ورود

شناسه‌ی کاربری:

گذرواژه:

ورود خودکار



گذرواژه را فراموش کرده‌اید؟

عضو شوید

فهرست

ارسال به سایت


« 1 2 3 (4)
مقالات : بررسي حس حق طلبي در بين اق قلا يي ها (م.اسماعيلي
فرستنده webmaster در تاريخ ۱۳۸۸/۴/۱۸ ۱۶:۴۰:۰۰ (145 بار خوانده شده)

یکی از مسائل مهم که در طول تاریخ وجود داشته است و هنوز هم وجود دارد ، مساله ی حق و حقوق است. حق و حقوق را می توان از دیدگاه های گوناگونی مورد بررسی قرار داد که دو نمونه ی آن شناخت حق و حقوق ، طلب حق و حقوق است.
در همه ی اعصار ، احقاق حقوق افراد و پایمال نکردن حق جزو ارزش های انسانی به شمار رفته است.
مردم آق قلا در مقایسه باسایر شهر ها در این زمینه چگونه عمل می کنند؟
آن چه به نظر من بدیهی به نظر می رسد در آق قلا اکثریت افراد به دو گروه تقسیم می شوند . کسانی که حس حق طلبی ضعیفی دارند و یا اصلا حقوق خود را نمی شناسند و در بیشتر مواقع از استراتژی «اوجاق باشیم ساغ بولسا ته وره گ داشیم اود آلسین» پیروی می کنند و این گروه اکثریت قریب به اتفاق آق قلایی ها را تشکیل می دهند ، دسته ای دیگر از حس حق طلبی خوبی برخوردار هستند ولی به روش های نا کارآمد برای آن اقدام می کنند و حتی بعضی مواقع دست به حماقت می زنند و با این حماقت ها آق قلایی ها را بد آوازه می کنند.
البته افراد بسیار کمی که می توان آن ها را شمرد نیز وجود دارند که به معنای واقعی به ضرب المثل « ایلیم گونیم بولماسا آییم گونیم دوغماسین » عمل می کنند و از آن به عنوان ابزاری برای دستیابی به اهداف خود ، استفاده نمی کنند.
حال 2 واقعه که در آق قلا برایم پیش آمده را بازگو می کنم که بی ارتباط به موضوع این مقاله نیست.

روزی در یک نانوایی در آق قلا ایستاده بودم ، این نانوایی در رعایت صف بسیار بی توجه بود. به طوری که تعداد کسانی که بدون نوبت نان می گرفتند از تعداد کسانی که با نوبت نان می گرفتند بیشتر بود. هیچ کس اعتراضی نداشت در حالی که حقوق افردای که در صف بودند پایمال می شد.
چند روز بعد شنیدم که کسی از آن نانوایی شکایت کرده است و نانوایی را بسته اند. من تعجب کردم چرا که تعداد کسانی که در آق قلا از چیزی شکایت کنند خیلی کم است. چند روز بعد نانوایی باز شد ، انگار نه انگار که اتفاقی افتاده باشد! قضیه را پیگیر شدم. صاحب نانوایی از افراد محل نانوایی کلی امضا جمع کرده بود که کار این نانوایی کاملا درست است و هیچ گونه حق کشی وجود ندارد و فردی که از نانوایی شکایت کرده بود نتوانست کسی را دور خود جمع کند و محکوم شد چرا که مردم از نانوایی ای که حق کشی می کرد راضی بودند! و این مردم این فرد حق طلب را در جای خود نشاندند تا دیگر به فکر احقاق حقوق خود یا مردم نباشد!
اما روزی به تهران رفتم و آن جا نیز در صف نانوایی ایستادم. یک دفعه سرو صدایی بلند شد.یکی با شاطر بحث اش شده بود. آن فرد یک پیرمرد بود. او جلوتر آمد و شروع به سخنرانی کرد و همه با دقت به او گوش کردند و قانع شدند که باید از این نانوایی دسته جمعی شکایت کنند و تکلیف خود را با این نانوایی قانون شکن روشن کنند. من بهت زده شده بودم چون اولین باری بود که از این صحنه ها مشاهده می کردم.

یکی از کارمندان ادرات آق قلا که بومی محل نبود از دوستان من بود. روزی از او پرسیدم که چرا به شهر خود برنمی گردد؟ و او در جواب قضیه ای را برایم تعریف کرد. او گفت : روزی در شهری دیگر مشغول به کار بودم و مشکلی در خدماتمان پیش آمد و مسئول این خدمات من بودم. 1 ساعت نگذشته بود که افراد زیادی جمع شده بودند و خواستار رفع مشکل شدند. ما هم زیر بار این فشار ، با حداکثر توان کار کردیم و در عرض 3 ساعت توانستیم مشکل را رفع کنیم.
روزی همین مشکل در آق قلا پیش آمد. من این جا تازه کار بودم و چند و چون کار در اینجا را نمی دانستم.ولی کسی نیامد تا از من درخواست کند که مشکل را زودتر رفع کنم . حتی کسی نیامد که بپرسد اصلا مشکل از چیست؟ ما این مشکل را در عرض 3 روز حل کردیم. انگار برای آق قلایی ها مهم نبود که ما کار کنیم یا نه!
خوب من چرا چنین شهری را رها کنم و به شهری بروم که ممکن است کلی برایم استرس زا باشد.

یکی از مسائلی که آق قلایی ها در آن ضعف نشان می دهند مساله ی شکایت کردن است. شکایت کردن از عملکرد یک ارگان یا فرد متخلف از حقوق اساسی ما است در حالی که این عمل در آق قلا به ندرت انجام می شود و حتی این عمل تقبیح می شود. به نظر صاحب قلم ، وقتی یک نانوا ، معلم ، پزشک ، پلیس ... متخلف است باید از آن به ارگان هایی که به این قضایا رسیدگی می کنند شکایت شود تا قانون به احقاق حقوق افراد نظارت کند. عدم استفاده از این روش های اصولی ، کار را به جاهای باریک می کشاند و بیشتر مسائل با خشونت و درگیری بدنی حل می شود. معلوم است جایی که منطق پیش نرود این روش ها جلو خواهند آمد.

چرا در آق قلا این طور باید باشد؟
به نظر صاحب قلم ، اولین گام برای رسیدن به حق و حقوق شناختن این حقوق است .بیشتر افراد حق و حقوق خود را نمی دانند .
در انتخابات مجلس شورای اسلامی برای سخنرانی یکی از کاندیداها که قاضی بود دعوت شدم و رفتم تا به سخنان ایشان گوش کنم. او از حق و حقوق ما به ماگفت. خیلی ها تعجب می کردند و می گفتند : « اه ما چنین حقوقی داشتیم و از آن بی خبر بودیم ! ». البته این کاندیدا ابتکار جالبی هم کرده بود و آن این بود که حقوقی که برای افراد جامعه قائل است و برای مردم کاربرد دارد را در دفترچه هایی که خود را تبلیغ می کرد نوشته بود و این ابتکار جالبی بود و من در دل به این کاندیدا آفرین گفتم.

اما مهترین چیزی که حق طلبی را در آق قلا تضعیف می کند ، مربوط به ساختار فرهنگی خانواده ها و جامعه ی سنتی آق قلا است.
در بین ترکمن ها برای احترام به مسن تر ها (یاش اولی )تاکید ات فراوانی می شود.البته من هم این موضوع را قبول دارم. اما بیشتر افراد این موضوع را درست تفسیر نمی کنند و آن را به گونه ای تفسیر می کنند که به منافع شان باشد.
یعنی در عمل ، احترام به مسن تر را تسلیم مطلق بودن به حرف ها و دستورات آن ها می دانند. و ای در رفتار ها ی افراد جامعه مشهود است. به عنوان مثال وقتی در خانواده ها مسئله ای پیش می آید ، هیچ نظر ی از کم سن و سال ها پرسیده نمی شود و آن ها محکوم هستند که به نظرات مسن تر ها و نه بزرگتر ها ( به نظر من این دو کاملا متفاوت هستند) ،با وجودی که بدانند آن ها به راهی اشتباه می روند عمل کنند و اگر کسی جرات مخالفت با نظر یکی از مسن تر ها را بکند به شددت سرکوب می شود و این گونه حس حق طلبی را از همان کودکی در انسان ها خاموش می کنند. این موضوع به خانواده ها محدود نمی شود. چون که همان کسانی که در همین خانواده ها تربیت شده اند اجتماع را نیز تشکیل می دهند.

روزی به یک جمع که خود را جمعی فرهنگی می نامید و دربین آن ها افرادی که مردم آن ها را بزرگ می دانند رفتم. البته من تنها نبودم و فرد دیگری هم که 15 سال سن داشت را با خود بردم. یکی از آن جمع گفت : این پسر را چه کسی آورده است ، این کوچک است. خیلی عصبانی شدم. چون من آن پسر را بی دلیل به آن جا نیاورده بودم و مطمئن بودم که او از آن جمع فرهنگی بیشتر نفهمد کمتر نمی فهمد!

پس برای زنده کردن حس حق طلبی در مردم باید ابتدا این حق و حقوق به مردم آموزش داده شود و مهمتر از آن همه باید توجیه شوند که رای آن ها مهمتر از رای دیگری نیست و دارای حقوقی برابر با سایر افراد هستند هر چند که فرد دیگر فقیر تر ، شغلی پایین تر، کم سن و سال تر و ...باشد ، و این است الفبای دموکراسی و حق طلبی.


