيهاي پلي‌اف را در يكي ديگر از شهرهاي استان گلستان برگزار نمايد.
اين در حالي است كه اهالي واليبال اين منطقه و دوستداران فهيم واليبال اين شهر انتظار دارند پس از سالها جشن و پايكوبي حاصل از تلاش واليباليست‌هاي جوان و شايسته‌ي آق‌قلا را در شهرشان بر پا كنند و حالا توقع‌شان از فدراسيون و مديريت محمدرضا داورزني تجديد نظر در رايي است كه براي اين تيم و بدنبال حركات ناشايست چند تماشاگرنما صادر شده است.


Open in new window

واليبال آق‌قلا كه دو سال قبل با تلاش و علاقه مندي يكي از اهالي اين ورزش، پس از ده سال غيبت از بازيهاي ليگ كشور به جمع دسته اولي‌ها پيوست و روح تازه‌اي در آن دميده شد حالا نايب قهرماني خود را مسجل نموده است.

خليل آل جليل كه براي سومين سال متوالي كوله‌بار اين تيم را به دوش مي‌كشد در اين فصل تيمش را با قريب به 90 ميليون تومان بسته و روانه ليگ كرده.

مدير عامل جيحون اگزوز آق‌قلا كه به عشق واليبال، تلاشهاي قابل تقديري در شكل‌گيري اين تيم و ادامه‌ي روند تيمداري‌اش داشته از مسوولين و مديران شهري گله مند است كه نه تنها دست اين تيم را نگرفتند بلكه زحمت همراهي با اين تيم را با تماشاي بازيهاي آن هم به خودشان ندادند. او در اين راستا از برخي مسوولان شوراي شهر و شهرداري آق‌قلا نام مي‌برد كه خود از اهالي واليبال هستند.

او انگيزه بالا، قناعت بازيكنان و تلاش فراوان آنها را در كنار پشتيباني و حمايت تماشاچيان مشتاق اين شهر ارج مي‌نهد و اذعان مي‌كند؛ واليبال آق‌قلا هر چه دارد به عشق اين دوستداران واليبال و بازيكنان جوان و بي‌ادعا آن است. در خصوص او كه چند سالي نايب رئيس نور قلي نيازي مدير توانمند هيات واليبال گلستان بوده، اين راهم بدانيد كه روز شنبه هفته جاري به دليل دلسرد شدن از كم لطفي برخي از اهالي واليبال استعفايش را از اين هيات اعلام كرده است.
اما تيم جيحون اگزوز را كه تنها يك بازيكن با تجربه 33 ساله از گنبد را به عنوان پاسور در اختيار دارد، بازيكناني جوان تشكيل مي‌دهند كه رنج سني آن حدود 23 سال است، ميانگين سني‌اي كه نشان از جواني و آينده اين تيم بومي دارد كه با انگيزه‌ي بالا و ارائه بازيهاي زيبا، اشتهايي سيري ناپذير داشته و با هزينه‌اي پايين‌تر از برخي تيم‌هاي مدعي دسته اول، توانسته قدرت خود را به عنوان تيم دوم ليگ به رخ بقيه رقباي قلدرش بكشد.

در اين تيم وهاب هيوه‌چي همچون يوسف توينقلي گنبدي است و بقيه نفرات محمود پورقاز، امير آق، حامد ميرزاعلي، عبدالقيوم يلقي، عبدالحكيم آرخي، فرشيد تاجي‌پور، سخي عيدي، جلال قليچ‌راد و عبدالرشيد قرنجيك از بازيكنان تركمن صحرا هستند كه زير نظر طاهر قره داشلي و امان زاده فعاليت مي‌كنند.
Open in new window


قره داشلي تيمش را بومي‌ترين تيم ليگ دسته اول واليبال ايران مي‌داند كه در جمعي سالم و با روحيه كار مي‌كنند. او مي‌گويند؛ انگيزه‌ي بازيكنان اين تيم مثال زدني است و همت مردم و آن دسته از مسووليني كه پاي كار آمدند تا موجوديت واليبال آق‌قلا باري ديگر اعلام شود هم ستودني.
بازيكنان اين تيم برخلاف تيم‌هاي سوپرليگي واليبال گنبد و بسكتبال گرگان كه در بلاتكليفي شكل گيري در آخرين روزهاي مانده تا آغاز ليگ بسته مي‌شوند، تمريناتشان را يك ماه قبل از ماه مبارك رمضان به شكلي انسجام يافته استارت زدند و از همان ابتدا مبناي كار را در دست يابي به يكي از سكوهاي ليگ نهادند كه تا اين لحظه به اين هدف نيز دسته يافته‌اند.
در اين فصل تنها مدير كل تربيت بدني استان حمايت 8 ميليون توماني از جيحون اگزوز بعمل آورده و با هزينه‌هاي شخصي كه براي اين تيم صورت گرفته، از سوي ديگر مديران شهري تا به امروز، دست اين تيم را نگرفته است.
به هر ترتيب، واليبال آق‌قلا پس از ده سال با ورود اين تيم به ليگ ايران زنده شد و حالا پس از گذشت سه سال، همچنان با امكانات و دارايي‌هاي ناچيز ورزش اين شهر در زمان آغاز بكارش، ايام مي‌گذراند. شهري كه زماني در كنار گنبد قطب اصلي واليبال كشور به شمار مي‌رفته حالا در آستانه‌ي ورود به ليگ برتر ايران همچون شير خفه‌اي است كه بيداري‌اش لرزه بر اندام رقباي مدعي مي‌اندازد،

اما از داشتن امكانات مطلوب در ورزش بويژه واليبال محروم مانده. سالني كه امروز پذيراي مشتاقان واليبال اين شهر بوده سالني يكهزار نفري است كه طي سه سال اخير بيش از دو هزار علاقه‌مند را در هر بازي خانگي در خود جاي داده اما سوال اينجاست كه آيا براي تدارك فضايي مطلوبتر و در شان مردم و اهالي واليبال اين شهر، سه سال زمان اندكي بوده كه آستين همت مسوولي براي آن بالا زده نشده است؟...
]

ادامه | 2 نظر
مطالب ویژه : نظر يك شهروند در مورد محروم شدن واليبال جيحون و بحث آزاد اولكاميز
فرستنده webmaster در تاريخ ۱۳۸۸/۱۲/۱۶ ۱۶:۳۰:۰۰ (101 بار خوانده شده)

بعد از محروم كردن از بازي خانگي تيم واليبال جيحون اگزوز آق قلا از طرف فدراسيون واليبال خبرها ونظرها زياد شده است .

ابتدا نظر يكي از خوانندگان از اق قلا را برايتان مي گذاريم :
شاخه
مهمان
فرستاده‌شده در تاریخ: ۱۳۸۸/۱۲/۱۹ ۱۴:۰۱ به روز‌شده در تاریخ: ۱۳۸۸/۱۲/۱۹ ۱۴:۱۹
پاسخ به: با تصميم فدراسيون واليبال , ك...
همه میدانند که دلیل اصلی این کار به خاطر رفتار نادرست تعدادی معدود از تماشاگرنما بوده و بس.کما اینکه در جریان بازی هم ناظر بازی تهدید کردکه در صورت ادامه چنین حرکاتی بازیها در شهر دیگری برگزار خواهد شدو متاسفانه بهانه دست این ناظر داد که به نظر بی طرف هم نبودوبه واسطه این تماشاگران واقعی بودکه به تیم محبوب جیحون انرژی مضاعفی داد تاپیروز میدان شوند. س.م. ه


---------- پايان پيام ---------------------------
مدير سايت اولكاميز اق قلا : براي من نوعي هم جاي سوال است كه فدراسيون چرا در همان بازيهاي اول و دوم ايرادات و اشكالات سالن را كه اخيرا" عنوان كرد -نگفته , مثل كثيف بودن سالن و كمبود امكانات !

Open in new window

در نظر بالا كه خواننده ما فرستاده تقصير را فقط به گردن تماشاگرنما انداخته است ,

ولي دوستان , كار مديريت سالن از طرف مسئولان واليبال و تربيت بدني آق قلاعالي و تميز و شسته روفته نيست و اين بهانه بدست امثال همان ناظر با نظر كه دوستمان اشاره داشته اند مي دهد ., در تصاوير پايين دقت كنيد :
وقتي دوست خبرنگارم حاجي قربان از گنبد به سالن آق قلا آمد
و اين عكس ها را گرفت به تيم جيحون شهر آق قلا لقب " آق قلا كازان "داد.

همانطور كه در تصاوير مي بينيد رنگ آميزي همان رنگ اميزي 10 -20 سال قبل است .
Open in new window


كارمندان اداره تربيت بدني اق قلا و قهرمانان و افراد متفرقه در جايگاه خود نيستند .و هر جا كه دلشان خواست مستقر مي شوند , ورودي سالن را كه ميشود پرده متحرك نواري گرفت فقط پارچه اي راه راه آويزان كرده اند .
Open in new window


صوتي و ميكروفون اطلاع رساني قبل از بازي ايراداتي دارد.

از همه مهم تر تبليغات دور زمين - دقت كنيد به پارچه نوشته هايي كه با بي سليقگي همانطوري با طنابي به نرده ها بسته اند .

Open in new window


البته همه اينها دليل براين نمي شود كه از حق ميزباني آق قلا دفاع نكنيم .در پست جديدي كه خواهم داد در مورد ترغيب مسئولان استان براي اعاده حق واليبال آق قلا مطالبي را در اولكاميز خواهيم آورد .




ادامه | 1 نظر
مطالب ویژه : فقط شهريه و يك ليوان شير
فرستنده webmaster در تاريخ ۱۳۸۸/۱۲/۱۴ ۱۰:۱۰:۰۰ (69 بار خوانده شده)

Open in new window

فقط شهریه و یک لیوان شیر
آبان ،۱۳۸۸مقدمه از وبلاگ ياسره - سينا اميدي

از دانش‌آموزانی که بزرگترین آرزویشان،‌ کمتر کتک خوردن و کمتر کار کردن و بیشتر بازی کردن و بیشتر خوابیدن است تا دانش‌آموزانی که می‌خواهند میلیاردر شوند؛ از دانش‌آموزانی که در کودکی پا به پای بزرگترهایشان می‌دوندتا کودکانی که هشت ساعت کلاس فوق‌برنامه تنهادلیل بازی‌ نکردنشان است،بیشتر از چند خیابان فاصله نیست.
از جنوب شهر تا شمال‌شهر نه تنها چهره خیابان‌ها، مغازه‌ها، خانه‌ها عوض می‌شود؛ نه تنها ماشین‌های اوراقی به ماشین‌های لوکس آخرین مدل تبدیل می‌شوند، در مدرسه‌ها نیز همه چیز تغییر می‌کند، اندازه مدرسه‌ها بزرگ و بزرگتر می‌شود، ظاهر مدرسه‌ها به جای آجرهای کرم‌ـ‌قهوه‌ای که رنگ زندگی ساکنان جنوب شهر است به رنگ رنگارنگ زندگی ساکنان شمال شهر درمی‌آید.
به گزارش ایلنا، وقتی در جنوب شهر در مدرسه‌ای را می‌زنی و می‌گویی خبرنگار هستم به امید اینکه بتوانی دردی را دوا کنی با استقبال گرمی روبرو می‌شوی اما در شمال حتی بدون وقت قبلی نمی‌توانی از ورودی مدرسه بگذری.
وقتی با دانش‌آموزان کلاس‌های پرجمعیت جنوب شهر صحبت می‌کنی دلت به حال خودت می‌سوزد که چرا نمی‌توانی دست آنها را برای رسیدن به آرزوهایشان بگیری، کودکانی که آلودگی را بزرگترین مشکل ایران می‌دانند و دل نگران کودکان فلسطین هستند، کودکانی که آرزویشان این است پدرشان اعتیاد را ترک کند، کمتر کتک بخورند، کمتر کار کنند، بیشتر بخوابند، بیشتر بازی کنند، کودکانی که نمی‌فهمی استقبال گرم آنها از مهربانی است یا از احتیاج.
معلمشان می‌گوید: اگر از مشکل این قشر بخواهید یا با تک‌تکشان صحبت کنید، چهل دانش‌آموز با چهارصد مشکل که همه متاثر از مشکلات اقتصادی است،‌می‌گوید: از این چهل نفر پدر پانزده نفر آنها معتاد است و مادرانشان کارگری می‌کنند، خودشان نیز بعد از مدرسه پابه‌پای والدینشان کار می‌کنند.
وقتی معلم سر کلاس‌ از آنها پرسید: به پدر و مادرتان کمک می‌کنید؟ در میان هم همه‌ی دانش‌آموزان و توضیح دادن کارهای مختلف یکی گفت:" حمالی." معلمشان هم به اندازه من تعجب کرد، پرسید:‌مجتبی یعنی چی؟ گفت:" خانم اجازه کمک بابام حمالی می‌کنم." پرسیدم: یعنی دقیقا چه کار می‌کنی؟ چه سئوال مسخره‌ای پرسیدم. او معنی «حمالی»‌ را کامل می‌دانست، کاملا آن را حس کرده بود، گفت:" با بابام می‌ریم در کار خونه کامیون‌ها رو بار می‌زنیم."
Open in new window


