طنز/ و اما مراسم روز خبرنگار ...

شمال نیوز: چند روز بود که همه جا خبر تجلیل از خبرنگارا بود و قرار هم شده بود که همه ی دستگاه های دولتی با هم جمع شن ویک هدیه توپ به خبرنگارا بدن ؛ از اونجایی که برام کارت دعوت نیومده بود, یک روز مونده به جشن باشکوه تجلیل از خبرنگار ها( یعنی ما) ؛ رفتم خونه مطبوعات وبا کلی خواهش و التماس که من سابقه کاری دارم و فلان مدیر منو میشناسه و کدوم خبرا رو من می نویسمو و .... تا که راضی شدن به من که خبرنگارم کارت دعوت بدن ؛ بلاخره کارت رو گرفتم ؛ از در خروجی ساختمون که اومدم بیرون چشمم به کامیونایی که اونجا پارک شده بودن,افتاد با خودم گفتم حتما همون هدایاست دیگه؛ توراه هی با خودم میگفتم حتما خونه است نه شایدم یک دستگاه ماشین و دیگه حداقل یک سکه که هست !!!
رفتم از همین بازار نرگسیه یکی دو تا آبچین خریدم و رفتم دفتر و با هیجان برای بچه ها تعریف کردم ؛ اون بنده خداها هم که سابقشون از من بیشتر بود رفتن یکی یه دونه گونی خریدن و رفتن خونه تا برای مراسم فردا خوب استراحت کنند ؛ منم که از ذوق نمی تونستم کار کنم وسایلمو جم وجور کردم و رفتم خونه (البته چشم رئیسمو رو دور دیدم ؛ موبایلش خاموش بود و گفتم خوب تا فردا صبح روشن نمی کنه که بپروسه شما کجایین ).
نمی دونین چجوری شب رو صبح کردم و رفتم سالن هلال احمر ؛ دیدم آقایون ارشاد و خانه مطبوعات مشغول فراهم کردن مقدمات مراسم هستن ؛ پرسیدم آقا زنگ بزنیم وانت بیاد واسه این جوایزی که میگفتن دیگه ؟
گفتن : نه اول برو پذیرش شو (یاد دانشگاه افتاده بودم ) رفتم دیدم یه آقای چاق بد اخلاق نشسته تا سلام کردم گفت کارت شناسایی؟ منم تندی کارت شناساییمو در اوردم و نشون دادم یک لوح بهم داد بعد کلی هم امضا ازم گرفت .
مرحله بعدی لوح بدون اسم رو نشون دادمو یک برگه گرفتم و بعد از گذروندن هفت خان رستم ( البته منظورم با آقای رستم دهقان نیست )رسیدم به صف گرفتن هدیه که یک بسته فرهنگی (لامپ جهت هرگز نشه فراموش سوال اضافی! خاموش )و صد تومان پول و یک بن خرید صنایع دستی گرفتم. آقا اینقدر خرد تو ذوقمون , خوب اشکال نداره شاید هدیه رو تو مراسم بدن وانشاا... مراسم پر بار دیگه ... رفتیم نشستیم و آقای مدیر کل ارشاد اومدن و کلی واسمون حرف زدن که خیلی هم حرفای قشنگی بود.
بعدش آقای استاندار اومد وبا کلی تشویق؛ یهو شروع کرد از مراسم تجلیل از ایرانیان مقیم خارج و هی دل مارو سوزوند؛(با خودم گفتم از اونا که اینجا نیستن اینقدر تجلیل شد و هتل چند ستاره و گردش در سد.... پس حتما برای ما که با همه کم و کاستی ها اینجا زندگی می کنیم امروز دیگه سنگ تموم میزارن ) بعد هم تعریف از رئیس دولت و وووو
بعد خطاب به مدیران که ماشالله همه حضور نداشتند کردند و گفتن که از ماها شکایت نکنن و ماهم خوب بنویسیم حتی اگه نقده !
حالا نوبت رسیده بود به آقای معاون استاندار که هی برای خبرنگارا دل می سوزند و می گفت از ماست و با ماست (ولی ما از اون نیستیم)؛ ایشون هم هی از آقای استاندار تعریف کردند و تجلیل و فرصت رو غنیمت شمردن سخنگوی اطلاع رسانی دولت در مازندران رو معرفی کردنمثل اینکه یادشون رفت امسال سال اصلاح الگوی مصرف نیست و سال همت مضاعف و جلسه ی دیگری تشکیل می دادند در این خصوص.
و اما مدیر کل مطبوعات گفتند : آقا ما واسه تون بیمه ردیف کردیم برین دفترچه هاتونو بگیرین و فردا برین کلیدای خونه تونوم تحویل بگیرین و بعد هم به مدیر مسئولاتون بگین که یارانه کاغذ تو حسابشونه و بعد هم بیان واماشونو بگیرن که دفتر بخرند و کاراشونو بیارن چاپخونه خود ارشاد و از این حرفا .....
وای چه حرفای قشنگی ؛ اینقدر شیرین بود که دست اندکاران یادشون رفت پذیرایی کنن هیچ ؛ ما هم یادمون رفت پذیرایی نشدیم بعدش اتوبوس اومدو مارو برد رستوران و جاتون خالی کباب بره ؛و نوشیدنی های آنچنانی ...... دستشون درد نکنه تا بحال غذا به این خوشمزه ای نخورده بودم ؛ گفتم آشپزو بگن بیاد ازش تشکر کنیم و خانه مطبوعات هم حتما ازش تجلیل کنه( حالا که از راننده ها هم تجلیل شد .... ).
و کلاغه به خونش رسید ما هم به اون چزی که می خواستیم نرسیدیم .
آقای استاندار؛ راست میگن که ما ایرانی ها برای اونایی که نیستند بیشتر ارزش قائلیم تا اونایی که هستند ؛ چطور مراسم تجلیل از خارجیها تو هتل چند ستاره و گردش و از این حرفها .... ولی تجلیل از ما اینجوری ؟؟؟ تازه همه ی خبرنگار ها هم که نبودن! ؟ راست میگن مرغ همسایه غازه؟
آقای مدیر کل ارشاد چطور خبرنگارا قلمشونو ارزون نفروشن وقتی نه امنیت مالی دارن و نه جانی ؟ صدای دهل از دور خوش است ؟
آقای مدیر کل مطبوعات ؛اگه رابطه دولت و رسانه ها حسنه است پس یک سری به سایتا بزنین آمار سایت های فیلترشده رو هم بگیرین ؟
محض رضای خدا هم که شده دیگه با ما رو راست باشین این همه حرف و مصوبه ؛پس اجرا کجاست ؟ اگه میگین بیمه درست شدوقتی باشه که ما دفتر چه هامون دستمون باشه نه در اندر خم یک کوچه ش گیر کرده باشیم ؟ حرفی رو بزنید که عمل شده باشه نه وعده ....
ف-ح
استفاده از اين خبر فقط با ذكر نام شمال نيوز مجاز مي باشد .
|