نويسنده: م - اسماعيلي 22:00 دوشنبه 7 مرداد 87

نظر
مقالات : معرفي استان گلستان (مراكز گردشگري و جاذبه هاي تاريخي
فرستنده webmaster در تاريخ ۱۳۸۸/۱/۳ ۱:۵۰:۰۰ (1154 بار خوانده شده)

استان گلستان به مرکزيت شهر گرگان حدود 22 هزار کيلومتر مربع وسعت دارد

موقعيت جغرافيايي اين استان به قرار زير می باشد. از شمال به جمهوری ترکمنستان - از غرب به استان مازندران و دريآی خزر - از جنوب به استان سمنان منتهی می شود.

اين استان دارای هفت شهر به نام های گرگان - بندر ترکمن-بندر گز - علی آباد-کردکوی - نبد کاووس و مينو دشت و دارای 16 شهر و16 بخش و 45 دهستان می باشد.در اين استان اقوام مختلفی همچون ترک - ترکمن - بلوچ و قزاق - فارس - سيستانی و مازندرانی زندگی می کنند.

شهرستان گرگان
شهر گرگان يا همان اسنرآباد بر اساس متون مکتوب , آثار تاريخی چندين هزار ساله دارد . در گذشته فضا در قديمی شهر هميشه هسته اوليه شکل گيری شهر بوده است.و بر فضايي چون مرکز شهر , محلات , گذرگاهها ميادين و ... استوار بوده است.

بافت قديمی به جا مانده در استرآباد غالبا متعلق به دوران صفويه , زنديه و علي الخصوص وابسته به سبک دوران قاجار است , در معماری بافت قديم , عواملی مثل آب , زمين , تابش نور خورشيد و همچنين عوامل اجتماعی فرهنگی نقش به سزايي داشته است.

گرگان توسط بارويي به طول 6 کيلومتر محصور بوده است و بر نقاط مختلف اين بارو و به فاصله های معين برجهايي قرار داشت که در آنها قراولان از شهر محافظت می کردند, رفت و آمد از 4 دروازه انجام می گرفت.

در حاشيه بيرونی باروها خندقی عميق حفر شده بود که از خاک آن باروها را بنا کرده بودند, از اواسط حکو.مت قاجار استرآباد به سوی تخريب و ويرانی کامل رفت و در اوايل حکومت پهلوی اول باقی مانده آنهم از بين رفت و با معماری و فرم امروزی دوباره شکل گرفت.

مراكزتاريخي و باستاني :

ادامه | 62787 کلمه در ادامه متن | 1 نظر
مقالات : ورزشي - جام جهاني واليبال و ايران
فرستنده webmaster در تاريخ ۱۳۸۷/۱۲/۲۰ ۰:۴۰:۰۰ (458 بار خوانده شده)

جام جهانی والیبال



برگزاری جام جهانی والیبال، پس از راهیابی والیبال به المپیک 1964 توکیو در اجلاس بزرگ فدراسیون بین‌المللی والیبال (FIVB) مورد تصویب قرار گرفت. بدین ترتیب یک سال پس از المپیک 1964، جام جهانی والیبال در شهر وارسا کشور شوروی با شرکت 11 کشور شوروی سابق، بلغارستان، فرانسه، آلمان شرقی سابق، مجارستان، ژاپن، هلند، رومانی،‌لهستان و یوگسلاوی آغاز شد که در پایان تیم شوروی سابق با کسب مقام قهرمانی به رقابت‌ها پایان داد. سرمربی ان روز تیم شوروی سابق کلاسچف بود. در این دوره از مسابقه‌ها در تیم شوروی سابق مردانی چون والری‌کروچنکوف، یوری چسنوکوف، نیکلای بودوبین، ادوارد سیبیریاکوف و ایوان‌بوگا نیکوف بازی می‌کردند. تیم شوروی سابق که در آن روزگار پرقدرت‌ترین تیم جهان به حساب می‌آمد از دفاع روی تور و حملات قدرتی برخوردار بود و ستاره های این تیم کروچنکوف و ایوان برگانیکوف بودند. بوگانیکوف به واسطه پروازهای بلندش معروف به یوری‌گاگارین فضانورد معروف بود. در دیدار پایانی این مسابقه‌ها بین شوروی سابق و لهستان انجام گرفت که با برتری شوروی سابق همراه شد. شوروی در شرایطی به قهرمانی جام جهانی رسید که یک سال قبل از آن مدال طلای اولین دوره والیبال المپیک در توکیو 1964 کسب کرده بود…



در سال 1969، شهر برلین شرقی که پایتخت کشور آلمان شرقی سابق بود، در روزهای 13 تا 20 ماه سپتامبر میزبان مسابقه‌ها شد. در این سال قرار بود 12 تیم شرکت نمایند که به علت غیبت یک تیم، تیم جوانان آلمان شرقی وارد مسابقه‌ها شد و در مجموع به مقام دوازدهم رسید. در این جام، تیم آلمان شرقی که ستارگانی همچون اشنایدر، فری‌والد، رودی‌ شومان داشت با مربیگری چنتر به مقام قهرمانی رسید. دیدار فینال این مسابقه‌ها بین آلمان شرقی و ژاپن برگزار شد که آلمان شرقی به پیروزی رسید. حادثه بزرگ این جام ناکامی قهرمان دوره قبل بود. شوروی سابق در شرایطی به مدال برنز جام جهانی رسید که در سال 1968 در المپیک مکزیکوسیتی به مدال طلای والیبال المپیک نائل شده بود. آلمان شرقی یک سال بعد در سال 1970 در شهر صوفیه به مقال اول مسابقه‌های قهرمانی مردان جهان دست یافت.



جام جهانی والیبال که از سال 1965 آغاز شد بعد از مسابقه‌ های قهرمانی جهان که از سال 1949 و مسابقه‌ های والیبال المپیک که از سال 1964 در تقویم فدراسیون بین‌المللی قرار گرفت به عنوان سومین رویداد باارزش والیبال محسوب می‌شود. این مسابقه‌ها همانند جام جهانی فوتبال هر چهار سال یک بار انجام می‌پذیرد. البته پس از دو دوره برگزاری در سالهای 1965 و 1965، در سال 1973 (بعد از المپیک 1972) انجام نگرفت. ولی این جام بعد از این در سال 1977 در دستور کار قرار گرفت و ژاپنی‌ها طبق قراردادی که با فدراسیون بین‌المللی منعقد کردند، تعهد نمودنداین پیکارها را بصورت شایسته در کشور خودشان برگزار نماید. براساس این قرار از سال 1977 مسابقه‌های جام جهانی مکانی ثابت در کشور ژاپن پیدا کرد و تاکنون هشت دوره این مسابقه‌ها با حمایت صنایع و کارخانجات و شرکت‌های بزرگ ژاپنی در این کشور برپا شده است. ژاپنی‌ها با برپایی این مسابقه‌ها از افت والیبال کشورشان جلوگیری کردند تا همواره با میزبانی این مسابقه‌ها در کنار تیم‌های پرتوان و صاحب نام والیبال جهان بخت و اقبال خود را به آزمایش بگذارند. چرا که والیبال ژاپن پس از دوران پرفروغ دهه شصت و دهه هفتاد دچار رکود شد و تنها این کشور به مدال طلای المپیک 1972 رضایت داده است. در سال 1977 شهر توکیو در روزهای 17 لغایت 29 ماه نوامبر میزبان سومین دوره جام جهانی بود در این دوره 12 تیم رقابت کردند که در پایان تیم شوروی سابق به مقام قهرمانی رسید و تیم‌های ژاپن و کوبا در رده‌های دوم و سوم قرار گرفتند. در تیم سال 1977 شوروی سابق ستارگانی مثل زایتسف پاسور نامدار والیبال جهان، دورخوف، کندرا، مولی‌ بوگا، سیلی وانف، یولانف و الکساندر ساوین حضور داشتند. مربیگری این تیم پرقدرت به عهده پلاتونف مربی نامدار شوروی سابق بوده در این تیم بازیکنی به نام کندرا بازی می‌ کرد که بعدها در المپیک 1988، سرمربی تیم ملی شوروی بود.



در سال 1981 مسابقه‌ های جام جهانی در روزهای 19 لغایت 28 نوامبر در شهر توکیو برگزار شد. برای اولین بار جام جهانی با 8 تیم برگزار شد که عبارت بودند از: برزیل، چین، کوبا، ایتالیا، ژاپن، لهستان، تونس و شوروی سابق. جام جهانی چهارم از آن جهت اهمیت داشت که یکسال قبل در المپیک 1980 مسکو تیم‌های زیادی به دلیل تحریم المپیک حضور نداشتند. بار دیگر پاسهای طلایی و با ارزش زایتسف یاران شوروی به خصوص ساوین، دوروخوف، کندرا، مولی بوگا، پانچنکوف و کوزنتسف را بلند پرواز کرد تا با مربیگری مربی نامدارش پلاتونف به مقام قهرمانی برسد.



در سال 1985 بار دیگر ژاپن از روز 22 نوامبر لغایت اول سپتامبر میزبانی جام جهانی شد. ایالات متحده که مقام قهرمانی المپیک 1984 را در غیاب تیم‌های بلوک شرق به دست آورده بود، برای اثبات شایستگی و قدرت نمایی فینال را در مقابل شوروی سابق برگزار کرد و به برتری 3 بر 2 رسید و اولین جام جهانی را به آغوش گرفت.



