ورود

شناسه‌ی کاربری:

گذرواژه:

ورود خودکار



گذرواژه را فراموش کرده‌اید؟

عضو شوید

فهرست

ارسال به سایت


« 1 (2) 3 4 »
مقالات : جبر و اختيار
فرستنده elyas در تاريخ ۱۳۸۹/۳/۳۰ ۱۱:۱۹:۵۳ (78 بار خوانده شده)
مقالات

به نام خدا
جبر و اختيار
فرقه ي جبريّه - آنها كه اختيار انسان را در انجام افعال نفي مي كنند - و فرقه ي قدريّه - آنها كه اراده ي خدا را نفي مي كنند در انجام افعال توسّط انسان - هر دوي اين فرقه ها نزد اهل سنّت مردود اند.

بايد دانست همه ي امور و افعال و پديده هاي عالَم ، حتّي آنها كه از انسانها سر مي زند، براي انجام شدن و به فعليّت رسيدن ، همه و همه به خواست و اراده ي خدا است :

‹‹ وَ اللهُ خَلَقَكُمْ وَ ما تَعْمَلُوْنَ ›› ( خداوند هم شما را و هم عمل هاي شما را آفريد ). 96 / صافّات

‹‹ وَرَبُّكَ يَخْلُقُ مَا يَشَاء وَيَخْتَارُ مَا كَانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ سُبْحَانَ اللَّهِ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ ››
و پروردگار تو هر چه را بخواهد مى‏آفريند و برمى‏گزيند و آنان اختيارى و تأثيري ( در ايجاد و به فعليّت رساندن) ندارند ، منزّه است ‏خدا و از آنچه [با او] شريك مى‏گردانند برتر است . ( آيه ي 68 سوره ي قصص )

تنگري سيز چوب باشي قيميلداماز - ‹‹ اگر تيغ عالَم بجنبد ز جاي / نبرّد هيچ رگي ، گر نخواهد خداي ››.

ولي در پيدايش پديده ها ، - چه آنها كه عادّي است از قبيل : حركت يك عضو در انسان و چه آنها كه غير عادّي و خارق العاده و معجزه و كرامت است از قبيل : زنده كردن مردگان، توسط عيسي ‹‹ ع ›› و طيّ مسافت طولاني در يك آن و طرفة العين توسّط آصف بن برخيا وزير سليمان ‹‹ ع ›› و شكافته شدن ماه توسط نبيّ مكرّم اسلام ، فخر كائنات ، حضرت محمّد بن عبدالله (ص) ، - چون در پيدايش اين امور و پديده ها ، اراده و اختيار انسان و گاه اشياء بي جان و بي اراده ، در ميان و واسطه است ، به طريق مجاز به انسان و حتّي اشياء بي عقل نسبت داده مي شود:

‹‹ فَمَنْ شاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَ مَنْ شاءَ فَلْيَكْفُرْ ›› 29 / كهف ( پس هر كه خواهد ايمان بياورد و هر كه خواهد كفر بورزد ).

‹‹ جَزاءً بِما كانُوْا يَعْمَلُوْنَ ›› 17 / سجده ( پاداشي است به خاطر آنچه انجام مي دادند) .

‹‹ قالَ الَّذِيْ عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ أنا آتِيْكَ بِهِ قَبْلَ أنْ يَرْتَدَّ اِلَيْكَ طَرْفُكَ ›› 38 / النمل
( آصف بن برخيا ، كسي كه علم و دانش از خدا داشت گفت : من تخت بلقيس را پيش از آنكه چشم بر هم زني نزد تو خواهم آورد ).

‹‹ رَبّ اِنَّهُنَّ اَضْلَلْنَ كَثِيْراً مِنَ النَّاسِ ›› 36 / ابراهيم
( پروردگارا اين بت ها ( اشياء) بسياري از مردم را گمراه ساختند. ).

به فعليّت رسيدن همه ي امور و پديده ها چه با واسطه - اراده و انتخاب انسان - و چه بي واسطه منسوب به خداي متعال و قضا و قدر الهي است.

دليل عقلي : اگربه دلايل و براهين عقلي از قبيل ؛ برهان نظم وعلّت ، وجود خدا را پذيرفتيم ، آنگاه پديده هاي جهان را به دو بخش تقسيم مي كنيم :

(1) يك سري خارج جسم و كالبد انسان . (2) يك سري ديگر در كالبد و تن آدمي .

و اگر همه ي پديده هاي بيرون انسان از قبيل ؛ حركت كهكشان ها و گردش سيّاره ها و ستاره گان و آمد و شد شب و روز و ريزش باران و جريان آب جويبارها و رود ها و روئيدن گياهان و زلزله و سيل و طوفان و... و بعضي از پديده هاي كالبد آدمي از قبيل ضربان قلب و فعل و انفعالات همه ي دستگاه هاي داخلي بدن مانند : مغز و جگر و كليه و ... را از اختيار و اراده ي انسان خارج و به اراده و اختيار و دست پنهان تقدير الهي نسبت دهيم. مي ماند اعمال و رفتار و پديده هايي از قبيل : راه رفتن و خوردن و نوشيدن واعمال موافق فرامين الهي مانند : ايمان و نماز و روزه وزكات و يا اعمال مخالف فرامين الهي مانند كفر و شرابخواري و زنا و ربا و رشوه و... كه احساس مي كنيم تحت اراده و اختيار ما شكل مي گيرند- و هيچ انسان عاقلي انتخاب و اراده ي خود را نفي نمي كند - ما مدّعي هستيم اين اراده و اختيار نه به شكل علّت تامّه ( ايجاد كننده ي مستقلّ ) بلكه به صورت علّت ناقصه ( ايجاد كننده ي غير مستقلّ ) است . و اين پديده هايي كه تحت اراده و اختيار انسان واقع مي شوند را ، باز تحت اراده و مشيّت خدا و توفيق الهي مي دانيم و محتاج و وابسته به اراده ي خدا (علّت تامّه) مي گوييم . چرا؟!!!

زيرا گاهاً مشاهده مي كنيم نفس ناطقه ، عقل و روح انسان كه در نزد عرفا مسّماي هر سه يكي است ، با وجود خواست و اراده ، از انجام و ايجاد و به فعليّت رساندن آن امور ارادي از قبيل : برخاستن ،... ناتوان مي ماند. مثلاً مي گويد : ‹‹ خواستم برخيزم امّا نشد ، گويا بدنم فلج شده بود. ›› . و اين عجز و ناتواني در ايجاد امور توسّط انسان را به تمام اوقات عموميّت مي دهيم. و مي گوييم خداوند هر وقت بخواهد خواسته هاي نفس ناطقه ي انسانها را بي اثر و از تحقّق اعمال او جلوگيري مي كند. و حتّي خواصّ طبيعي اشياء از قبيل ؛ آتش كه طبيعتاً سوزنده است و چاقوي تيز، بُرّنده است به خواست خدا اثر سوختن آتش و برندگي چاقو ازبين مي رود . همچنان كه منقول است : براي ابراهيم (ع ) آتش سرد و سلامت شد. و چاقو ، گلوي اسماعيل (ع) را نبرّيد.

و در حقّ انسان اين جبر نيست و خداوند به خاطر اعمال و رفتارهايي كه انسان اراده كرده و به تحقّق پيوسته و تقدير و سرنوشت خود را رقم مي زند ، ثواب يا عذاب مي دهد و همچنين ، انسان به خاطر نيّات و خواهش هاي دروني - و لو در بيرون تحقّق نيابند – مستحقّ و مستوجب ثواب يا عقاب يا عتاب مي گردد. زيرا انسان بالغ و عاقل مكلّف و موظّف است كه نيّات و خواهشهاي دروني را كنترل و نيك و بد را تميز دهد و به نيك ايمان بياورد و بد را نفي كند.

پايان
منابع : ترجمه ي فارسي شرح العقايد ( علّامه سعد الدين تفتازاني ) – سير تحليلي كلام اهل سنّت ( ملّا عبدالله احمديان) نشر احسان و....

نظر
مقالات : سلامت اولکامیز : قلیان , یک تفریح کشنده !
فرستنده webmaster در تاريخ ۱۳۸۹/۳/۸ ۲۲:۰۰:۰۰ (130 بار خوانده شده)

Open in new window

خ ارسال : 8خرداد1389 - 19:56 نسخه قابل چاپ

قليان، تفريح كشنده

كارشناسان در هفته بدون دخانيات ( 4 تا 10 خرداد) بار ديگر اعلام مي‌كنند كه خطرات قليان، اگر بيشتر از سيگار نباشد، كمتر نيست.

اين هشدار كارشناسان در حالي است كه به عقيده بسياري از متخصصان، كشيدن قليان حجم تنفسي بدن را كاهش داده و مواد سمي ناشي از نوع توتون و تنباكوي قليان، سلامت افراد را با خطر روبه‌رو مي‌كند. همچنين كشيدن يك يا 2 بار قليان در روز، فرد استفاده‌كننده را دچار اعتياد مي‌كند، درحالي‌كه تصور غلط جامعه اين است كه دود حاصل از قليان از آب رد مي‌شود و مواد سمي آن از بين مي‌رود.

با اين حال مانند بسياري از كشورهاي خاورميانه، قليان يكي از وسايل تفريحي رايج در ايران است كه اگرچه بارها از سوي مسئولان وزارت بهداشت و نيروي انتظامي مصرف آن در اماكن عمومي و به‌خصوص سفره‌خانه‌هاي سنتي منع شده اما ظاهرا به راحتي نمي‌شود شر آن را از چنين مكان‌هايي كم كرد.

اين در حالي است كه متخصصان اعلام مي‌كنند مصرف‌كنندگان قليان در هر بار مصرف، دود بسيار زيادتري را در مقايسه با كشيدن يك نخ سيگار دريافت مي‌كنند.

دكتر ايرج خسرو‌نيا، رئيس انجمن پزشكان داخلي ايران، با اشاره به اينكه دود قليان همان مضرات سيگار را دارد، در مورد ساير عوارض كشيدن قليان به همشهري مي‌گويد: به‌دليل مرطوب بودن راه‌هاي هوايي و مجراي خروج دود، قليان مي‌تواند عامل مهمي جهت رشد ميكروب‌ها و قارچ‌ها باشد.

وي معتقد است: مطالعات اخيرنشان داده‌اند كه كشت داخل لوله قليان حاوي صدها نوع قارچ و ميكروب بوده و اين ميكروب‌ها و قارچ‌ها به راحتي توسط دود وارد دستگاه تنفس شده و ايجاد عفونت‌هاي مزمن مي‌كند. البته به گفته وي ابتدا شخص متوجه بيماري خود نمي‌شود ولي در سال‌هاي بعد به‌دليل نفوذ اين قارچ‌ها و ميكروب‌ها در لايه‌هاي مختلف ريه برنشيت، برنشكتازي، آنفيزم ريه و در نهايت آسم ايجاد مي‌شود. اين در حالي است كه زماني شخص به بيماري خود پي مي‌برد كه متأسفانه چاره‌اي جز ء تحمل بيماري تا آخر عمر نخواهد داشت.

دكتر خسرونيا با اشاره به اينكه شخص مبتلا به بيماري‌هاي مختلف ريه اگر به استعمال دخانيات و كشيدن قليان ادامه بدهد بدون شك مبتلا به سرطان ريه و دستگاه تنفسي خواهد شد، اضافه مي‌كند: متأسفانه به اكثر تنباكو‌هايي كه در سال‌هاي اخير به بازار آمده اسانس‌هايي اضافه مي‌شود كه اين اسانس‌ها علاوه بر تحريك دستگاه تنفس موجب حساسيت و آلرژي مي‌شود و بنابراين علاوه بر بيماري‌هاي ذكر شده، رينيت آلرژيك و سرفه‌هاي مزمن همراه با خلط را براي فرد به همراه دارد.

به كودكان قليان تعارف نكنيد!

بنا به اعتقاد كارشناسان، مصرف يك نخ سيگار بين 500‌سي‌سي تا يك ليتر دود توليد مي‌كند اما يك بار استفاده از قليان 10 تا 20 ليتر دود توليد خواهد كرد. مدت زمان استعمال سيگار معمولا 10 دقيقه است اما قليان با وجود تعداد كمتر استفاده در مقايسه با سيگار، در هر بار مصرف براي 40 تا 60 دقيقه استفاده مي‌شود.به اين ترتيب اثرات مضر قليان كمتر از سيگار نيست اما در فرهنگ جامعه ما به اين حقيقت علمي توجهي نمي‌شود.

دكتر خسرونيا با اشاره به اينكه حتي ديده شده والدين براي خنديدن و سرگرمي، ني قليان را به دهان افراد زير 5 سال هم گذاشته و آنها را وادار به قليان كشيدن مي‌كنند، مي‌گويد: رسانه‌ها بايد آگاهي لازم را به مردم بدهند تا مردم لااقل از استعمال قليان در مكان‌هاي عمومي و منازل، به‌خصوص اماكني كه به فضاي آزاد راه ندارند خودداري كنند.

دود از دهان جذب مي‌شود

اگر دود قليان وارد ريه نشود و فقط از راه دهان خارج شود آسيبي به ريه‌ها وارد نمي‌شود. اين جمله‌اي است كه از زبان بسياري از مصرف‌كنندگان قليان شنيده مي‌شود.
دكتر خسرو‌نيا در اين باره مي‌گويد: اين تصور، تصوري كاملا غلط است چون دود از طريق مخاط دهان و حنجره جذب بدن شده و آثار سوء خود را مي‌گذارد. حتي در هوايي كه دود قليان آزاد مي‌شود، افرادي كه قليان نمي‌كشند در معرض دود قرار گرفته و در طولاني‌مدت دچار عوارض آن خواهند شد.

دكتر شهرام آگاه، متخصص داخلي و عضو هيأت علمي دانشگاه علوم پزشكي ايران نيز در مورد تصورات غلط در مورد مصرف قليان مي‌گويد: بر خلاف تصور عموم كه عده‌اي معتقدند وجود آب قليان جلوي مواد مضر و سمي آن را مي‌گيرد، بيشتر اين مواد سمي از جمله نيكوتين و خاكستر وارد ريه مي‌شوند و به خاطر پك‌‌هاي عميقي كه فرد براي جذب دود مي‌زند، تخريب‌هاي جدي به حبابچه‌هاي ريه وارد مي‌شود.

وي با اشاره به اينكه سرطان ريه، لب و دهان، حنجره، مري، معده، لوزالمعده، كبد و سرطان
روده بزرگ از عوارض بد‌خيم استفاده از سيگار و قليان هستند، در مورد عوارض خوش‌خيم آن مي‌گويد: اين عوارض شامل زخم‌هاي گوارشي هستند.

همچنين قليان باعث رفلاكس اسيد مري و معده نيز مي‌شود كه در نتيجه آن فرد سوزش شديدي در سر دل دارد و دچار تهوع مي‌شود حتي رفلاكس اسيد مري و معده در بعضي موارد منجر به سرطان مري نيز مي‌شود.

به گفته وي ميزان و عمق دم در حركت دادن آب قليان بسيار مهم است و قليان با وجود اينكه كمتر مصرف مي‌شود اما حجم دودي كه از آن وارد بدن مي‌شود، به ميزان 10 تا 20 برابر دود ناشي از مصرف سيگار است.