معلمشان می‌گوید: پارسال شاگردی داشتیم که دزدی می‌کرد و بدتر از آن از دزدی خجالت نمی‌کشید، و جالب اینجانست که برای باقی بچه‌ها هم این کاملا عادی بود. مثلا وقتی حضور غیاب می‌کردم و می‌گفتم: اصغر. یکی جواب می‌داد: اجازه، دیروز یه مرغ دزدیده گرفتنش، همین.
معلمشان می‌گوید: نمی‌شود زندگی چهل نفر این کلاس را من درست کنم و 500 نفر این مدرسه را مدیر؛ دولت هم باید این جا سهمی داشته باشد، دولتی که اکنون تنها شهریه مدرسه را برای این قشر رایگان کرده است و قشری که هزار تومان برایش صد هزار تومان است. هزینه دفتر و کتاب و بیمه بر عهده خودشان است که بیشتر از ده هزار تومان می‌شود، ده هزار تومان این جا پول زیادی است، خانم. با شیوه جدید آموزشی هر دانش‌آموز باید یک پوشه داشته باشد. ما برای این که بتوانیم پوشه را ارزان‌تر بخریم عمده خریدیم، نزدیک دو هفته است که باید نفری هزار تومان برای این پوشه بیاورند،‌اما هنوز نصف کلاس نیاورده‌اند، من هم وقتی زندگی‌شان را می‌دانم، نمی‌توانم به زور پول بگیرم.
معلم شاگردی را نشانم می‌دهد، تنها شاگردی که لباس فرم ندارد و می‌گوید: مادرش گفته هنوز نتوانسته پول جمع کند تا برایش لباس بدوزد. آموزش و پرورش برگه‌هایی را به نام کمک به مدرسه، به مدارس دولتی می‌فرستد تا خانواده‌هایی که امکان مالی بالاتری دارند، برای توسعه مدرسه به مدرسه کمک کنند، معلم این مدرسه می‌گوید: آموزش و پرورش این برگه‌ها را به این مدرسه هم که تک‌تک‌ دانش‌آموزانش نیازمند هستند می‌فرستد اما خوشبختانه مدیر اینجا برگه‌ها را توزیع نمی‌کند،‌حتی هماهنگی‌های لازم را برای جمع‌آوری کمک همکاران می‌کند، تا قبل از عید بتواند برای همه دانش‌آموزان لباس عید بخرد. او می‌گوید: این وظیفه مدیر و وظیفه ما نیست، وظیفه دولت است که چون انجام نمی‌دهد،‌ما انجام می‌دهیم.
بدترین روز این مدرسه، روز معلم است. روزی که نیمی از بچه‌ها با خجالت سر کلاس می‌آیند، می‌گوید: از یک هفته قبل از این روز به بچه‌ها می‌گویم همه باید به من نقاشی هدیه بدهند، اما وقتی روز معلم وارد کلاس می‌شوم، جو سنگین کلاس، گردن‌های خم شده از شرم و بغض‌های فروخرده، اشکم را درمی‌آورد.
برخلاف خانم معلمی که یا از حس زنانه یا از دردی که سال‌ها دردش ساعت‌ها حرف برای گفتن داشت، آقای مدیر سکوت مردانه‌ای داشت که شکستنش سخت بود و وقتی تمام انرژی‌ام را برایش صرف کردم بیش از دو سه جمله جواب نگرفتم، او گفت: خودتان که می‌بینید، تمام مشکلات ناشی از مشکلات اقتصادی است، دانش‌آموزان این جا کسانی هستند که علی‌رغم این همه مشکل و درس نخواندن درسشان خوب است، اگر مشکل نداشتند و تمام وقت منزلشان را با فکر آسوده درس می‌خواندند بهترین بودند.
مدیر مدرسه می‌گوید: پدر و مادرهای اینها یا کمترین تحصیلات را دارند و یا بی‌سوادند و در بی‌پولی و اعتیاد هم دست و پا می‌زنند این دو مشکلاتی است که باعث فقر فرهنگی فرزندان این قشر شده، فرزندانی که همین فقر فرهنگی باعث می‌شود تعداد کمی از آنها به آرزوهای کودکی‌شان برسند و دکتر و مهندس شوند.
او می‌گوید: به معلمان پیمانی اجازه کار ندادند و معلمان قراردادی هم محدودند، این جا معلم، تمام دروس بچه‌ها یک نفر است، تصور کنید که در این مدرسه پسرانه، حتی معلم ورزش آنها هم معلم خودشان است، یک خانم.
او می‌گوید: ما هر کاری در توانمان است می‌کنیم، نمی‌شود این بچه‌ها را دید و ساکت نشست اما کاش مسئولان هم هر کاری در توانشان بود می‌کردند؛ یکی از دانش‌آموزان ما دو روز است سرما خورده قرار این است که تا گواهی پزشک نیاورند که آنفلوآنزای خوکی نیست کلاس نروند، امروز مادرش آمده و می‌گوید: بیمه نیستیم، پول هم نداریم برای دکتر، تا وقتی حالش خوب نشده مدرسه نمی‌آید.
مدیر مدرسه می‌گوید: چطور می‌توان به چنین خانواده‌هایی در سطح کلان کمک نکرد؛ دانش‌آموزان ما به مدرسه که می‌آیند کاملا مشخص است که گرسنه هستند، ای کاش دست کم مدارس تجهیز می‌شد، هزینه تحصیلات، هزینه لوازم‌التحریر، هزینه یک وعده غذای گرم مثل تمام دنیا، نه فقط شهریه و یک لیوان شیر.
از مدرسه خارج می‌شوم، زنگ تفریح است،‌بچه ها از سر و کول همکارم که از آنها عکس می‌گیرد. بالا می‌روند، مادرها سیب و انار به دست در حیاط ایستاده‌اند، زنگ تفریح بعدی در آن طرف شهر با مادرانی که شیرکاکائو پاستوریزه و شکلات خارجی در دست دارند وارد مدرسه‌ای می‌شوم که برای گذشتن از در آن از هفت خان رستم گذشته‌ام، بچه‌ها توی حیاط بازی می‌کنند، چند نفر از آنها لباس فرم ندارند، معاون مدرسه می‌گوید: یا از مشغله پدر و مادر است یا از بی‌خیالی. برای رسیدن به کلاسی که اجازه ورود به آن را گرفته‌ام از چندین راه‌رو رد می‌شوم و از مقابل کلاس‌های مختلف، پشت درها نوشته است: کلاس کامپیوتر، کلاس اینترنت، کلاس زبان سال دوم، کلاس زبان سال چهارم، کلاس خلاقیت، و سالن ورزش. کلاس بیست نفره تمیزی که دیوارش با کاغذ دیواری گلکاری شده و کودکانی که به جای پدر و مادر تنهایی خود را در خانه با پرستارشان می‌گذرانند. وقتی از آنها می‌پرسم بزرگترین مشکل کشور ما چیست و چگونه باید آن را حل کرد، حرف مدیر مدرسه قبلی برایم ثابت می‌شود "فقر فرهنگی ناشی از فقر اقتصادی است"بچه‌ها خیلی خوب مشکلات را می‌بینند، یکی می‌گوید:"‌ترافیک، باید از خارج یک نفر رو بیاریم بهمون بگه اونجا چه کار می‌کنن که ترافیک نیست ما هم همون کار رو بکنیم."
دیگری می‌گوید:" آلودگی، باید ماشین‌هامون رو از خونه بیرون نیاریم و به بقیه هم یاد بدیم."
یکی دیگر می‌گوید:" لوازم چینی هست،‌باید خودمون جنس‌هامون رو بسازیم تا لازم نباشه از خارج بیاریم. باید جنس‌های چینی رو ایرانی کنیم."
از آروزهایشان که می‌گویند، قضیه جالب‌تر می‌شوند، یا می‌خواهند مثل پدرشان دکتر شوند یا مثل مادرشان مهندس یا دانشمند شوند، یا میلیاردر که با پول بتوانند همه مشکلات را حل کنند.
معاون این مدرسه مرا تنها نمی‌گذارد تا با معلمشان هم چند کلمه صحبت کنم اما خودش معتقد است این کودکان بیشتر از خیلی‌های دیگر مشکل دارند، می‌گوید: این‌ها از مضرات ثروت استفاده می‌کنند نه از مزایای آن چراکه بیشتر آن‌ها کودکان کلیدداری هستند که شصت‌ درصد آن‌ها یا فرزند طلاق‌اند یا پدر و مادر متارکه کرده‌اند و آن‌هایی هم که با پدر و مادرشان زندگی می‌کنند، چون پدر و مادر شاغل‌اند وقت خود را با پرستارشان می‌گذرانند که این خود مسائل خودش را دارد.
او می‌گوید: پرستار نگرانی‌های پدر و مادر را ندارد، فیلتری که پدر و مادر برای استفاده از اینترنت و ماهواره برای فرزندان خود می‌گذراند، در زمانی که پرستار در خانه است آزاد می‌شود و از آن‌جایی‌که پدر و مادر این بچه ها از تحصیلات بالای دیپلم و لیسانس برخوردارند، بعداً تناقضی که بین تربیت پرستار و تربیت خانواده بوجود می‌آید باعث مشکلات درون خانواده نیز می‌شود، ضمن اینکه چندین سال است به طور کلی تربیت متفاوت خانواده و مدرسه در ایران باعث تناقض هنجاری عمیقی شده است که اضافه شدن پرستار به کانون خانواده این تناقض را شدیدتر می‌کند.
او از عملکرد رسانه‌ها ناراضی است و می‌گوید: رسانه‌ها به جای این که مسائل را حل کنند به آن‌ها دامن می‌زنند و این باعث می‌شود، کودکان که در ارتباط مستقیم با رسانه‌ها هستند، تحت تاثیر قرار بگیرند.
می‌گوید: هفته‌ی آینده انتخابات شورا داریم وقتی بچه‌ها در مورد آن حرف می‌زنند و در مورد کاندیداهاشان می‌گویند: " خب کاری نداره! دروغ می‌گیم رای می‌یاریم" یا این‌که " اگه تقلب کنن مدرسه رو خراب می‌کنیم"
او می‌گوید: خوشبختانه مدرسه‌های غیرانتفاعی خیلی تحت تاثیر اتفاق‌ها و مشکلات آموزش و پرورش قرار نمی‌گیرند ما این‌جا برای تمام دروسمان معلم جداگانه داریم به جز این ،کارگاه ریاضی هم جدا تشکیل می‌شود می‌گوید: این نسل با نسل‌های قبل فرق می‌کنند خیل باید مواظبشان بود، خیلی باید بهشان رسید.
از ساختمان مدرسه خارج می‌شوم قبل از در ورودی در اتاق مشاور، مادری با معلم فرزندش که هفته‌ای سه ساعت ملاقات با والدین دارد صحبت می‌کند، کنار در منتظر تاکسی می‌ایستم پدری با ماشین که حتی اسمش را نمی‌دانم آماده تا فرزندش را ساعت 12 سه ساعت قبل از تعطیلی مدرسه به خانه ببرد. تاکسی می‌آید، به این فکر می‌کنم که اگر دانش‌آموزان این دومدرسه سر یک کلاس بنشینند چه می‌شود، اگر دولت یک ذره فقط یک ذره از خرج‌های اضافی‌شان را به دانش‌آموزان پایین شهر بدهند، دنیای آن‌ها هم رنگارنگ می‌شودو دست کم در محیط هایی که زیر نظر یک وزارت خانه هستنداین همه تفاوت دیده نمی شد.


ادامه | 1 نظر
مطالب ویژه : گزارش تحليلي/ بررسي سيل قبلي , عوارض و حواشي آن در استان گلستان وتركمن صحرا
فرستنده webmaster در تاريخ ۱۳۸۸/۱۲/۱۰ ۲۲:۱۰:۰۰ (297 بار خوانده شده)

Open in new window

سايت اولكاميز : اين مقاله از مجله اينترنتي فصل نو گرفته شده است ...........................................................................
سال انتشار ۱۳۸۴

طرح بررسي اجتماعي سيل و واريزه‌هاي آن در مناطق سيل‌زده استان گلستان
[ محرم نوروزي - ناهيد نقي‌زاده ]


1. مقدمه
بلاياي طبيعي تکرار شونده، ازعوامل عمده آسيب¬پذيري جوامع محلي و خسارات به توليدکنندگان محصولات روستايي هستند. اين پديده¬ها منجر به مختل شدن طرح¬ها و برنامه¬ريزي¬هاي توسعه روستايي شده و ساکنين کانون¬هاي زيست روستايي را به سوي فقر و بيچارگي سوق مي¬دهند؛ روند طبيعي زندگي قطع مي¬شود و مشکلاتي علاوه بر مرگ و مير، به صورت مشقت و بيماري بروز مي¬کند، همچنين نيازهاي مردمي همچون سرپناه، غذا، پوشاک و کمک¬هاي پزشکي و درماني افزايش مي¬يابد.
در کشور ايران تنوع آب و هوايي و شرايط خاص جغرافيايي، زمينه¬هاي پيدايش و شکل¬گيري انواع بلاياي طبيعي را فراهم ساخته است. قرار گرفتن شهرها و روستاهاي ايران در مناطق کوهپايه¬اي، از ميان رفتن پوشش گياهي، رعايت نکردن حريم امنيتي رودخانه¬هايي که غالباً از ميان و يا کناره شهرها مي¬گذرند، ساخت و سازهاي بي¬رويه در مسير رودخانه¬ها، به زير کشت بردن اراضي کنار رودخانه¬ها و ساير عوامل مشابه، از دلايل اصلي وقوع جريان¬هاي سيلاب به عنوان يکي از بلاياي طبيعي مي¬باشد.
ميزان خسارت¬هاي مالي ناشي از بلاياي طبيعي در ايران به طور متوسط هر سال و در سال¬هاي عادي حدود 1100 ميليارد ريال مي¬باشد و بر اساس آمارهاي رسمي گزارش شده، از 40 بلاي طبيعي شناخته شده، 31 مورد آن در ايران اتفاق افتاده است .
بر اساس مطالعات انجام گرفته توسط جمعيت هلال احمر، استان گلستان چهارمين استان حادثه خيز در سال 1379 در کل کشور بوده است و در سال 1380 نيز بعد از وقوع سيلاب¬هاي متعدد به ويژه سيل مرداد ماه که از نظر تلفات انساني در جهان کم نظير بوده، مقام اول حادثه¬خيزي را در کشور داشته است. سيل مرداد 1380 متاسفانه در سالهاي بعد نيز با شدت و ضعف تکرار شده و در هفته سوم مردادماه امسال نيز مجددا در همان تاريخ منجر به فاجعه انساني ديگري شد.
خلاصه گزارش زير بخشي از يافته‌هاي يک مطالعه پيمايشي در محدوده استان گلستان و در حوزه آبريز رودخانه مادرسو در شرق اين استان است که بنا به سفارش "آژانس همکاريهاي بين‌المللي دولت ژاپن" (جايکا) و توسط "موسسه توسعه پايدار و محيط زيست" و "موسسه پژوهشي هفت‌شهر پويش" در سال 1383-1384 صورت گرفته است. همکاران گروه مطالعاتي متشکل از خانمها زينب يابنده، سميرا سلطاني، دنيز آژيري و آقايان جلال سپهري، مهدي‌حسن‌نژاد، رضا برهمند و مهدي شهنازي بوده که به همراه 23 نفر از امدادگران جمعيت هلال احمر شهرستان مينودشت و با همکاري اعضاي شوراهاي اسلامي و دهياران روستاهاي محدوده مطالعاتي، معاونت آبخيزداري سازمان جنگلها و مراتع، اداره کل منابع طبيعي استان، جهاد کشاورزي، فرمانداران و بخشداران شهرستانهاي مينودشت و کلاله طرح را به سرانجام رسانده‌اند.
• هدف¬ طرح
اين طرح در محدوده¬اي صورت گرفته که بيشترين خسارات سيل را پذيرا شده¬اند. به ويژه پنج روستاي دشت، تنگراه، لووه، بش اويلي و ترجنلي که تحت تأثير مستقيم خسارات مالي و جاني سيل در سال 1380 بوده¬اند. علاوه بر آن¬ها، تعدادي از روستاهاي مستعد آسيب¬پذيري از سيل نيز مورد مطالعه قرار گرفته است. اهداف اصلي طرح پيمايشي حاضر، رسيدن به پاسخ سؤالاتي بوده که در راستاي اهداف کلان طرح که همانا بررسي و برنامه¬ريزي به منظور کنترل جريان سيل و ايجاد امنيت سکونتي، معيشتي و زندگي در روستاهاي محدوده مي¬باشد، مطرح شده است.

2. روش شناسي طرح
به منظور تعيين روش گردآوري اطلاعات و منابع داده‌هاي موجود، پيمايش مبتني بر پرسشنامه و مصاحبه و پيمايش مبتني بر مشاهده مشارکتي و براي تحليل داده‌‌ها، آناليز ماشيني با استفاده از نرم‌افزار آماري علوم اجتماعي- SPSS- در نظر گرفته شد

• جامعه و حجم نمونه
براي انجام پيمايش، روستاهاي واقع در محدوده آبريز رودخانه مادرسو در شرق استان گلستان شامل: 3 روستا از استان سمنان، يک روستا از استان خراسان و 32 روستا از توابع استان گلستان به عنوان جامعه نمونه در نظر گرفته شد. اقدامات ميداني اوليه نشان داد که از کل روستاهاي معرفي شده، 5 روستا يا خالي از سکنه است ، يا در روستاهاي بزرگ¬تر ادغام شده و يا مکان¬هايي هستند که از نظر مرکز آمار ايران به عنوان نقاط سکونتي معرفي شده¬اند، ولي در واقع امامزاده و يا گورستان¬هايي بيش نيستند. به همين دليل انجام پيمايش پهنانگرانه در 30 روستا در نظر گرفته شد، ضمن اين که قرار شد پنج روستاي بسيار آسيب¬پذير دشت، تنگراه، لووه، بش اويلي و ترجنلي نيز با عمق بيشتري مورد مطالعه قرار گيرند. در زمينه پيمايش آگاهي اجتماعي نيز، تعداد 200 خانوار از ساکنين 5 روستاي شديدا آسيب‌پذير به تفکيک هر روستا 40 پرسشنامه، به‌عنوان جامعه نمونه آماري تعيين گرديد و قرار شد تا انتخاب خانوارها براي پاسخگويي، با استفاده از روش انتخاب تصادفي با رعايت اصل پراکنش متوازن خانوارها در سطح روستا صورت پذيرد.