ششمین دوره مسابقه‌ های جام جهانی در سال 1989 در روزهای 17 لغایت 26 دسامبر در شهر توکیو برگزار شد. در این دوره ستاره اقبال تیم کوبا پرفروغ‌تر از تیم‌های دیگر بود. تیم کوبا که با مربیگری ساموئل تمرینات خوبی داشت با پاسوری شایسته به نام رائول دیه‌گو تماشایی ظاهر شد و خوئل دسپایگن با شماره چهار کوبا ستاره جام جهانی شد و با جام قهرمانی جهان به کوبا بازگشت.

هفتمین دوره رقابت‌ های جام جهانی در سال 1991 از 22 نوامبر لغایت اول دسامبر برگزار گردید. این دوره برخلاف دوره‌های پیشین به فاصله دو سال انجام گرفت. در جام جهانی 1991 تیم شوروی سابق چهره‌ای پرقدرت داشت و فومین ستاره پرتوان این کشور با شماره 6 غوغا به پا کرد و به همراه اولیخور پایه‌های قهرمانی شوروی را بنا گذاشتند. مربیگری تیم شوروی پس از پنج سال دوباره به پلاتونف سپرده شد تا موفقیتی دیگر برای آنها رقم بخورد.



در سال 1995 تیم ایتالیا که قهرمان جهان در سال 1994 شده بود با ستارگانی همچون زورزی، توفولی، گاردینی، پاپی، بارسی، آندره جیانی و گراوینا به میدان پا نهاد. این تیم که توسط خولیوولاسکو آرژانتینی هدایت می‌شد با غلبه بر هلند در دیدار نهایی به مقام قهرمانی دست یافت.



نهمین دوره مسابقه‌های جام جهانی مردان که با شرکت 12 تیم در شهرهای مختلف ژاپن برگزار گردید با انجام 66 پیکار دوره‌ای پایان یافت و تیم روسیه با کسب 20 امتیاز به عنوان قهرمانی دست یافت.
در دهمین دوره پیکارهای جام جهانی تیم برزیل با اقتدار تمام و کسب 11 پیروزی در 11 بازی و در حالیکه تنها 4 ست را واگذار نمود به مقام قهرمانی رسید.



تنها حضور ایران در جام جهانی به سال 1991 مطابق با اوایل آذرماه سال 1370 بود. در این تیم گروهی از بازیکنان امید والیبال عضویت داشتند. تیم ایران متشکل از ابراهیم سن‌سبیلی (آق‌قلا)، نادر عزیزیان (تهران)، فرشاد سعیدی (رامسر)، حشمت‌ا... امیدی (آمل)، بابک مظفری (شاهرود)، رحمت نوری (سوادکوه)، عبدالرضا فرجی (گنبد)، حمیدرضا عقیلی (کردکوری)، مجید حمیدی (آمل)، محمدصادق شعبان‌خمسه (تهران)، اردشیر کریمیار (نقده) و سید عباسعلی میرحسینی (یزد) وارد مسابقه‌ها شد. مربیان تیم ایران محمد حیدرخان (سرمربی) و حسن‌ کوچک‌زاده (مربی) بودند. سرپرست تیم حبیب فروزند و مدیر تیم مرتضی زرین گل بود.

ادامه | 1 نظر
مقالات : آق قلا وپيدايش تاريخي آن
فرستنده webmaster در تاريخ ۱۳۸۷/۱۲/۱۸ ۲۲:۲۰:۰۰ (113 بار خوانده شده)

ساكنين دهستان آق قلعه (پهلويد‍‍ژ قبل انقلاب )، تركمنهاي آتاباي هستند. اين طايفه به همراه طايفة جعفرباي، 2 بخش عمدة تركمنهاي ايران را تشكيل مي دهند.
طايفة آتاباي به 2 شاخة آق آتاباي و آتاباي تقسيم مي شود كه هريك چند تيره را در بر مي گيرد. اين طايفه‎ها تا چند دهة پيش، عموماً با كشاورزي بيگانه بودند و از راه گله داري زندگي مي كردند. هريك از خانواده‎هاي تركمن در يك آلاچيق گرد و نمدپوش به نام «اُي» به سر مي برد و هر خانواده همواره آلاچيق گرد و نمدپوش به نام «اُي» به سر مي‎برد و هر خانواده همواره آلاچيق خود را در كنار «اُي»‎هاي خانواده‎هايي برپا مي داشت كه دامهايشان براي چرا در يك يا چند گله جمع مي شدند (پوركريم، 49). اكنون افراد ساكن اين بخش به 2 دسته «چاروا» يا كوچ‎رو و «چمور» (اسكان يافته) تقسيم مي گردند. شغل اصلي چارواها دامداري است و درآمد آنها از فرآورده‎هاي دامي تأمين مي گردد. چمورها در روستاها و در مركزآق‎قلعه به سر مي برند (گرگاني، 340؛ تحقيقات محلي). طايفة آتاباي در محوطه اي كه از تپة آقشين، در مجاورت هاشم آباد، تا نزديك محمدآباد گسترده است و عرضش نزديك به 12 كمـ و طولش از زير سياه بالا تا رودخانة اترك است، زندگي مي كنند. طايفة آتاباي 15 فرقه‎اند (كتابچة نفوس استرآباد، 253-254). ٍميرزا ابراهيم (ص 59) نیز که در دوره قاجار از این منطقه گذشته، نام طوایف این ناحیه را با شاخه‎های فرعی آنها و تعداد خانوارهایشان در کتاب خود آورده است.
در این بخش به نام «قراقچی» مدرسه‎ای قدیمی وجود دارد که اکنون نیز حوزه علمیه برای آموزش فقه حنفی است و طلبه می‎پذیرد.
مرکز این بخش، شهر کوچک آق‎قلعه است که برای مدتی تا پیش از 1357ش پهلوی دﮊ نامیده می‎شد، اما اکنون نام پیشین خود را باز یافته است. این شهرک در 18 کیلومتری ما شهر گرگان بر جلگه‎ای هموار در کنار رودخانه گرگان با عرض جغرافیایی °36و َ58 و طول جغرافیایی °54و َ16 قرار گرفته است.
جمعیت آن براساس سرشماری 1345ش، 068‘4 نفر بود که در 1355ش به 960‘6 نفر، در 183‘1 خانوار، افزایش یافت. براساس سرشماری تقریبی 1362-1363ش تعداد خانوارهای آق‎قلعه در همین سال، برپایه آمار توزیع تعیین ارزاق 799‘13 نفر بوده است (همان، 42).آق‎قلعه شهرک آبادی است که بر سر راه گرگان به گنبد قابوس قرار گرفته است. یکی از توابع مهم آن جرجانیه پیرواش است که بیش از 000‘2 نفر جمعیت دارد. رودخانه گرگان که آق‎قلعه را به 2 بخش تقسیم می‎کند، سابقاً از کنار شهر می‎گذشته، چون سطح آب رودخانه از زمینهای اطراف پایین‎تر است، سابقاً به وسیله موتورهایی آب را به خیابانهای شهر جاری می‎ساختند. این شهر پیش از استقرار پادشاهی قاجار، مرکز این ایل بود که دسته‎ای در این طرف و دسته‎ای دیگر در آن طرف رودخانه می‎زیستند.
از بناهای قدیمی این شهر پل آجری است که در دوران صفویه بر روی رودخانه گرگان ساخته شده است. در عکسی که در دوره ناصرالدین‎شاه از این پل برداشته‎اند 2 مناره در کنار پل دیده می‎شود. اکنون از این مناره‎ها اثری نیست. جدیداً پل دیگری بر این رودخانه ساخته‎اند که با احداث آن، رفت و آمد از روی پل قدیمی صورت نمی‎گیرد، و از آن تنها به عنوان یکی از آثار قدیمی نگهداری می‎شود. این پل دارای 5 چشمه با ساختمان قدیمی است و تعمیرات جدیدی نیز در آن شده است. طول آن 35 متر، عرض آن 4 متر و ارتفاع آن و 10 متر است.
از بناهای تاریخی دیگر این شهر قلعه کهن آن است که اکنون خراب شده (رزم آرا، 12). و تنها دیوارهای جنوبی و اندکی از دیوار شمال به جنوب آن بر جای مانده است. این قلعه به قلعه مبارک آباد (نام پیشین آق قلعه) مشهور بوده است. دیوار قزل‎آلان که گفته می‎شود اسکندر آن را بنا نهاده و انوشیروان ساسانی آن را تعمیر کرده، در 3 کیلومتری شمال آق‎قلعه قرار دارد. این دیوار از دریای خزر شروع می‎شده و تا کوههای گلی داغ به طول تقریبی 170 کيلومتر امتداد می‎یافته است. اکنون این دیوار مخروبه است و بعضی از قسمتهای آن که هنوز پابرجاست بین 2 تا 4 متر ارتفاع دارد (رابینو، 137؛ تحقیقات محلی).