خطر انتقال بيماري از طريق قليان

بنا به گفته متخصصان،دود استنشاق‌شده از قليان نه تنها همه مواد سرطان‌زاي دود سيگار را داراست بلكه منوكسيدكربن بيشتري هم دارد. ‌علاوه براين دود قليان مجموعه‌اي از مواد سرطان‌زاي ديگر را هم دارد كه ناشي از سوختن زغال است و خطر انتقال بيماري‌‌هاي عفوني مانند سل را هم افزايش مي‌دهد.

دكتر آگاه با اشاره به اينكه نيكوتين نقش بسيار مهمي در ميزان و نحوه مصرف مواد دخاني به‌عهده دارد، مي‌گويد: تحقيقات ثابت كرده است افراد سيگاري تا زماني كه ميزان نيكوتين دريافتي به آستانه مورد نياز براي رفع حالت وابستگي برسد به كشيدن سيگار ادامه مي‌دهند.

پس با فرض جذب بخشي از نيكوتين موجود در دود قليان در اثر عبور آن از آب، مصرف‌كنندگان قليان با استنشاق مقادير بسيار زيادتر دود جهت رسيدن به آستانه ارضاي وابستگي، در مواجهه با مقادير بيشتري از مواد شيميايي سرطان‌زا و گازهاي خطرناك مثل منوكسيد‌كربن هستند.

اين متخصص ادامه مي‌دهد: اين موضوع مصرف‌كنندگان قليان و اطرافيان آنها را كه در مواجهه با دود تحميلي آن قرار دارند، مثل مصرف‌كنندگان سيگار به ابتلا انواع سرطان‌ها، بيماري‌هاي قلبي و عروقي، تنفسي و آثار سوء در دوران بارداري دچار خواهد ساخت.

همشهری آنلاین

نظر
مقالات : مطالبي در مورد (NA) گنبد كاووس !محلي براي ترک بيماري اعتياد
فرستنده webmaster در تاريخ ۱۳۸۹/۲/۱۵ ۱۴:۰۰:۰۰ (174 بار خوانده شده)

Open in new window

(NA) محلي براي ترک بيماري اعتياد افراد مبتلا به اين بيماري است، تلاش براي تولدي ديگر است.

سرش را بالا گرفته بود و آنچنان باشور و هيجان و با اعتماد به نفس بالايي از کنار گذاشتن بيماري اش (اعتياد) سخن مي گفت، که تحسين همگان را برانگيخت، از سال هايي که رنج بيماري از يک سو و ترد از خانواده و جامعه از سوي ديگر او را تا آستانه خودکشي پيش برده بود.
از ناملايمات و برخوردهاي نامناسب خانواده و جامعه با خود درآن دوران سخت و نکبت بار مي گفت، او مي گفت که چگونه خانواده اش (پدر و مادر ) بدليل بيماري اش با اکراه او را در جمع خود مي پذيرفتند، حتي پدر و مادرش از بوسيدن جگرگوشه شان به هنگام تحويل نو نيز پرهيز مي کردند يا با اکراه بوسه اي بر گوشه از صورت اش مي انداختند و ...
همه اين ناملايمات کافي بود تا وي تا آستانه خودکشي با بيست ليتر نفت نيز پيش برود، اما اکنون چند سالي است که "محسن" با غلبه بر بيماري اش آنهم به سبب آشنايي با انجمن معتادان گمنام گنبدکاووس، کنار گذاشته بود، با اينکه چند سالي از کنارگذاشتن بيماري اش مي گذشت تازه خانواده اش او را باور کردند و به قولي ايمان آورده بودند که جگر گوشه شان واقعا بيماري خانمان سوز اعتياد را کنار گذاشته و از آن موقع تاکنون با او مثل ديگر فرزندان خود رفتار مي کنند.
چند سالي است که محسن طعم شيرين محبت خانواده اش را به معناي واقعي آن مي چشد بويژه درموقع تحويل سال نو يا مناسبت هاي ديگر و يا درهر ديد و بازديدي که با خانواده اش انجام مي دهد، لذت بوسه پدر و مادر بر صورت اش را با همه وجود لمس مي کند و ...
اکنون محسن با افتخار وصف ناشدني از کنار گذاشتن بيماري اش مي گويد، و اينکه او نيز همچون ديگر افراد سالم جامعه کار و تلاش مي کند و رزق حلال براي خانواده اش مي آورد و مهمتر اينکه او با صراحت مي گويد از اينکه با کار و تلاش در سازندگي کشورش سهيم شده است، به خود مي بالد، به خود مي بالد که آشنايي اش با انجمن معتادان گمنام گنبدکاووس عامل اصلي در بهبودي او از رنج بيماري ملال آور، نفرت انگيز و خانمان سوز (اعتياد) او شده بود.
البته محسن لطف و عنايت خداوند باريتعالي را نيز در اين موفقيت بزرگ کتمان نمي کند و مي گويد: اين لطف اوستا کريم بود که مرا بطور اتفاقي با انجمن معتادان گمنام گنبدکاووس آشنا کرد و با نيروي اراده اي که به من داد، موفق شدم با گفتار درماني اعضاي اين انجمن به لطف ايزد متعال، روح و جسم من از اين بيماري پاک شد و نجات يافت.
قصه پر غصه محسن و ديگر دوستان او به لطف عنايت هاي باريتعالي و آشنايي با انجمن معتادان گنبدکاووس که سرانجام شيريني براي آنان و خانواده هايشان به ارمغان اورده است در گردهمايي پنجمين سالگرد تاسيس دور هم جمع شده بودند، نشان از عزم جدي اين انجمن براي ترک اعتياد افراد مبتلا در شهرهاي شرق گلستان است.
انجمني که فقط با گفتار درماني و صيقل دادن روح اعضاي خود درمدت چند ماه هيچ نشاني از آثار بيماري در وجود آنان باقي نمي گذارد و البته اعضاي خود را نيز تا سالها پس از ترک اين بيماري خانمانسوز تنها نمي گذارد و آنان را درچند نوبت جلسه روزانه شان که در شهرهاي مختلف شرق گلستان برگزار مي شود، دور هم جمع مي کند.
انجمن معتادان گمنام گنبدکاووس که پنج سال پيش فعاليت خود را يا دو سه عضو آغاز کرده است، اکنون 520 عضو از شهرهاي مختلف شرق استان گلستان دارد که 30 نفر آنان را بانوان و بقيه را آقايان تشکيل مي دهد.
اين انجمن فعال بدون دريافت هيچ کمکي از سازمان ها و نهادهاي دولتي و خصوصي موفق به ترک بيماران مبتلا به اعتياد شده است که تحسين و تشويق حدود 600 خانواده حاضر در گردهمايي خود را بدنبال داشتند.
با اين حال اين انجمن خود را بي نياز از کمک ادارات و نهادهاي دولتي و خصوصي نمي داند و معتقد است، اگر چنين کمک هايي به اين انجمن شود، در طي مسير مصمم تر و در تحقق اهداف خود نيز موفق تر خواهند شد و ... اين نشان از تلاش اين انجمن براي تولدي ديگر براي همه بيماران مبتلا به اعتياد است.

ادامه | 1 نظر
مقالات : مختومقلي تاج سر قوم تركمن است
فرستنده Rostam در تاريخ ۱۳۸۹/۲/۱۴ ۲۰:۴۲:۲۰ (47 بار خوانده شده)
مقالات

مختومقلي از زبان «خداي بردي درديف»، فيلسوف و نويسنده نامدار تركمنستاني"...
مختومقلي عقيده دارد كه تمام چيزهاي دنيا، در پس پرده‌هاي اسرارآميزي قرار دارند كه پي بردن به‌اين اسرار پنهان، كار ساده‌اي نيست. اما با اين وجود، انسان وظيفه دارد براي كشف حقايق تلاش كند. اگر او اين كار را نكند، در دستيابي به‌حقيقت، به‌بيراهه خواهد رفت..."
...در مركز مطبوعات و انتشارات تركمنستان در عشق آباد هستم. پير مردي با موهاي سفيد، در حالي كه لبخند بر چهره دارد، از پشت صندلي اش بلند مي شود و به‌طرفمان مي‌آيد. او با علاقه و خوشرويي از ما استقبال مي‌كند. امان مراد(يكي از دوستان نويسنده تركمنستاني) مرا به اين استاد معرفي مي‌كند و مي‌گويد: يك خبرنگار ايراني، يك دوست و هم طايفه از تركمن‌هاي ايران، در خدمت شماست. خداي بردي مي‌گويد: بله، از ملاقات با شما بسيار خوشحالم و براي من سعادتي است كه براي اولين بار با يك خبرنگار تركمن ايراني ملاقات مي‌كنم.
او سپس سر جايش مي‌نشيند و براي پاسخگويي به‌سؤالاتم آمادگي خودش را اعلام مي‌كند. من به او مي‌گويم : كتاب"كشتي عقل" مرا تا بدين جا كشانده است. من قبلاٌ وصف اين كتاب را شنيده‌ام و در باره اهميت آن در روزنامه‌هاي تركمنستان مطالبي را خوانده‌ام. به‌نظر من اين كتاب يكي از بهترين كارهاي شماست و فكر مي‌كنم كه شما شاعر و عارف بزرگ تركمن را بهتر از ديگران به مردم شناسانده‌ايد. به‌نظر من كنكاش در ديدگاه فلسفي و عرفاني شاعر، از ويژگي‌هاي تحقيقات شماست، لطفاٌ در اين باره توضيح دهيد؟
استاد خداي بردي درديف كه امروزه همه مردم تركمنستان، به‌علم و دانش او آگاهي دارند و در ميان انديشمندان و متفكران شوروي سابق نيز شهرتي دارد، قدري مكث مي‌كند و سپس با دست چپ عينكش را جابجا مي‌كند و آنگاه آهي مي‌كشد و مي‌گويد:
در واقع كار اصلي من در مورد مختومقلي همين كتاب كشتي عقل است. من سالهاي زيادي را درباره شناخت و شناساندن افكار مختومقلي صرف كرده ام. مي شود گفت كه پس از پي بردن به بينش و افكار فلسفي مختومقلي، اغلب وقتم را در اين باره صرف كرده ام. من حاصل كارم را همان طوري كه گفتم در كتابي به نام "كشتي عقل" براي اولين بار به زبان روسي چاپ كردم تا مردم روس زبان نيز بتوانند به عظمت كلام اين شاعر پي ببرند.
من نام اين كتاب (كشتي عقل) را از يكي از اشعار مختومقلي اقتباس كردم...
يك قوري چاي و چند كاسه، كه در آن چاي سبز ريخته شده، توسط يك منشي پير روس، روي ميز قرار مي‌گيرد. استاد نگاهي به يكي از كاسه‌ها مي كند و سپس چاي سبز مي نوشد و به ما هم توصيه مي‌كند كه چاي سبز بخوريم. او آنگاه نفسي تازه مي‌كند و به حرفهايش ادامه مي‌دهد: مختومقلي در قلب ما جاي دارد و تاج سر ماست. در شرايط فعلي كه دست ما باز است، وظيفه داريم كه افكار مختومقلي را با ترجمه آثارش، به مردم دنيا بشناسانيم. ما كلمه «بزرگ» را از روي احساسات به شاعر نسبت نمي دهيم، بلكه بخاطر افكار و روح بلند شاعر است و به همين دليل مي‌گوييم كه مختومقلي شاعر بلند مرتبه‌اي بوده است، به طور كلي ديدگاه فلسفي و اسلامي و طرز تفكر او نسبت به همه انسانهاي روي اين كره خاكي، او را «بزرگ» كرده است. ما به او افتخار مي‌كنيم و كساني كه قلم به‌دست مي‌گيرند و صاحب قلم شده‌اند، وظيفه دارند كه اين «بزرگي» را به مردم جهان نشان بدهند.
آن روز حرفهاي زيادي زديم و دو ساعت با استاد گفتگو كردم و بالاخره وقت رفتن فرا رسيد. آنگاه پس از گرفتن چند عكس يادگاري با او خداحافظي كردم. موقع خداحافضي استاد از جايش بلند شد و تا دم در با ما آمد و موقع بدرقه كردن گفت: امروز برايم روز بزرگي بود، به‌همه مردم ايران كه تا به‌حال نديده‌ام، سلام برسانيد، من قلبا دوستي بين مردم ايران و تركمنستان را از خداي بزرگ طلب مي كنم. خدا نگهدارتان باشد.
بدين ترتيب من باتفاق امان مراد، دفتر روزنامه را ترك مي‌كنم. يادآوري اين نكته هم لازم است كه كتاب «كشتي عقل» در سال 1987 م در عشق آباد ( پايتخت تركمنستان) چاپ شده است. نويسنده در بخشي از اين كتاب درباره شاعر گفته است:
« ...بله شاعر به‌دنبال حقيقت است. فكر فيلسوفانه او هميشه در كنكاش است. او سعي مي كند به «عمق» مسايل انسانها پي ببرد. به نظر شاعر مي‌توان ريشه روابط پيچيدة انسانها را آشكار كرد. اصل مطلب اين است كه انسان كيست؟ معناي عمر چيست؟ چه چيزهايي روابط صحيح انسانها را مستحكم مي سازد؟ معناي تولد و مرگ چيست؟ كار خوب و بد يعني چه؟ ثواب كدام است؟ حلال كدام است؟... فكر شاعر به‌دنبال جواب اين سؤالهاست و به همين جهت عالم گير شده است. مگر راه حقيقت، چون راه سورنا نواختن و طبل زدن است؟ در اين مسير، راههاي متفاوت، بيراهه ها، دست اندازها، كُتَل ها، جوي ها و پرتگاهها وجود دارد. پيمودن اين مسير چقدر دشوار است. اما نمي‌توان در برابر «انديشه‌ي» جاري انسانها، سدّي ايجاد كرد. در هر شرايطي فكر و انديشه، تفكر به راه خود ادامه مي‌دهد، زيرا مي‌خواهد پرده هاي نا آشنا را بگشايد، در عمق گرداب ها سير كند.«كشتي عقل» از عمق امواج زمان، پا فراتر مي‌نهد. هر قدر هم كه پيش مي رود، به عميق بودن و بي پايان بودن آن پي مي برد. گاهي اوقات، مثلا در شعر «نيلاين»- چه كنم؟ چنين استنباط مي‌شود كه شاعر از پي بردن به مسايل دنيا كاملا عاجز مانده است. شاعر چه چيزي را مي‌خواهد بيان كند؟ او عقيده دارد كه تمام چيزهاي دنيا در پس پرده هايي اسرار آميز قرار دارند و پي بردن به اين اسرارپنهان، كار آساني نيست، امّا با تمام اين وجود، انسان وظيفه دارد كه براي كشف حقيقت تلاش كند، اگر چنين نكند، در دستيابي به حقيقت به بيراهه خواهد رفت...»
گفتني است اين كتاب در حال ترجمه به زبان فارسي مي‌باشد. اين گفتگو نيز در بهار سال 1374، يعني 15 سال پيش در دفتر نشريه «ديار ژورنالي» كه استاد مدير مسئول آن بود، در عشق آباد انجام شد و چند سال بعد اين استاد فرزانه مرحوم شد. ضمنا مشروح گفتگو با فعالان عرصه فرهنگي و هنري تركمنستان كه بعد از كسب استقلال در اين كشور و طي چند سفر انجام گرفت در كتابي با نام: « در مهماني هنرمندان تركمنستاني» جمع‌بندي و در دست چاپ مي‌باشد.
خوانندگان در اين كتاب با زندگاني 30 فعال عرصه فرهنگي و هنري اين كشور آشنا خواهند شد.