• گردآوري اطلاعات
با توجه به ويژگيهاي خاص گردآوري اطلاعات، احتمال تغيير در مرحله عمل و اعمال شيوه‌هاي عملي‌تر جمع‌آوري اطلاعات در ميدان وجود داشت. بدين جهت براي دريافت مسائل پيچيده احتمالي از مسائل بالقوه موجود، انجام پيش آزمون ابزارهاي تحقيق (پرسشنامه) ضروري بنظر مي‌رسيد. در اين رابطه پيش‌آزمون عملي پرسشنامه آگاهي اجتماعي خانوارها با مشارکت مستقيم پرسشگران(از امدادگران هلال احمر) در 5 روستاي شديدا آسيب‌پذير حوزه صورت گرفت تا اشکالات ابزار تحقيق قبل از شروع اصلي مطالعات ميداني برطرف گردد. بعد از نهايي شدن پرسشنامه و توجيه پرسشگران از طريق برگزاري کارگاه يکروزه توجيهي، عمليات ميداني طرح شروع گرديد. با اين وصف در جريان پيمايش، ضرورت طرح دوباره سوالاتي با هدف جمع‌آوري اطلاعات دقيق و شفاف بويژه در موضوعات درآمد، خسارات، اعتبارات بانکي و ...، بوجود آمد که گروه مطالعاتي اين مهم را نيز به سرانجام رسانيد.
انجام مطالعات پيمايش اجتماعي 30 روستاي مورد مطالعه با دخالت مستقيم کارشناسان گروه مطالعاتي از طريق مراجعه به تمام روستاها و انجام مصاحبه حضوري انفرادي و گروهي و تشکيل کارگاههاي ارزيابي مشارکتي صورت گرفت. در کنار اين پيمايش، تهيه نقشه‌هاي اجتماعي و مديريت بلاياي طبيعي نيز با مشارکت مستقيم و توسط خود جوامع محلي و بويژه اعضاي شوراهاي اسلامي روستاها با تسهيلگري گروه مطالعاتي به انجام رسيد.

• پردازش اطلاعات
بعد از گردآوري اطلاعات مورد نياز، اقدامات لازم براي مرتب‌کردن آنها صورت گرفت؛ بنحوي که قابل تحليل باشد. در اين رابطه داده‌هاي آماري کمي براي انتقال به کامپيوتر کد گذاري و آماده شد. يادداشتهاي ميداني و پاسخهاي سوالات باز پرسشنامه‌ها نيز منظم و طبقه‌بندي گرديد. براي دستيابي به برخي اطلاعات ضرور، گروه مطالعاتي مجددا به منطقه مراجعه و خلاءهاي اطلاعاتي خود را تکميل کرد. علاوه بر آن پيمايشهاي تلفني نيز توسط گروه مطالعاتي، با هدف تکميل اطلاعات و از طريق مصاحبه تلفني با مطلعين و معتمدين روستاهاي مورد مطالعه صورت گرفت.

• تحليل داده‌ها
تحليل داده‌هاي گردآوري‌شده به دو طريق صورت گرفت:
الف- داده‌هاي کمي با استفاده از نرم‌افزار SPSS و توسط کامپيوتر به شکل جداول يک بعدي و دوبعدي.
ب- داده‌هاي کيفي، سوالات باز ، يافته‌هاي کارشناسي، همچنين نتايج کارگاههاي ارزيابي مشارکتي تشکيل شده در برخي از روستاها، به شکل تحليل توصيفي موضوعي. ضمن اينکه يک مقايسه تطبيقي نيز بين روستاهاي آسيب‌ديده و روستاهاي آسيب‌پذير ناشي از سيل، صورت گرفت.
3- ويژگيهاي عمومي پاسخگوها
جامعه نمونه طرح 200 خانوار معمولي ساکن در پنج روستاي سيل گير حوزه را در برمي¬گيرد. اين روستاها که از جمله آسيب¬‌ديده‌ترين روستاهاي منطقه هستند، روستاهاي لوه، بش اويلي، ترجنلي، تنگراه و دشت را شامل مي¬شوند.

• 128 نفر معادل 64 درصد از کل پاسخگويان مرد و 69 نفر برابر 5/34 درصد زن بوده¬اند. دو خانوار به طور مشترک به سؤالات پاسخ داده¬اند و جنسيت يک نفر ديگر نيز قيد نشده است.

• از تعداد پاسخگويان 5/27 درصد داراي سواد ديپلم، 20 درصد راهنمايي و 5/15 درصد دبيرستاني بوده و بقيه در ساير سطوح تحصيلي توزيع شده و 5/11 درصد نيز بي¬سواد بوده¬اند.
• 5/41 درصد پاسخگويان سرپرست خانوار، 5/30 درصد فرزند خانوار و 19 درصد نيز نسبت همسري با خانوار داشته¬اند.
• از کل سرپرستان خانوارها 5/27 درصد بيش از 6 نفر فرزند داشته¬اند. ضمن اين که 15 درصد داراي 2 فرزند و 13 درصد داراي 3 فرزند بوده¬اند. بيشترين تعداد خانوارهاي پاسخگو را خانوارهاي هسته¬اي زن و شوهري تشکيل مي¬دهند. در مرتبه دوم خانواده¬هاي گسترده با 5/6 درصد و خانواده¬هاي تک نفره با نسبت 6 درصد از کل پاسخگويان قرار دارند.
• وضع واحدهاي مسکوني خانوارهاي پاسخگو به نسبت 5/45 درصد نياز به بازسازي دارد. 5/28 درصد پاسخگويان وضع واحدهاي مسکوني خود را راضي کننده، 17 درصد خوب و 8 درصد بد ارزيابي کرده¬اند. اين واحدهاي مسکوني با نسبت 91 درصد خانوارهاي پاسخگو، يک طبقه هستند. در مرتبه دوم واحدهاي 2 طبقه قرار دارند که 5/7 درصد واحدهاي مسکوني را به خود اختصاص مي¬دهند.
• در پاسخ به ميانگين زمين زراعي آبي در اختيار خانوارها، 5/58 درصد پاسخگويان جوابي نداده¬اند. 12 درصد مقدار زراعت آبي خود را يک هکتار و 5/6 درصد حدود 2 هکتار اعلام کرده¬اند. اين نسبت در مورد زراعت ديمي عبارت است از: 65 درصد بدون پاسخ، 10 درصد با ميانگين يک هکتار و 5/8 درصد با ميانگين 2 هکتار، حدود 5/95 درصد خانوارها، فاقد زمين باغ آبي و به همين نسبت داراي باغات ديم مي¬باشند.
• سطح واحد مسکوني خانوارهاي پاسخگو با ميانگين حدود 235 متر مربع بوده و بيشترين تعداد پاسخگويان (14 درصد) ميانگين سطح واحد مسکوني خود را حدود 360 مترمربع اظهار داشته¬اند و در رتبه دوم و سوم افرادي قرار دارند که اين سطح را حدود 100 و 200 مترمربع ذکر کرده¬اند. از کل واحدهاي مسکوني پاسخگويان، بيشترين تعداد واحدها با 96 درصد مالکيت شخصي داشته، 5/2 درصد اجاره¬اي و 5/0 درصد سازماني بوده است. ضمن اينکه 2 نفر نيز نوع واحد مسکوني خود را اظهار ننموده¬اند.
• بيشترين تعداد خانوارها با 5/71 درصد فاقد هر گونه ماشين آلات بوده¬اند. 10 درصد خانوارها داراي تراکتور و 8 درصد داراي ماشين سواري و 6 درصد نيز داراي موتورسيکلت هستند.
• دامداري از نقش مهمي در معيشت خانوارها برخوردار نيست. 5/66 درصد خانوارها فاقد گوسفند، 70 درصد فاقد گاو، 67 درصد فاقد طيور خانگي، 5/86 درصد فاقد بز، 5/93 درصد فاقد الاغ، 97 درصد فاقد اسب و 5/98 درصد فاقد زنبور عسل مي¬باشند.
• بيشترين تعداد خانوارها با نسبت 5/46 درصد ترکمن هستند. در مراتب بعدي اقوام فارس با 5/23 درصد، کرد با 13 درصد، آذري و زابلي با 5/3 درصد، سيستاني و بلوچ با 2 درصد، قزلباش با 5/1 درصد و گيلک و تالش هر کدام با 5/0 درصد واقع شده¬اند.

Open in new window


4- چکيده يافته‌ها
• نگرش اعضا و رئيس شوراهاي روستايي به خطر سيل
اعضاي شوراهاي اسلامي و روساي اين نهاد مديريتي، از آنجا که همچون ساير ساکنين روستا در موقعيت مشابه خطر قرار مي گيرند، پديده سيل و واريزه‌هاي آن را بسيار خطرناک ارزيابي مي‌کنند. از طرف ديگر چون در جايگاه مديريت روستا قرار دارند و در يک ارتباط متقابل با نهاد و سازمانهاي دولتي از يک طرف و اهالي روستاها از طرف ديگر واقع شده اند، به نسبت سايرين از دانش و اطلاعات عمومي ويژه اي در مورد سيل برخوردار هستند. اين جايگاه به روسا و اعضاي شوراها اين امکان را مي دهد که با تامل و دور‌انديشي بيشتري نسبت به علل و عوامل پيدايش خطر و راههاي خروج از بحران ناشي از آن بيانديشند. با اين حال از نظر 1/58 درصد اين اعضا و روسا نيز سيل و واريزه بسيار خطرناک هستند. ضمن اينکه 3/19 درصد آن را خطرناک، 7/9 درصد تا حدودي خطرناک ارزيابي کرده اند و تنها 2/3 درصد اعضا اظهار داشته اند که سيل و واريزه خطري محسوب نمي شوند.
چگونگي ترميم و بازسازي خسارات سيل از نظر روسا و اعضاي شورا نگرشي تقريبا دولتي است. به اين معنا که دولت را در جايگاه و متولي اصلي بازسازي خسارات مي بينند و نقش اهالي و مردم ساير مناطق و کمکهاي خارجي را در مراتب بعدي قرار مي دهد. مطالعات پيمايش اجتماعي روستاها نشان داد که 3/58 درصد دولت را مسئول اصلي بازسازي و جبران خسارات مي دانند، ضمن اينکه 5/12 درصد کمکهاي مردمي و 5/6 درصد کمکهاي خارجي و خود اهالي آسيب ديده را براي جبران خسارات و بازسازي مکانهاي آسيب ديده موثر دانسته اند. اين وضعيت و گرايش ذهني نشانگر آن است که سيستم مورد نظر مديريتي شوراهاي روستايي تحت تاثير مستقيم مديريت دولتي قرار دارد و از نظر اين عده آمادگي براي حادثه و سيستم حادثه مي بايست در چارچوب نظام مديريتي بلاياي طبيعي در سطح ملي صورت پذيرد. چنين گرايشي به نقش و جايگاه مردم در مديريت حادثه باور کامل ندارد و اميدوار به حل مسئله از طريق سازمانهاي دولتي و نهادهايي همچون بخشداري، فرمانداري، استانداري و ستاد کل حوادث غير مترقبه مي باشد.

• نگرش روستائيان به خطر سيل
نتايج پيمايش آگاهي اجتماعي خانوارها نشان مي دهد که سيل از نظر 5/82 درصد و واريزه از نظر 57 درصد خانوارها خيلي خطرناک هستند. ضمن اينکه 11 درصد سيل و 22 درصد واريزه را "خطرناک" توصيف کرده اند. تنها 5/2 درصد خانوارها واريزه را بي خطر مي دانند و در مورد سيل چنين ديدگاهي وجود ندارد.
نوع نگرش به خطر از ديدگاه روستائيان آسيب پذير و ساير روستاهايي که در معرض خطر قرار دارند، تا حدودي متفاوت است. بدين معنا که سيل و واريزه بعنوان يک بلاي طبيعي به نسبت ساکنين ساير روستاها، در پنج روستاي آسيب ديده نمونه بسيار ملموس مي باشد و حتي اين تفاوت در درک و تلقي اهالي اين روستاها از سيل و واريزه نيز قابل مشاهده است. تفاوت در نوع نگرش به خطر سيل و واريزه در ميان پنج روستاي آسيب پذير نمونه نيز موجود است و اين تفاوت ارتباط مستقيمي با شدت آسيب ديدگي روستاهاي مزبور دارد. هر روستايي که صدمه و خسارات بيشتري را متحمل گرديده، به همان نسبت نيز آن را خطرناک ارزيابي مي کند، ولي از آنجا که در بيشتر روستاهاي حوزه مادرسو خطر سيل، ويرانگر و با خسارات جاني و مالي قابل توجه همراه نبوده است، تلقي مردم نيز از خطر اين پديده تا حدودي منعطف مي باشد. در بين ساکنين پنج روستاي آسيب پذير حدود 88 درصد ساکنين روستاي لوه، 73 درصد ساکنين بش اويلي، 68 درصد ساکنين ترجنلي، 90 درصد ساکنين تنگراه و 95 درصد ساکنين روستاي دشت، سيل را خطرناک ارزيابي کرده اند. اين نسبت در بين ساير روستاهاي واقع در محدوده حوزه مادرسو بسيار کمتر مي باشد.

• علل اصلي سيل از نظر روستائيان
از ديدگاه روستائيان پديده سيل ارتباط مستقيم با وضعيت آب و هوايي منطقه دارد. با اين حال 45 درصد خانوارها وضعيت آب و هوايي منطقه را معمولا داراي شرايط خوبي ذکر کرده اند. ضمن اينکه 33 درصد گفته‌اند که خيلي بد نيست و مي شود تحمل کرد. 15 درصد آن را بد و 5/3 درصد غير قابل تحمل مي‌دانند. 2 درصد خانوارها نيز اعتقاد دارند که وضعيت آب و هوايي منطقه زندگي را غير ممکن کرده است.
بررسي ميزان خطر آفريني اين وضعيت از ديدگاه خانوارهاي آسيب ديده نشان مي دهد که 49 درصد خانوارها اين وضعيت را تا حدودي خطرناک و 21 درصد خيلي خطرناک مي دانند. ضمن اينکه 5/18 درصد معتقدند که وضعيت آب و هوايي محدوده مورد مطالعه خطرناک نيست. در مقابل 9 درصد خانوارها اظهار داشته اند که وضعيت آب و هوايي منطقه باعث ويراني مي گردد. 2/42 درصد خانوارهاي پاسخگو وضعيت آب و هوايي را عامل جاري شدن سيل مي دانند و معتقدند که آب و هوا در پيدايش بلايايي همچون واريزه، زلزله و رانش زمين نيز موثر است. 2/23 درصد واريزه، 9/11 درصد زلزله و 2/9 درصد رانش زمين را ناشي از وضعيت آب و هوايي مي دانند.
حدود 54 درصد پاسخگويان معتقدند که بارش باران شديد عامل اصلي جاري شدن سيل است و در مراتب بعد، عواملي همچون طغيان رودخانه، شکستن سد و از بين رفتن پوشش گياهي در بالادست ها قرار دارد. اين امر بدين معناست که نقش عامل آب و هوايي در بروز سيل در اين قسمت از کشور بسيار تعيين کننده مي باشد، هرچند عوامل ديگر نيز به نوعي با مقوله اقليم و آب و هوا مرتبط هستند. بويژه آنکه خود عامل بارش باعث طغيان رودخانه ها و شکستن سد است و تنها عامل انساني تخريب، از بين رفتن پوشش گياهي در بالادست ها مي باشد.