پیشینه تاریخی:

بنا به گفته رابینو، هنگامی که او از این محل عبور کرده، ویرانه‎های حصار کهن آق‎قلعه هنوز برجای بوده است و ساکنان آنجا به وی گفته بودند که این محل در زمان قابوس به «اسپی دژ» مشهور بوده است و ترکمنها نام
آق‎قلعه را – که ترجمه کلمه اسپی دژ است – بر آن نهاده‎اند، (صص 135-136). به گفته او، مبارک آباد را شاه‎طهماسب اول صفوی بنیاد گذارد. به فرمان وی، فرمانروای جدید استرآباد در این محل مستقر گردید تا این ایالت را از حملات ترکمنها محفوظ نگه دارد. در 1007ق/1599م شاه‎عباس اول به استرآباد آمد و فرمان داد که دیگربار این قلعه را تعمیر کنند. پس از انجام تعمیرات، گروهی از ایل قاجار را در آنجا سکنی داد (رابینو، 137؛ معصوم علیشاه، 3/660). میرزاابراهیم (ص 50) که در 275ق/1859م از آن قلعه گذشته می‎گوید: پلی که شاه‎عباس درآق‎قلعه بر روی رود قرار گرفته است.
آق‎قلعه را محمدحسن‎خان‎قاجار، پدرآقامحمدخان، مرکز حکومت خود قرار داد؛ اما پس از آنکه قاجارها به پادشاهی رسیدند این منطقه را به ترکمنها واگذار کردند، ولی همواره به آن توجه داشتند و به مناسبت کمکهایی که از ترکمنها می‎گرفتند، روستاهایی را در کنار رودخانه قره سو به عنوان تیول به خوانین آنجا می‎دادند (گرگانی، 71-72).
در زمان ناصرالدین‎شاه برجی برای این قلعه ساخته شد تا دشت ترکمن را از آنجا دیده بانی کنند، ولی به گفته رابینو، سربازانی که مأمور آنجا می‎شدند در واقع زندانیانی در میان 4 دیوار قلعه بودند و با آنکه شهر را از دور می‎دیدند نمی‎توانستند ارتباط خود را با استرآباد حفظ کنند (صص 136-137). معصوم علیشاه (3/660) نیز آنجا را قلعه خرابی توصیف کرده که گروهی سرباز گرسنه با اندکی سلاح در آنجا بودند و برای گذران زندگی، مزدوری ترکمنها را می‎کردند. قلعه‎ای که در این نقطه قرار داشته ظاهراً در طی چند سده بارها بازسازی شده است. در اوایل دوره ناصرالدین‎شاه، سلیمان‎خان‎صاحب اختیار مأموریت یافت که بنای آق‎قلعه را تعمیر و بازسازی کند. او این کار را آغاز کرد و گزارش وقابع را برای فرخ‎خان‎امین‎الدوله کاشانی می‎فرستاد. نامه‎های یاد شده در ضمن مجموعه اسناد و مدارک فرخ‎خان (4/54-58، 61-62، 64) به چاپ رسیده است. قورخانچی (صولت نظام) که در اواخر عصر قاجار می‎زسیته در توصیف ساختمان قلعه گفته است که قلعه کنونی در نقطه‎ای است که از ساعت 3 سمت خاکریزی دارد و آن را به امیرتیمور گورکان نسبت می‎دهند و نیز می‎نویسد که قلعه در اوایل سلطنت ناصرالدین‎شاه برپا شده و در 4 گوشه آن 4 برج قرار دارد. او سپس توصیف دقیقی از وضعیت آن روز قلعه می‎آورد و می‎افزاید که اگر در استحکام و تعمیر این قلعه مراقبت نشود به زودی ویران خواهد شد (صص، 53-54). امکان شورش ترکمنها بر ضد حکومت مرکزی در عصر قاجار، پادشاهان این سلسله را به تحکیم بنای آق‎قلعه وادار می‎کرد. یک‎بار که ترکمنها علیه حکومت شوریدند مصطفی قلی‎خان فرمانده قوای دولتی درآق‎قلعه مستقر بود. او گزارش این وقایع را در کتابچه‎ای به نام نبردهای آق‎قلعه یادداشت کرده است (صص، 82-97). ترکمنها در اواخر زمان ناصرالدین‎شاه در جمادی‎الاخر 1305ق/فوریه 1888م نیز شورش کردند. این شورش تا رجب 1306ق/مارس 1889م ادامه یافت (کرزن، 1/260).

در جنگ اول جهانی، ارتش روسیه،آق‎قلعه را اشغال کرد و از آن به عنوان پایگاه و محل استقرار تجهیزات خود استفاده می‎کرد، اما در همان ایام که تحولاتی در روسیه رخ داده بود، دسته‎ای از روسها در 4 رجب 1335ق/26 آوریل 1917م به آق‎قلعه آمدند و کمیسر سابق را دستگیر کردند. در این هنگام روسها به سبب نیازی که داشتند در آبادانی این محل کوشش می‎ورزیدند (مقصودلو، 2/526، 528، 530، 539، 541).
همچنین در جنگ جهانی دوم،آق‎قلعه دیگربار به تصرف ارتش شوروی درآمد.
بنابر تحقیقات محلی آق‎قلعه به طور مستمر از 1325ش به بعد داراي انبوه ساكنان تركمن گرديده است كه بعدها به بخش اق قلا ( قسمتي از گرگان ) تبديل مي شود.


تأسیسات اداری و اجتماعی:آق‎قلعه دارای بخشداری، بهداری، درمانگاه، مخابرات و یک دبیرستان پسرانه و یک دخترانه و تعداد بیشتری دبستان و یک کتابخانه عمومی است. از تأسیسات اقتصادی این شهر آسیاهای آردسازی است که از پیش از شهریور 1320ش در این منطقه احداث شده است. این آسیاها به تدریج با گسترش شهر، به کارخانه‎های آردسازی مبدل گردیده است (گرگانی، 333). زبان مردم ترکمنی است و در پاره‎ای روستاها، پیران هنوز فارسی نمی‎دانند.
از شاعران این شهر که اشعاری به زبان ترکمنی سروده‎اند یکی نوربردی جرجانی است که چند سال پیش درگذشته است. از اداب و رسوم ویژه این شهر یکی پنجشنبه بازار است که اهالی منطقه تولیدات خود را روزهای پنجشنبه به محل معینی می‎آورند و در معرض دید خریدارانی که از گرگان و سایر نقاط به این شهرک می‎آیند قرار می‎دهند. مسابقه اسب دوانی که سالانه دوبار در بهار و پاییز برگزار می‎شود از رسوم آق‎قلعه است.

اين مطلب احتمالا" 1363نوشته
شده است

نظر
مقالات : معرفي شهرستان آق قلا
فرستنده webmaster در تاريخ ۱۳۸۷/۱۲/۱۸ ۲۰:۱۰:۰۰ (178 بار خوانده شده)

شهرستان آق‌قلا در شمال گلستان و در كنار رودخانه گرگانرود با داشتن آثار تاريخي، گل‌فشان‌هاي ديدني و صنايع دستي همچون قالي و پشتي تركمن از مناطق گردشگرپذير اين استان است.
اين شهرستان با جمعيتي حدود ‪ ۱۱۵‬هزار نفر، يك هزار و ‪ ۷۶۳‬كيلومترمربع وسعت دارد و بسياري از ساكنان آن را هموطنان تركمن تشكيل مي‌دهند.
گفته مي‌شود اين شهر توسط “شاه‌عباس” در سال ‪ ۱۰۲۰‬هجري قمري بنا شد و در ابتدا به نام “اسپيدژ” يا “دژسفيد” معروف بوده و در زمان حكومت پهلوي به “پهلوي دژ” تغيير نام داد و امروز نام آق‌قلا گرفته كه در زبان تركمني به معناي دژ يا قلعه سفيد است.
از جمله اماكن ديدني و گردشگري اين شهرستان “گل فشانهاي قارن‌يارق”، “نفتيجه”، “اينچه”، “پل آق‌قلا”، “پنجشنبه بازار” و نيز گندمزارهاي سبز در فصل بهار است.
از مهمترين صنايع دستي اين منطقه مي‌توان به بافت قالي، قاليچه و پشتي تركمني اشاره كرد.
يكي از آثار ديدني مهم اين شهرستان پل تاريخي آق‌قلا است بر روي رودخانه گرگانرود است كه شهر آق‌قلا را به دو قسمت تقسيم مي‌كند.
اين پل كه در ابتداي بافت قديم شهر آق‌قلا وجود دارد، گفته مي‌شود از آثار دوره صفوي است كه در قرن معاصر مرمت و همچنان مورد استفاده است.
عده‌اي از باستان‌شناسان اين پل را متعلق به قرن هشتم مي‌دانند و در اين زمينه عده‌اي ديگر معتقدند كه پايه‌هاي پل آق‌قلا از دوره سلجوقي بوده وطاق- ها و بدنه‌ها در دوره صفويه به آن اضافه شده است.
پل آق‌قلا با هفتاد متر طول و حدود ‪ ۴/۳‬متر عرض و ارتفاع حداكثر چهارده متر از سطح آب يكي از نمونه‌هاي منحصر به فرد ديدني در استان گلستان است.
كف پل در گذشته سنگفرش و در دوره اخير با آسفالت پوشش داده شده است.
پايه‌هاي پل در جهت شرقي مخالف جريان آب براي شكستن فشار آب به صورت مثلثي و در جهت غربي موافق با جريان آب به صورت نيم دايره است.
مصالح اصلي بكار رفته در بناي پل آق قلا از آجر، ملات، گچ و آهك بوده و در تعميرات اخير آن از سيمان و مصالح جديد استفاده شده‌است.
در دوره قاجار در محل پل آق‌قلا، قلعه نظامي احداث شده‌بود كه گفته مي‌شود پل در داخل محوطه آن قرار داشت و در مدخل پل دروازه‌اي بود كه براي كنترل ورود و خروج استفاده مي‌شد و در اصل از اين قلعه و پل به عنوان سدي در برابر تهاجم به‌اين منطقه استفاده مي‌شد، هرچند سالهاست قلعه نظامي ويران شده‌است.
يكي ديگر از نقاط ديدني اين شهر گل‌فشان “قارن‌يارق” در شمال غرب آق‌قلا است كه پديده‌اي طبيعي و آتشفشاني پير و فرسوده بوده و در گذشته از دهانه آن به جاي گدازه، گل (‪ (Mud‬همراه با گاز خارج مي‌شده است.
اين گل‌فشان “‪ “Mud volcano‬كه در شمال استان گلستان و در فاصله ‪ ۱۸‬كيلو- متري آق قلا واقع است هم‌اكنون به صورت تپه‌اي مخروطي است كه تاثير فرسايش در آن كاملا مشهود مي‌باشد.
قارن‌يارق را به اين دليل آتشفشان گل مي‌نامند كه پديده‌اي طبيعي و همانند آن است كه به صورت تپه‌اي مخروطي بوده و به جاي گدازه از دهانه آن گل همراه با گاز خارج مي‌شود.
منشا، گازهاي گل‌فشان نيز از تله‌هاي نفتي و گازي واقع دراعماق زمين تامين مي‌شود و شباهت مكانيسم گل فشانها به فورانهاي آتشفشاني موجب شده كه نام آن آتشفشان گل گفته شود.
آتشفشان گل قارن‌يارق بزرگترين گل‌فشان استان گلستان است و منابع مختلف قطر دهانه آن را از ‪ ۵۰۰‬تا ‪ ۷۰۰‬متر ثبت كرده‌اند.
گفتني است قارن‌يارق كه يك كلمه تركمني است، در اين زبان به معني “شكم پاره و يا جايي كه شكم زمين شكافته و پاره شده”، مي‌باشد.
همچنين گل‌فشان “اينچه” در ‪ ۲۶‬كيلومتري شمال آق قلا در مجاورت درياچه‌اي به همين نام وجود دارد كه دربعضي از منابع آن را تالاب نيز گفته‌اند.
اين گل فشان به شكل گودالي مدور به عمق ‪ ۱۰‬متر و قطر هشت متر مي‌باشد كه از آن گاز و آب حاوي كلريد سديم خارج مي‌شود.
از جمله سوغاتهاي مهم اين منطقه قاليچه و پشتي تركمني است كه بايد گفت از مهمترين و معروفترين هنر صنعت‌هاي اين استان نيز به شمار مي‌رود.
قالي و قاليچه تركمن دستبافي پرزدار و زيبا است كه از طريق درگيري تار و پود و پرز با نقوش هندسي روي دار افقي بافته مي‌شود.
مواد اوليه اين هنرصنعت پشم، كرك، نخ پنبه‌اي ونخ ابريشم بوده كه‌هنرمندان آن را باكمك ابزاري همچون دار(قورمه)، قلاب (كسر)، قيچي (سني) و شانه (داراق) به فرشي زيبا تبديل كرده كه هنوز در خانه بسياري از ايرانيان با افتخار “زيبا و دستبافت بودن” استفاده مي‌شود و يا به سوغات به جاي جاي كشور و جهان ارسال مي‌گردد.
گزارش از دانشجویان و دانش آموختگان ترکمن