نظر
مقالات : اولین موسسه همسریابی در تاجیکستان افتتاح شد
فرستنده webmaster در تاريخ ۱۳۸۹/۲/۱۰ ۱۳:۲۸:۲۳ (276 بار خوانده شده)

Open in new window
اولین موسسه همسریابی در تاجیکستان افتتاح شد
نوشته ماکسودوف

2010-04-22


یک زن تاجیک در این عکس متعلق به سال 2008 از روبروی یک لباس عروس که پشت ویترینی در شهر دوشنبه دیده می شود عبور می کند. اولین موسسه همسریابی این کشور به دنبال کمک به قلب های تنها در تاجیکستان است تا همسر خود را پیدا کنند. [او اس سی ای/ میخائیل اوستافیف]


خجند، تاجیکستان - اولین موسسه همسریابی تاجیکستان با نام «یوسف و زلیخا» در خجند، منطقه سغد در تاجیکستان افتتاح شده است و وعده داده است که زندگی افراد مجرد را به یک زندگی بهتر تبدیل خواهد کرد.

مراد قربانوف، رئیس این شرکت، گفت: «این موسسه خدمات اطلاع رسانی به همه بدون توجه به جنس و سن ارائه می کند که می خواهند دوست پیدا کنند یا کسی را پیدا کنند که با او خانواده تشکیل دهند.»

قربانوف گفت که او این موسسه را برای کمک به کسانی درست کرده است که بیوه شده اند، طلاق گرفته اند یا برای اولین بار می خواهند ازدواج کنند.

مدینه احمدوا 30 ساله اهل خجند پنج سال پیش از همسرش جدا شد. شوهر سابق او و دو پسرش را تنها گذاشت تا مدینه آنها را بزرگ کرده و مخارج تحصیل ایشان را بدهد. او در یک شرکت چاپ کار می کند و ماهیانه 150 سوم تاجیک (34 دلار) حقوق می گیرد -- که بسختی نیازهای خود را رفع می کند.

احمدوا گفت: «من فکر می کردم دیگر ... هرگز ازدواج نخواهم کرد. اما الان می فهمم تنها بودن سخت است و پسرانم به پدر نیاز دارند.»

بر اساس گزارش کمیته آمار منطقه سغد، مقامات 2,767 مورد طلاق را در این منطقه در سال 2009 ثبت کرده اند که 95 مورد (یا 3 درصد) بیشتر از سال 2008 است. آما در مناطق دیگر 2 تا 5 درصد افزایش نشان می دهد.

کمیته منطقه ای زنان و امور خانواده از گشایش این موسسه استقبال کرده است. به گفته این کمیته «بسیاری از دختران زیبا در خانه می نشینند، و به دلایل مختلف ازدواج نمی کنند. موسسه همسریابی به آنها فرصت می هد - اگرچه آنها باید اطمینان حاصل کنند که درست عمل می کنند.»

دلبر صمدوف، رئیس دفتر منطقه سغد حزب سوسیال دموکرات، گفت: «ازدواج مجدد برای زنان مطلقه یک مساله بزرگ است. بسیاری از مردان برای یافتن کار به کشورهای دیگر نقل مکان می کنند و برخی در خارج می میرند و زنان و کودکانشان را در خانه تنها می گذارند.» او گفت که تعداد مردان مجرد یا مطلقه زیاد نیست.

احمدوا گفت که او دوست دارد «عاشق یک مرد شود اما نمی داند کجا». دیسکوها «کمینگاه های شرارت هستند» پس ملاقات با یک شوهر آینده در آنجا بی معنی است.

او گفت: «در اینجا رفتن یک زن تنها به رستوران هم قابل قبول نیست. این کار نشانه عدم پایبندی زن به پاکدامنی است. تا همین اواخر انتشار یک آگهی همسریابی در منطقه سغد کاری زشت و شرم آور محسوب می شد.»

هفته نامه پراگراما تلویدنیا که مقر آن در خجند است چند سال پیش چندین آگهی شخصی را آزمایش کرده بود. باحرینیسو عبدالرحمانوا ویراستار این هفته نامه گفت که بیشتر آگهی ها از مردان بود. او گفت: «اغلب آنها آگهی ما را با آگهی فاحشه خانه اشتباه گرفته بودند. شش ماه بعد مجبور شدیم آگهی های شخصی را تعطیل کنیم.»

قربانوف گفت که روند کنونی متفاوت است و نرم های اخلاقی کاملا رعایت شده اند.
او گفت: «متقاضیان پرسشنامه هایی را پر می کنند و ما با قیمت مناسب به آنها کمک می کنیم تا طرف خود را پیدا کنند. در عرض (چندین) هفته که از فعالیت ما می گذرد در حدود 40 زن و مرد به ما مراجعه کرده اند. روشن است که مردم به خدمات ما نیاز دارند. ما مردان و زنان را بطور جداگانه می پذیریم.»

احمدوا گفت: «من تصمیم گرفتم پیش آنها بروم چون آنها محرمانه ماندن اطلاعات را تضمین می کنند. این یک فرصت است تا من زندگی ام را در جهت بهبودی تغییر دهم.»

صمدوا مطمئن نیست که مشتری های زیادی پیدا کند. این یک نوع تجارت جدید است که «زنان تاجیک با توجه به تفکر سنتی اشان به آن با دیده ترس نگاه می کنند. اگر آنها واقعا هیچ چاره ای نداشته باشند ممکن است برای کمک مراجعه کنند.»

در همان حال، موسسه همسریابی امیدوار است که بتواند یک شعبه در دوشنبه بزند. بسته های اسناد آماده است و یک نماینده مجاز بزودی به پایتخت خواهد رفت تا مذاکرات مرتبط را انجام دهد.



ادامه | 1 نظر
مقالات : شعر مختومقلي حرف دل مردم زمانه خود بود
فرستنده Rostam در تاريخ ۱۳۸۹/۲/۵ ۱۴:۴۳:۳۰ (117 بار خوانده شده)
مقالات

استاد سخن مختومقلي فراغي اعتقاد دارد:« زباني كه براي مردم نسرايد، بهتر است كه بريده شود.» شاعر با اين اعتقاد وطرز تفكر، سعي كرده است كه تمام آثار خود را در خدمت توده مردم قرار بدهد و بدين لحاظ او در بين مردم از جايگاه خاصي برخوردار مي‌باشد، در واقع شاعر با خلق اشعار مردمي خود توانسته است به دلهاي مردم كاملا راه ‌يابد و بر آن پايگاه حاكم باشد. طرز سخن مختومقلي بيان دردها، مشكلات و شاديهاي مردم است. زيرا او هميشه با مردم بوده و با آنان و دركنار آنان زندگي كرده و هرگز گوشه‌نشيني اختيار نكرده است. او در اشعار خود به دردمندان ومحرومان و نيازمندان جامعه اميد مي‌بخشد و آنان را به ادامه زندگي و مبارزه با فقر و فلاكت و ظلم ستيزي اميدوار مي‌سازد. شاعر در شعر« بولارسن » - خواهي شد- به افراد مستضعف ومسكينان نويد مي‌دهد كه اين وضعيت روزي به پايان خواهد رسيد و آنان از اين مشكلات نجات خواهند يافت.
بلند داغلار بيگ ليگينگا بوسانمه
گذرده سو بولان زردك بولارسن
ترين دريا هيبتنگا قوانمه
وقت نگ يتسه قوريب يردك بولارسن
ترجمه:
اي كوههاي بلند، به بلندي خود ننازيد
درگذر ايام چون زر حرارت ديده، خرد و خمير خواهي شد
اي درياهاي عميق، به عمق خود ننازيد
وقتش كه رسيد به بركه‌اي خشك تبديل خواهي شد
و بالاخره: « گريه مكن اي فقير
روزي، شير زمانه خواهي شد»
مختومقلي از سادات بوده و بهمين خاطر تركمن‌ها به كلام مختومقلي اطمينان كامل دارند و به خاطر همين اعتقاد است كه او را شخصي با كرامت و محترم مي‌دانند. ضرب المثل است كه مي‌گويد: «مختومقلي، بخت نگ قولي»، يعني « مختومقلي فرزند بخت واقبال است» بر اساس همين اعتقاد و بينش مردم تمام حرفهاي شاعر را قبول دارند. يكي ديگر از دلچسب بودن اشعار شاعر اين است كه او در سرودن اشعار خود از كلمات و لغات ساده و اصطلاحات رايج در بين مردم استفاده مي‌كند و هرگز از لغات و كلماتي كه فهم آن براي مخاطبان دشوار باشد، بهره نمي‌گيرد و بدين لحاظ كلامش براي عامه مردم قابل درك و هضم است. از سويي شاعر سروده‌هاي خود را براي رفع مشكلات و گرفتاريهاي مردم مي‌سرايد و يكي از دلايل فراگير و مردمي شدن اشعار شاعر در همين مساله نهفته است. به قول مرحوم «ماتي كوسايف» انديشمند بزرگ و مختومقلي شناس تركمنستان، او قصيده نمي‌گويد، بلكه قصيده را در شعر خود و در بيان تفكرات و بينش خود بكار مي‌گيرد. از آن گذشته شاعر هرگز خواسته‌هاي افراد خاص را برخواسته‌هاي عموم ترجيح نمي‌دهد و هميشه نفع همگان را در نظر مي‌گيرد. شاعر اعتقاد دارد: شعر بايستي با دردهاي توده مردم مزين شود و از وصف و توصيف شاهان و نوكران ستمگر آنان پرهيز نمايد. شاعر در اين راستا ساعت‌ها با پيرمردان و پير زنان و ريش‌سفيدان قبال مختلف روز و شب به گفتگو مي‌نشيند و با آداب و رسوم و سنت‌هاي گذشته اجداد خود و نيز ضرب المثل‌هاي رايج در بين مردم، كاملا آگاه مي‌شود و سپس اين گنجينه‌ها را با سرمايه‌هاي فرهنگي كه در لالايي‌ها و قصه‌هاي مادران نهفته بود، در هم مي‌آميزد و آنها را دستمايه اشعار خود قرار مي‌دهد، به عبارتي به اين گنجينه‌هاي نهفته جان مي‌دهد و حركت مي‌دهد و اين محصول را دو باره به توده مردم تقديم مي‌كند. به اين خاطر است كه حرف او حرف دل مردم مي‌شود. شاعر در جهت سيال و پرخروش شدن ادبيات تركمن قدم‌هاي اساسي برمي‌دارد و براين اساس و بر اين ديدگاه او را پدر ادبيات نوين تركمن لقب داده‌اند. به‌راستي كه او برازنده و مستحق چنين لقبي مي‌باشد. پروفسور برتلس محقق و شرق شناس روس، كه اشعار مختومقلي را به «جام جم» تشبيه كرده است، در باره شاعر مي‌گويد: شاعر در قرن 18 ميلادي ادبيات تركمن را از خاموشي بيروم مي‌آورد و آنرا پويا و متحول مي‌كند و شعر را در خدمت انسان‌ها به كار مي‌گيرد. حركت، پويايي و تحول در اين شعر كاملا هويدا است:
مختومقلي قايغي كونگله گتيرمه
بو برايش وقتي دير اوزينگ يترمه
سوزيم آنگلان يوغ ديب اوم سوم اوتيرمه
جان گينگ دير، چندان ييلان هم بار دور
ترجمه: اي مختومقلي، غم به خود راه مده
اكنون وقت كار است، آرام مگير
به صرف اينكه حرفهايت را نمي‌فهمند، دلگير مباش
جهان وسيع است، هستندكه حرفهايت را به كمال دريابند
درهرصورت جان سخن و رمز موفقيت شاعر دراين است كه او حماسه‌هاي تاريخي، ادبيات مشرق زمين، داستان‌ها، روايات عاميانه،‌ آيات قرآن و احاديث رسول الله(ص) را خوب مطالعه مي‌كند و آنگاه باب ادبيات مردمي را مي‌گشايد و بعد با زبان ساده با مردم حرف مي‌زند. دراين راه، شاعر لغات عربي، فارسي و تركي جغتايي را كه در‌آن زمان در ادبيات مردم آسياي ميانه، به خصوص تركمن‌ها، بسيار رايج بوده و اكثراً هم براي مردم عادي نامفهوم بوده است، سعي مي‌كند به كنار بگذارد و به جاي آن از كلمات ساده و رايج در بين مردم استفاده ‌كند و به اين جهت اشعار مختومقلي عامه‌پسند مي‌شود.
در پايان ذكر اين نكته هم لازم است كه يكي از دلايل مهم عامه‌پسند بودن اشعار شاعر، به خاطر اين است كه شاعر فكرش پاك و نيتش خير بوده است. او همواره خير و صلاح مردم را مي‌خواسته، به عبارتي او با مردم صادقانه برخورد مي‌كند، كه اين شيوه زندگي نيز از نشانه‌ها وصفات مردان الهي است. در بين تركمن‌ها ضرب المثلي است ك مي‌گويد:
«ارك گزان، برك گزار»، يعني: «آزاده زيستن، توانمند زندگي مي‌كند» و شاعر اعتقاد دارد كه توانمندي جامعه به آزاده زيستن آنان بستگي دارد و او همواره زندگي در ذلت را نكوهش مي‌كند.

نظر
مقالات : قهر گلستانیها با شبکه سبز
فرستنده webmaster در تاريخ ۱۳۸۹/۲/۴ ۲۳:۵۰:۲۱ (156 بار خوانده شده)


گزارش خبری مهر/
قهر گلستانیها با شبکه سبز / گله مردم از عدم تولید برنامه های جذاب


گرگان - خبرگزاری مهر: ضعف برنامه های تولید شده و دریافت نشدن تصاویر شبکه محلی سیمای گلستان، فاصله بین مخاطبان و رسانه محلی را افزایش داده است و موجب نارضایتی و قهر مخاطبان با شبکه سبز شده است.

به گزارش خبرنگار مهر در گرگان، این درحالیست که در عصر فناوری و ارتباطات هنوز برخی از مناطق استان گلستان با مشکل دریافت تصاویر سیما مواجه هستند.

کمبود سوژه های مناسب، تعامل کم با نخبگان و دانشگاهی ها، کم توجهی به فرهنگ بومی و محلی، ضعف برنامه سازی، توجه نکردن به تمامی مناطق استان، استفاده نشدن از ظرفیتهای فرهنگی و ادبی، شبکه محلی سبز گلستان را نیازمند بازنگری اساسی در تولیدات و برنامه ها کرده است.

برآیندها نشان می دهد که شبکه های محلی صدا و سیمای استانها در تقویت و همگرایی فرهنگی و بومی و تقویت فرهنگ ملی نقش اساسی دارند و باید برنامه سازی ها برای تقویت داشته های فرهنگی گسترش یابد.

وجود فرهنگها و اقوام مختلف، گلستان را به رنگین کمانی از آداب و سنن تبدیل کرده و صدا و سیما در انعکاس این داشته ها و غنای فرهنگی و معرفی آن به هموطنان و جهانیان تاثیرگذار است.