• سطح دانش حادثه
براي سنجش سطح دانش حادثه خانوارهاي آسيب ديده، ‌تعريف آنها از سيل و واريزه بعنوان دو موضوع مد نظر قرار گرفت. نتايج پيمايش آگاهي اجتماعي خانوارها نشان داد که از کل 200 خانوار نمونه طرح، 5/62 درصد تعريف درستي از سيل و 5/59 درصد تعريف درستي از پديده واريزه دارند. در عين حال تلقي 5/31 درصد خانوارها از سيل و 22 در صد خانوارها از واريزه دقيق و درست نيست. 6 درصد خانوارها نيز سيل و 5/18 درصد خانوارها واريزه را نمي شناسند و نتوانسته اند تعريف دقيقي از پديده هاي ياد شده بدهند. از کل پاسخگويان 6 درصد تفاوت بين سيل و واريزه را نمي دانند و حدود 5/10 درصد نيز به سئوال مربوط پاسخ نداده اند. تعداد خانوارهايي که تفاوت دقيق بين سيل و واريزه را کاملا درست مي دانند برابر 20 درصد کل پاسخگويان است و بقيه خانوارهاي نمونه تفاوت بين سيل و واريزه را از ابعاد مختلف مورد بررسي قرار داده و بعضا جوابهاي بي ربط هم داده اند.
بررسي دانش حادثه در پنج روستاي آسيب پذير نمونه و مقايسه آن با ساير روستاهاي واقع در محدوده حوزه آبريز مادر سو نشان مي دهد که از نظر شوراي اين روستاها با نسبت 100 درصد سيل و واريزه بسيار خطرناک است. از اين ديدگاه، راه حل هاي بازسازي خسارات سيل با نسبت هاي 5/38 درصد از طريق کمکهاي خارجي،7/7 درصد کمکهاي مردمي، 5/38 درصد از طريق دولت و 4/15 درصد با تلاش اهالي ميسر است. اين نسبت ها از نظر شوراي روستاها در مورد جبران خسارات نيز صدق مي کند. در برابر اين ديدگاه، شوراي ساير روستاهاي محدوده مطالعاتي معتقد هستند که سيل و واريزه با نسبت 33/58 درصد بسيار خطرناک ، 25 درصد خطرناک و 5/12 درصد تا حدودي خطرناک است. 16/4 درصد پاسخگويان ساير روستاها اعتقادي به خطرناک بودن سيل و واريزه ندارند. 89/63 درصد شوراها ترميم خسارت سيل را بر عهده دولت مي دانند و 89/13 درصد از طريق کمکهاي مردمي، 11/11 درصد از طريق کمکهاي خارجي و به همين نسبت نيز از طريق اهالي روستاها مي دانند.

• آمادگي براي حادثه
از ديدگاه 51 درصد خانوارهاي پاسخگو مقابله کردن با سيل قدري مشکل است، ضمن اينکه اين نسبت براي مقابله با واريزه 43 درصد مي باشد. 5/3 و 5/6 درصد پاسخگويان معتقدند که به ترتيب مقابله با سيل و واريزه غير ممکن است.

• اشکال همياري و اقدامات عملي سيل‌زدگان در موقع حادثه
بررسي مکانيزمهاي همياري سيل زدگان نشان مي دهد که 6/28 درصد پاسخگويان در سيل 1380 و 7/29 درصد در سيل 1381 همياري متقابل در داخل اعضاي خانوار خود داشته اند. در شديدترين سيل 7/23 درصد به همسايگان اطلاع داده اند، 2/10 درصد تصميم به تخليه روستا گرفته اند، 8/6 درصد به پشت بام‌ها رفته اند و 1/5 درصد خانوارهاي پاسخگو اظهار داشته اند که در موقع وقوع سيل هيچ کاري را انجام نداده اند. در شديد ترين سيل (مرداد 1380) 3/33 درصد سيل زدگان به کمک هم شتافته اند. ضمن اينکه 6/21 درصد همديگر را به همکاري تشويق و 11 درصد به کمک هم روستا را تخليه کرده اند. 8/7 درصد اقدام به آماده کردن غذاي مشترک نموده، 7/6 درصد اخبار حادثه را پخش کرده اند و 6 درصد نيز به کمکهاي اوليه به آسيب ديدگان پرداخته اند.

• رفتار سيل‌زدگان در موقع حادثه
در زمان جاري شدن سيل و احساس خطر، اهالي روستاهاي نمونه رفتار نسبتا متفاوتي را در جهت نجات خود انجام داده اند. 9/47 درصد خانوارها به مکانها مرتفع و تپه هاي بلند و 4/17 درصد به خانه دوستان و همسايگان رفته اند. مسجد روستا 5/13 درصد سيل زدگان، پشت بام خانه ها 9 درصد سيل زدگان، فضاهاي باز 5/4 درصد سيل زدگان و ادارات موجود در روستا 5/3 درصد سيل زدگان را پذيرا شده اند. بدين ترتيب ملاحظه مي شود که سيل زدگان مکانهاي مرتفع و تپه هاي اطراف روستا را امن ترين مکان نجات از خطر سيل ارزيابي کرده اند.

• سيستم اطلاع رساني و مکانهاي ثابت اطلاع‌رساني
سيستم اطلاع رساني روستاهاي محدوده تابعي از مناسبات و الگوهاي رفتار اجتماعي ساکنين آنهاست. اين سيستم بيشتر از طريق چهره به چهره و در چارچوب مناسبات اجتماعي و معيشتي اهالي صورت مي‌گيرد. اين سيستم در زمان حادثه به اشکال مختلف بوده است. 8/38 درصد پاسخگويان اظهار داشته اند که از طريق راديو و تلويزيون اخبار مربوط به سيل را دريافت کرده اند. ضمن اينکه 4/15 درصد از طريق همسايگان و 2/13 درصد از طريق شوراي روستا موفق يه دريافت اخبار سيل شده اند و 4/11 درصد پاسخگويان گفته اند که هيچ منبع اطلاع رساني اخبار سيل نداشته اند.
باستناد مطالعات پيمايشي صورت گرفته، از نظر 5/66 درصد خانوارهاي پاسخگو، مکان ثابتي براي اطلاع رساني و پخش خبر در روستا در مواقع عادي وجود دارد. 5/32 نفر گفته اند که چنين مکاني موجود نيست و 5/1 درصد پاسخگويان نيز جوابي به سئوال مربوط نداده اند. مصاحبه با اهالي و نتيجه کارگاههاي ارزيابي مشارکتي در برخي از روستاها از جمله دشت و تنگراه و ساير روستاهاي نمونه طرح نشان مي دهد که تعريف مکان ثابت اطلاع رساني از ديدگاه روستائيان، اشاره به بلندگوي مسجد روستاست. بنابر اين مکان ثابتي که صرفا جهت اطلاع رساني در مواقع عادي و يا بحراني و در ارتباط با بلاياي طبيعي از جمله سيل باشد، در هيچ کدام از روستاها موجود نيست. در پاسخ به سئوالي مبني بر اينکه، اگر مکان ثابتي وجود دارد نام ببريد، 34 درصد پاسخگويان جواب نداده‌اند. 5/64 درصد مسجد و يک درصد نيز گروه امداد را به عنوان مکان ثابت معرفي کرده اند.
بررسي چگونگي پخش اطلاعات و اخبار در زمانهاي عادي در بين اهالي پنج روستاي نمونه نشان مي دهد که نسبت اطلاع رساني از طريق بلندگوي مسجد حدود 3/42 درصد را به خود اختصاص مي دهد. در مراتب بعدي همسايگان، فرد به فرد، شوراي اسلامي، اعلاميه، جوانان و اعضاي بسيج قرار دارند. معرفي بلندگوي مسجد به عنوان وسيله ثابت اطلاع رساني در روستاي لوه 4/55 درصد، بش اويلي 49 درصد، ترجنلي 7/34 درصد، تنگراه 42 درصد و روستاي دشت 31 درصد پاسخگويان را شامل مي شوند

• خسارات وارده و نحوه جبران آن
از ديدگاه اکثريت پاسخگويان جوامع نمونه، سيل مرداد ماه 1380 شديد ترين سيل سالهاي اخير منطقه بوده است. 5/91 درصد پاسخگويان گفته‌اند که در اين سيل بيشترين خسارات به خانواده آنها وارد شده است، به نحوي که 6 درصد خسارات جاني منجر به مرگ،5/2 درصد مجروح بيمارستاني، 5/3 درصد مجروح سرپايي و 5/5 درصد سيل زدگي را بعنوان اشکال خسارت به اعضاي خانواده خود ذکر کرده اند. بيشترين خسارت با نسبت 5/25 درصد تخريب کامل واحدهاي مسکوني، 5/11 درصد سيل گيري مزارع، 5/12 درصد تخريب کامل باغات ميوه، 5/8 درصد سيل گيري مراتع و 5/26 درصد تلف شدن دامها بوده است.
اين مطالعه نشان مي دهد که ميانگين ميزان خسارات مستقيم و کلي به خانوارهاي روستايي با نسبت 5/14 درصد پاسخگويان برابر 30.000.000 ريال، با 5/10 درصد معادل 40،000،000 ريال و 20،000،000 ريال، با 5/9 درصد برابر 50،000،000 ريال و با 5/8 درصد معادل 10،000،000 ريال بوده است.
طبق اظهار 17 درصد پاسخگويان، خسارات وارده به سيل زدگان جبران نشده است. ضمن اينکه 5/15 درصد آنها گفته اند که حدود 3.000.000 ريال بلاعوض براي جبران خسارات در اختيار آنها قرار گرفته است. 5/4 درصد پاسخگويان اين مبلغ را 6.000.000 ريال ذکر کرده اند.

• نحوه مصرف غرامت و وام
حدود 82 درصد خانوارهاي پاسخگو از پول بلاعوض جبران خسارت، براي تعمير منزلشان استفاده کرده‌اند. تعداد خانوارهايي که از اين پول براي مرمت واحد سکونتي شان استفاده نکرده اند حدود 5/7 درصد کل پاسخگويان بوده است. اين عده دلايل عدم استفاده خود را خريد زمين، خريد غذا و آذوقه، خريد اثاثيه منزل و کم بودن مبلغ بلاعوض اعلام کرده و 3 درصد نيز وام بلاعوض دريافت نکرده اند.
نسبت خانوارهايي که از بابت خسارات وارده وام دريافت کرده اند برابر 5/93 درصد کل پاسخگويان است. بيشترين تعداد اين خانوارها، با فراواني نسبي 5/37 درصد ميانگين وام بلاعوض دريافتي خود را حدود 2.000.000 ريال اعلام کرده اند و در رتبه دوم خانوارهايي قرار دارند که ميانگين وام بلاعوض دريافتي آنان حدود 1.000.000 ريال مي باشد.
5/63 درصد خانوارهايي که وام با سود بانکي دريافت کرده اند، نرخ سود بانکي را 4 درصد اعلام نموده اند. ضمن اينکه 6 درصد پاسخگويان نيز اين نرخ را معادل 16 درصد گفته اند. بيشترين مبلغ وام دريافتي با فراواني نسبي 2/25 درصد پاسخگويان صرف تعمير کلي خانه شده و در مراتب بعدي به ترتيب تعمير قسمتهايي از خانه، خسارت بخشي از اراضي کشاورزي، خسارت کلي کشاورزي و اسکان موقت قرار گرفته اند.
نتايج مطالعات نشان مي دهد که تنها 66/12 درصد خانوارهاي جوامع نمونه در خواست غرامت نموده اند و بيش از 87 درصد آسيب ديدگان از هيچ ارگان و يا اداره اي تقاضاي غرامت نکرده اند. از کل 66/12 درصد افراد متقاضي وام غرامت، بيشترين تعداد با 3 درصد کل جوامع نمونه، از ستاد حوادث استان گلستان تقاضاي غرامت کرده اند. کميته امداد و فرمانداري و بخشداري در رتبه هاي دوم و سوم ارگانهاي تقاضا شونده غرامت قرار دارند.

• مکانيزمهاي مديريتي حادثه
مطالعات پيمايشي و انجام مصاحبه حضوري با سيل زدگان در پنج روستاي نمونه طرح نشان مي دهد که هم قبل از حادثه و هم در حين وقوع آن هيچگونه مديريتي بر حادثه اعمال نمي‌شده است. در واقع درجريان خود به‌خودي روند حادثه و متناسب با شرايط پيش آمده، خود اهالي هدايت اقدامات براي جلوگيري از سيل و يا نجات از محاصره آن را انجام مي داده اند.
طبق اظهار اکثريت مصاحبه شوندگان، هر چند اهالي انتظار سيل را مي‌کشيده اند، ولي نتوانسته اند با فاجعه اي به اين بزرگي مقابله بکنند. تمام اقدامات مديريتي صورت گرفته از طرف ارگانهاي دولتي و يا نهادهاي مديريتي محلي به بعد از وقوع حادثه مربوط مي گردد. اين اقدامات از روز دوم حادثه شروع و تا يک سال بعد ادامه داشته است.
نتايج پيمايش آگاهي اجتماعي خانوارها حاکي از آن است که بعد از وقوع حادثه به روشهاي مختلف از سوي آسيب ديدگان تقاضاي کمک شده است. اهم اين روشها مراجعه حضوري، ‌از طريق تلفن و با درخواست کتبي بوده است. نهادها و سازمانهاي مورد رجوع نيز شامل شوراي روستا، امام جماعت محل، ارتش، استانداري، جهاد کشاورزي، اداره راه و ترابري، وزارت نيرو، محيط زيست، پليس، آتش نشاني، کميته امداد، هلال احمر، راديو و تلويزيون و بنياد مسکن بوده است. اين نتايج همچنين نشان مي‌دهد که بيش از 85 درصد آسيب ديدگان هيچ کمکي را از ارگانهاي ياد شده در خواست نکرده اند و فقط تعداد معدودي از سيل زدگان بعد از حادثه و در دوران آرامش روزهاي بعد از سيل، با مراجعه و يا با نوشتن نامه، تقاضاي ياري و کمک رساني نموده اند.
بدين ترتيب ملاحظه مي شود که اقدام و کمک رساني سازمان هاي مرجع و نهادهاي مديريتي نيز از هيچ مکانيزم هدفمند و مديريتي پيروي نمي‌کند، بلکه صرفا با هدف کمک رساني و نجات آسيب ديدگان از بلاي پيش آمده و در واقع در چارچوب بسيج عمومي براي کمک رساني صورت گرفته است. به همين دليل است که حتي بعضي از اقدامات صورت گرفته هيچ تناسبي با شرح وظايف ادارات و سازمانهاي مرجع ندارد.
نکته قابل توجه ديگري که در جريان مصاحبه با جوامع نمونه طرح بدست آمد، فقدان هرگونه برنامه مشخص براي تشخيص آسيب ديدگان از سايرين بود. به نحوي که برخي از افراد فرصت طلب با استفاده از شرايط پيش آمده تسهيلات بانکي و کمکهاي بلاعوض دريافت کرده اند، در حاليکه سيل زده واقعي نتوانسته است از اين کمکها برخوردار گردد.
بررسي زمان کمک رساني به آسيب ديدگان نيز نشان ميدهد که اقدام براي کنترل حادثه و نجات آسيب ديدگان حداقل از يک روز بعد از حادثه و حداکثر تا يکسال بعد از وقوع سيل صورت گرفته است. بيشترين اقدام در پنج روستاي نمونه طرح که بيشترين خسارات ناشي از سيل را پذيرا شده بودند، صورت گرفته است.(ادامه را كليك كنيد )

ادامه | 66523 کلمه در ادامه متن | نظر
مطالب ویژه : مصاحبه با رمان نويس تركمن " عبدالرحمن اونق "
فرستنده webmaster در تاريخ ۱۳۸۸/۱۲/۱۰ ۱۹:۵۰:۰۰ (54 بار خوانده شده)

Open in new window
Open in new window

عبدالرحمن اونق از نویسندگان توانای ترکمن می باشد
او در سال 1338 در روستای دهنه یك خواجه نفس گمیشان متولد شد و تحصیلات خود را تا مقطع كاردانی زبان عربی ادامه داد او علاوه بر دبیری آموزش و پرورش مسئول بخش داستان كانون پرورش فكری نیز هست در میان آثار او دو رمان راز خایر خوژه و آوای صحرا در جشنوارة معلم برگزیده شده‌اند.