پل آق قلا
این پل بر روی گرگان رود احداث شده است. طول 76 متر و عرض معبر آن 30/4 است. ارتفاع پل تا سطح آب در حالت عادی 11 متر است. پایه های این پل به دوره سلجوقی بر می گردد و صفویان بر روی پایه های به جا مانده، پل جدید خود را احداث كردند.

ادامه | 1 نظر
مقالات : فوايد خنده و شوخ طبعي
فرستنده webmaster در تاريخ ۱۳۸۷/۱۲/۱۷ ۲۳:۵۰:۰۰ (143 بار خوانده شده)


فوايد خنده و شوخ طبعي

تاريخ انتشار:17/12/1387

مقدمه:
خنده از ته دل روحيه انسان را عوض مي كندشوخ طبعي موجب مي‌گردد بر حالات روحي روزانه خويش كنترل بيشتري داشته باشيم و بر فشار ناشي از مبارزه با سرطان غلبه كنيم. اين ويژگي حتي در ايام سخت و ناگوار هم باعث مي‌شود خوشبين و مسرور باشيم. اين حالت عاطفي مثبت‌ به شما كمك مي‌كند انعطاف‌پذيري لازم را براي رويارويي با مشكلات بعدي كه در سر راهتان قرار خواهند گرفت، داشته باشيد. حتي مواقعي كه دلتان نمي‌خواهد از رختخواب بيرون بياييد،يك خنده جانانه از ته دل نيروي زيادي به شما خواهد داد. اين مورد اهميت ويژ‌ه‌اي دارد، زيرا اكثر نفوسي كه تحت درمان (سرطان) هستند احساس ضعف و ناتواني مي‌كنند. شوخ طبعي و خنده ابزارهايي هستند براي از بين بردن خشم و اضطراب بدترين روزهاي زندگيتان به علاوه، خنده موجب كاهش تنش در ماهيچه‌ها مي‌شود. هدف اصلي كليه روش‌هاي كنترل فشار، هم آرامش ماهيچه‌ها است و هم از بين بردن تنش رواني حاصل از قبض و گرفتگي آن.
اين تكنيك‌ها به نحوي صريح، قدرت كاهش فشار و تنش را از طريق مزاح تاييد مي‌نمايد. تاثير شوخ طبعي بر سلامت جسماني سال‌هاست مي‌دانيم كه «استرس» يا «فشار»، موجب تضعيف سيستم ايمني بدن و «مزاح و خنده»، موجب تقويت آن مي‌گردد و تعداد و ميزان فعاليت سلول‌هاي سرطاني از بين برنده سلول‌هاي سرطاني را افزايش مي‌دهد. اين سلول‌ها به دنبال سلول‌هاي سرطاني مي‌گردند و آن‌ها را نابود مي‌كنند. هيچ شواهدي موجود نيست تا قابليت‌ بروز سلامت توسط مزاح را تاييد نمايد و‌ليكن مداركي در دست است كه مشاركت فعال سيستم‌هاي صحت و عافيت طبيعي بدن را در اين مبارزه تاييد مي‌كند. «خنده» ميزان هورمون‌هاي استرس (فشار) – اپي نفرين، كورتيزول، دوپاك و هورمون رشد را در خون كاهش مي‌دهد، موقتاً فشار خون را پايين مي‌آورد و از شدت درد مي كاهد.
همان طوري كه گروچو ماركس مي‌گويد «دلقك مانند قرص آسپرين عمل مي‌كند ولي تاثيرش دو برابر بيشتر است.» به علاوه، خنده يك ورزش بسيار عالي براي قلب است. اين مورد براي افراد سالخورده يا بازنشسته و بيماراني كه دچار آمبولي نشده‌اند، فوق‌العاده حائز اهميت مي‌باشد و يك طرح يا الگوي تنفسي ويژه با مزاياي قابل توجه ايجاد مي‌كند: از جمله اين‌كه مقدار هواي باقيمانده در شش‌ها را كاهش مي‌دهد و هواي مملو از اكسيژن را جايگزين آن مي‌نمايد، در نتيجه ميزان بخار آب و دي‌اكسيد كربن در شش‌ها كم مي‌شود و خطر عفونت ريوي تقليل مي‌يابد. بدون شك خنده و مزاح موجب ايجاد يك نوع نگرش مثبت و خوش‌‌بينانه و ايجاد اميد و عزم راسخ مي‌گردد. به نظر دكتر برني. «عوامل عاطفي» نقش مهمي در مبارزه با امراض ايفا مي كنند و شواهد بي‌شماري از تحقيقات انجام شده در رشته جديد پزشكي موسوم به «ايمني شناسي اعصاب و روان» صحت اين نظريه را تاييد مي‌نمايند. بنابراين به هردليلي كه باشد حق داريد «تومور» موجود را دست بيندازيد و با آن مزاح كنيد. در درواني كه سراسر اضطراب و خشم و افسردگي و درد است، اين شوخ‌طبعي، خوشي و سرور را براي زندگيتان به ارمغان خواهد آورد. در ايامي كه بي‌حال و سست هستيد، شوخ‌طبعي‌ شما كاملاً متوجه نبرد با بيماريتان است. احساسات، كليد تاثيرات ذهني بر سلامت كانديس پرت، يكي از محترم‌ترين محققين در حوزه طب ذهن / بدن، از سري برنامه‌هاي تلويزيوني ذهن و درمان بيل موير، متوجه شد كه احساسات به صورت پيام‌هاي شيميايي در بدن ثبت و ذخيره مي‌گردند و مؤثرترين عوامل بر سلامتي ذهن و جسم به شمار مي‌آيند. احساسات و عواطف مستقيماً با افكار، نگرش‌ها و رفتارهاي روزانه ما ارتباط مستقيم دارد و در حقيقت تغييرات شيميايي – عصبي ناشي از اين احساسات و عواطف در ذهن، مي‌تواند بر روي بيماري يا سلامتي ما تاثير مستقيم بگذارد. رمز سلامتي ما بر طبق اظهارات كانديس پرت، در مولكول‌هاي پيچيده‌اي به نام نوروپپتيد است. «پپتيد» نوعي اسيد آمينه است كه پايه و اساس ساختار پروتئين به شمار مي‌رود. روي هم رفته بيست و سه نوع اسيد آمينه متفاوت وجود دارد. «پپتيد»ها اسيد آمينه‌هايي هستند كه مانند رشته مرواريد به يكديگر پيوسته‌اند. پپتيدها در سراسر بدن وجود دارند و مغز و سيستم ايمني را نيز شامل مي‌گردند. در مغز ما حدود شصت نوع پپتيد عصبي، از جمله «آندروفين‌ها» وجود دارد. اين پپتيدها وسيله‌ ارتباطي سلول‌ها در سراسر بدن هستند. اين ارتباط‌ها شامل پيام هاي مغز به خود مغز، پيام‌هاي مغز به بدن، پيام‌هاي بدن به خود بدن و پيام هاي بدن به مغز است. سلول‌هاي انفرادي، سلول‌هاي مغز، سلول‌هاي ايمني و ساير سلول‌هاي بدن، گيرنده‌هايي دارند كه اين پپتيدهاي عصبي را جذب مي‌نمايد. نوع اين پپتيدهاي عصبي دائماً در حال تغيير است و در طول روز تغييراتي در احساسات و عواطف ما به وجود مي‌آورد. تاكنون تركيبات دقيق اين نوروپپتيدها كه در حالات مختلف ترشح مي‌شوند، تعيين نشده است. نوع و تعداد نوروپپتيدها كه با احساسات ما ارتباط داشته و در محل گيرنده‌ها وجود دارند، بر روي ميزان احتمال سلامت ماندن يا بيمار شدن ما تاثير مي‌گذارد. ويروس‌ها از همين گيرنده‌ها براي نفوذ به يك سلول استفاده مي‌كنند و بسته به ميزان پپتيدهاي طبيعي موجود، ويروس راحت‌تر يا مشكل‌تر به سلول وارد مي‌شود.
حس شوخ‌طبعي به شما اطمينان مي‌بخشد و پيام‌هاي شيميايي بدن شما به نفع شما فعاليت خواهند كرد. مواد شيميايي موجود در بدن و مغز، در احساسات و عواطف هم نقش دارند. به نظر من بهتر است در خصوص سلامت (جسماني) به مديريت احساسات و عواطف بيشتر توجه كنيم. بر طبق تحقيقات اوليه، مزاح و خنده، گلبول‌هاي سفيد دفاعي – سلول‌هايي كه ويروس ايدز به آن‌ها حمله مي‌كند – را توليد مي‌نمايد.
اگر شوخ‌طبعي به جسم كمك كند تا با بيماري ايدز مبارزه كند (در حال حاضر هيچ شواهدي موجود نيست كه شوخ طبعي راهي براي مقابله با بيماري ايدز هست يا خير)، احتمالاً برطرف شدن بيماري صرفاً به جهت توليد گلبول‌هاي سفيد نيست. زيرا به هر دليلي انتظار مي‌رود كه سلول‌هاي جديد هم مورد هجوم ويروس ايدز قرار بگيرند. اما احتمالاً احساسات مثبت ناشي از مزاح و خنده است كه موجب توليد نوروپپتيدها مي‌شوند. «پرت»، اظهار داشته كه ويروس ايدز از گيرنده‌هايي استفاده مي‌كند كه معمولاً توسط نوروپپتيدها استفاد‌ه مي‌شود.بنابراين نفوذ ويروس ايدز به يك سلول، بستگي به ميزان اين نوروپپتيدها دار‌د كه خود تابع حالت عاطفي ارگانيسم مي‌باشد.
لين يو تانگ مي‌گويد: «معتقدم طرز تفكر ما را عملكرد شميايي شوخ طبعي تغيير مي دهد.» البته در اين‌‌جا به طور كامل به بررسي اين تحقيق نمي‌پردازيم وليكن بعضي از مطالعات اساسي را به جهت برطرف نمودن هر نوع شك و ترديد در مورد نقش مهم طرز تفكر يا خلق و خوي روزانه در سلامتي و تندرستي مطرح مي‌نماييم. اين مساله به ويژه در خصوص حالات روحي يا احساسي پايدار (روز به روز / سال به سال) اهميت بسزايي دارد. هر اقدامي انجام مي‌دهيد، تا يك طرز تفكر مثبت‌تر و خوش‌بينانه‌تر در برابر مسائل و مشكلات حيات روزانه خويش داشته باشيد، هم براي سلامت جسماني شما مفيد است و هم به شما كمك مي‌كند تا بر فشار روحي‌تان غلبه كنيد و در اين زمينه كارآمدتر و مؤثرتر باشيد.
شوخ طبعي يكي از قدرتمندترين وسايل و ابزار شما محسوب مي‌شود. بدين ترتيب مي‌توانيد مطمئن شويد خلق و خو و احساسات و عواطف روزانه شما صحت و عاطفي‌تان را تضمين مي‌نمايد. به طور كلي، مزاح موجب حفظ يك روش صحيح زندگاني مي‌شود و اين شيوه، هم‌زمان با تاكيد جوامع علمي پزشكي بر روي طب پيش‌گيري، به نحو فزاينده‌اي توسط متخصصين مركز بهداشت، توصيه مي‌گردد.