مشکلات فرآروی شبکه سبز گلستان درحالیست که برنامه های این شبکه از حدود دو ماه قبل بر روی ماهواره قرار گرفته است و پخش ماهواره ای برنامه های شبکه سبز، فرصت مناسبی برای توسعه فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی استان گلستان و معرفی منش، سنن و آداب و رسوم این استان سبز به جهانیان بوده و این مسئولیت برنامه سازان و هنرمندان را در این عرصه سنگین تر و حساستر می کند.

رشد شبکه های ماهواره ای و غربی، لزوم تقویت شبکه های استانی را الزامی می سازد

در حال حاضر وضعیت برنامه های شبکه سبز گلستان به گونه ای است که برخی از اهالی این استان رغبتی به دیدن برنامه های این شبکه ندارند و ترجیح می دهند از شبکه های سراسری و شبکه تهران بهره برند و آن را مناسب تر بدانند.

هم مرز بودن گلستان با کشورهای حاشیه خزر و داشتن مرز مشترک، روند روبه رشد تهاجم فرهنگی، رشد شبکه های ماهواره ای و غربی، لزوم تقویت شبکه های استانی صدا و سیما را برای مقابله با این تهاجم الزامی می سازد.

یک شهروند گرگانی به خبرنگار مهر گفت: برنامه های شبکه محلی سبز به قدری ضعیف است که کمتر کسی وقت خود را صرف دیدن برنامه های آن می کند و آن طور که باید از این ظرفیت در استان استفاده نشده است.

فاطمه حسینی افزود: شبکه سبز استان به محل نمایش فیلمهای شبکه های دیگر و فیلمهای خارجی تبدیل شده و رسالت شبکه استانی را فراموش کرده است.

وی اظهار داشت: در معرفی مناطق مختلف استان، فقط به مرکز و برخی مناطق حاشیه آن توجه شده و در ساخت برنامه و استفاده از هنرمندان و ظرفیتهای فرهنگی و هنری به تمامی مناطق توجه نشده است.

در برنامه های شبکه سبز به فرهنگ بومی و گویش محلی هیچ توجهی نمی شود

وی خاطرنشان کرد: توجه به گویش و زبان محلی و فرهنگهای بومی از جمله رسالتهای شبکه های استانی صدا و سیما بوده که در شبکه سبز به این امر نیز آن طور که باید توجه نشده است.

یک شهروند از شهرستان مراوه تپه نیز در این خصوص به خبرنگار مهر اظهار داشت: اختلال در تصاویر صدا و سیما و دریافت نشدن تصاویر برخی شبکه ها از جمله شبکه استانی از جمله مشکلات صدا و سیماست.

جعفر نوایی افزود: برنامه های محلی صدا و سیما کم بوده و نتوانسته توقع مردم را برآورده کند و باید برنامه سازان بیشتر در این زمینه تلاش کنند.

وی اظهار داشت: ضعف برنامه های سیمای محلی موجب گرایش جوانان به برنامه های شبکه های بیگانه می شود که این امر بر فرهنگ محلی و اصیل تاثیر منفی می گذارد.

وی خاطرنشان کرد: صدا و سیما باید با بخشهای مختلف از جمله نهادهای فرهنگی و دانشگاهی برای کیفیت بخشی به برنامه ها و ساخت برنامه های جدید و متنوع همکاری و تعامل بیشتری داشته باشد.

شهروند دیگری از مینودشت نیز اظهار داشت: بیشتر برنامه سازان و هنرمندان صدا و سیما گلستان از مرکز استان بوده درحالیکه در بخشهای مختلف استان، هنرمندان پرقابلیت و توانمندی وجود دارد.

محمد تقی زاده بیان داشت: برنامه های فاقد محتوای شبکه سبز، فاصله بین مخاطب و این رسانه را افزایش داده است و باید برای آشتی دادن مخاطب با این رسانه تلاش جدی شود.

وی کم بودن اخبارهای محلی، نمایشها و فیلمهای بومی و محلی را از دیگر مشکلات شبکه استانی گلستان برشمرد.

این شهروند ادامه داد: با ماهواره ای شدن برنامه های صدا و سیما، برنامه سازان باید برای ارتقای کیفیت برنامه بیش از بیش تلاش کنند و با تولید برنامه های متنوع گامهای مثبت و سازنده برای معرفی استان بردارند.

قهر مخاطبان گلستان با برنامه های شبکه سبز درحالیست که معرفی استعدادهای استان در برنامه های داخل استانی و پخش سراسری برای جذب سرمایه گذار، معرفی جاذبه های گردشگری استان با تولید برنامه های قوی با استفاده از کارگردانهای مستندساز باتجربه از جمله رسالتهای شبکه های استانی است.

انعکاس محرومیتهای استان، تلاش در جهت بالا بردن سطح فرهنگی مردم، معرفی نخبگان استان در سطح کشور، استفاده از افراد تحصیلکرده و مسلط به زبان مادری (از همه قومیتها)، تولید خبر واقعی و انعکاس آن بدون در نظر گرفتن ملاحظات جناحی، تنویر افکار عمومی در بخش مدیریت کلان استان از دیگر رسالتهای شبکه های محلی رسانه ملی است.
تاریخ انتشار، تهران: ۱۲:۰۱ , ۱۳۸۸/۰۶/۱۵

نظر
مقالات : فعالين و دوستداران فرهنگ و ادب تركمن روستاي دوگونچي
فرستنده webmaster در تاريخ ۱۳۸۹/۱/۲۷ ۱۴:۱۰:۰۰ (100 بار خوانده شده)

اول فروردين امسال در جشن عروسي يكي از جوانهاي هنرمند روستاي دوگونچي

كه گروه موسيقي كلاسيك تركمن " مقامچي لار " بندر تركمن به سرپرستي ارازدردي خوجه برنامه اجرا مي كرد , فرصتي براي

هنرمندان خود همين روستا پيش آمد كه در تريبون حاضر شوند .


Open in new window

" شاپور ايزدي " از ساكنين فرهيخته دوگونچي يكي از انها بود .

شاپور كه در شعر نوپا و نوقلم است شعر زيبايي بنام " اوبام " يعني روستاي من كه خودش سروده بود را ارائه كرد . البته مدتي است كسالت دارد و ما براي ايشان ارزوي سلامتي و موفقيت در كار و علايق اش را داريم .

Open in new window

يكي ديگر از جوانان روستا با شعر خنده دار خود جوانان را سر ذوق آورد .
Open in new window


"يونس توكلي " جواني هنرمند از اين روستا كه به كار مجري گري و خواندن اشعار مخصوصا" كريم قربان نپس مي پردازد .
او در ابتداي راه است و مشوق او استاد "ارازدردي خواجه " از بندر تركمن مي باشد و خود يونس نيز ميگويد كه شاگرد اراز دردي در فن گويندگي است .

Open in new window


در تصوير بالا نفر وسط با كاپشن سفيد روشن " بهروز ايزدي " از اعضاي اصلي انجمن فرهنگي چاريار دوگونچي مي باشد . بهروز ايزدي از بازاريان آق قلاست كه در كنار كسب و تجارت اهتمام وي‍ژه اي به امور فرهنگي مي كند و اين يكي از امتيازات روستاي دوگونچي است كه امثال بهروز در آن كم نيستند . در كنار بهروز و در سمت راست آقاي آنا قانقرمه از فعالين فرهنگي و اجتماعي آق قلا را مي بينيد .

و در سمت چپ يكي ديگر از اعضاي انجمن چاريار را مشاهده مي فرمائيد . من به تازگي با ايشان آشنا شدم . نوراله دوگونچي (امان )
از دامداران و كشاورزان موفق و متمول روستاست نكته جالب اينكه
بعد از مراسم وقتي به منزل خود ما را دعوت كرد , دريافتم
كه آقاي دوگونچي يكي از خوانندگان پرو پاقرص "اولكاميز " مي باشد بطوريكه چندخبر و آرشيو ما منجمله گزارش اردوي سايت اولكاميز در سال 87 را در كامپيوتر خودش سيو و ذخيره كرده بود !


Open in new window


و كمي هم در مورد صاحب مراسم يعني داماد " جليل دوگونچي " البته اين كنسرت پيش برنامه جشن عروسي بود.
جليل از بچه هايي است كه در رشته گيتار فعاليتي دارد و در كلاس استاد " فريدون رومي "او را بارها ديده ام . با گيتار در جمع هاي خودماني آواز تركمني و فارسي هم ميخواند .(در تصوير بالا نفر وسط جليل دوگونچي است )

ضمن تشكر از لطيف ايزدي در تهيه اين گزارش و همراهي ما در اين روستا !
عثمان دلنواز - فروردين 89



نظر
مقالات : مطالبي در مورد خودكشي : آمار خودكشي در تاجيكستان فزوني مي گيرد
فرستنده webmaster در تاريخ ۱۳۸۹/۱/۱۰ ۲۲:۳۰:۰۰ (150 بار خوانده شده)

آمار خودكشي در تاجیکستان در حال افزایش است

نوشته جمیله سجود

2010-03-12


دوشنبه - سوء استفاده خانوادگی و نبود شغل و پول باعث شده است تا افراد زیادی در تاجیکستان دست به خودکشی بزنند.

آمار کنونی وزارت داخله میزان اقدام به خودکشی را 7 مورد در هر 100,000 نفر اعلام کرده است. در طی چند سال این آمار تغییراتی داشته است؛ در سال 1985 سازمان بهداشت جهانی رخداد بالاتری در سال های اخیر را گزارش داده است: 8 مرد و 3.9 زن در هر 10,000 نفر دست به خودکشی زده اند، در حالی که در سال 2005 این آمار تنها 2.9 مرد و 2.3 زن در هر 100,000 نفر بوده است.

اما بسیاری از مقامات به این آمار اعتماد ندارند.

سودات تیوریایوا، محقق ویژه ارشد اداره تحقیقات وزارت کشور، به آسیای میانه آنلاین گفت: «این آمار وضعیت کنونی را نشان نمی دهد.»

او گفت که اغلب اوقات اقوام قربانیان خودکشی علت مرگ را خودکشی اعلام نمی کنند؛ چون این کار برای خانواده ها ننگ محسوب می شود.

سرهنگ دوم لولا اوتابایوا، رئیس یکی از بخش های اداره پلیس، موافق است که اقوام اغلب خودکشی ها را به عنوان حوادث مرگبار گزارش می کنند
ژنرال طاهرجان نورماتوف، رئیس کارکنان وزارت کشور، گفت که در سال 2009 این وزارتخانه 592 خودکشی (در مقایسه با 551 مورد سال 2008) را ثبت کرده است. البته، تعداد مردان 293 نفر (از جمله 41 نوجوان) بوده است، در حالیکه تعداد زنان 299 نفر و سن آنها کمتر از 35 سال بوده است.

بر اساس گزارش وزارت داخله، منطقه سوقد سال گذشته با 260 مورد خودکشی رتبه اول را در بین بقیه مناطق این کشور داشته است (که سه مورد بیشتر از سال 2008 بوده است).

صبوح 17 ساله با خواهر شوهر خود دعوا کرده و پس از آن یک مشت قرص می خورد که تنها منجر به مسمومیتش می شود.

صبوح می گوید: «قبول دارم کار احمقانه ای کردم، اما خواهر شوهرم مرا متهم به چیزی کرد که هرگز نکرده ام و می توانست زندگی زناشویی من را خراب کند ... من بدون اینکه فکر کنم قرص ها را خوردم.»

گل صفت از دست بی عدالتی های شوهرش به تنگ آمده بوده است. او بر روی خودش نفت می ریزد و خودش را آتش می زند که 35 درصد از بدنش را از بین می برد و صورتش بیشترین آسیب را دیده است.

گل صفت گفت: «هیچکس دیگر من را نمی خواهد.» او پیش والدینش برگشته است، اما الان از دیدار با دوستان و اقوامشان دوری می کند. گل صفت گفت او باید حتی در زمستان عینک و کلاه گیس بپوشد.

به گفته یک متخصص خودکشی که نخواست نامش فاش شود، میرمگل 18 ساله یک زن دیگر در روز عروسی اش خودکشی کرده است؛ چون داماد در همان روز او را به والدینش برگردانده است. عروس محزون خودش را در یک انبار علوفه آتش زد. پزشکان نتوانستند جان او را نجات دهند.

زبو شریفوا، مدیرعامل اتحادیه وکلای زنان، گفت که یک دلیل خودکشی در زنان خشونت خانوادگی است.

او گفت: «زنان جوان لگدمال شده که نمی توانند تفکر و رسومات عمیق جامعه را تغییر دهند، دست به این کار می زنند.»

شریفوا گفت که دلایل دیگر فقر و بیکاری هستند.

شریفوا گفت: «خودکشی تنها در بین زنان رایج نیست؛ بلکه اغلب مردان افسرده نیز نمی توانند برای پشتیبانی از خانواده های خود پولی دربیاورند دست به خودکشی می زنند.»

سکیبا مادر سه بچه تقریباً بزرگ است. شوهرش به دلیل اینکه زنش براي پول هركاري مي كرد خودش را می کشد. یکی از همسایه ها گفت که سکیبا عادت داشت به علت درآمد کم شوهرش سرش غرولند کند.

متخصص خودکشی که نخواست نامش فاش شود گفت که جنبه های جمعیتی نیز به مسئله خودکشی افزوده می شوند. این جنبه ها شامل خانواده های بزرگ می شود که منجر به خودکشی و سوء تغذیه می شود.

این متخصص گفت: «زنان با این امید دست به خودکشی می زنند که دیگران مداخله کرده و جانشان را در نهایت نجات دهند. آنها درک نمی کنند که خاموش کردن فوری آتش ممکن نیست.»

دارون محمدیف نویسنده کتاب «خودکشی زنان در وضعیت های جراحت های روانی» 21 زن را مورد آزمایشات کلینیکی آسیب شناسی روانی قرار داده است که در طی جنگ داخلی دست به خودکشی زدند. او یافته است که «بیماران فکر می کرده اند که لازم است خودکشی کنند؛ چون آنها نمی توانستند از خانواده و بچه های خود علیه خشونت دفاع کنند.»

برخی از آنها از خودکشی به عنوان یک تهدید استفاده می کنند.

مادر شوهر موخشریف 20 ساله پس از ازدواج شروع به سرزنش وی می کند و می گوید پکه سرش باید با یک دختر دیگر ازدواج می کرد که «رفتار بهتری» می داشت. موخشریف در واکنش به آن یک طناب دور گردنش می اندازد و تهدید می کند که خودش را دار خواهد زد.

زلفیه جوماخونوا، روانشناسی که با موخشریف مشاوره کرده است، گفت: «او در نهایت این کار را نکرد. اما این شایعه درست شد که او کسی است به خاطر هیچ حاضر است خودکشی کند. از آن به بعد، همسایگانش از او دوری می کنند و در هیچ چیزی با او مخالفت نمی کنند، چون می ترسند که او کار عجولانه ای انجام دهد... در حال حاضر موخشریف با شوهرش زندگی می کند و یک کودک دارد، اما مردم او را فردی که دست به خودکشی زده است، می دانند.»
جوماخونوا گفت که برخی تهدید به خودکشی می کنند تا اعضای خانواده اشان احساس گناه کنند. متخصصان می گویند که نیاز است شبکه مراکز بحران و آسایشگاه های کمک رسانی اخلاقی، روانی و حقوقی توسعه پیدا کنند.