مصا حبه با "عبد الرحمن اونق"


آثار ایشان
راز خایر خوژه (رمان)، آوای صحرا (رمان)، در عمق شبهای تار (رمان نوجوانان)، سورتیك (مجموعه داستان)، قصه‌های تركمن، حماسه گور اوغلی (رمان دوجلدی)، سماجت (مجموعه داستان، ترجمه).

راز خایر خوجه
ماتى‏خان»، بزرگ یكى از تیره‏هاى تركمن، با اطاعت ازفرمان رضاخان، كوچ روى را ترك مى‏كند و با ایل خود در خایر خوجه‏ساكن مى‏شود. آرامش آن‏ها با طرح دولت براى ایجاد پاسگاه‏هاى‏مرزبانى و حضور امنیه‏ها به هم مى‏خورد. ماتى‏خان مدتى در برابرظلم‏هاى استوار نصیرى، فرمانده پاسگاه، سكوت و با او سازش‏مى‏كند. اما هم‏زمان با اجراى دستور كشف حجاب، با نقشه قبلى و باكمك افراد ایل و دوستان دیگرش، ماموران را مى‏كشد و به روسیه‏مى‏گریزد. «ماتى‏خان» در تعقیب و گریز زخمى مى‏شود و چوپانان اورا نجات مى‏دهند. «ماتى‏خان» با تغییر دادن اسم خود زندگى‏تازه‏اى در این سوى مرز آغاز مى‏كند. سال‏ها بعد، پس از انقلاب‏اسلامى و فروپاشى اتحاد جماهیر شوروى، مرز ایران و تركمنستان‏باز مى‏شود و ماتى‏خان، پسر و خانواده سابق خود را باز مى‏یابد.
این کتاب توسط مركز آفرینش‏هاى ادبى تدوین وبا جلد شمیز منتشر شده است.

در عمق شبهای تار
ماتى‏خان»، بزرگ یكى از تیره‏هاى تركمن، با اطاعت ازفرمان رضاخان، كوچ روى را ترك مى‏كند و با ایل خود در خایر خوجه‏ساكن مى‏شود. آرامش آن‏ها با طرح دولت براى ایجاد پاسگاه‏هاى‏مرزبانى و حضور امنیه‏ها به هم مى‏خورد. ماتى‏خان مدتى در برابرظلم‏هاى استوار نصیرى، فرمانده پاسگاه، سكوت و با او سازش‏مى‏كند. اما هم‏زمان با اجراى دستور كشف حجاب، با نقشه قبلى و باكمك افراد ایل و دوستان دیگرش، ماموران را مى‏كشد و به روسیه‏مى‏گریزد. «ماتى‏خان» در تعقیب و گریز زخمى مى‏شود و چوپانان اورا نجات مى‏دهند. «ماتى‏خان» با تغییر دادن اسم خود زندگى‏تازه‏اى در این سوى مرز آغاز مى‏كند. سال‏ها بعد، پس از انقلاب‏اسلامى و فروپاشى اتحاد جماهیر شوروى، مرز ایران و تركمنستان‏باز مى‏شود و ماتى‏خان، پسر و خانواده سابق خود را باز مى‏یابد.
این کتاب توسط مركز آفرینش‏هاى ادبى تدوین وبا جلد شمیز منتشر شده است.

سماجت
كتاب حاضر شامل 6 داستان كوتاه درباره مسائل اجتماعى‏مردم تركمنستان، از نویسندگان تركمنستانى است.
داستان فردى كه پس از 15 سال صاحب فرزندى مى‏شود، اما بر اثریك بى‏توجهى او را از دست مى‏دهد/ قصه پسر با هوشى كه به خاطرسن كم او را در دانشگاه نمى‏پذیرند، اما وى با مراجعه به مدیرمشكل خود را حل مى‏كند/ ماجراى فردى روستایى كه تصور مى‏كندمیهمانى كه به خانه‏اش آمده بر خلاف دیگر افراد روستا، از باغچه پراز گل او خوشش آمده است. اما در نهایت میهمان به او مى‏گوید چرابه جاى اینهمه، گوجه‏فرنگى نكاشته است/ و... از جمله موارد مطرح‏شده در این داستانها مى‏باشد.
عناوین آنها عبارتند از: «آزرد»، «سماجت»، «مهمان»، «چامپیون»/خداى وردى حالیف، «انتظار»/ عبدالرحمن اونق (براساس شعرى ازكریم قرباننفسف)، «هواپیما»/ گلدى‏الله نازارف.
نویسنده این کتاب "خداى وردى‏حالیف" می باشد.
این کتاب توسط مركز آفرینش‏هاى ادبى تدوین وبا جلد شمیز منتشرشده است

آوای صحرا
رمان «آوای صحرا»، نوشته‎ی عبدالرحمن اونق، نویسنده‎ای از خطه‎ی ترکمن صحرا، به همت کارگاه قصه و رمان توسط شرکت انتشارات سوره مهر منتشر شد.
حوادث رمان در خطه‎ی ترکمن صحرا به وقوع می‎پیوندد و از بافت اقلیمی برخوردار است. نویسنده در جای جای رمان، راجع به اماکن و اشیای بومی داستان توضیح می‎دهد. فضاسازی‎های رمان به نحوی توصیف شده است که مخاطب در فضای بومی خاص آن در هنگام خوانش قرار می‎گیرد. حوادث تاریخی این گوشه از سرزمین ایران به عنوان پس‎زمینه‎ی اثر انتخاب شده است.
زمان رمان در دوره ناصرى مى‏گذرد. زمانى كه تركستان ازچند مورد هجوم قرار گرفته است و روس‏ها بیشتر مناطق تركستان رااشغال كرده‏اند و چشم طمع به تركمنستان دارند. حكومت ایران هم‏كه از دیرباز تركمنستان را در اختیار داشته است نمى‏خواهد به راحتى‏آن را از دست بدهد. ناصرالدین شاه با مشاورانش نقشه مى‏كشند تا«مردان» را، كه جوان تركمنى است و سال‏ها پیش به همت یك‏تاجر با فرهنگ تهرانى از دست ربایندگان نجات یافته است، طعمه‏نقشه‏هایشان بكنند. مردان كه جوان تحصیل كرده‏اى است، خود نیزبى‏میل نیست نزد والدین اصلى‏اش برگردد. اختلاف دو تیره بزرگ«یموت» یعنى آتاباى‏ها و جعفرباى‏ها، بهانه‏اى است تا مردان به«كمش دفه» سفر كند و به كمك پدرش، الیاس آخوند طبیب، بتواندمیان دو تیره اتحاد برقرار كند. این كار به معنى قدرت گرفتن‏یموت‏ها و چیزى است كه بیشتر از همه حكومت ایران را خوشحال‏مى‏كند، به دلیل آن‏كه از شر «تكه»هاى جنگجو و مزاحم براى‏قشون ایران راحت مى‏شوند، مردان در ته دلش حتى براى اتحاد باتكه‏ها هم نقشه دارد...
این کتاب توسط مركز آفرینش‏هاى ادبى تدوین وبا جلد شمیز منتشر شده است
***

مصاحبه با عبدالرحمن اونق، برنده سه كتاب برتر مسابقه‌ی معلم:
آنچه كه باعث شهرت نویسنده می‌شود، آثار برجسته‌ی اوست
مصاحبه از: طاهر جانی

از عبدالرحمن اونق (نویسنده و مترجم) تاكنون آثاری چون «سورتك» (مجموعه‌‌ی داستان)، «در عمق شبهای تار» (رمان برای نوجوانان)، «سماجت» (ترجمه مجموعه‌داستان) و چند كار مشترك دیگر با نویسند‌گان نام آشنا به چاپ رسیده است. انتخاب رمان «راز خایر خوجه» از آثار برجسته‌ی ایشان به عنوان یكی از سه كتاب برتر مسابقه‌ی معلم در هفته‌های اخیر بهانه‌ای فراهم آورد تا با وی جهت بررسی آنچه كه پیرامون جامعه‌ی قلم بدستان می‌گذرد به گفتگو بنشینیم.

 شما از نخستین اعضای كلاسهای قصه شهرستان بندر تركمن در محل كانون پرورش فكری كودكان و نوجوانان بشمار می‌روید. ابتدا در این مورد توضیحاتی را بفرمائید؟

 پیش از آنكه در نشستهای نقد و بررسی قصه حضور یابم برای خودم می‌نوشتم. آن زمان كلاس قصه‌ای نداشتیم و طبعاً نشستهای ادبی نیز برگزار نمی‌شد تا اینكه یك روز به پیشنهاد آقای دیه‌جی (مدیر مسئول نشریه صحرا) نشست ادبی ترتیب دادیم. اوایل، تنها ما دو نفر كار می‌كردیم. بعدها به این نشستها كمی رسمیت دادیم یعنی كار را از خانه به كانون پرورش كشیدیم و آقایان یوسف سقالی، حاجی دردی كوسلی، عزت اللّه شرافت، غفار جانی از همانجا به جمع ما اضافه شدند. سپس به اتفاق صالح پاك، احمد و حاج امان كم، عطا كوسلی، صالح عطا مرادی، وحید شرافت و خود شما جمع واحدی را تشكیل دادیم.

 از قصه‌ی كوتاه یلمك كه اولین كارتان بود تا راز خایر خوجه راه درازی پیموده شده است. هیچ فكر می‌كردید این اثر جزو منتخبین كتاب معلم برگزیده شود؟

 بله البته، بالاخره هر نویسنده‌ای ممكن است چنین تصوراتی را در ذهنش بپروراند. یلمك شروع ماجرا بود و توانست نقطه‌ی روشنی را برای ادامه‌ی كارم ترسیم كند كه در نتیجه‌ی آن، رمان راز خایر خوجه به ثمر رسید.

 هیأت برگزاری مراسم بر خلاف سالهای قبل كه هیچگاه از خود مؤلّف، كتاب نمی‌خواستند امسال سنت شكنی كرده بودند. از این جریان مطلع بودید؟

× بنده قبلأ از این جریان اطلاعی نداشتم. در واقع فراخوان كتاب معلم را روزنامه‌ی نوروز در آبان ماه سال 80 منتشر كرده بود و به نظرم روش مناسبی است تا نویسندگان خود برای حضور در مسابقات اقدام كنند و امیدوارم در انتخاب كتاب سال هم چنین روشی معمول شود زیرا حقی از كسی ضایع نخواهد شد.

 در بحث منطقه‌ای پس از احیای كلاسها در كانون پرورش سالها بعد شاهد جلسات نقد و بررسی در محافل آزاد هم بودیم كه بازده‌شان به روشنی مشخص است خود شما و بچه‌های شهرستان مانند برادران كر و سایرین در مسابقات سراسری كشوری مقامهای برتر را كسب كردید. اخیراً دو، سه سالی نیز جلسات دیگری تحت عنوان انجمن ادبیات داستانی در محل خانه‌ی فرهنگ ارشاد اسلامی شهرستان برگزار می‌شود اما عملكرد آن از پیشرفت طبیعی برخودار نبوده است و پیش از آنكه در بطن كار باشد در حاشیه قرار دارد. شما علت ركود این انجمن را در چه می‌دانید؟

 به عقیده‌ی بنده این امر می‌تواند چند دلیل داشته باشد اولاً یك علاقمند به قصه اگر می‌خواهد نویسنده شود بهتر است تا كسب تجربه‌ی لازم فكر و ذهنش منحصر به نوشتن باشد حال آنكه می‌بینیم و می‌شنویم بچه‌های انجمن ادبیات داستانی همزمان با كار قصه‌ در دیگر رشته‌ها هم فعالیت دارند و این نوع تناقص می‌تواند در كار نویسنده سكته ایجاد كند. نویسندگان مجرب معمولاً فعالیتهای چند‌گانه نمی‌كنند و دلیل موفقیتشان هم در همین موضوع می‌باشد. از طرفی لزوم وابستگی به یك نشریه‌ی تخصصی همیشه مطرح بوده است به هر حال بچه‌های انجمن ادبیات داستانی به دلیل مشغولیتهای بسیاری كه دارند فاقد فاكتورهای لازم برای نویسنده‌گی می باشند.

 فكر نمی‌كنید این فعالیتهای همزمان، بیشتر برای كسب شهرت و محبوبیت زود هنگام در اجتماع باشد؟

 هر هنرمندی به هر حال دلش می‌خواهد در حوزه‌ی كاریش خدمتی به جامعه بكند و به شهرت و محبوبیت برسد. این خواسته‌ی هر انسان دیگری هم می‌تواند باشد منتها به سادگی به دست نمی‌آید كلاً آنچه كه باعث شهرت نویسنده می‌شود آثار برجسته‌ی اوست شما می‌دانید نویسندگان بیش از آنكه به چهره و قیافه شناخته شوند از طریق انتشار آثارشان شناخته شده و به شهرت رسیده‌اند در این مقوله نمی‌توان ابتدا كسب شهرت كرد و سپس نویسنده شد علاقمندان نخست باید در فكر خلق آثار برجسته باشند آن گاه خواهند دید در جامعه چقدر به شهرت و محبوبیت رسیده‌اند هر چند كه ممكن است درصد قابل توجهی از مردم آنها را به چهره و قیافه نشناسند.

 با توجه به روند موجود، احتمال تخریب علاقمندی استعدادها روز به روز جدی‌تر مطرح می‌شود و این نگرانی كه آنها در دراز مدت نتوانند به توفیقاتی دست یابند بیشتر قوت می‌گیرد؟

 دقیقاً همین طور است. شما خود نویسنده هستید و به خوبی می‌دانید شرط نویسنده شدن چیست. اگر یك انجمن نتواند در دراز مدت به بازده قابل برسد لطمه خواهد دید و بیش از همه اعضایش متضرر خواهند شد. بنابر این موضوع مطرح شده جدی و قابل بررسی است و این مهم باید از سوی اساتید آن انجمن صورت بگیرد.

 آیا نوع متفاوت فعالیت اعای انجمن در مسابقات سطح منطقه هم تأثیرگذار بوده است؟

 نفس كار خوب است چون ایجاد انگیزه می‌كند اما چون بنده نمودی عینی در نوشته‌های بچه‌ها ندیدم تصورم این است كه قصه‌ها در حد اسم و رسم انجمن نباشد. در گذشته آثار برتر در مجلات معتبر كشور چاپ می‌شدند اما چندیست از بچه‌های انجمن ادبیات داستانی چیزی چاپ نمی‌شود.

 اگر چند نوع فعالیت همزمان را اشتباه بدانیم برای جبران آن چقدر فرصت باقی خواهد بود؟

 در پاره‌ای اوقات فرصت برای جبران اشتباه وجود دارد به هر حال روزی خواهد رسید كه شما حتماً باید به مرحله‌ای از تجربه و اندوخته رسیده باشید، در غیر این صورت جبران وقت تلف شده ناممكن و یا حداقل دشوار خواهد بود و احتمالاً ناچار می‌شوید نامتان را از لیست قلم بدستان حذف كنید.