نظر
مقالات : سخنرانی دکتر راغفر با رویکرد اقتصادی در گرگان
 فرستنده webmaster در تاريخ ۱۳۸۷/۱۲/۶ ۵:۵۰:۰۰ (157 بار خوانده شده)

راغفر اینده اجتماع ایران با ادامه وضع موجود را تسلط نظام سائوپولی تفسیر نمود به طوریکه طبقه مرفه به دلیل از بین رفتن امنیت روانی که به دلیل احساس طلبکاری دهک های پایین از حق مسلم خود در توزیع نا عادلانه ثروت می باشد ,بصورت سکونت در خانه های منطقه بندی شده در خواهند امد که همواره دارای نگهبان وسیستم امنیتی است .
طبقه ضعیف نیز به دنبال ارتزاق خود سعی دارد حق خود را از طبقه قوی باز ستاند وآمار جنایت های سازماندهی شده -سرقت و زورگیری به نحو چشم گیری افزایش خواهد یافت .
-------------------------------------------------------------
قسمتی از مقاله که با باز کردن فایل های پیوست شده زیر می توانید نسخه کامل ان را مطالعه بفرمایید منبع : هفته نامه گلستان سلام3 ژانویه 2009

ادامه | 1 نظر
مقالات : گوگ چای یا چای سبز
فرستنده webmaster در تاريخ ۱۳۸۷/۱۲/۲ ۱۶:۴۷:۴۲ (213 بار خوانده شده)

انواع چاي و خواص آن‌ها

گياه چاي به ‌صورت بوته، درختچه يا درختي است با نام علمي THEA SINENSIS يا CAMELIA که از خانواده‌ي چاي(THEACEAE) مي باشد.
اين گياه در نقاطي از جهان از جمله هندوستان، چين، سريلانکا، ژاپن، ايران و نواحي ديگر پرورش مي ‌يابد. چون در سه فصل از سال (بهار، تابستان و پاييز) برگ‌ هاي آن برداشت مي ‌شود، لذا در اکثر نقاط ، چاي به صورت بوته وجود دارد؛ ولي در صورتي که هيچ ‌گونه برداشتي از آن صورت نگيرد، کم کم مرتفع شده و به ‌صورت درختچه يا درخت در مي ‌آيد.
قسمت اصلي مورد استفاده‌ي بوته ‌ي چاي، برگ آن است که به ‌صورت‌هاي مختلف تبديل به انواع چاي مي ‌شود.
با توجه به اين که در ايران دو نمونه چاي سبز و چاي سياه وجود دارد و بسياري از افراد از ماهيت آن‌ها اطلاع کاملي نداشته و خواص متعددي براي آن‌ها قائل مي‌ شوند، در اين مطلب انواع چاي موجود در ايران و جهان و خواص مربوط به آن را بيان مي کنيم.
لازم به ‌ذکر است که گياه چاي سبز و سياه يکي است، ولي در نوع عمل آوردن آن‌ها تفاوت وجود دارد.

چاي سبز(GREEN TEA)
درصورتي که برگ تازه‌ي چاي را به سرعت خشک کنند، چاي سبز به ‌دست مي ‌آيد. در اين شرايط اجازه‌ي تخمير به چاي داده نمي ‌شود.
مهم ‌ترين خواص چاي سبز شامل موارد زير است:
ضد پوسيدگي دندان به ‌علت فلورايد بالا،
ضد سرطان معده و پوست ،
ضد خارش و التهاب حاصل از گزش حشرات،
تحريک سيستم ايمني بدن.
چاي سبز در کشور چين، ژاپن، ترکمن صحراي ايران و بعضي نقاط ديگر مصرف دارد. چاي سبز را مي ‌توان مانند چاي سياه، دم کرده و مصرف نمود.

چاي سياه يا معمولي(BLACK TEA)
در صورتـــي کـــه بـــرگ تــازه‌ي چـــــــاي، مــورد عمـليــات تـخمـيــر(FERMENTATION) قرار گيرد، تغييراتي در رنگ، بو، مزه و مواد و اثرات آن نسبت به چاي سبز ايجاد مي ‌شود. پس از مراحل تخمير، آن را خشک کرده و بسته ‌بندي مي‌ کنند.
با وجود اين که امروزه چاي معمولي به‌ عنوان يک نوشيدني گرم با مصرف بسيار گسترده رو به ‌روست، ولي بايد در نظر داشت که چاي علاوه بر خوراکي بودن به‌ عنوان يک گياه دارويي با اهميت، داراي خواص متعددي است. با توجه به ‌قدمت شناخت چاي توسط بشر و مصرف بسيار زياد آن، هزاران تحقيق وسيع بر روي آن صورت گرفته که نشان دهنده‌ي اهميت اين گياه با ارزش است.
تا کنون 51 اثر مختلف از چاي گزارش شده که مهم ترين اين خواص عبارت‌اند از: ضد‌ درد، ضد آميب، ضد آلزايمر (ضد فراموشي)، ضد آرتريت ، ضد تصلب شرابين، ضد باکتري، ضد سرطان ، ضد افسردگي، ضد قند خون ، ضد التهاب، ضد جهش ژني، ضد نيتروزآمين، ضد اکسيدان ، ضد اسپاسم، ضد ويروس، قابض، مقوي قلب، محرک سيستم عصبي مرکزي، ادرار آور، محافظ کبد ، کاهنده‌ي پرفشاري خون ، محرک قدرت ايمني بدن، کاهش دهنده‌‌ي چربي خون، کاهش دهنده‌ي تري گليسريدها و محرک مجاري تنفسي.
خواص مذکور بين چاي سبز و معمولي مشترک بوده و بسته به درصد مواد موجود در آن ها ممکن است در قدرت اثر آن‌ها تفاوت وجود داشته باشد.