اوتابایوا گفت: «لازم است اقدامات پیشگیرانه هم انجام دهیم. کسانی که فکر می کنند مشکلاتشان قابل حل است کمتر احتمال دارد دست به خودکشی بزنند.»

اما ایجاد چنین مراکزی تنها مانع نیست. کمک به مردم برای غلبه بر رسومات و قبول مشاوره نیز بخشی از این مسئله است.

جوماخونوا گفت: «من امیدوارم دیدار به روانشناس در تاجیکستان مانند کشورهای غربی رواج زیادی پیدا کند. این کار باعث می شود آمار خودکشی افت شدیدی پیدا کند.»

......................................

تهيه و تنظيم اولكاميز از آسياي ميانه

نظر
مقالات : نگاهي به وضعيت زنان در افغانستان
فرستنده webmaster در تاريخ ۱۳۸۹/۱/۹ ۲۲:۰۵:۲۱ (42 بار خوانده شده)

نگاهی به وضعیت زندگی زنان افغان
سید احسان الدین طاهری
2009-09-24

زنان که نیمی از پیکر اجتماع را تشکیل داده اند، هنوز در مورد استیفای حقوق خود ضعیف ترین موجودات به شمار می آیند. با وجود تلاش های پیگیر و رو به رو شدن با دشواری ها، آنان هنوز کامیابی های برجسته ای را در صحنۀ سیاست و جامعه کسب نکرده اند. زنان در افغانستان امروز هنوز از برخی از حقوق اساسی خود محروم بوده و همیشه قشر آسیب پذیر جامعه را تشکیل داده اند.



همگان به این نکته آگاه می باشند که زنان افغان قابلیت های برجسته ای را در جنبه های گوناگون زندگی از خود به نمایش گذاشته اند. برای نمونه، زنان در جنگ با متجاوزان روس تا پای جان دوشادوش برادران خود جنگیدند. با این وجود متاسفانه مورخان و نویسندگان این دوره تصمیم گرفته اند تا نسبت به اقدامات بی باکانه و فداکاری های زنان افغان، تجاهل ورزند.

جای بسی تأسف است که بپذیریم در طول تاریخ کشور ما، قدرت های سیاسی و مدافعان حقوق زنان تنها بر روی کاغذ و یا در رسانه های ارتباط جمعی به نوازش و ستایش از زن پرداخته اند و مگر ریختن اشک تمساح، برای زنان کاری انجام نداده اند. ما هنوز شاهد هیچ اقدام عملی در راستای به رسمیت شناختن حقوق زنان نبوده ایم. امروز چنین مسئله ای به هیچ عنوان شایسته نیست.

بیشتر زنانی که در نواحی شهری زندگی می کنند از خانواده های تحصیل کرده می باشند. آنها می توانند آزادنه قدم بزنند، تحصیل نمایند، و آیندۀ خود را خود انتخاب کنند. اما متاسفانه بیشتر زنان در مناطق روستایی اجازۀ تحصیل ندارند. ممکن است آنها بدون اجازۀ شوهر حتی نتوانند بیرون بروند. حتی اگر یک زن باردار روستایی از حال برود، شوهر و خانوادۀ او ممکن است مانع از رفتن او به یک درمانگاه شوند. افزون بر این، در خانه های روستایی و شهری، خانواده هایی وجود دارند که در آن شوهران با همسران خود بر سر یک سفره غذا نمی خورند. در بیشتر مواقع، نخست شوهر غذا می خورد و پس از آن است که زن می تواند غذا بخورد.
شایان ذکر است که نه در اسلام و نه در فرهنگ غنی کشور ما چنین رفتارهایی پذیرفتنی نبوده اند. کسانی که چنین کارهایی می کنند، باید بدانند که رفتارشان نه انسانی است و نه اسلامی. این افراد واقعا از چه سنت هایی پیروی می کنند؟

در برخی روستاها و مناطق افغانستان تعصبات بسیار شدیدی نسبت به زنان وجود دارد؛ به گونه ای که یک دختر نمی تواند در این سرزمین تحصیل کند، لباس های مناسب بپوشد، و یا همسر آینده اش را آزادانه و با آرامش بر اساس علایق خود برگزیند. چنین وضعیتی به رغم به رسمیت شناختن حقوق مساوی برای زنان و مردان در قانون اساسی افغانستان، در این کشور برقرار است.

اسلام به شدت از حقوق شرعی زنان و مردان دفاع می کند. این دین حقوق همۀ افراد را تنظیم نموده است. افزون بر این، اسلام اصول بسیار مهمی را در مورد آزادی زنان در کتاب مقدس خود آورده است. در حقیقت احادیث بسیاری از حضرت محمد، پیامبر اسلام، وجود دارد که با کمک آنها ما می توانیم بر اساس تفسیرهای درست خود، راه درست را پیدا نماییم.

خدای را سپاس که هم اکنون زمینه برای تحصیل پسران و دختران در کشور عزیز ما به اندازۀ کافی فراهم شده است. تلاش های بسیاری برای ساخت مدرسه های ویژۀ دختران در مناطق بسیار دوردست صورت گرفته است. این مدارس به دختران فرصت می دهند تا آموزش ببینند و در کنار پسران در زمینه های گوناگون به کشور خود خدمت نمایند. امید است زنانی که دوست دارند به تحصیل خود ادامه دهند و به کارهای عملی در زندگی خود روی آورند، بتوانند به آرزوی خود جامعۀ عمل بپوشانند. خدا به همۀ ما توفیق عنایت فرماید.

نظر
مقالات : سال 1389 سال تركمني بارس و نگاهي به سالشمار حيواني (موچه ) تركمني
فرستنده webmaster در تاريخ ۱۳۸۹/۱/۲ ۱۴:۴۰:۰۰ (231 بار خوانده شده)

سال جديد 1389 در سالشمار موچه تركمني سال " ببر " است .

ولي روايت اين سالشمار جالب است :

سالشمار حیوانی ترکمنان
تركمنها روایت پند‌آمیزی در مورد پیدایش سالشمار حیوانی دارند. روزی تمامی حیوانات به پیشواز سال جدید می‌روند. شتر كه به قد و بالای خود مغرور شده بود گفت: «حتماً پیش از همه سال جدید را خواهم دید.» امّا موش كوچك با زرنگی تمام روی سر شتر جهیده و پیش از همه، سال جدید را می بیند. شتر كه مات و مبهوت مانده بود، از تمامی دوازده حیوان دوره كه موفق به مشاهده سال جدید شده بودند عقب می‌ماند وبدین ترتیب غرور شتر باعث می شود كه جایی در دوره موچه نداشته باشد. این روایت به مدد مایه اخلاقی و پندآمیز آن كه نهی از غرور است، در میان تركمنها نسل به نسل نقل شده و بصورت ضرب المثل درآمده است: «دویه بوینونا بویسانیپ ییلدان كور قالیپدیر!» یعنی (شتر به علّت مباهات به گردنش از مشاهده سال جدید محروم مانده است
حیوان‌لار ایچینده كیم بولسا اولی یعنی : گفتند هر كس در میان حیوانات بزرگترباشد

ییل باشی بولمالی دییلیپدیر ولی یعنی : باید «ییل‌باشی» (سال اوّل) شود

باردیغین بیلدیریپ سیغیر مولاپدیر یعنی : گاو برای ابراز وجود «ما ما» كرد

یونه ایام اونونگ شاخینا چیقان یعنی : اما موش كه فرز و چالاك بر شاخ او

سیچان سیپینجیراپ مورتون تاولاپدیر یعنی : پریده بود، سبیلش را تاب می داد

ایل ایچینده گزیپ یورن گوررونگ بو یعنی : این روایتی است كه در میان مردم نقل می‌شود

بیله‌موق بو واقا هاچان بولوپدیر؟ یعنی : نمی‌دانم این واقعه كی اتفاق افتاده؟

یونه غرض حیله بیلن آل بیلن یعنی : ولی به هر حال با مكر و حیله

ییل باشی یسرجه سیچان بولوپدیر. یعنی : موش بدتركیب «ییل باشی» شده است.

تركمنها سال موش را كه اولین سال هر دوره می‌باشد «ییل باشی» می‌نامند كه به معنای سال آغازین یا مبدأ است، در روایت منظوم فوق «گاو» پس از «موش» سال جدید را مشاهده كرده و لذا مقام دوّم را در دوره سالشمارحیوانی احراز می‌نماید.

امروزه در میان ایرانیان كاربرد تقویم دواده‌گانه حیوانی، از موارد محدودی همچون تحقیق در متون قدیمی، استفاده در سالنامه‌ها و برخی موارد تفنن‌آمیز دیگر فراتر نمی‌رود؛ اما نگاهی به متون و منابع تاریخی، موید این نظر است كه در گذشته‌ای نه چندان دور این شیوه گاهشماری در سطح وسیعی مورد استفاده عرفی و رسمی قرار می‌گرفته است.

برخلاف ایرانیان سالشمار موچه در میان تركمنها پس از گذر قرنها و هزاره‌ها هنوز یكی از بهترین وسایل تعیین سن و بخاطر‌سپاری تاریخ وقایع به شمار می رود. هر چند در زیر چرخهای كوبنده زندگی ماشینی و هجوم فرهنگهای دیگر، این تقویم باستانی نیز همچون دیگر یادگارهای هزاران ساله نیاكان ما در حال نزع است.

1- سال موش 2- سال گاو 3- سال ببر 4- سال خرگوش

5- سال نهنگ (اژدها ) 6- سال مار 7- سال اسب (يئلقي )

8- سال بز (قويون )

9- سال ميمون 10- سال خروس (تاويئق )

11- سال سگ 12- سال خوك

براي تطابق سال تولد شمسي با اين سالشمار

برای تشخیص اینکه هر سال با کدام یک از این نامها مطابقت دارد از سال خورشیدی عدد 6 را کم می کنیم حاصل را بر عدد 12 تقسیم کرده ، عدد باقیمانده را در نظر می گیریم. از شماره یک یعنی از موش شروع به شمردن کنید، نام هر حیوانی با عدد باقیمانده مطابقت کرد سال همان حیوان است .


1389سال ببر ----> 3باقيمانده 115=1383/12----> 1389-6=1383

1- موش =سيچان 2- گاو =سيغير 3- پلنگ =بارس 4- خرگوش = تاوشان 5-ماهی (نهنگ) =باليق (لوو) 6- مار = ييلان 7-اسب =ييلقی 8- گوسفند =قويون 9- ميمون =بيجين 10- مرغ =تاويق 11- سگ =ايت 12-خوک =دونگوز(قاراکييک)

سال 1389 سال ببر (بارس ) و خصوصيات متولدين اين سال
Open in new window

عجول و بی پروا . خوش گذران و سخاوت مند . یاغی و معشوق خطرناک . دارای چشمان مغناطیسی و گیرا .

لجوج و نا آرام . ماجراجو و سرسخت . جذاب و چشمگیر . شهوتران . عاشق رهبری . مورد احترام مردم . مخالف قدرتهای مستقر . عاشق هدفهای بزرگ و خطرناک . واقعا مقدس و با ایمان و پرهیزکار . طالب اطاعت از مردم . پوچ گرا و اهل بطالت و خوش گذرانی . اهل ریخت و پاش و ولخرجی و عیش و نوش . محافظ شدید خانه و اموال و پول وزندگی . مرد عمل و پیش آهنگ و اهل حمله و هجوم .

عاشق پیشه و اهل شهوات ناگهانی . پر رو و گستاخ و بی رحم . واقعا درنده خو و ستیزه جوست . شتابکار و عجول . بی گدار به آب زن . عاشق فرماندهی و ریاست و رهبریست ولی استعداد این کار را ندارد . گاهی ساده لوح و بی فکر و تنها و بی پشتیبان می شود . گاهی اصلا محبوبیت خود را از دست می دهد .

قبل از حمله و شروع به کار احتیاج دارد که او را راهنمایی و هدایت و نصیحت کنند . همیشه در حال غرش و طوفان است . مقاومت در مقابل او بسیار دشوار است . عاشق هدفهای خطرناک در زندگی است . در زندگی و جنگ و دعوا هیچگونه احساس مسولیت و خسارت نمی کند . شخصیت جاذب او باعث می شود تا اطرافیان از او اطاعت کنند .

در مقابل دشمن حتی پستی می کند . با وجودی که خودخواه است اما مراعات همه چیز را می کند . بسیار بخشنده و با سخاوت است . از آرامش نفرت دارد . با وجودی که دشمن شدید دزدان است است ولی یکدفعه ممکن است رهبر گانگستر ها شود . و بالاخره آنها زندگی را یک خطر و یک قمار و یک ریسک می دانند .




براي ديدن خصوصيات متولدين بقيه سالها به منبع اين مطلب كه از

بلاگ فرهنگ تركمان است مراجعه مي توانيد بكنيد به آدرس :
http://5884.blogfa.com/post-44.aspx

ادامه | 2 نظر
مقالات : نگاهی به آثار ادبی نوين در ترکمنستان
فرستنده webmaster در تاريخ ۱۳۸۸/۱۲/۲ ۰:۱۰:۰۰ (123 بار خوانده شده)

نگاهی به آثار ادبی نوين در ترکمنستان
سيري درآثار ادبي نوين در تركمنستان
اولين ردپاى آثار ادبى تركمن ها را بايد در سالهاى پس از انقلاب اكتبر روسيه و تشكيل اتحاد جماهير شوروى جست وجو كرد. هر چند پيش ازآن نيز نويسندگان و شاعران زيادى در تركمنستان مى زيسته اند اما اتحاد اين سرزمين با شوروى و برخوردارى از صنعت چاپ و نشر كتاب سبب شد از دهه بيست قرن گذشته نويسندگان و شاعران تركمن بتوانند آثار خود را به چاپ برسانند. در آثار اين دهه نويسندگان تركمن توجه خاصى به فرهنگ و تاريخ خود نشان مى دادند.

«س. عوض بايف» كه روزگارى سرهنگ ارتش روسيه تزارى بود با نوشتن رمانى درباره نبرد گوگ تپه، به بازسازى مقاومت تاريخى تركمن ها در برابر ارتش تزارى روسيه در سالهاى ۱۸۸۰ تا ۱۸۸۵ مى پردازد، موضوعى كه بعدها دستمايه كار شاعران و نويسندگان زيادى قرار گرفت.

بلافاصله پس از او «آتا قاوشودوف» كه با انتشار داستان «دردخل» به شهرت رسيد، رمان «فرمان » (perman)را درباره واقعه گوگ تپه منتشر ساخت كه او را به اوج شهرت رساند و بعدها با روايت حماسه كوراوغلى شهرتى فرامنطقه اى يافت. يكى از نويسندگان ديگر اين دهه كه در دهه سى ام با نوشتن داستان «شكور باغشى» به شهرت رسيد «نورمراد ساريخانف» است.

شكورباغشى داستان دو تارزن تركمنى است كه با تار و صداى محزون خود تاريخ و فرهنگ اصيل تركمن ها را روايت مى كند. اما تحول عظيم در ادبيات داستانى تركمن ها با ظهور دو نويسنده توانا در دهه ۴۰ و ۵۰ به وجود آمد. «بردى كر بابايف» و «خدر دريايف» دو رمان نويسى بودند كه با ادبيات معاصر جهان بخصوص فرانسه و انگليس آشنايى كامل داشتند.