 خود شما هیچ شده در دوران فعالیتتان به هنر دیگری هم بپردازید؟

 بنده علاوه بر قصه‌نویسی چند صباحی هم به دنبال تحقیق درباره‌ی مقامهای موسیقی تركمن بودم ولی بعدها به توصیه‌ی اساتید پیشكسوت كه گفتند در صورت پرداختن به شعر بكار اصلی‌ات لطمه خواهد خورد حرفشان را آویزه‌ی گوشم كردم و دیگر به تحقیق ادامه ندادم. شده است گاهی شعر هم بگویم اما هیچگاه آن را مانند قصه‌نویسی جدی نگرفتم.

 كار ترجمه‌ چطور؟

 كار ترجمه شاخه‌ای از كار نویسندگی است و پرداختن به آن علاوه بر كسب تجربه به خلاقیت ذهنی نویسنده هم كمك می‌كند. كارهای ترجمه‌ی بنده تماماً در حیطه‌ی قصه‌نویسی بوده است و این شیوه‌ی فعالیت مانعی برای داستان نویسی نمی‌باشد.

 در مواردی شاهد بودیم عده‌ای از نویسندگان در میانه‌ی راه دلسرد شده و بی‌آنكه به مرحله‌ای از تجربه رسیده باشند كار را برای همیشه و یا لااقل تا مدتها رها كرده‌اند. شما معضل را در كجا می‌بینید؟

 مشابه چنین مواردی در طول تمامی دوره‌ها دیده شده است و بیش از هر چیزی بستگی به ظرفیت خود نویسنده دارد. در این مورد مسائل متعددی باید در نظر گرفته شود. امروزه نویسند‌گی به جهت برخوردار نبودن از یك منبع درآمدن مشخص حرفه محسوب نمی‌شود. خصوصاً در منطقه‌ی ما نویسندگان غالباً به ناچار تفننی می‌نویسند. از آن سو به زیر چاپ نرفتن آثار اولیه ممكن است ایجاد عدم انگیزه كند و عموماً پستی و بلندیهای زندگی مانند مشكلات مادی و معنوی و گرفتاریهای اجتناب‌ناپذیر نیز به نوعی تأثیر گذار می‌شوند.

 بنا بر تمامی مشكلات موجود آیا اصلاً می توان روی درآمد این مقوله حساب كرد؟

 نمی‌توان منكر درآمد نوشتن شد، مشروط بر اینكه شغل ثابتی نیز در كنار آن تأمین كننده اصلی‌ترین نیاز‌ها باشد. بدین‌گونه می‌شود روی درآمد حاصله حساب كرد و از آن استفاده نمود.

 برخی علاقمندان به جای حضور در نشستهای ادبی ترجیح می‌دهند صرفاً در خانه به فعالیت بپردازند و به همین دلیل اختلاف فاحشی بین طرح نوشتاری آنها و كسانی دیده می‌شود كه در جلسات مزبور شركت می‌كنند این دو موضوع را چگونه ارزیابی می‌كنید؟

 كار در خانه تنها بخشی از فعالیت‌ نویسنده است و حضور در نشستهای ادبی به علاقمند كمك می‌كند فنون قصه‌نویسی را بشناسد و از آن به عنوان ابزاری در نوشته‌هایش بكار ببرد كه باعث می‌شود به مرور شناخت كاملی از قصه پیدا كند. مزایای جلسات نقد و بررسی در كل بیش از اینها نمی‌باشد و فعالیت در خانه مرحله‌ی بعدی كار می‌باشد. نویسندگان اگر بخواهند تمام تلاش خود را منحصراً در محیطی تنها پیاده بكنند طبعاً در بررسی آثار آنها با اعضای جلسات كمی و كاستیهای فاحشی دیده خواهد شد.

 از دیگر علل عدم حضور علاقمندان به ویژه خانمها حساسیت برخی خانواده‌ها نسبت به حضور فرزندانشان در جلسات بوده است. برای رفع این مورد چه پیشنهادی دارید؟

 حساسیت خانواده‌ها را می‌توان درك كرد چون در حال حاضر نشستهای انجمن ادبیات داستانی به صورت مختلط انجام می‌شود و خود به خود می‌تواند واكنش والدین را باعث شود در این باره پیشنهاد می‌كنم مسئولین برای خانمها كلاسهای جداگانه بگذارند تا با جلب اعتماد بیشتر خانواده‌ها حساسیت‌ها نیز برطرف گردند.

 توجه‌ی اصلی شما در جلسات قصه به نقد ریشه‌ای موارد می‌باشد برخی نویسندگان معتقدند اساتید برای نقد از روشهای سختگیرانه و غیر اصولی پیروی می‌كنند. اصولاً تعریف كلی نقد چه می‌باشد؟

 نقد در حقیقت برشمردن نقاط ضعف و قوت اثر و در اصل كالبد شكافی موضوع می‌باشد نویسندگان جوان ما نباید از نقد و انتقاد دلسرد شوند. هر عضو علاقمند تا نویسنده شدن راهی طولانی می‌پیماید. آنها هم باید همین روش را در پیش بگیرند. آنقدر بنویسند و آنقدر نقد شوند تا به تجربه برسند، البته معتقدم بعضی منتقدان چون قصه را نمی‌شناسند كار را خراب می‌كنند. تكلیف این افراد با اساتید می‌باشد و اصولاً اساتید كلاس باید در جمع بندی نهایی نقد نقاد را نیز اصلاح كند.

 به تازه‌گی خبردار شدیم نفرات برتر جلسات قصه‌ی حوزه گمیشان كه شما عهده‌دار اداره‌ی آن هستید قرار است در مسابقات كشوری حضور داشته باشند. آیا دست یافتن به این مهم دلیل خاصی دارد و اگر می‌شود اسامی نفرات برتر را هم نام ببرید؟

 این سؤال در واقع مكمل سوالی است كه قبلاً كردید. سعی من همواره بر اهتمام علاقمندان جوان كلاسم به قصه‌نویسی می‌باشد و از آنها می‌خواهم تنها به خلق آثار بیندیشند در مواردی نیز كتابهای مناسب را معرفی می‌كنم و اجازه می‌دهم در شرایطی خاص به مشورت بپردازند. از جمله‌ی آنها كه خیلی به آینده كارشان امیدوارم می‌توانم از آقایان بهروز كم، جمال‌الدین اونق و محمد حاج ارازی نام ببرم.

 از اوضاع و احوال كلاسهای كانون شهرستان هم خبری دارید؟

در كانون پرورشی هم خوشبختانه وضعیت به گونه‌ای مناسب پیش می‌رود. خوب است بدانید چندی پیش نوجوانان ما در سطح استان مقامهای جالب توجهی را كسب كرده‌اند و احتمال بسیاری می‌رود در مسابقات كشوری هم رتبه‌های بالایی كسب كنند.

 اگر بخواهیم در مورد آینده خوشبینانه فكر كنیم شاید آثار دیگری هم مثل یكی از آثار شما به فیلمنامه و فیلم تبدیل شوند؟

 بله، چرا كه نه. تا اینجا داستان سورتك در سریالی به نام قصه‌های هفته از گروه كودك و نوجوان شبكه‌‌ی دوم سیما به صورت فیلم درآمده و پخش شده است و باید خوشبین بود آینده‌ی فیلمهای كوتاه از آن همین داستانهایی باشد كه با دست پر توان نویسندگان ما خلق می‌شوند.

 اخیراً در محافل ادبی شهرستان صحبت از اختصاص یافتن یك نشریه‌ی مستقل برای منطقه می‌شود. این مورد خاص تا چه حد جدی می‌باشد؟

 در این خصوص شایعاتی بر سر زبانها افتاده است. كار نشر مجله چه به صورت ماهنامه و یا هفته نامه كار ساده‌ای نیست. بزرگان شهر باید بنشینند و در مورد آن بحثهای كارشناسانه انجام بدهند و اگر به نتیجه رسیدند قاعدتاً خواهند توانست نشریه مورد نظر را ارائه بدهند. موضوع اختصاص نشریه برای منطقه از نظر بنده نیز ضروری می‌باشد به دلیل اینكه در پیرامون ما استعدادهای فراوانی وجود دارند.

 درباره‌ی كارهای جدیدتان هم صحبت كنید؟

 اگر خدا بخواهد امسال (سال 81) یك رمان دوجلدی به نام «حماسه‌ی گوراوغلی» از انتشاراتی قدیانی وارد بازار خواهد شد. رمان «آوای صحرا» نیز در طول چند ماه آینده منتشر می‌شود. علاوه بر اینها یك كار ترجمه از آقای گلدی الله نظرف نویسنده خوب تركمنستانی و دارنده‌ی دیپلم افتخار «هانس كریستین آندرسن» زیر چاپ دارم و در حال حاضر كارهای پایانی رمان «آن سوی مرزها» را انجام می‌دهم كه انشاا… سال آینده به زیر چاپ خواهم داد.

 تشكر از اینكه وقتتان را در اختیار ما قرار دادید؟

من هم از شما متشكرم و برایتان آرزوی موفقیت می‌كنم.



نعمان جمالزاده

دانشجویان ترکمن دانشگاه زابل

نظر
مطالب ویژه : تالابهای گلستان درآستانه خشکی/سمفونی مرگ در تالابهای گلستان
فرستنده webmaster در تاريخ ۱۳۸۸/۱۱/۲۵ ۱۴:۰۰:۰۰ (47 بار خوانده شده)

Open in new window


تالابهای گلستان درآستانه خشکی/
سمفونی مرگ در تالابهای گلستان

گرگان - خبرگزاری مهر: آواز دریا و نجوای پرندگانی که از دور و نزدیک تالابهای گلستان گوش هر رهگذری را نوازش می دهد، یادآور آهنگ زندگی بخشی است که بر اثر دست اندازیهای بشر در طول زمان در معرض نابودی و خشکی قرار گرفته اند.
به گزارش خبرنگار مهر در گرگان، تالابها صندوق جواهرات سیستم اکوسیستم و منابع طبیعی ارزشمندی هستند که به رغم زییایی فراوان در گلستان به حال خود رها شده اند و در معرض تخریب قرار گرفته اند.

تالابها، علاوه برای جلوه های روح پرور ظاهری، سودمندیهای فراوانی دارند که می توان به مهار سیلابها، تثبیت خط، حفظ ذخایر آبهای زیرزمینی و پالایش آب اشاره کرد.

آزمندی و کوته نگری آدمیان باعث تخریب و نابودی این گنجینه های طبیعی حیات شده است و حفر کانال در اطراف تالاب، احداث سد در زمینهای فرادست تالاب، شکار بی رویه و صید ماهیان کمیاب، احداث جاده و استخرهای پرروش میگو از جمله عوامل تخریب کننده تالاب است.

اگرچه تالاب گستره وسیعی از طبیعت را می گیرد ولی ظرفیت تغذیه آن محدود به تنظیم جمعیت موجود در تالاب است و رقابت یکی از عوامل مهم در این تعادل است، نزاعی بی پایان برای بدست آوردن غذا و سرپناه که در آن ضعیف ترین ها محکوم به فنا هستند.

تاکنون 85 گونه پرنده شامل 19 گونه بومی و 66 گونه مهاجر در تالابهای منطقه شناسایی شدند که از میان پرندگان مهاجر، 14 گونه بومی و بقیه گونه زمستان گذر هستند.

تعداد زیادی از پرندگان تالابهای گلستان در طول مدت سال در این مناطق اقامت دارند و برخی به صورت فصلی مهاجرت می کنند وعلاوه بر پرندگان انواع دیگری از جانواران زیستی، خاکی و دوزیست در تالاب زندگی می کنند.

دوزیستان و خزندگان مانند قورباغه مردابی، وزغ سبز، لاک پشت برکه ای، لاک پشت خزری، افعی، مار آبی، انواع مارمولکها و پستاندارانی مانند شغال، گربه، روباه، خرگوش و موش از جمله ساکنان تالابها و زمینهای اطراف آن در گلستان هستند

فلامینگو، غاز پیشانی سفید، پلیکان سفید و پاخاکستری، شاهی، عقاب دریایی و و انواعی از قوها، اردکها، غازها، پرستوها و مرغان دریایی نیز در تالاب گلستان دیده شدند.

تنوع اقلیمی خاص تالاب گمیشان، آلاگی، آجی جل و آلماگی اعم از دشت، تپه ماهور باعث شد طیف وسیعی از پرندگان کنار آبزی و خشکی زی در آن حضور یابند.

از 14 گونه ماهیهای شناسایی شده در تالابهای گلستان، هفت گونه غیربومی است که برخی از آنها با هدف آبزی پرروی توسط شیلات به تالابهای استان رهاسازی شد و برخی بطور ناخواسته همراه با گونه های پرورشی به این تالابها راه یافته اند و پرورش گونه های غیربومی در تالاب موجب برهم زدن زنجیره غذایی و برهم زدن سیستم شکننده تالابهای استان شده است.

در چرخه طبیعت آبزیان بویژه ماهیان وابستگی زیادی به تالابها دارند و بقا و حیات بسیاری از گونه های های کمیاب و در خطر انقراض پرندگان آبزی و کنارآبزی به تالاب وابسته است و بسیاری از تالابها به دلیل وجود مواد گیاهی مانند زغال سنگ توان تولید انرژی دارند.

نگهداری مواد گیاهی مغذی مانند فسفر و ازت در گیاهان تالابی صورت می گیرد و به عنوان عنصر طبیعی برای جذب آلودگیها عمل می کنند.

برخی گیاهان تالابی آب را پالایش کرده و آب پاکیزه تری به دریا می ریزند در نتیحه آبزیان در محیط سالم تری زندکی می کنند، از این رو تالابها متعادل کننده سطح آبهای زیرزمینی هستند و آب و هوای مناطق همجوار را تعدیل می کنند و علاوه بر آن در حفظ تنوع زیستی اهمیت فراوانی دارند.

Dornalar
Open in new window


تالابهای بین المللی آلاگل، آجی گل و آلما گل از جمله تالابهای استان گلستان بوده که به اعتقاد کارشناسان با خطر خشکسالی و تخریب روبرو هستند.

از میان تالابهای گلستان، تالاب گمیشان، آبگیری گسترده با نیزارهای انبوه که در 45 کیلومتری گرگان حوالی بندرترکمن واقع شده است، این تالاب 20 هزار هکتار وسعت دارد و ارتفاع آن 27 متر پائین تر از سطح دریاست که از یکسو با زمینهای قرقابی و تپه ماهوری دشت وسیع ترکمن صحرا و از سوی دیگر با سواحل دریای خزر محدود است که به همین دلیل طبق طبقه بندی تالابها، گمیشان جزو تالابهای دریایی ساحلی قرار می گیرد.

عزیمت ماهیگیران محلی با قایقهایشان به دریا در صبح زود برای تامین معاش خانوارهای خود، سرزندگی و حیاتی پرجنب و جوش به تالاب می بخشند.

پلیکان پاخاکستری گمیشان در معرض انقراض

دستکاری بشر و تخریب فزاینده محیط زیست موجب محدود شدن زیستگاه های برخی پرندگان تالاب زی مانند فلامینگو شد و اکنون پلیکان پا خاکستری گمیشان نیز در فهرست گونه های در خطر انقراض سازمان جهانی حفاظت از طبیعت منابع طبیعی قرار گرفته است.

تردیدی نیست که در جنگ نابرابر که در دست اندازیهای سودجویان بشر و حفظ زیستگاه های طبیعی در جریان است، این مناطق زیبا بازنده اصلی خواهند بود و قرنها بعد این زمینهای باتلاقی به تدریج آب خود را از دست خواهند داد و بصورت زمینی خشک و محکم در می آیند.