چاي اولونگ(OOLONG TEA)
در صورتي که برگ تازه ي چاي به ‌صورت ناقص تخمير شود، چاي اولونگ به ‌دست مي‌ آيد. اين‌ گونه چاي در ايران و بسياري از نقاط دنيا توليد نمي ‌شود، ولي در کشور چين توليد مي ‌شود.
از خواص مهم چاي اولونگ، کاهش کلسترول خون است که مي‌ تواند در هر وعده‌ي غذاي چرب، مقدار کلسترول خون را در حد متعادل نگه دارد. هم‌ چنين دانشمندان ژاپني معتقد هستند که مصرف اين نوع چاي باعث کاهش فشارخون شده و مي ‌تواند در جلوگيري از بعضي مشکلات قلبي- عروقي موثر باشد.


دکتر محمد صالحي سورمقي- دکتراي تخصصي فارماکوگنوزي "داروشناسي"
استاد دانشکده ي داروسازي دانشگاه تهران.


نظر
مقالات : نگاهی به گذشته و اصلاح طلبان مرکز استان
فرستنده webmaster در تاريخ ۱۳۸۷/۱۲/۲ ۸:۴۰:۰۰ (140 بار خوانده شده)

ريشه اصطلاح چپ و راست از زمان انقلاب «فرانسه» كه در مجمع ملي آن نمايندگان انقلابي تندرو و در طرف چپ و محافظه كارها در طرف راست مي‌نشستند، كه شايد در كشورهاي اروپا جزو اولين مرزبندي جناحي همين نشستن سمت راست و چپ بود! از اين بحث مي‌گذرم چرا كه قصد اين نوشتار بررسي جناح‌هاي سياسي و يا شبكه‌بندي احزاب سياسي جهان نبوده و نيست و به جاي كلي گويي هدف ورود بر احزاب گلستان است و حتي به دنبال اطلاعات آماري احزاب گلستان هم نيستيم و در ايران ـ به ويژه گلستان ـ حواشي و پاورقي عملكرد احزاب كه اغلب تزريق فكر يك پدرخوانده يا طبقه‌بندي قوميتي يا خويشاوندي مي‌باشد، جالب‌تر از آمار زاد و ولد احزاب سياسي است!

اگر بپذيريم كه جناح‌هاي سياسي خط مشي كلي دولت‌ها را تعيين مي‌كنند، واضح است كه آب حياتي منابع جناح‌ها بايد با شبكه‌هاي مهندسي لوله‌كشي به مصرف كننده‌ها برسد و اين وظيفه را احزاب به عهده مي‌گيرند، پس يكي از وظايف اصلي احزاب خط كشي ريز و درشت برنامه‌هاي يك دولت است كه اكثر كرسي‌هاي مجلس را در اختيار دارد.

اكثر احزاب ايران در معرفي كانديداهاي خود در انتخابات شوراها و مجلس درواقع تزريق فكر افراد خاصي است كه با راي گيري ساختگي بر راي و نظر شخصي خود مشروعيت مي‌بخشند و اين موضوع باعث از دست رفتن اعتماد مردم به احزاب شده است، در انتخابات رياست جمهوري نهم وقتي دفاتر احزاب و ستادهاي انتخاباتي ايشان خالي بود، خيلي‌ها بر اين باور بودند كه اين نشانگر افت راي و عدم مشاركت مردمي در انتخابات مي‌باشد اين موضوع در انتخابات شوراهاي شهر و روستا نيز اتفاق افتاد ولي بر خلاف نظر فعالان سياسي، مردم در انتخابات با شور و هيجان شركت كردند، به ويژه در انتخابات اخير شوراي شهر و روستا بدون توجه و اعتنا به ليست‌هاي ائتلافي به كانديداهاي متعادل و كارآمد راي دادند.

مي‌دانيم كه در استان گلستان عواملي چون 1ـ جناح وحزب 2ـ قوميت 3ـ تبليغات 4ـ تك كانديدايي با ائتلاف جناح، حزب و قوميت پيروزي كانديداها را در پي خواهد داشت، كه البته در شهر گرگان جناح و حزب نقش اول را بازي مي‌كند ولي در شهرستان ها عامل قوميت نقش اصلي اين سريال را بر عهده دارد.

اگر چه بعد از دوم خرداد 76، صدها حزبك و گروهك چون قارچ‌هاي سمي و غير سمي با توجه به آزادي‌هاي فردي و گروهي سر بر كردند ولي اغلب اين احزاب به ويژه آنان كه در حوزه‌ي جوانان و خانم‌ها بود چون بر اساس احساس و عاطفه بود تا ريشه عقلانيت، با پايان يافتن رياست جمهوري هشتم آنها نيز زوال يافتند، اما احزاب ريشه دار گرگان را مي‌توان در اين شبكه بندي نمايش داد.

الف: راست سنتي (جمعيت موتلفه اسلامي)

ب: چپ سنتي (اتحاديه انجمن‌هاي اسلامي و اعتماد ملي)

ج: چپ مدني (حزب مشاركت اسلامي و همبستگي)

مرحوم آيت ا... طاهري را بايد پدر معنوي جناح راست و آيت ا... نورمفيدي را پدر معنوي جناح چپ دانست. با وجود تكثر و تنوع اقوام و اديان و مذاهب و حتي گرايش‌هاي سياسي استان و گرگان كه بناي اختلاف را به نظر مي‌آورد، اما عواملي چون شخصيت والاي آيت ا... نورمفيدي و نيز ائتلاف گروه‌هاي سياسي چپ و راست در انتخاب آن دو شخصيت براي خبرگان رهبري، اتحاد و انسجام خاص به استان داده است، و نيز مرحوم قندهاري به عنوان ليدر جناح چپ در تشكيل استان گلستان و استقلال از مازندران فراموش نشدني است .

ادامه | 11366 کلمه در ادامه متن | نظر
مقالات : 10 دلیل برای نترسیدن از شکست
فرستنده webmaster در تاريخ ۱۳۸۷/۱۱/۱۰ ۱۴:۴۰:۰۰ (196 بار خوانده شده)

10 دليل براي نترسيدن از شكست و اشتباه

(قسمت اول)

از علل اصلي عدم موفقيت، هراس كاذب از شكست و اشتباه و عدم تحمل رنج و تلاش است كه باعث مي شود از خير موفقيت بگذريم و يا افسرده شويم. اما حداقل ده دليل زير هميشه مرا از شر هراس شكست رهانيده اند و به من انرژي مي دهند:



1- انسان جائز الخطاست و موفقها هم اشتباه مي كنند. من انسانم و انسان هم جائزالخطاست. كامل مطلق خداست و من مانند همه انسانها اشتباه مي كنم، شكست مي خورم و بارها به در بسته برخورده ام. از آن جا كه اين قانون طبيعت را مي پذيرم، به استقبال آن مي روم و بنابراين از شكست و اشتباه جا نمي خورم. ممكن است از هر شكستي ناراحت شوم ولي شكست و همين طور ناراحتي پس از آن را طبيعي مي دانم و تلاشم را ادامه مي دهم. از طرف ديگر عينك مخصوص درشت نمايي منفي ها را بر مي دارم و در كنار هر شكست، درياي نعمتها و پيروزي را هم مي بينم و بدين وسيله ناراحتي پس از هر شكست را كاهش مي دهم، اين مطلب را حتي زماني كه به مدرسه نمي رفتم كمابيش آموخته بودم.



2- حقيقت پيروزي و شكست را پيران با تجربه و كودكان درك مي كنند. سالها پيش وقتي كودك بودم راه رفتن، صحبت كردن و خيلي چيزها ديگر را با شكست و اشتباهات فراوان ولي همراه با تلاش بي وقفه خودم و تشويق هاي مكرر پدر و مادرم كه كوچكترين موفقيتم را ارج مي نهادند، بالاخره ياد گرفتم. اگر آن زمان قرار بود نا اميد شوم و دست از تلاش بردارم هرگز موفق نمي شدم. امروز هم سعي مي كنم كوچكترين موفقيت خود را ببينم و خودم را تشويق كنم و مي دانم موقعي مي توانم به فرزندانم كمك كنم كه آنها را از شكست و اشتباه نترسانم و همراهي پيروزي و شكست را به آنها خاطر نشان كنم.



3- درون وكنار هر شكست، پيروزي وجود دارد. هر شكستي در بطن خود پيروزي دارد و هر بلايي، خير و بركتي همراه دارد.