Open in new window

بردى كربابايف با نوشتن رمان «گام سرنوشت ساز»
(ayğytly ädym)و دريايف با رمان «اقبال» سطح ادبيات داستانى و رمان تركمن ها را تا سطح قابل ملاحظه هاى ارتقا دادند.

با ظهور دو نويسنده تواناى ديگرى در اين عصر ادبيات داستانى تركمن ها شكوفا و به زبانهاى ساير جمهوريهاى اتحادجماهيرشوروى ترجمه و منتشر گرديد. «قليچ قليچ اف» با نوشتن رمانى درباره مختومقلى فراغى شاعر ملى تركمن ها به شهرت رسيد و «چارى آشيروف» با چاپ رمان «محبت» و «سردار پير» مروج داستانهاى اجتماعى گرديدند.

اما شعر نيز در اين دهه به اوج خود رسيد و شاعران تركمن كه پشتوانه اى بيشتر از ادبيات داستانى داشتند با چاپ مجموعه اشعار خود در ميان شاعران ساير جمهورى ها خودى نشان دادند. «كريم قربان نفس اف» كه مرد سياست و مديريت نيز بود و دوبار به نمايندگى مجلس انتخاب شده بود، اولين مجموعه شعرش «سرچشمه نبوى من» را در سال ۱۹۵۱ ميلادى چاپ كرد.

Open in new window
«كريم قربان نفس اف» كه مرد سياست و مديريت نيز بود و دوبار به نمايندگى مجلس انتخاب شده بود، اولين مجموعه شعرش «سرچشمه نبوى من» را در سال ۱۹۵۱ ميلادى چاپ كرد. پس از آن كتابهايى چون «قلب سرباز»، «تايماز بابا» ، «پدر و فرزندش را در سالهاى ۶۱ـ۶۰ منتشر ساخت. او در سال ۱۹۶۷ به عنوان نويسنده خلق تركمنستان نشان ويژه اى از سوى دولت دريافت كرد.

«بردى نظر خداى نظر» شاعر بلندآوازه ديگر تركمن كه اولين اشعارش را در سالهاى ۴۴ـ۱۹۴۳در نشريات محلى به چاپ رساند، با انتشار مجموعه اشعارش در دهه هاى ۵۰ و ۶۰ به عنوان شاعر توانايى شناخته شد. مجموعه هاى «انسانى برفراز زمان»، «دنياى من»، «شيرمادر» سرشار از مضامين اجتماعى، طبيعت و صداى تركمن است.

از ديگر شاعران اين دهه بايد از «قيوم تانگير قلى اف» و يا غمير پيرقلى اف نام ببريم كه علاوه بر نويسندگى و سرودن شعر، بيشتر به عنوان شاعران كودك و نوجوان اشتهار يافتند. در واقع دهه ۵۰ كه دهه شكوفايى ادبيات تركمن هاست. شعر و قصه كودكان نيز جايگاه خود رايافته و بعدها شاعران كودك سرايى چون «نورى بايرامف»، «آزاد رحمانف» و «آقا گلدى الله نظرف» شعر كودك و نوجوان را ارتقا مى دهند.

دهه هاى ۶۰ ، ۷۰ و ،۸۰ را بايد اوج بلندپروازى ادبيات معاصر تركمنستان دانست. در اين دهه ها شاعران و نويسندگان جوانتر كه تجربيات نويسندگان و شاعرانى چون بردى كربابايف و كريم نفس اف را پشت سر داشتند با بهره مندى از آزادى هاى نسبى سياسى و اجتماعى توانستند ادبيات كشور خود را ارتقا دهند و در بين ساير جمهورى ها مطرح شوند.

«ديوان قلى اف» يكى از نويسندگان شاخص اين دهه ها و سالهاى پس از استقلال است. او كه فعاليت هاى قلمى خود را با نوشتن مقاله و داستان و شعر در مطبوعات آن سالها آغاز كرد، اولين اثر او كتاب شعرى است كه در سال ۱۹۶۳ به چاپ رسيد.

درسالهاى بعد به نوشتن قصه و قالبهاى داستانى چون رمان مشغول شد. از سالهاى ۱۹۷۰ تا ۱۹۹۰ مشغول قصه نويسى بود و بعد از به دست آوردن استقلال تركمنستان چهار كتاب داستان با مضامين اجتماعى كه گاهشمارى وقايع و پروسه دستيابى استقلال تركمنستان مى باشد، نوشته است كه برخى از آثار او به زبان فارسى ترجمه و در ايران نيز به چاپ رسيده است.

از نويسندگان هم نسل ديوان قلى اف بايد از «تاج محمدجوردكف » نام ببريم كه دارنده عنوان افتخارى نويسنده ملى تركمنستان در سالهاى اخير است.
او از دانشكده فرهنگ مسكو فارغ التحصيل شد. سالهاى متمادى در نشريات ادبيات و هنر و نشريه فكاهى «توقماق » قلم زد. «تاج محمد » نويسنده اى است كه آثارش به زبان فارسى نيز ترجمه و چاپ شده است و به مضامين روستايى توجه خاصى دارد.

يكى از نويسندگان و شاعران فعال و برجسته معاصر تركمنستان «قاسم نورباتف» است كه بيش از ده عنوان كتاب شعر و قصه كودكان و نوجوانان را منتشر كرده است و آثارش به زبانهاى مختلف و زنده دنيا ترجمه شده است. نورباتف با زبان ادبيات معاصر ايران آشنايى كامل دارد و آثارى از نيما، شهريار، رحماندوست و قيصر امين پور را به زبان تركمنى ترجمه و در مطبوعات تركمنستان به چاپ رسانده است. او در سالهاى پس از استقلال مشاغل فرهنگى گوناگونى داشت كه آخرين سمت او رياست دانشكده زبان و ادبيات تركمن بود.

«احمد خالد اف » برادران خدر و الياس آمانگلديف «بايرام جديف joddiuf» و «همرا شير » از نويسندگان و شاعران معاصر تركمنستان هستند كه برخى از آنها چون بايرام جديف عنوان شاعر ملى معاصر را به خود اختصاص داده اند.

در تركمنستان منتقدين و پژوهشگران ادبى زيادى آثار ادبى ارزشمندى از خود به جاى گذاشته اند. دكتر «آلماز يازبرديف » يكى از محققين و پژوهشگران بزرگ تركمنستان است كه بيش از ۵۰سال از عمر خود را صرف پژوهش پيرامون كتب و متون ادبى نموده است كه آثارش تاكنون به زبانهاى فارسي، ايتاليايى، پاكستانى، انگليسى و روسى ترجمه شده است. از جمله آثار او مى توان به كتابهاى «كتاب شناسى ملل آسياى ميانه در نيمه دوم قرن ۱۹ و اوايل قرن ۲۰»، «تاريخ كتاب در آسياى ميانه قبل از اسلام»، «نسخ چاپى قديم تركمن» و «تاريخ طبع و چاپ كتاب در شرق» اشاره نمود. دكتر آلماز يازبرديف در حال حاضر استاد دانشگاه و رئيس كتابخانه آكادمى علوم تركمنستان است.

«تجن نفس اف » كه در سال۱۹۳۳ در سرخس از توابع استان مرو در خانواده اى دهقانى به دنيا آمده است، تمام عمر هفتاد و چند ساله خود را به تحقيق و پژوهش پيرامون ادبيات كلاسيك و معاصر تركمنستان صرف كرده است.

تجن نفس اف علاوه بر انتشار كتابهاى «غناى اشعار معروفى »، «خمسه عليشير نوايى»، «محبت نامه خوارزمى» ، «از هر درختى برگى» حدود ۲۰جلد كتاب پژوهشى در حوزه ادبيات كلاسيك تركمن دارد كه هنوز به چاپ نرسيده است. بيشتر آثار اين اين پژوهشگر بزرگ، تفسير اشعار مختومقلى فراغى و نقد و بررسى آثار بردى كربابايف رمان نويس بزرگ تركمنستان است.

در حال حاضر و در سالهاى پس از استقلال هرچند چاپ و نشر كتاب به علل مختلف، از جمله كمبود چاپخانه و كاغذ دچار مشكلاتى شده است، اما نويسندگان و شاعران و پژ وهشگران اين كشور، بيش از پيش به فرهنگ و ادبيات بومى خود تكيه دارندو دريافتن هويت ملى فرهنگ خود ـ پس از ۷۰سال اسارت در دست روسها ـ تلاش مى كنند.
تهيه :بایرام محمد سبحانی - تركمن صحرا وبلاگ در بلاگفا

نظر
مقالات : پوسته گندم(سبوس) و فوايد ان براي سلامتي انسان
فرستنده PEKHE در تاريخ ۱۳۸۸/۱۱/۲۳ ۱۴:۱۹:۴۸ (133 بار خوانده شده)
مقالات

پوسته گندم(سبوس) و فوايد ان براي سلامتي انسان
خداوند گندم را به عنوان غذاي كاملي براي انسانها خلق كرده است. اين امر عنايت و لطف اوست . اما او گندم را به گونه اي افريده است كه در همه ي كشور هاي جهان ، در دشت ها، كوهها ، دره ها، اب وهواي سرد و اب و هواي گرم يا معتدل مي رويد. بي گمان در هر جاي زمين دانه هاي گندم در حال روييدن هستند. خداوند گندم را به صورت غذاي كاملي افريده است . پوسته خارجي ان 9 درصد وزن ان را تشكيل مي دهد كه مردم ان را سبوس مي نامند. همچنين پوسته نازكي دارد كه به اطراف ماده ازتي كشيده شده است كه 3 در صد از وزن دانه را تشكيل مي دهد . و جوانه زنده اي در ان وجود دارد كه در صورت فراهم شدن شرايط روييدن رشد مي كند . اين جوانه 4 در صد از وزن دانه گندم را تشكيل مي دهد . همچنين 84 درصد وزن ان نشاسته خالص مي باشد. اگر پوسته و غشاي ان را جدا نماييد فقط نشاسته خالص باقي مي ماند . اما پوسته اي كه مردم ان را سبوس مي نامند ، داراي 6 ويتامين است:
ب1 ، ب2 ،... و ب6 وويتامين هاي ديگر .
همچنين داراي فسفر است كه غذاي مغز و اعصاب است و داراي اهن است كه موجب دميدن نشاط و نيرو در خون مي شود و به حمل اكسيژن در خون كمك مي كند. در پوسته، كلسيم وجود دارد كه استخوان ساز است و دندان ها را تقويت مي كند . به علاوه داراي سيلكن است كه مو ها را قوي و درخشان مي كند . و در ان يُد وجود دارد كه غده تيروئيد را فعال كرده و به فرد ارامش مي دهد . همچنين مواد پتاسيم ، سديم و منيزيم در پوسته ي گندم وجود دارد كه اين مواد در توليد بافت ها ، اسيد ها و مواد هضم كننده نقش اساسي دارند. اما ما فقط نشاسته ي خالص گندم را مي خوريم كه به گفته ي يك پزشك همانند سريش چسبناكي در معده است . عظمت الهي در افرينش اين پوسته در فوايد فراواني كه در ان وجود دارد متبلور است. تا ما گندم را به همراه پوسته ي ان بخوريم و از موادي كه خداوند در ان افريده است استفاده كنيم.
هر گاه پوسته يا سبوس در اب داغ جوشانده شود براي كاهش سرفه و سرما خوردگي مفيد است . اين جوشانده باعث جمع شدن و انقباض روده ها شده و براي درمان زخم و عفونت معده و اسهال خوني مفيد است . همچنين باعث تغذيه پوست و حفظ ان از بيماريها به ويژه اگزما مي شود.
به همين دليل بايد همان گونه كه خداوند تعيين فرموده و پيامبر دستور داده ، از نعمت ها استفاده كنيم تا سلامت خود را حفظ نموده و از بيماريها در امان باشيم .
در روايت امده است كه اولين بدعت مسلمانان پس از وفات پيامبر-صلي الله عليه وسلم- غربال كردن ارد بود.

نظر
مقالات : معرفي روستاي «پيرواش» از توابع شهرستان آق قلا در استان گلستان
فرستنده Rostam در تاريخ ۱۳۸۸/۱۱/۱۹ ۱۸:۵۶:۵۰ (351 بار خوانده شده)
مقالات