تلاش برای تولید ارزان قیمت، فراوان و با کیفیت محصول سبب شده که توجه ویژه ای به امر آبزی پروری در اکثر مناطق شود ولی متاسفانه شتاب و حرکت به سمت تولید بیشتر موجب شده که بدون انجام ارزیابی های زیست محیطی اقدام به ایجاد کارگاه هایی شده که در آینده نه تنها نفعی برای منطقه ندارد بلکه در طولانی مدت منطقه را دچار معضلات اکولوژیکی می کند.

آجی گل، دریاچه آب شور
Open in new window


تالاب آجی گل 32 هکتار دارد، درختان گرم، نیزار و پوشش گیاهی تالاب مامنی برای پرندگان و چراگاهی برای دامهای روستائیان است و آب و هوای معتدل زمستان ترکمن صحرا موجب شده آب این تالاب زمستانها یخ نزند و زیستگاه مناسبی برای زمستان گذرانی پرندگان مناطق شمالی شده اند.

آجی گل، در فصل زمستان پناهگاه میلیونها پرنده مهاجری است که به آن پناه می آورند و این وظیفه بشر است تا زیستگاه تاریخی و طبیعی را حفظ کند.

بخشی از تالاب آجی گل در مجاورت دریاچه نمک بوده که این امر طبیعت خارق العاده ای در منطقه ایجاد کرده است در حالیکه برخی منابع مردمی می گویند مقرر است کارخانه ید در مجاورت این تالاب ساخته شد.

ساخت کارخانه ید در مجاورت تالاب!

برخی کارشناسان با ابراز نگرانی از طرح ساخت کارخانه ید در مجاورت تالاب معتقدند، حاشه تالاب مکان مناسبی برای ساخت کارخانه ید نیست و با استخراج نمک و بازگشت آب شیرین به تالاب حیات موجودات تالاب اینچه به مخاطره می افتد و این منطقه قابلیت تحمل حجم عظیمی از ضایعاتی که وارد آن می شوند را ندارد.

طبیعی است بسیاری از تالابها درحال تغییر شکل هستند و عامل این تغییرات ممکن است اهداف تجاری داشته باشند که این زمینها را از حالت طبیعی به تجاری در آورده اند.

تبدیل شدن مکانهای طبیعی به مکانهای تجاری و صنعتی به معنای نابودی این ذخیرگاه ارزشمند است و دست اندازی سودجویانه بشر منابع طبیی را نابود می کند و اگر بدانیم تالابها منشاء ذخایر گرانقدر اکوسیستم و مخازن طبیعی ما بر روی اکوسیستم هستند آیا شایسته است برای کسب منافع زودگذر، آینده خود و فرزاندانمان را ساده انگارانه تخریب کنیم.

بررسیها بیانگر آنست هرچه دوره تعارض طبیعت و بشر بیشتر ادامه یابد تالابها به مناطق تجاری و صنعتی می شوند و طبیعی است این تالابها به مرور زمان از بین می روند و نیازی نیست بشر تسریع کننده این وضعیت شوند.

تغییر غیرمجاز کاربری، ورود انواع آلاینده ها، صید غیرمجاز ماهیان، شکار غیرمجاز و خشکسالی از جمله عواملی است که زیست بوم تالابهای کشور از جمله تالابهای بین المللی گلستان را به خطر انداخته است.

از سوی دیگر به رغم اهمیت، تالابها جزء مناطق حفاظت شده به شمار نمی آیند که باید متولیان امر و برنامه ریزان آن برای صیانت و حفاظت بهتر و موثرتر از این اکوسیستم قوانین جامعی در این زمینه وضع کنند.

......................................................................

گزارش: علیرضا نوری کجوریان


نظر
مطالب ویژه : " آرا كسسير " بازي بومي محلي تركمن
فرستنده webmaster در تاريخ ۱۳۸۸/۱۱/۲۵ ۱۲:۳۰:۰۰ (233 بار خوانده شده)


« آراکسیر » :

نام دیگر : گرگ و گله

Open in new window


نوع بازی : بازی – سرگرمی

مختص منطقه : ترکمن صحرا

مختص قوم : ترکمن

تعداد : گروهی ( در دو گروه )

جنسیت : بیشتر دختران

گروه سنی : نوجوانان

ابزار بازی : یک عدد چوب دستی نازک ( ترکه )

محل اجراء : فضای باز

نحوه شروع بازی : ابتدا بازیکنان به دو گروه گوسفندان و گرگها تقسیم می شوند. گروه گوسفند خود به دسته چوپان که یک نفر است و دسته گوسفند که بقیه گروه می باشند تقسیم می شوند و گروه گرگ ، گروه دیگر این بازی است.

شرح بازی : بعد از تقسیم بندی نقش ها ، چوپانان که سمبل شجاعت و آگاهی است و از نظر قدرت جسمانی از بقیه گروه بالاتر بوده چوب دستی را بر دست گرفته و بقیه گوسفندان یا قویون از پشت لباس چوپان می چسبند و یک صف را بوجود می آورند. گوسفند یاقویون سمبل و نمایانگر مردم آرام ، بی آزار و صلح جو در این بازی است ، گرگ ها یا قورد که همانا نشانگر ظالم ، تهدید کنند و غاصب هستند سعی می کنند از غفلت چوپانان که محافظ گوسفندان هستند استفاده کنند و به آنها حمله کند ، که در این صورت گرگ جایگزین گوسفند در گله شده و آن گوسفند از صحنه بازی خارج می شود. همانا نقش گرگ وارد شده به گله را همانند عامل نفوذی دشمن در میان افراد خودی می باشد. ولی اگر چوپان با ترکه ای که در دست دارد به یکی از گرگ ها بزند آن گرگ از بازی خارج می گردد.

هدف بازی : تقویت روح همکاری ، اتحاد یگانگی و دفاع در مقابل بیگانگان و نمایش نقش چوپان به عنوان محافظ در یک گله.

اصلاحات عامیانه : قویون ( Ghoyoun ) : گوسفند و یا گله گوسفندان

قورد ( Ghored ) : گرگ و یا گله گرگ

قوانین بازی : گوسفندان باید از پشت لباس یکدیگر چسبیده و به همین وضعیت ستونی را پشت چوپان تشکیل دهند ، هر گوسفندی که توسط گرگها دست خورده از صحنه بازی خارج می شود. هر گرگ نیز که توسط چوپان با چوب دست ، کتک خورده بازنده شده از صحنه بازی خارج می شود. هر گروهی که تمام افرادش را از دست داده باشد بازنده محسوب می شود.

از وبلاگ : پرثوه نامه

نظر
مطالب ویژه : "نجپ حاجي " شاعري از طايفه كلته
فرستنده webmaster در تاريخ ۱۳۸۸/۱۱/۲۴ ۱۸:۴۰:۰۰ (79 بار خوانده شده)

اولكاميز : چون متن داراي اشعار تركمني است براي بزرگتر ديده شدن از كيبورد + و كنترل ctrl را باهم فشار دهيد .


" نجپ حاجي " شاعر " آق مايا "

برخي از شاعران گر چه حجم كاري چشم‌گيري ارائه نكرده‌اند،ولي سطوري چند از اشعار آنان در دسترس ماست.
هرگاه در ميانه گفتار مسن‌ترها از مكان‌هاي مختلف واقع در ساحل شرقي خزر از قبيل «اولي قوُرروُق» «چاران لي دونگ»، «امان بورونينگ چأگه سي»، «قارا يوُمري»، «ساياركمال»، «داولات جامال»، «حوجامنگلي»، «تانگري گأديك»، «حوجالار»، «آق قارين لار»، «تاغان غليچ»، «اينگداريلان» سخني به ميان مي‌آمد شعر «آق مايا» نچب حاجي به عنوان شاهد كلام مطرح مي‌شد. اما اكنون به واسطه آنكه از زمان سروده شدن اين شعر حدود يك قرن مي‌گذرد كم كم از حافظه‌ي مردم رنگ باخته است.
پس از استقلال تركمنستان، ايجاد روابط حسنه‌ي ايران – تركمنستان ما را بر آن داشت تا جاي پاي «آق مايا» را از نواحي جنوبي اترك دنبال كنيم. سرانجام اين جستجو ما را با نوه‌ي نياز مأمت برادر بزرگتر نجپ حاجي آشنا كرد. ما يكي از گمشده‌هاي خود را بازيافته بوديم. «اراز محمد كوله» هشتاد و پنج زمستان را ديده بود. از او سراغ نجپ حاجي را گرفتيم. گفت: غارري ابدال 4 فرزند ذكور داشته است. نيازمأمت، قربان دوردي صوفي، رجب صوفي و بالاخره نجپ حاجي.
نجپ حاجي عمر خويش را به شباني گذرانده است. مردم وي را به نام «نجپ كوله» مي شناخته‌اند. «كوله» لقب پدر وي بوده به واسطه‌ي كوتاهي قدّش . نجپ نيز اين لقب را از پدر به ارث مي‌برد.
نجپ اوغلان از تيره‌ي «آغزي غيشيق‌لار» طايفه‌ي «كلته» بود. كلته نام يكي از طوايف بزرگ جعفرباي يموت‌هاست.
اشعار وي اغلب به مسائل شخصي او مربوط مي‌شود. اولين همسرش عمري كوتاه داشت. 4-3 سال پس از فوت همسر، تنها زندگي مي‌كند. روزي يكي از دوستان نجپ حاجي به مهماني نزد وي مي‌آيد. نشستي صميمانه كلاف سخن را به سمت ازدواج مجدد نجپ مي‌كشاند.
دوست تصميم مي‌گيرد كه فرداي آن روز نزد برادر بزرگتر نجپ برود و درباره‌ي ازدوج مجدد وي صحبت كند. جهت مؤثر افتادن كلام، دوست از شاعر مي‌خواهد شعري از تنهايي و بي‌همسري بسرايد تا فردا در حضور برادر بزرگتر بخواند. شاعر مي‌پذيرد:

اوغورجالي قاباپ اوريار باراغي
اتركلي‌لر چكر چيغار قاراغي
آغام تيز أبرسين مانگا گره‌گي
دوغايي كؤپ سالام منينگ آغاما…
چاريغيما گره‌كدير بير دسسه سلين،
يوْرتامدا اوْت چيقيار، يؤريسم يالين،
مانگا تلواس اديأر قيز بيلن گلين،
بارسانگ سالام دييگين منينگ آغاما…

برادر بزرگتر (نيازمأمت) وقتي اينگونه مي‌شنود. يكي از برادران را نزد نجپ حاجي مي‌فرستد تا چند روزي از گوسفندان وي محافظت كند. و خود همراه نجپ به روستاي بهلكه مي‌رود. پيش يكي از دوستانش. دوست به گرمي پذيرايي مي‌كند. چون از قصد آنان آگاه مي‌شود سبب كار خير مي‌شود، دختري از اهالي روستا را براي نجپ خواستگاري مي‌كند و عروسي سر مي‌گيرد. عروس «باختي» نام دارد. نجپ از اين همسر صاحب پسري مي‌شود به نام «دوردي». نبيره‌هاي شاعر هم اكنون در محدوده‌ي شهر و روستاهاي آق‌قالا، كوموش دپه، آق قبر، آلتين توقماق زندگي مي‌كنند. عبدالرزاق آخوند رهبر فرزند حاجي دردي آخوند از فضلاي منطقه‌، نوه‌ي «دوردي» پسر شاعر است. همان گونه كه از اشعار زير برمي‌آيد، بندها و رباعيات شاعر مربوط به مسائل شخصي اوست:

هر بير ايشه حايير گِرِك
آلاشاما چايير گِرِك
اوْجاغيما هؤوورگِرِك
نجپ كولا هؤوور گِرِك
و يا:
نجبه آبراي – آت گِرِك
آت آلارغا غايرات گِرِك
آبرايين ساقلار يالي
اوْزال بير پري زات گِرِك.
همچنين:
كِس گولكينگي نچب كوله
كيم گچيپ دير گوله – گوله
گوزونگ ياشلاپ سحر بيله
يارادان‌دان ايمان ديله

البته مي‌توان موقعيت زندگاني مردم آن روزگار را نيز در لفافه‌ي آن اشعار به وضوح رؤيت كرد. اطلاعات مربوط به وحوش، نباتات، منابع طبيعي آن دوره در سطور اشعار شاعر نمايان است. حدود يكصد و پنجاه سال قبل در محدوده‌ي ناحيهي «تانگري گأديك» (در ساحل شرقي درياي خزر) خيل اسب‌ها و گله‌هاي ماديان به وفور نگهداري مي‌شده است كه با خواندن اشعار نجپ حاجي بدان پي‌مي‌بريم.
در اشعار وي به نام «قره بي» طبيعت شناس مشهور قرن نوزدهم و ناظم تقويم تركمني نيز برمي‌خوريم. او در ناحيه‌ي بالكان مي‌زيسته است. در باره‌ي اين شخصيت مشهور به جز روايت قصه‌گونه به نام «قره بي» از آننا تاغان نورگلدي يف كه در اين اواخر به چاپ رسيد گويا مطلبي علمي ارائه نگشته‌ است. بايد دانست اشعار نجپ حاجي درباره‌ي اين شخصيت علمي آگاهي‌هاي دست اول را در اختيار علاقمندان قرار مي‌دهد.
اسامي مكان‌ها و موقعيت جغرافيايي و حدود و مرزها، ويژگي‌هاي طبيعي،‌روييدني‌ها و جانوران متعّددي كه بر شمرده مي‌شوند نقشه‌اي تمام نما را پيش روي ما مجسم مي‌‌كنند. با وجود خصايص مذكور در مجموع اهميت اشعار دو چندان مي‌شود.
شاعر خود از سواد خواندن و نوشتن محروم بوده است. اشعار وي در زمان سروده شدن مكتوب نشده و حافظان آنها نيز اكثراً وفات يافته‌اند. در هر حال برخي از اشعار وي و يا قسمتي از آنها به دست ما رسيده است.
اقامت گاه وي به همراه برادر بزرگترش نياز مأمت كوله در نقطه‌اي بنام «تاغان قاق» (در نزديكي بوغداي لي) بوده است. از مال دنيا تنها شتري داشته كه براي چرا هر روز صبح به صحرا مي رفته و عصر برمي‌‌گشته است. از قضا روزي مي‌رود و ديگر بر نمي‌گردد. برادر بزرگتر را مي‌گويد: اي قاقيش (او را بدين نام مي‌خوانده است) حتماً شتر بيچاره بيمار گشته، مي‌خواهم به جستجويش بروم. مي‌رود. در استراحتگاه‌هاي شتران نمي‌يابد. تا تاريك شدن هوا دنبال جاي پاي شتر را مي‌گيرد و به جستجو ادامه مي‌دهد. ولي به پاي شتر نمي‌رسد. برمي‌گردد به خانه. فرداي آن روز باز مي‌رود. ولي با دست خالي بر‌مي‌گردد. نيازمأمت مي‌گويد: برادر جان، ديگر پياده نرو اسب را زين كن و با اسب برو.
با اسب مي‌رود. صبح زود، در حالي كه اين ابيات را زمزمه مي‌كند:

آق ماياميز قاچدي، پيرريق،
ياپيشان اولياميز قيرريق،
آق يايلاسي اوُلي قوُرروُق،
آق ماياني بيلن بارمي؟

چكيبرسنگ، باتيپ باريا قوُشاغي،
ايندي تاپسام، آييرمارين دوُشاغي،
بوزلاپ قالدي آق مايانينگ كؤشه‌گي،
«چاران‌لي دونگ» آق ماياني گوردونگمي؟…

آشاق يوزموز «تانگري گأديك»،
قُولان ياندا باردير قوُدوُق،
آياغميزا گِيسِك أديك،
آق ماياني بيلن بارمي؟

بوزلي بولار حوجالارينگ ييلقي‌سي،
قاليپ دير-لا نجپ كولانگ گولكوسي،
آياق ساقلا آق قارينلانگ تيلكي‌سي،
آي تيلكي‌لر ، آق ماياني بيلدينگمي؟…

يوْقارلي‌نينگ «قارابي‌يي»،
گؤر، نجبينگ نأمه كويي؟
«اينگداريلانينگ» اوُزين قوُيي،
آق ماياني بيلن بارمي؟…

در تاريخ ادبيات بسيارند شعرايي كه با يكي – دو شعر از خود جاي پايي بر جاي گذاشته‌اند. وقتي در اين حيطه وارد مي‌شويم بي‌اختيار نام «نجپ حاجي» نيز در ذهن متبادر مي‌شود.