به قول حضرت مولانا:

مر تور را هر زخم كايد ز آسمان منتظر مي باش خلعت بعد از آن



تجربه زندگي به من نشان داده است كه حتي در بدترين شرايط و در نااميدي محض، خير و بركت و اميدي وجود دارد كه ممكن است در آن لحظه بحراني ، از خير همراه آن بي خبر باشم ولي با گذشت زمان به خاطر آن بلاي ظاهري سپاسگزار خداوند خواهم بود. علاوه بر اين از هر اشتباه و شكست درسها فرا مي گيرم و تا اشتباه نكنم نمي آموزم و تا شكست نخورم پيروز نمي شوم. بنابراين هر شكست و مشكلي را غنيمتي مي دانم و به تلاش خود ادامه مي دهم تا سرانجام وضعيت را اصلاح كنم و به نتايج مطلوب دست يابم. گاهي در راه رسيدن به يك هدف چند شكست وجود دارد. بنابراين مواظبم كه تعداد و كميت شكست ها مرا از پاي در نياورد.



4- چون شكست بي معني است اگر در بي نهايت هم ضرب شود بازهم بي معني است.چون از اشتباه و شكست آن هم به تعداد زياد در هر كاري نمي هراسم، آزادم كه در راه هر هدفي كه برگزيده ام به راحتي گام بردارم و مي دانم كه با هر شكستي كوله بار تجربه ام افزوده مي شود. اگر قرار بود از شكست و اشتباه بترسم جرأت هيچ كاري را نداشتم . با وجود اين گاهي تعدد شكست ها مرا بيش از حد خسته مي كند، در اين موارد ياد سماجت يك موجود به ظاهر كوچك مي افتم.

شكستهاي متوالي مرا وسوسه مي كند كه شايد بتوانم ركورد مورچه اي را كه در سر راه يك سردار شكست خورده، ركورد تعداد افتادن را در بردن دانه به بالاي ديوار شكسته بود بشكنم.



5- قدرت بي انتها براي موفقيت در همه موجودات به وديعه گذاشته شده است. حضرت سليمان(ع) به صحبت يك مورچه گوش فرا مي دهد ( سوره اي كه در آن داستان آن حضرت آورده شده است به نام مورچه "نمل" است). شايد يكي از رموز اين سوره اين باشد كه هر انساني هر چند در مقام و منزلت بالا، از توجه كردن و محبت ديدن و حتي يادگيري از افراد و مخلوقات به ظاهر پايين تر بي نياز نيست. بنابراين يادگيري از جوانترها، بچه ها و به ظاهر پايين تر ها نه تنها شكست و اشتباه نيست بلكه نشانه ذهني باز ، معنوي و يادگيري و پيشرفت است. علت موفقيت سردار شكست خورده هم قابليت پند گرفتن از مورچه بود. پيام مورچه هم روشن بود:
اگر شكست اين قدرها هم بد نيست شايد بهتر است نامش را عوض كنيم.

م

ا

ه

گ

م

6- برچسب زدن به رويدادهاي زندگي منطقي نيست و عمل مهم تر از نتيجه است و انعطاف پذيري و آرامش در راه موفقيت الزامي است. بهتر است به جاي كلمه "شكست" از "نتيجه عمل" و به جاي "حادثه ناگوار" از كلمه"اتفاق" استفاده كنيم و به رويدادهاي دنيا برچسب بد يا خوب نچسبانيم. علاوه بر اين هميشه نفس تلاش و اعمالم مهم تر از نتايج آن هاست. در مواردي هم به اصطلاح شكست و حتي مشكلات و بيماري ها به من يادآوري مي كنند كه شايد در انتخاب هدف بايد تجديد نظر كنم و يا نگران نتايج اعمالم نباشم و عجله نكنم و در همه حال آرامش و تعادل خود را حفظ كنم . در اين موارد بايد از شكست و اشتباه ممنون باشم زيرا مشاوريني هستند كه در تصحيح مسير زندگي به من كمك مي كنند. در هر صورت يك نكته مهم را فراموش نمي كنم كه تحت هيچ شرايطي و حتي القاي ديگران به خودم برچسب منفي نزنم.



7- برچسب زدن به انسانها منطقي نيست. از زدن برچسب "شكست خورده "، "بازنده" ،"ناتوان" و امثال آن به خودم اجتناب مي كنم. چون اولاً چنين برچسبهايي غير منطقي و بر خلاف واقع هستند. در دنيا رفتار اشتباه وجود دارد ولي انسان بازنده وجود خارجي ندارد. زيرا هر انساني مجموعه اي از رفتارها، افكار، احساسات و خصوصيات بسيارمتنوعي است كه به صرف يك يا چند عمل اشتباه نمي توان آن را چنان تعميم داد و از آن مجسمه بي روحي ساخت كه مثلاً به عنوان آدم بازنده بيانگر كل شخصيت پيچيده و پوياي او باشد . ثانياً اين برچسبهاي موهوم و خيالي ، در صورتي كه اجازه ورود به ذهن مارا پيدا كنند، چنان سمومي ترشح مي كنند كه روح و جسم ما را آشكار و نهان تخريب مي نمايند و از جمله باعث سرزنش خود و القاي ياس و ناميدي مي شوند و در نهايت ما را از نظر روحي فلج و از نظر جسمي فرتوت مي كنند و گاهي رويدادهاي به اصطلاح تلخ زندگي و شكست ها مي توانند ما را به منبع لايزال قدرت الهي متصل نمايند و از اين منظر هم بروزشان منشاء خير است.


نظر
مقالات : مقاله لطیف ایزدی همزمان با رقابت دکتر ایزدی برای مجلس هشتم
فرستنده admin در تاريخ ۱۳۸۷/۱۱/۶ ۲۲:۵۰:۰۰ (196 بار خوانده شده)

اولين نمايندگان ترکمن صحرا
مجلس شورای ملی اولین بار به دستور مظفرالدین شاه قاجار به سال 1285 هجری شمسی مطابق با 1324 قمری افتتاح گردید که در آن زمان منطقه جغرافیایی دشت گرگان که محل سکونت ترکمن ها بود نماینده ای نداشت اما در دومین دوره مجلس که در سال 1288 شمسی مطابق 1227 قمری برگزار گردید آدینه جان آخوند جعفر بای انتخاب گردید وی از اهالی کمیش دفه بود به علت چابکی و زرنگی و همچنین تسلط داشتن به زبان فارسی به آنا شیطان معروف بود.پس از او در سال 1293 شمسی قاضی افغان به نمایندگی رسید . در دوره چهارم یعنی در سال 1300 یارعلی آدینه جان آخوند جعفر بای برگزیده شد.ترکمن ها در دوره ی پنجم نماینده نداشتند.در دوره ششم محمد آخوند جرجانی از طایفه داز و از آق قلا نماینده شد که درست برابر با 1305 آغاز حکومت رضا شاه بود .دوره هفتم نیز هم او بود.دوره هشتم یعنی سال 1309 آدینه جان آخوند(آقا جان)بر کرسی مجلس نشست.از دوره نهم تا دوره شانزدهم (1328 شمسی) محمد آخوند جرجانی نماینده بود با این توضیح که در این میان در دوره های دهم و یازدهم ترکمن ها نماینده نداشتند.در دوره هفدهم انتخابات برگزار نشد و در دوره هجدهم و نوزدهم در سال های 1333 و 1335 عبدالله توماج بر کرسی مجلس تکیه زد . محمد شرعی نماینده ترکمن ها در دوره بیستم بود و رحمت الله فهیمی در دوره های 23،22،21 به سال های 1350،1342،1339 به نمایندگی رسید .البته در دوره بیست وسوم بنا به عللی مهین گرگانی نیز به وکالت برگزیده شد.رحمان قلی سیدی نماینده مردم در مجلس شورای ملی در دوره 24 به سال 1354 بود.بعد از آن تا انقلاب انتخاباتی برگزار نگردید و پس از انقلاب هم مجلس شورای ملی به مجلس اسلامی تبدیل گردید که ذکر آن جای دیگر می طلبد. باید دانست که این نمایندگان تا چه حد مثمر ثمر بوده و به مردم خدمت کرده اند؟آیا توانسته اند از حقوق مردم دفاع کنند یا نه؟و آیا کارنامه مثبت به آنها می توان داد یا نه در این مقاله از کتاب ارزنده استرآباد و گرگان آقای معطوفی استفاده شد
نویسنده :لطیف ایزدی نوشته شده در 15اسفند86 مقارن انتخابات مجلس هشتم

ادامه | 1 نظر
مقالات : معرفي قبايل و طايفه هاي ترکمن
فرستنده admin در تاريخ ۱۳۸۷/۱۰/۲۸ ۲۱:۰۰:۰۰ (563 بار خوانده شده)

[معرفي قبايل و طايفه هاي ترکمن
عثمان دلنواز




1-تركمن هاي آل ايلي (عالي ايل يا علي ايلي ها) :



اينها گروه كوچكي را در تركمنستان تشكيل مي دهند و در شمال افغانستان نيز مشاهده ميشوند. چندهزار نفر از اين قبيله در شمال ايران در اطراف قوچان ساكن هستند.



2-اتا ترکمن ها

اين قبيله در نزديكي واحه خيوه ازبكستان ساكن هستند و امروزه همانند قبايل ديگر در كشورهاي مختلف پراكنده شده اند. آتا تركمن ها به سه طايفه تقسيم مي شوند:

Ybagata, Narata, Omarata






ادامه | 23145 کلمه در ادامه متن | 1 نظر
« 1 2 3 (4)
افراد آنلاین
12 کاربر آن‌لاين است (9 کاربر در حال مشاهده‌ی سایت اخبار)

عضو: 1
مهمان: 11

webmaster, ادامه...

جستجو

Design & Hosted by ilyadgonbad.com