رستم جرجاني
Open in new window



اين روستا در 35 كيلومتري شمال شرقي مركز استان گلستان (گرگان) قرار دارد و از توابع شهرستان «آق‌قلا» محسوب مي‌شود.‌
وجه تسميه نام روستا
بطوري‌كه بزرگان و ريش‌سفيدان محلي بيان مي‌كنند، در ضلع جنوبي اين روستا تپه كوچكي قرار دارد كه در سال‌هاي گذشته «پيرواش‌تپه» نام داشته و در محوطه آن انواع گياهان و گل‌هاي وحشي، از جمله گل «پريوش» مي‌روييده و شايد نام اين تپه و بعد روستاي اطراف آن «پيرواش» ناميده شده باشد. البته روايات ديگري هم در باره اين نام وجود دارد و مي‌گويند اين تپه يكي از تپه‌هاي قديمي و باستاني مي‌باشد، كه در اين مورد سند قابل قبولي در دست نيست.
سابقه تشكيل روستا
حدود 60 سال پيش يكي از بزرگان و خان‌هاي تركمن، بنام حاج حسين جرجاني، ساكن در روستاي «چن‌سولي»
(روستاي تركمن نشين در حدود 25 كيلومتري شمال اين روستا)، براي دستيابي به‌مراتع و مزارع بهتر و استفاده از مناطق جنگلي و خوش آب و هواي اين منطقه جنگلي، با تعدادي از بستگان و آشنايان خود از جمله حاج رستم جرجاني، حاج بايرام عنايتي، قربان قليچ صوفي زاده، ايشان آخوند سن سبلي و ديگران، به‌اين محل كوچ مي‌كنند و اين روستاي جديد را ايجاد مي‌نمايند و سپس ساخت و ساز و عمران وآباداني اين روستا آغاز مي‌شود. در همان دوره روستايي فارس نشيني در ضلع جنوب شرقي اين تپه، بنام «پيرواش‌تپه» قرار داشت كه شخصي بنام «حاج حبيب ارازمني» مالك آن ده بود و با فرزندان و خويشان خود در آن روستا زندگي مي‌كرد. بعد از تشكيل روستايي در ضلع شمالي اين تپه،كه شايد هم يك تپه باستاني باشد، دو روستا در حوالي آن تپه ظاهر شدند كه بعد‌ها نام پيرواش حاج حبيب را پيرواش عليا و نام پيرواش حاج حسين را پيرواش سفلي نام نهاداند و هم اكنون نيز اين روستا‌ها را به‌اين ‌نام مي‌شناسند.
رونق روستا
حاج حسين جرجاني، فرزند محمد آخوند گرگاني، نماينده مردم تركمن صحرا در مجلس شوراي ملي آن زمان بود و بدين لحاظ در كنار پدرش به‌تهران رفت و آمد زيادي داشت و در اين سفر‌ها از تجربيات پدرش و نيز دانش اجتماعي مردم تهران بهره برد و چون از علوم ديني و علوم جديد زمانه خود هم باندازه كافي خوانده بود، بنابراين شخصي وارسته و متدين و از دانش و بينش علمي و جهان بيني لازم برخوردار بود. او پس از ورود به‌اين محل، چون محيطي بكر و دست نخورده بود، روستاي جديد خود را براساس نقشه‌ جديد شهري، با آينده نگري و پيش بيني‌هاي لازم، با كمك مهندسان مشاور خود طراحي و به‌مرحله اجرا در مي‌آورد و بعد‌ها اين روستا يكي از روستا‌هاي نمونه اين منطقه مي‌شود.
حدود 50 سال پيش اهالي اين روستا از روشنايي برق، آب آشاميدني سالم، درمانگاه، مدرسه، جاده و كوچه‌هاي مناسب و شن‌ريزي شده، آسباب، وسايل رفت و آمد به شهر گرگان و آق قلا، كدخدا، مسجد و حوزه علميه، باغ‌هاي ميوه نمونه، دامداري نمونه، وسايل كشاورزي نمونه و ... داشته است كه همه اين نمونه‌ها در سايه تلاش و جديت حاج حسين انجام شده بود.
مزارع پنبه و مهاجرين سيستاني
حسين جرجاني اولين كسي بود كه كشاورزي نوين را در اين منطقه راه‌اندازي كرد و آخرين تكنيك‌ها و ادوات كشاورزي نمونه موجود در ايران را به‌اين روستا آورد و به‌خدمت گرفت تا استفاده كند و توليد محصولات كشاورزي و باغي را چند برابر افزايش دهد و نيز براي ديگران الگو باشد، تا آنان نيز با استفاده از اين وسايل و كشت و كار نمونه و تجربه‌هاي وي بتوانند در بهبود زندگي خود و پيشرفت و رونق اقتصاد استان و كشور تلاش كنند و سهيم باشند و از مزارع خود حداكثر بهره‌برداري لازم را بعمل آورند.
حاج حسين، اولين كسي بود كه در اين منطقه پنبه‌كاري را در سطح وسيع رونق داد و بدين لحاظ او به وجود نيروي كارگر بيشتري نيازمند شد كه اين نياز با ورود كارگران سيستاني و بلوچ‌ از استان سيستان و بلوچستان و نيرو‌هاي كاري از بيرجند، سمنان، شاهرود، بجنورد، قوچان، اردبيل و تبريز و... تامين شد، بطوري كه ديري نگذشت كه اين روستا محل سكونت اقوام مختلف ايراني و نمونه‌اي از وحدت اقوام شد.
جمعيت و پراكندگي اقوام در روستا
در حال حاضر حدود 7 هزار نفر در روستاي پيرواش زندگي مي‌كنند و اين روستا بزرگترين و پر جمعيت‌ترين روستاي
استان گلستان محسوب مي‌شود.( استان گلستان يك ميليون و 700 هزار نفر جمعيت دارد و در ده سال گذشته قسمت شرقي استان مازندران بود)، نيمي از جمعيت روستا را سيستاني‌ها و نيمه ديگر آن را تركمن‌ها و بلوچ‌ها تشكيل مي دهند و از اقوام ترك و كرد قوچاني و فارس محلي نيز در اين روستا زندگي مي‌كنند. در اين روستا تركمن‌ها در ضلع شمالي، بلوچ‌ها در ضلع مركزي و مياني، سيستاني‌ها در ضلع جنوبي ساكن هستند و تعدادي از خانوار‌هاي كرد قوچاني و فارس محلي در بخش جنوبي سيستاني‌ها و تعدادي از آذري‌ها در بخش غربي محله تركمن‌ها ساكن مي‌شند. اين روستا در دشت واقع شده و يكي از جنوبي‌ترين روستاهاي تركمن نشين محسوب مي‌شود. اين روستا در ميان مزارع سر سبز كشاورزي و باغات ميوه محصور شده و از جاذبه سياحتي و گردشگري بسيار خوبي برخوردار است. كوه البرز در فاصله حدود30 كيلومتري جنوب اين روستا، همانند دژي محكم و ديواري سر بفلك كشيده و سر سبز نمايان است.
همسايگان روستا
روستاي پيرواش، از غرب به روستاي «عطا آباد»، از شمال به‌روستاي «كرد» و «قزل‌‌لي»، از شرق به روستاي «نسركان» و «كريم آباد»، از جنوب به روستاي «پيرواش عليا» محدود است.
اهالي اين روستا براي تهيه مايحتاج روزانه و فروش محصولات كشاورزي و باغي خود با شهر گرگان- مركز استان گلستان- ( در فاصله 35 كيلومتري جنوب غربي) و شهر آق‌قلا، مركز شهرستان آق قلا ( در فاصله 30 كيلومتري شمال غربي) در ارتباط دائم هستند و اغلب به‌اين شهر‌ها رفت و آمد مي‌كنند و گاهاً به‌شهر علي‌آباد كتول نيز كه در فاصله 30 كيلومتري جنوب شرقي آن قرار دارد، براي انجام بعضي از كار‌هاي خود رفت و آمد مي‌كنند.
شغل اهالي روستا
شغل اصلي اهالي كشاورزي است و كشاورزان سخت كوش اين روستا در طول سال انواع محصولات كشاورزي و صيفي‌جات را كشت مي‌كنند و محصول خوبي را به بازار‌هاي منطقه عرضه مي‌دارند. محصولات عمده اين روستا: پنبه، گندم، جو، لوبياي روغني، آفتابگردان روغني، برنج، گوجه فرنگي و سويا مي‌باشد.
اهالي روستا در كنار كشاورزي خود، به‌دامداري نيز اشتغال دارند. گاوشيري و گوسفند از عمده دام اهالي محسوب مي‌شود.
در اين روستا زنان تركمن با توليد انواع قالي و قاليچه و فروش آن در پنجشبه بازار آق قلا، به‌اقتصاد خانواده خود كمك مي‌كنند. سوزن‌دوزي و توليد صنايع دستي از عمده كار‌هاي زنان تركمن و بلوچ در اين روستا مي‌باشد.
تصميم‌گيري در روستا
در ساليان گذشته مسائل و مشكلات اجتماعي هر يك از اقوام توسط ريش‌سفيدان همان قوم حل و فصل مي‌شد، يعد‌ها يكي از اهالي تركمن اين روستا از سوي مقامات دولتي به‌عنوان كدخداي محل انتخاب شد، كه اين روش در دوران رژيم شاهنشاهي تا قبل از پيروزي انقلاب اسلامي ادامه داشت و در اين رابطه مي‌توان از بايرام كدخدا و رحيم كدخدا نام برد.
بعد از پيروزي انقلاب اسلامي و با اجراي قانون شورا‌هاي اسلامي، تصميم‌گيري‌ها به‌اعضاي شوراي اسلامي و دهياري محول شد و در حال حاضر مسائل و مشكلات روستا توسط اعضاي شوراي اسلامي و دهياري با همكاري امام جمعه و معتمدان روستايي انجام مي‌شود.
زبان، دين و مذهب، تعصبات ديني و قومي
دراين روستا تركمن‌ها و بلوچ‌ها داراي دين اسلام و اهل تسنن و حنفي مذهب هستند(اهل تسنن داراي چهار مذهب: حنفي، شافعي، حنبلي و مالكي هستند)، و سيستاني‌ها، كرد‌ها، آذري‌ها و فارس‌هاي محلي شيعه مذهب هستند.
آنچه كه قابل ملاحظه است تاكنون درگيري‌هاي قومي و تعصبات مذهبي در اين روستا مشاهده نشده و تمام اقوام ساكن در اين روستا، در كمال صلح و صفا و برادرانه در كنار هم زندگي كرده و حرمت يكديگر را نگاه داشته‌اند و همواره كودكان آنان در يك مدرسه و در كنار هم نشسته و درس خوانده و مي‌خوانند و بزرگان آنان نيز همواره در مسائل و مشكلات روستا و مسائل قومي همفكري و همكاري نموده و جشن و اعياد و سوگواري‌هاي يكديگر شركت مي‌نمايند.
مدارس
در اين روستا مداري ابتدايي، راهنمايي و دبيرستاني براي دختران و پسران وجو دارد و اغلب جوانان و اهالي محل باسواد بوده و تعداد اندكي از پيرمردان بي‌سواد هستند.
مهاجرت به‌شهر‌ها
درسال‌هاي قبل از پيروزي انقلاب اسلامي در اين روستا پنبه‌كاري در سطح وسيعي رواج داشت و براي تمام اهالي روستا، اعم از زن و مرد، پير و جوان، ايجاد كار شده بود، كه متاسفانه بعد از آن پنبه‌كاري بتدريج از بين رفت و جاي آنرا صيفي‌كاري گرفت؛ در واقع توليد محصولات اساسي كشور بعلت عدم حمايت مسئولان دولتي از كشاورزان پنبه‌كار، منسوخ شد و كشاورزان به‌علت زياد بودن قيمت توليد محصول صيفي‌جات، به‌كاشت هندوانه، خربزه، گوجه فرنگي، خيار و كدو روي آوردند و گندم و پنبه را از ياد ببردند. اين روش سبب شد كه بسياري از جوانان بيكار شوند و از گردونه تلاش در مزرعه پنبه خارج شده و براي يافتن كار به‌شهر‌هاي بزرگي مثل: تهران، اصفهان، اهواز، مشهد، يزد، كرمان و نيز به‌كشور‌هاي خارج روانه و سرگردان شوند. ياد آور مي‌شود در طول 30 سال گذشته شايد بيش از 2000 نفر از جوانان و نيروي فعال كاري و اهالي اين روستا، محل سكونت خود را ترك كرده و به‌شهر‌هاي بزرگ، از جمله گرگان و تهران و مشهد كوچ كرده‌اند و اين مهاجرت متاسفانه براي كار و كسب درآمد براي گذران زندگي همچنان ادامه دارد. اين در حالي است كه جمعيت روستا جوان است و اين روستا از تمامي امكانات اجتماعي، رفاهي و آموزشي لازم برخوردار مي‌باشد، اما متاسفانه بيكاري جوانان سبب مي‌شود كه آنان از تمامي اين داشته‌ها و تعلقات قومي و روستايي خود صرف نظر نموده و برخلاف ميل باطني خود، محيط روستايي را ترك كنند.
آئين‌هاي مردم روستا
تركمن‌ها، با آداب و رسوم و اعتقادات خاص خود زندگي مي‌كنند كه هر يك از اين آئبن‌ها بمناسبت‌هاي خاص و با فرهنگ بومي خاص برگزار مي‌شود و در جاي خود ديدني و تماشايي مي‌باشد. البته هر قومي در اين روستا، مثل سيستاني‌ها، بلوچ‌ها، كرد‌ها، ترك‌ها، آئين‌هاي خاص خود را دارندكه همه آنها در نوع خود جالب هستند. از جمله: آئين‌هاي تركمن‌ها عبارتند از:
1- آئين عروسي، كه چند روز با شادي و نشاط عمومي بطول مي‌كشد.( شرح مفصل در كتاب «زن تركمن» نوشته موسي جرجاني آمده است)
2- عيد فطر، شامل آئين قبل از شروع ماه رمضان كه با خانه تكاني، پختن نان مخصوص و توزيع آن در بين همسايگان شروع مي‌شود، ماه شب چهاردهم رمضان، بنام «يا رمضان» كه در آن مومنان نمازگزار بعد از نماز تراويح شب، كه نماز ويژه ماه ر مضان مي‌باشد، دسته جمعي خانه به‌خانه مي‌روند و كمك جمع‌آوري مي‌كنتد و بعد كمك‌هاي نقدي و غير نقدي جمع‌آوري شده را در بين نيازمندان و مستمندان روستا تقسم مي‌كنند، شب قدر كه شب 27 ماه مبارك رمضان است كه اعتقاد دارند در آن شب قرآن نازل شده و اهالي محل بعد از نماز عشاء تا سحر در خانه‌ها و يا در مسجد محل بطور دسته جمعي مي‌نشينند و به‌خواندن قرآن و نماز ويژه شب قدر مشغول مي‌شوند و راز و نياز مي‌كنند، روز عيد كه اهالي محل بطور دسته‌جمعي در نماز عيد شركت مي‌كنند( نماز عيد فطر، قربان و جمعه توسط استاد حاج عبداله آخوند سن سبلي اقامه مي‌شود) و بعد مردم با شادي وصف ناپذيري به‌ديدن اقوام و بستگان و دوستان خود مي‌روند و آن روز را خوش مي‌گذرانند.
3- عيد قربان، كه 7-3 روز بطول مي‌كشد و بزرگترين عيد تركمن‌ها محسوب مي‌شود، كه در آن گوسفند و گاو و شتر قرباني مي‌كنند، در نماز مخصوص عيد قربان شركت مي‌كنند، لباس‌هاي نو مي‌پوشند، نان و كلوچه‌هاي مخصوص مي‌پزند، به‌ديدن اقوام و بستگان خود و بيماران مي‌روند و چند روز با غدا‌هاي مخصوص قرباني سرگرم هستند.
4- آئين طلب باران، كه در ايام خشكسالي انجام مي‌شود.
5- آئين پشم چيني گوسفندان كه« قرقم» ناميده مي‌شود و در آن گوسفندان اهالي بطور دسته‌جمعي قيچي مي‌شود.
6- آئين پري خواني، كه در ساليان گذشته براي مداواي بيماران روحي و رواني، توسط شخصي كه «پرخوان» ناميده مي‌شد، انجام مي‌شده است.
7- آئين روايتگري
اين آئين در شب‌هاي عروسي توسط خوانندگان و نوازندگان محلي بنام« بخشي‌ها» انجام مي‌شده و در آن شب بخشي يك يا دو كتاب قصه از داستان‌هاي حماسي و عشقي را روايت مي‌كرده و با دوتار خود ترانه‌هاي آنرا مي‌خوانده و اين برنامه هنري تا وقت اذان صبح ادامه داشته است. در اين آئين روايتگران، داستان كتاب‌هاي: كور‌اوغلي، زهره و طاهر، يوسف و احمد، صاياد و همراه، حوري لقا و همراه، بابا روشن، خسرو شاه و غيره را بطرز بسيار جذابي روايت مي‌كردند و با دوتار خود و خواندن ترانه‌هاي آن، گرمي و شادي خاصي به‌آن مجلس مي‌بخشيدند.
8- جشن خرمن
اين آئين در پايان برداشت محصول گندم و جو در هر سال برگزار مي‌شده است. در آن روز همه اهالي روستا در مسجد جمع مي‌شدند، از حال و احوال يكديگر با خبر مي‌شدند، صدقه مي‌دادند و به‌درگاه خداي يكتا شكرگذاري مي‌كردند.

ادامه | 1 نظر
مقالات : توسعه جاده و صنعت در استان گلستان با بي توجهي به محيط زيست
فرستنده webmaster در تاريخ ۱۳۸۸/۱۱/۱۴ ۱۹:۴۵:۳۶ (103 بار خوانده شده)

Open in new window
مباحث مربوط به احداث جاده ابر و آتش گرفتن نقاط جنگلی منحصربفرد استان گلستان که برای طرفداران محیط زیست نقطه نگران کننده ای است. هنوز کسی به آلودگی محیط زیست این اژدهای هفت سر آینده استانهای شمالی توجهی ندارد و اشتیاق به همنام شدن با استانهای بظاهر توسعه یافته، هوش از سر متولیان ربوده است و به این گزاره دلربا دل بستند که یا باید جانب محیط زیست نگهداشته شود یا باید توسعه اقتصادی ارج نهاده شود چه به زعم آنان این دو نه تنها در گلیمی نمی خسبند و بل در اقلیمی هم نمی‌گنجند.