از كتاب : " بررسي ادبيات تركمن صحراي ايران " تاليف : قاسم نوربات ترجمه : عبدالقهار صوفي راد



نظر
مطالب ویژه : فرهاد قائمي در سايت فدراسيون جهاني واليبال (FIVB)
فرستنده webmaster در تاريخ ۱۳۸۸/۱۱/۲۳ ۱۸:۱۰:۰۰ (257 بار خوانده شده)
مطالب ویژه

Open in new window


Team name : F. GHAEMI
First name : Farhad
Last name : Ghaemi
Age (birth date): 20 (28/08/1989)سن
Hometown: GONBAD
Languages: Persian, English, Turkishزبان



Position/ Height / Weight Spike Block
Unknown/ 197 cm 73 kg/ 330 cm 315 cm
National Selections Olympic W.Champ. Other Total
0 0 8 8

Volleyball career
International debut
Club debut : Gonbadباشگاه اوليه
Actual Club : BEEM باشگاه در 2005

Hobbiesسرگرمي و علائق شخصي

Favourites Books: History
كتابهاي مورد علاقه : تاريخي
Food: Chektermah (Turkish)
غذاي مورد علاقه : چكدرمه
Movie: Action
فيلم هاي سينمايي مورد علاقه : اكشن
Music: Pop
موزيك مورد علاقه : پاپ
Other sports: Riding
ورزشهاي ديگر : اسب سواري

تنظيم وترجمه : عثمان دلنواز

ادامه | 2 نظر
مطالب ویژه : روزهاي انقلاب 57 در شهر گرگان
فرستنده webmaster در تاريخ ۱۳۸۸/۱۱/۲۱ ۲۰:۴۰:۰۰ (114 بار خوانده شده)

از قيام ضداستبدادي مردم ايران در سال 57، هنوز رويدادهاي بسياري در خاطره‌ها مانده است. هنوز بسياري از حاضران و ناظران آن رويدادها زنده‌اند و براي فرزندان خود از خاطرات آن روزها سخن مي‌گويند. بخش قابل توجه اين خاطرات، رويارويي مردم با پليس شاه است كه چگونه مردم در برابر برخوردهاي غيرقانوني آنان، از دل و جان مايه گذاشته و ايستادگي كردند و در نهايت بر پليسي كه به همه جور تجهيزات از قبيل گاز اشك آور و باتوم الكتريكي و سلاح آتشين مجهز بود، غلبه يافتند و موجب پيروزي انقلاب شدند. گويا سهم مردم، دير يا زود، هميشه پيروزي است.
Open in new window




شهر گرگان نيز در آن روزها، فارغ از اين ماجراها نبود. به جز روز پنجم آذر و كشتار وحشيانه‌ي مردم توسط پليس، سه ـ چهار روزِ آخر حكومت شاه، از خاطره‌انگيزترين روزهاي انقلاب در گرگان است.

ماجرا از آن‌جا آغاز شد كه پليس سركوب‌گر، برخي از مغازه‌هاي شهر و اماكني را كه متعلق به افراد انقلابي يا كساني بود كه مخفيانه براي پيشبرد اهداف انقلاب كمك مالي مي‌كردند، شبانه به آتش مي‌كشيد. اصناف شهر در يك اقدام كاملاً مدني، تصميم گرفتند فقط شب‌ها مغازه‌ها را باز كنند و با طلوع خورشيد و سر زدن سپيده، مغازه‌ها يك به يك بسته مي‌شد. به همراه اين تصميم كه مورد استقبال زياد گرگاني‌ها قرار گرفت، يك كميته‌ي مردمي نيز متشكل از جوانان محلات مختلف، در حالي كه تنها سلاح‌شان چوب‌دستي بود، در كوچه‌ها و خيابان‌ها به گشت‌زني مشغول بود. در شب 19 بهمن، يكي از پليس‌هاي آتش‌افروز در كوچه پس كوچه‌هاي يكي از محلات شهر شناسايي، دستگير و براي محاكمه روانه‌ي مسجد گلشن شد.

جوانان پُرشور، آن شب، سَرِ كوچه‌ي مسجد و كنار جوي آب، آن‌قدر با چوب‌دستي‌هاي خود بر سر و روي پليس بخت برگشته كوبيدند تا اولين قتل يك پليس در پاسخ به خشونت‌هاي بي‌منطق آن در اين شهر شكل بگيرد. جسد بي‌جان پليس را همان شب سَرِ چهارراه ميدان از درختي آويزان كردند و همين موضوع، خشم توفاني سليم‌زاده فرمانده عمليات پليس را برافروخت و به كين‌خواهي آن پليس، روز 19 بهمن صداي تيراندازي لحظه‌اي قطع نشد. 6 كشته و آتش‌سوزي‌هاي بسيار، حاصل خشم و كين‌خواهي پليس در آن روز بود.

اين واقعه، مردم را مترصد فرصت براي مقابله به مثل نگه داشت. روز 22 بهمن كه ارتش همبستگي خود را با ملت اعلام كرد و عملاً رژيم شاه ساقط شد، اين فرصت براي مردم فراهم آمد. مردم كه داغ كشته‌هاي چند روز پيش هنوز بر دل‌شان بود، بي‌محابا به شهرباني گرگان حمله كردند و هر افسر و درجه‌داري كه سر راه‌شان سبز شد ـ با گناه و بي‌گناه ـ از دم تيغ گذراندند. تعداد كشته‌هاي پليس در آن روز را تا 23 نفر هم گزارش كرده‌اند.
salim

نظر
مطالب ویژه : هفته نامه اقتصاد گلستان 6 ساله شد
فرستنده Rostam در تاريخ ۱۳۸۸/۱۱/۲۱ ۱۶:۲۷:۰۱ (56 بار خوانده شده)
مطالب ویژه

سخن مديرمسئول: در بهمن آمديم؛ درست در 20 بهمن سال 1383، با عشق و اميد به‌روشنايي بهمن ماه. در آن روز كارمان را از شماره «يك» شمرديم و اينك به‌شماره 234 رسبده‌ايم. در آغاز راهمان بسيار پر تلاطم بود، و ما در طول پنج سال گذشته، در ميان اين امواج پر تلاطم، كه در عين حال بسيار شيرين و گوارا بود، تلاش كرديم، تا به‌قولي «آبديده» شديم. راهمان مفهوم يك زندگي جديد را نويد مي‌داد و شفاي تشنه‌دلان آزادي و عدالت بود. طي اين مدت مشكلات زيادي را چون آفرينندگان فجر بهمن، تحمل كرديم. ميوه بهمن بوديم و اين مشكلات برايمان قابل هضم بود؛ بنابراين همانند دلير مردان و شير زنان متعهدآن، با طوفان مشكلات، كمبود‌ها و نارسائي‌ها، بطور كلي با بود و نبود آن ساختيم و خم به‌ابرو نياورديم، زيرا كه ميوه بهمن بوديم و مي‌دانستيم كه بايد سفره دل را براي باروري بهمن، در اين استان پربركت الهي، بگسترانيم و با تمام توان خود، در سنگر فرهنگي و اطلاع رساني، كه رسالت كارمان تعريف شده بود، بكوشيم.
اكنون با عشق و دلي پر اميد، كارنامه 5 ساله خود را با تمام بود‌ها و نبود‌هايش و هرآنچه كه بود، در پيش روي داريم و با همكاران صديق خود، كه با قناعت، دور اين سفره با يركت نشريه و اندك توشه آن نشسته و با درآمد اندك، با احساس مسئوليت بيشتر، براي آينده بهمن و نسل آينده، براي باروري آن چشم دوخته‌اند، كار مي‌كنيم. در اين رهگذر عمر، ما با بضاعت اندك خود، رسالت خطير و سترگ خود را انجام مي‌دهيم تا در نزد مردم و خداي خويش شرمنده و بدهكار نباشيم. ما گروه كوچكي از خانواده پر مهر و محبت مطبوعات بوده و هستيم كه خداوند سفره اين حرفه الهي را در برابرمان گشوده و قلم را بدستمان داده، و حالا با سوگند آن، همواره، با آگاهي از رسالت قلم و وظيفه‌اي كه بر دوش داريم، با عشق و علاقه از حيثيت «قلم» دفاع مي‌كنيم و به‌قولي: «حرمت قلم» را پاس مي‌داريم، و سر انجام با توكل به‌خداي سبحان، كه «هرچه داريم از اوست»، اين حقيقت دل را بازگو مي‌كنيم: «خدايا چنان كن سر انجام كار- تو خشنود باشي و ما رستگار».
بله، اكنون افتخار مي‌كنيم كه با عشق، قلم را بر دست گرفته‌ايم و مي‌نگاريم، نه براي خود، بلكه «فقط» براي رضاي خالق و مخلوقش». از سويي در حال حاضر اين باديه نشينان عشق، ايمان و ايثار، براي گذران زندگي و براي بي‌نيازي خود از نا‌كسان روزگار، به‌حمايت بيشتر مسئولان نظام چشم دوخته‌اند و‌كمك و مساعدت آنان را طلب مي‌كنند، تا بلكه بتوانند با خيالي آسوده، باين راه پر زحمت، پر مسئوليت و در عين حال كم درآمد خود، اميدوارانه ادامه بدهند.
بله، امروزه اصحاب مطبوعات در راه مقابله با هجمه تند فرهنگي دشمنان، و براي برون رفت از مشكلات مادي خود، به‌حمايت جدي مسئولان نياز دارند و اميدوارند كه مسئولان فرهنگي كشورمان، اداره كل مطبوعات كشور، اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلام گلستان، با ارائه طرحي كارشناسي شده و با اختصاص بودجه كافي، دغدغه مالي مديران مسئول، نويسندگان و خبرنگاران مطبوعات را برطرف نموده و چراخ خانه‌ي اميد اين خادمان عرصه فرهنگي را، پرفروغ نمايند.

بمناسبت آغاز ششمين سال هفته‌نامه اقتصاد‌گلستان مدير مسئول نشريه در جمع همكاران خبري اعلام كرد:
راهمان را با آگاهي، صادقانه و بي‌ريا ادامه مي‌دهيم
بمناسبت پايان سال 88 و همچنين آغاز ششمين سال فعاليت هفته‌نامه اقتصاد‌گلستان، مراسم ويژه‌اي با حضور جمعي از خبرنگاران و نويسندگان اين نشريه، روز سه شنبه مورخه 20/11/1388 در محل دفتر اين نشريه برگزار شد.
در اين مراسم مدير مسئول‌ نشريه اقتصاد‌گلستان، با تبريك سال نو و با تشريح فعاليت اين نشريه در طول 5 سال گذشته گفت: ما در اين مدت سعي نموديم با تلاش صميمانه شما خبرنگاران و نويسندگان و با توجه به‌ظرفيت‌، توان كاري و امكانات اندك خود، در جهت انجام رسالت خطير نشريه، كه همانا اطلاع رساني دقيق و به‌موقع به‌مردم شريف استان گلستان است، كوشش نماييم و به‌رغم اقتصادي نبودن حرفه مطبوعات و اصولاً كار فرهنگي در اين دوره و زمانه، با توكل به‌خداوند سبحان و عشق و علاقه شما عزيزان، صادقانه و بي‌ريا و كم توقع، براهمان ادامه مي‌دهيم.
موسي جرجاني، با بيان اينكه كار مطبوعات و خبرنگاري تنها به‌عشق و علاقه افراد بستگي دارد، افزود: اگر اين عشق و علاقه حرفه‌اي در وجود يكايك شما نبود، شايد هيچيك از ما اكنون در اين عرصه نبوديم و هركدام بنوعي در بازار كار به‌دنبال روزي خود سرگردان بوديم؛ اما دريافت درآمد اندك در اين حرفه كه با تلاش و مشكلات زيادي بدست مي‌آيد، هر ريالش به‌چندين برابر درآمد در بازار مي‌ارزد و خدا را شكر مي‌كنيم كه در اين شرايط خاص و با اين درآمد بسيار اندك و ناچيز، در خدمت مردم شريف استان گلستان هستيم و به‌سهم خود در توسعه اين استان كوشش مي‌كنيم.
وي در ادامه به‌تشريح برنامه‌هاي سال آينده اين نشريه پرداخت و افزود: ما اكنون در روز‌هاي پاياني سال 88، وقتي كه به‌برنامه‌هاي خود كه از اول سال براي پيشرفت كارمان تنظيم كرده بوديم، نگاه مي‌كنيم، در مي‌يابيم كه به‌رغم وجود مشكلات عديده، توانسته‌ايم به‌اهداف پيش بيني شده خودمان نزديك شويم و حالا برنامه‌هاي سال آينده را در پيش‌روي داريم و اميدواريم كه در سال آينده نيز برنامه‌هاي پيش‌بيني شده، با كمك و همياري و تلاش شما عزيزان و با كمك مسئولان استاني، بخصوص اداره كل محترم فرهنگ و ارشاد اسلامي تحقق پيدا كند و وضعمان نسبت به‌سال گذشته از هر لحاظ بهتر شود.
مدير مسئول نشريه تصريح كرد: نشريه اقتصاد‌گلستان در روند كاري خود( از شماره يك تا 234)، تمام توصيه‌هاي اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي و قوانين و آئين‌نامه‌هاي مطبوعات را بجد رعايت كرده است و در جهت پيشرفت كار خود و تحقق اين اهداف انتظار دارد كه مسئولان ارشد استان و بخصوص اداره كل ارشاد، بطور جدي از مطبوعات استان حمايت نمايند و هر كدام از ادارات كل نيز در حد توان و ظرفيت خود، به‌مطبوعات كمك نموده و از اين نشريات در جهت پيشرفت كاري و تحقق برنامه‌هاي توسعه خود استفاده نمايند.
در ادامه اين مراسم هر يك از خبرنگاران و نويسندگان مسائل و مشكلات كاري و ديدگاه‌هاي خود را در جهت بهتر شدن اوضاع اين نشريه بيان كرده و خواستار توجه مسئولان ارشد استان و بخصوص اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي به‌وضعيت مالي خبرنگران شدند.
يادآور مي‌شود، هفته نامه اقتصاد گلستان، تنها نشريه با گرايش اقتصادي استان گلستان است كه در 20 بهمن ماه سال 1383 فعاليت مطبوعاتي و اطلاع رساني خود را در استان آغاز كرد و هم اكنون شماره سريال آن به 234 شماره رسيده است.

-----------------------------------------
سايت اولكاميز : ياد آور مي شود آقاي " موسي جرجاني " مدير مسئول " اقتصاد گلستان " است .

نظر
« 1 (2) 3 4 5 ... 7 »
افراد آنلاین
7 کاربر آن‌لاين است (5 کاربر در حال مشاهده‌ی سایت اخبار)

عضو: 0
مهمان: 7

ادامه...

جستجو

Design & Hosted by ilyadgonbad.com