آنها که سیل را به گلستان دعوت می کنند

-
شاید این داستان را شنیده باشید که سارقی از دیواری بالا می رفت تا خانه ای را خالی کند مردی او را دید و پرسید در آن بالا چه می کنی؟ گفت: هیچ مشغول نواختن سازم، مرد باز پرسید این چه سازی است که می نوازی اما صدایی از آن بر نمی آید، سارق گفت: صدای این ساز را صبح فردا می شنوی، صبح گاه، به یک باره بانگ صاحبان خانه برخاست که ای داد دزدی شبانگاه خانه امان را خالی کرده است و رفته است، این حکایت داستان امروز ما و تخریب جنگل های گلستان است؛

درختانی که ثمره سالهای سال لطف خداوند و یکدلی طبیعت بوده است هر روز در حال پژم?ده شدن هستند، یک روز به بهانه جاده جنگل ابر، روز دیگر به خاطر احداث جاده در پارک گلستان، روز دیگر ... باری کسی هم نمی پرسد که اگر یک دهه پیش مراتع فرا دست پارک ملی گلستان بدست انسانهای بی بهره از دانایی به هر بهانه ای تخریب نمی شد آیا خانواده های گلستانی امروزه میزبان سیل های ویرانگر بودند. آیا اگر در این سالها نگاهی انسانی و اسلامی به محیط زیست داشتیم امروز این همه خانواده عزادار و لطمه دیده از سیل در گلستان زندگی می کردند، براستی چگونه و با چه هزینه ای به سوی تخریب زیست انسانی امروز و فردایمان به اسم توس?ه حرکت می کنیم، مگر کارشناسان بارها و بارها نگفته اند که فرسایش خاک نتیجه اولیه تخریب درختان است و در کنار همه اینها براستی اگر قرار است هر روز هر مسوولی بدور از نظرات علمی در پی تخریب محیط زیست باشد برای فرزندانمان از گلستان چه به یادگار می گذاریم آیا برای آنها باغچه ای حتی مصنوعی از این گلستان شاداب که هر روز پژمرده ترش می کنیم خواهد ماند

باری بماند که اگر اینگونه می خواهیم از منابع طبیعی و محیط زیستمان پاسداری کنیم دیگر چه نیازی به این همه ادارات عریض و طویل محیط زیست و منابع طبیعی و هزینه های آنها، حدا?ل کار را به همان مردم بی ادعای کوچه و بازار بسپارید تا بدون هزینه از میراث گذشتگان شان حفاظت کنند.
زیرا آنها که امروزجنگل ها را تخریب می کنند پیشاپیش سیل و بی خانمانی را به دیارمان دعوت کرده اند.

-------خبر مرتبط با سرمقاله روزنامه گلشن مهر گرگان ------

در آستانه دهه فجر، اولين نشست مطبوعاتي استاندار جديد گلستان با اهالي رسانه برگزار شد.
اگرچه اين نشست به بهانه آغاز دهه فجر صورت گرفت، وليكن تنها بخش اندكي از‌آن به بيان پروژه‌ها و برنامه‌هاي دستگاه‌هاي اجرايي در اين ايام اختصاص يافت و در عوض بخش عمده‌اي از آن به بحث و گفتگو پيرامون پروژه راهسازي در جنگل گلستان گذشت.
آغاز اين گفتگو هم از سوي خبرنگار خبرگزاري مهر زده شد كه در قالب يك سوال از استاندار خواست تا نسبت به ادعاي استاندار خراسان شمالي مبني بر لزوم در اختيار گرفتن مديريت بخشي از پارك ملي گلستان، اظهار نظر كند.
اين خبرنگار در سوال دوم خود از «قناعت» - استاندار گلستان- خواست تا به عنوان نماينده ويژه رئيس‌جمهور در پروژه راهسازي جنگل گلستان گزارشي از بازديد اخير خود ارائه دهد.

«قناعت» بلافاصله پاسخ به دومين سوال خبرنگار خبرگزاري مهر را در دستور كار خود قرار داد و تصريح كرد: من درباره جنگل گلستان حرف‌هاي زيادي دارم كه بايد در جلسه‌اي مجزا به آن پرداخته شود.
وي با نشان دادن تعدادي كاغذ به خبرنگاران گفت: همه اين‌ها مربوط به پروژه راهسازي در جنگل گلستان است كه سوالات محيط زيست و پاسخ‌هاي اداره كل راه و ترابري استان در آن موجود است.
«قناعت» بدون اشاره به محتواي پرسش‌ و پاسخ‌ها و بدون ارائه اطلاعات لازم به خبرنگاران، اظهار داشت: خلاصه همه اين اتفاقات آن است كه همه بايد كمك كنيم تا اين پروژه راه‌اندازي شود و شما خبرنگاران هم بايد نگاهي اتخاذ كنيد كه به انجام اين پروژه كمك كند!
استاندار گلستان با اشاره به سخنان اخير رئيس سازمان حفاظت از محيط زيست كشور مدعي شد: آقاي محمدي‌زاده در اظهارات چند روز گذشته خود اذعان داشته است كه براي توسعه هر استان، بخواهيم يا نخواهيم بخشي از طبيعت تخريب خواهد شد.
اين در حالي است كه به گزارش ايسنا محمدجواد محمدي‌زاده معاون رييس‌جمهوري و رئيس سازمان حفاظت از محيط زيست اخيرا در نشستي با خبرنگاران، در پاسخ به سوالي در خصوص پارك ملي گلستان و قطع حدود 200 اصله درخت و درختچه در اين پارك ملي طي چند هفته گذشته، گفته بود قطع درختان پارك ملي گلستان خلاف توافق‌نامه سازمان و وزارت راه بود و يادآور شده بود و پيمانكار متخلف به دادگاه معرفي شده است و از استاندار گلستان هم خواسته‌ايم كه اجازه اقدامات مشابه را در اين خصوص ندهد.
محمدي‌زاده تاكيد كرده بود: مرز جاده در داخل پارك ملي گلستان بايد براساس توافق صورت گرفته 6/11 متر باشد و پيمانكار حق ندارد نسبت به تعريض جاده اقدام كند.
استاندار گلستان در ادامه سخنان خويش با بيان اين كه بايد در جريان انجام اين پروژه نگاه كارشناسي و دغدغه زيست‌محيطي هم وجود داشته باشد، اظهار داشت: همه بايد با همفكري و ارائه بحث‌هاي فني كاري كنيم تا كمترين تخريب در جنگل رخ دهد، نه اينكه با بحث‌هاي سياسي مانع انجام كار شويم.
«قناعت» در ادامه با استناد به ابلاغ رئيس‌ هيئت دولت به وي به عنوان نماينده ويژه رئيس جمهور در پروژه راهسازي جنگل گلستان خاطرنشان كرد: در قالب اين ابلاغ، راهكارهاي انجام پروژه و تكاليف وزارت راه و ترابري و سازمان حفاظت از محيط زيست نيز تعيين شده و بر اساس نقشه راه، پروژه به پيش خواهد رفت.
(بر اساس اصل 127 قانون اساسي تصميمات نماينده ويژه رئيس‌جمهور، تصميم شخص رئيس‌جمهور تلقي و نيازي به تاييد هيات وزيران نخواهد داشت و در نهايت لازم‌الاجراست.)
وي گفت: اين روزها برخي افراد به گونه‌اي اظهار نظر مي‌كنند كه گويي بايد روند اجراي پروژه همين الان متوقف و كار تعطيل شود كه در اين صورت ميلياردها تومان از بيت‌المال به هدر خواهد رفت.
وي اضافه كرد: من از گلستاني‌ها انتظار دارم كه دغدغه بيشتري نسبت به اين موضوع داشته باشند و اگر كساني در اين ميان كم‌لطفي مي‌كنند مطبوعاتي‌ها خود به آنان پاسخ دهند.
وي تاكيد كرد: قطعا گلستاني‌ها براي محيط زيست خود بيشتر از ديگران دل مي‌سوزانند، لذا انتظار داريم كه همه كمك كنيد تا هر چه سريع‌تر اين پروژه به افتتاح برسد!
وي از اهالي رسانه خواست كمك كنند تا فضاي همدلي و كارشناسي به دور از بغض و كينه و آلودگي سياسي شكل بگيرد تا در روند عمليات راهسازي در جنگل گلستان كمترين تخريب به محيط زيست تحميل شود.
در ادامه خبرنگار گلشن مهر، از استاندار گلستان پرسيد: از آنجا كه ادامه راهسازي در جنگل گلستان تنها به قطع چند درخت منتهي نشده و اكوسيستم منطقه را دستخوش تغييرات جدي قرار خواهد داد و در نتيجه، حيات مجموعه موجودات زنده به مخاطره خواهد افتاد، آيا خسارات ناشي از انجام اين اقدام در آينده بيش از خسارت متوقف شدن آن در زمان حاضر نخواهد بود؟
«قناعت» پاسخ داد: چرا هيچ‌كس به فوت 400 نفر از هموطنان ما در جريان سيل گلستان اشاره‌اي نمي‌كند، اما اگر شاخه درختي جا به جا شود يك عده دلشان براي محيط زيست مي‌سوزد.
وي ادامه داد: اگر همين الان سيلي رخ دهد ميلياردها تومان از پول‌هاي مردم به هدر خواهد رفت.
وي در اين خصوص كه بروز سيل‌هاي پياپي اوايل دهه 80 در گلستان كه به فوت بسياري از مردم كشور منجر شد، ناشي از تخريب نواحي فرادستي جنگل در استان بوده است، توضيحي ارائه نكرد.
استاندار گلستان با تاييد اين نكته كه با انجام اين پروژه تغيير اكوسيستم رخ خواهد داد، خطاب به خبرنگار گلشن مهر اضافه كرد: رسيدگي به اين موضوع در تخصص شما نيست و من هم ديد فني و كارشناسي ندارم، بايد متخصصين زيست محيطي در اين مساله وارد شده و نظرات خود را ارائه كنند.
وي تاكيد كرد: البته اظهار نظرات متخصصين هم نبايد در قالب منع انجام پروژه باشد! بلكه آنها مي‌توانند ايده‌اي ارائه كنند كه تخريب درختان به حداقل كاهش پيدا كند.
«قناعت» توضيح نداد كه آيا از نظرات متخصصين زيست‌محيطي استان در نشستي تخصصي استفاده خواهد شد يا راهكاري ديگر براي استفاده از نظرات متخصصين پيش‌بيني شده است.
استاندار گلستان در ادامه همچنين به وجود دو نقشه براي ساختن راه در جنگل گلستان اشاره كرد و اظهار داشت: اين دو نقشه مصوب هيئت دولت است، كه يكي از آنها صورتجلسه مورخ چهارم ديماه 86 است كه به امضاي استاندار وقت و رئيس سازمان حفاظت از محيط زيست كشور رسيده است.
وي با بيان اينكه مقام رياست سازمان حفاظت از محيط زيست كشور از لحاظ فني و مديريتي خداي محيط زيست كشور است گفت: خانم جوادي كه داراي مدرك دكتراي زيست محيطي است، در زمان تصدي اين سمت شخصا در محل حضور يافته، همه موارد را از نزديك مشاهده كرده و يك به يك توضيح داده است، اين‌ها بايد مبناي كار ما قرار گيرد و ديگر هيچ كس حق ندارد كه از خود اجتهاد كند.
قناعت در ادامه به وظيفه وزارت راه و ترابري در جايگزين كردن درختان قطع شده در روند اجراي پروژه اشاره كرد و گفت: وزارت راه و ترابري قانونا مكلف است به ازاي هر درخت قطع شده، درختي را جايگزين كند كه اين مورد هم بايد با نظارت كافي عملي شود.
وي در پايان اين بحث تاكيد كرد: اين پروژه از مرداد سال 80 كه اولين حادثه سيل در اين استان رخ داد معطل مانده است پس همه كمك كنيم كه اين كار به سرانجام برسد. «قناعت» اگرچه از خبرنگاران خواست تا چنانچه در روند اجراي پروژه خطايي مشاهده كردند، به مسئولين انتقال دهند تا با پيمانكار برخورد شود،
اما توضيح نداد جبران سهل‌انگاري و اشتباه هر چند سهوي پيمانكار كه ناگزير تخريب هرچه بيشتر محيط‌ زيست را به دنبال خواهد داشت از چه راهكاري امكان‌پذير خواهد بود.

•••
خبرگزاري ايلنا مدتي پيش از قول رئيس سازمان حفاظت از محيط زيست كشور نوشته بود كه قطع درختان در جنگل گلستان به منظور احداث جاده، بر اساس مصوبه هيات دولت انجام شده است.
«محمدي‌زاده» در ادامه به ايلنا گفته بود: براي اجراي اين مصوبه، استاندار گلستان به عنوان نماينده رييس جمهور، مسئول نظارت بر اجراي قطع درختان و عملكرد سازمان حفاظت محيط زيست و وزارت راه و ترابري است. ما نيز از مديركل محيط زيست گلستان خواسته ايم كه بر قطع درختان نظارت كند تا حداقل آسيب به محيط زيست منطقه وارد شود.
اين خبر به دنبال قطع 170 اصله درخت و درختچه در پارك ملي گلستان در شامگاه يكشنبه و درست پس از سفر استاندار گلستان به اين پارك بين المللي و ذخيره گاه زيستكره، انتشار يافت.
اما سبزپرس – پايگاه خبري فضاي سبز و محيط زيست ايران- از قول منبعي آگاه در اداره كل محيط زيست گلستان نوشت: به هيچ عنوان هيچ مجوزي براي قطع درختان پارك ملي گلستان داده نشده بود و اين عمليات كاملا غيرقانوني بوده و هم اكنون در حال پيگيري است.
وي در گفت‌و گو با سبزپرس گفته است: تاكنون محيط زيست استان، هيچ موافقتي با درخواست‌هاي غيرقانوني وزارت راه در اين پروژه نكرده است و مسئله فعلا در حال پيگيري و بررسي است.
سبزپرس در ادامه نوشته است: به نظر مي‌رسد با توجه به عزم جدي مسئولان براي اتمام اين پروژه، مسير مصوب و مصوبه قانوني كه عرض جاده را 6/11 اعلام كرده است مي‌تواند بهترين دستاويز براي محيط زيست گلستان باشد. از سوي ديگر اين مصوبه مي‌تواند بار خسارت‌هايي از قبيل قطع درخت و انهدام پوزه هاي سنگي را تا ميزان زيادي كاهش دهد.
اما اگر عرض جاده بر اساس نقشه هاي مصوب از 60/15 به 60/11 كاهش نيابد بر اساس سرشماري سال 1384 كه توسط كارشناسان محيط زيست انجام شد، پروژه راهسازي منجر به قطع 40 هزار اصله درخت، در پارك ملي گلستان خواهد شد.

ادامه | 1 نظر
« 1 (2) 3 4 »
افراد آنلاین
10 کاربر آن‌لاين است (9 کاربر در حال مشاهده‌ی سایت اخبار)

عضو: 1
مهمان: 9

webmaster, ادامه...

جستجو

Design & Hosted by ilyadgonbad.com